﻿#7108- به راستي كه براي كلمه «لا اله الّا اللّه» شرطهايي است كه من و فرزندانم از شرطهاي آن هستيم#7108- انّ للا اله الّا اللّه شروطا و انّي و ذرّيّتي من شروطها#7109- به راستي كه در اينجا- و با دست خود اشاره به سينه‏اش فرمود- علمي است بسيار كه اي كاش براي آن شاگرداني كه بتوانند دريافتش كنند مييافتم، سپس‏ فرمود: خدايا كسي را يافتم كه طوطيوار ياد گيرد ولي امين و قابل اعتماد نيست، دستورات ديني را ابزار كار دنيا كند، و به وسيله نعمتهاي خدا بر بندگان خدا چيرگي جويد، و برهانهاي روشن الهي را بر ضدّ كتاب خدا بكار گيرد.#7109- انّ ههنا- و اشار بيده الي صدره- لعلما جمّا، لو اصبت له حملة بلي اصيب لقنا غير مأمون عليه، مستعملا آلة الدّين للدّنيا، او مستظهرا بنعم اللّه علي عباده و بحججه علي اوليائه، او منقادا لحملة الحقّ، لا بصيرة له في احنائه، ينقدح الشّك في قلبه لاوّل عارض من شبهة#7110- به راستي كه مرا از مرگم سپري است محكم (كه مرا از حوادث حفظ ميكند) و هنگامي كه روز (مرگ) من فرا رسد مرا وا ميگذارد و تسليم حوادث ميكند، و در آن هنگام نه تير خطا ميكند، و نه زخم بهبودي مييابد#7110- انّ عليّ من اجلي جنّة حصينة فاذا جاء يومي انفرجت عنّي و أسلمتني فحينئذ لا يطيش السّهم و لا يبرأ الكلم#7111- اگر رعاياي پيش از من از ستم زمامداران خويش شكايت ميكردند، من امروز از ستم رعيتم شكايت دارم، گويا من پيروم و آنها زمامدار، و من فرمانبرم و محكوم و آنها فرمانده و حاكم#7111- ان كانت الرّعايا قبلي تشكوا حيف رعاتها، فانّي اليوم أشكو حيف رعيّتي، كأنّي المقود و هم القادة و الموزع و هم الوزعة#7112- اگر اصلاح نميكند آنها را جز تباه كردن من، پس خدا كارشان را اصلاح نكند#7112- ان لم يصلحهم الّا افسادي فلا اصلحهم اللّه#7113- منم قسمت كننده دوزخ و خزينه‏دار بهشت، و صاحب حوض (حوض كوثر) و صاحب اعراف#7113- انا قسيم النّار و خازن الجنان و صاحب الحوض و صاحب الاعراف#7114- منم كه با رسول خدا از يك شاخه‏ايم و منم سبقت گيرنده به اسلام، و شكننده بتها و جهاد كننده با كفّار، و سركوب كننده دشمنان#7114- أنا صنو رسول اللّه و السّابق الي الاسلام و كاسر الاصنام و مجاهد الكفّار و قامع الاضداد#7115- منم كه دنيا را به رو در انداختم (و مغلوب خويش ساختم) و اندازه گيرنده آن به اندازه‏اش، و بازگرداننده آن بر پاشنه‏اش#7115- أنا كابّ الدّنيا لوجهها و قادرها بقدرها و رادّها علي عقبها#7116- من با رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله هستم و با من هستند فرزندان من در كنار حوض، و به راستي كه ما دور ميكنيم از آن دشمنانمان را، و مينوشانيم از آن دوستانمان را، و هر كس از آن شربتي بياشامد هرگز تشنه نخواهد شد#7116- أنا مع رسول اللّه صلّي اللّه عليه و آله صلوات اللّه عليه و معي عترتي علي الحوض، و انّا لنذود عنه اعدائنا، و نسقي منه اولياءنا، فمن شرب منه شربة لم يظمأ بعدها ابدا#7117- من با رسول خدا هستم و فرزندان من نيز در كنار حوض با من هستند، پس هر يك از شما بايد گفتار ما را فرا گيرد و به عمل و رفتار ما عمل كند#7117- أنا مع رسول اللّه صلّي اللّه عليه و آله و معي عترتي علي الحوض، فليأخذ احدكم بقولنا و ليعمل بعملنا#7118- به راستي كه ما رقابت ميكنيم بر سر حوض، و به راستي كه ما دشمنانمان را از آن دور ميكنيم، و مينوشانيم از آن به دوستانمان، و هر كس شربتي از آن بنوشد پس از آن هرگز تشنه نخواهد شد#7118- انّا لننافس علي الحوض و انّا لنذود عنه اعدائنا و نسقي منه اوليائنا فمن شرب منه شربة لم يظمأ بعدها ابدا#7119- منم كه سينه عرب را بر خاك نهادم، و شاخهاي قبيله ربيعه و مضر را شكستم#7119- أنا وضعت بكلكل العرب و كسرت نواجم ربيعة و مضر#7120- من گواهم براي شما و احتجاج كننده‏ام بر شما در روز قيامت#7120- انا شاهد لكم و حجيج يوم القيمة عليكم#7121- منم جانشين رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله در ميان شما و برپا دارنده شمايم بر حدود دينتان، و خواننده شما هستم به سوي بهشت مخصوص «جنّة المأوي»#7121- أنا خليفة رسول اللّه فيكم و مقيمكم علي حدود دينكم و داعيكم  الي جنّة المأوي#7122- من دعوت كننده شما هستم به فرمانبرداري پروردگارتان، و هدايت كننده‏ام شما را به سوي واجبات دينتان، و راهنمايم شما را به سوي آنچه موجب نجات و رستگاري شماست#7122- أنا داعيكم الي طاعة ربّكم و مرشدكم الي فرائض دينكم و دليلكم الي ما ينجيكم#7123- من در ستيز و جنگم با آرزوي خود و چشم به راه أجل خويش هستم#7123- انّي محارب املي و منتظر اجلي#7124- من بر نشانه و دليلي روشن از پروردگار خويشم، و بر بينايي كامل از دينم و يقين از كار خود هستم#7124- انّي لعلي بيّنة من ربّي و بصيرة من ديني و يقين من امري#7125- به راستي كه من استيفا كننده‏ام روزي خود را و پيكار كننده‏ام با نفس خود، و به پايان قسمت و بهره خود خواهم رسيد#7125- انّي مستوف رزقي و مجاهد نفسي و منته الي قسمي#7126- به راستي كه من به منظور برپاداشتن حق گفتگو كنم و براي ياري دين خدا مجاهدت و پيكار نمايم#7126- انّي لعلي اقامة حجج اللّه اقاول و علي نصرة دينه اجاهد و اقاتل#7127- به راستي كه من (نسبت به رسول خدا) چنان بودم كه هرگاه از رسول خدا ميپرسيدم پاسخم را ميداد، و هرگاه خموش ميشدم و سكوت ميكردم آن حضرت آغاز ميكرد و به من تعليم ميفرمود (و با هيچ يك از اصحاب اين گونه رفتار نميكرد)#7127- انّي كنت اذا سئلت رسول اللّه اعطاني و اذا سكتّ عن مسألته ابتدأني#7128- به راستي كه من خود را والاتر ميدانم از اين كه مردم را از چيزي باز دارم كه خود از آن باز نايستم، يا دستورشان دهم به چيزي كه با عمل خويش بر آنها پيشي نگيرم، يا خوشنود شوم از ايشان به چيزي كه پروردگار مرا خوشنود نسازد#7128- انّي لارفع نفسي ان انهي النّاس عمّا لست انتهي عنه، أو  آمرهم بما لا اسبقهم اليه بعملي، او ارضي منهم بما لا يرضي ربّي#7129- به راستي كه من شما را وادار نكنم به طاعتي مگر آنكه خود بر آن پيشي گيرم، و نهي نكنم شما را از معصيتي مگر آنكه پيش از شما خود از آن باز ايستم#7129- انّي لا احثّكم علي طاعة الّا و اسبقكم اليها، و لا انهاكم عن معصية الّا و اتناهي قبلكم عنها#7130- من به راستي بر يقيني از پروردگار خويش هستم و شبهه‏اي در دين خود ندارم#7130- اِنّي لعلي يقين من ربّي و غير شبهة في ديني#7131- به راستي كه من بلند ميدارم نفس خود را از اين كه حاجتي باشد كه جود و بخشش من گنجايش آن را نداشته باشد، يا خطايي باشد كه عفو و گذشت من گنجايش آن را نداشته باشد، يا زماني باشد درازتر از زمان من (يعني زمان طاعت و عبادت كسي بلندتر از زمان عبادت من باشد)#7131- اِني لارفع نفسي أن تكون حاجة لا يسعها جودي، أو جهل لا يسعه حلمي، أو ذنب لا يسعه عفوي أو أن يكون زمان أطول من زماني#7132- به راستي كه به همين زودي بر شما پيشنهاد كنند كه مرا دشنام دهيد و از من بيزاري جوييد، پس (نسبت به دشنام) مرا دشنام دهيد (و مجازيد اين كار را بكنيد) ولي بپرهيزيد از بيزاري جستن از من#7132- انّكم ستعرضون علي سبّي و البراءة منّي فسبّوني و ايّاكم و البراءة منّي#7133- جز اين نيست كه مثل من در ميان شما همانند چراغ است در تاريكي، كه روشني گيرد بدان كسي كه وارد تاريكي شود#7133- انّما مثلي بينكم كالسّراج في الظّلمة يستضي‏ء بها من ولجها#7134- ذمّه و پيمان من در گرو اين سخني است كه ميگويم و من به آن ضامن هستم، به راستي كسي كه از اعمال و رفتار گذشتگان عبرت گيرد، تقواي الهي او را از فرو رفتن در آن گونه بدبختيها و كارهاي شبهه‏ناك باز دارد#7134- ذمّتي بما اقول رهينة و انا به زعيم، انّ من صرّحت له العبر عمّا بين يديه من المثلات حجزه التّقوي عن تقحّم الشبهات#7135- پيش از آنكه مرا نيابيد از من بپرسيد كه به راستي من به راههاي آسمان آگاه‏ترم از شما به راههاي زمين#7135- سلوني قبل ان تفقدوني فانّي بطرق السّماء اخبر منكم بطرق الارض#7136- پيش از آنكه مرا نيابيد از من بپرسيد كه به خدا سوگند آيه‏اي در قرآن نيست مگر آنكه من ميدانم در باره چه كسي نازل شده و كجا نازل شده، در زمين پست هموار يا در كوه، و به راستي كه پروردگارم به من دلي دريافت‏كننده و زباني گويا بخشيده است#7136- سلوني قبل ان تفقدوني فو اللّه ما في القرآن آية الّا و انا اعلم فيمن نزلت و أين نزلت، في سهل او في جبل و انّ ربّي وهب لي قلبا عقولا و لسانا ناطقا#7137- به تحقيق كه آن قدر اين پيراهنم را وصله زدم كه از وصله كننده‏اش شرم دارم، گوينده‏اي به من گفت: چرا آن را به دور نمياندازي به او گفتم: از من دور شو (و فاصله بگير) كه صبحگاهان رهروان شب ستايش شوند#7137- لقد رقّعت مدرعتي هذه حتّي استحييت من راقعها فقال لي قائل الا تنبذها فقلت له: اعزب عنّي علي الصّباح يحمد القوم السّري#7138- به حقيقت كه دنياي شما نزد من خوارتر است از استخوان خالي از گوشت خوكي كه در دست آدم بيمار جذامي باشد#7138- لدنياكم عندي اهون من عراق خنزير علي يد مجذوم#7139- به راستي من پيوسته چنان بوده‏ام كه نه تهديد به جنگ ميشدم، و نه كسي مرا به زدن ميترسانيد#7139- لقد كنت و ما اهدّد بالحرب و لا ارهّب بالضّرب#7140- اگر پرده كنار رود بر يقين من افزوده نشود#7140- لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا#7141- اگر پابرجا شده بود گامهاي من از اين لغزشگاهها، هر آينه چيزهايي را (كه ديگران بدعت گذاردند) تغيير ميدادم#7141- لو استوت قدماي من هذه المداحض لغيّرت اشياء#7142- اگر بزنم بيني مؤمن را بر اين كه مرا دشمن بدارد، دشمن نميدارد، و (از آن سو) اگر همه دنيا را در كام منافق بريزم كه مرا دوست بدارد، دوستم نميدارد#7142- لو ضربت خيشوم المؤمن علي ان يبغضني ما ابغضني، و لو صببت الدّنيا بجملتها علي المنافق علي أن يحبّني ما احبّني#7143- اگر كوهي مرا دوست بدارد متلاشي شود#7143- لو احبّني جبل لتهافت#7144- اگر ما كار ميكرديم (در زمان رسول خدا و جنگها) مانند كاري كه شما ميكنيد (و اين گونه سستي و بيحالي ميكرديم) هر آينه بر پا داشته نميشد براي دين ستوني، و سبز نميشد براي ايمان چوبي#7144- لو كنّا نأتي ما تأتون لما قام للدّين عمود و لا اخضرّ للايمان عود#7145- اگر بخواهم ميتوانم هر كدام شما را از آغاز و پايان كارش، و از همه شئون زندگيش آگاه سازم، ولي ترس آن را دارم كه اين كار موجب شود كه در باره من و رسول خدا كافر شويد، آگاه باشيد كه من اين اسرار را به خاصاني كه مورد اطمينان هستند خواهم سپرد، و سوگند به آن خد#7145- لو شئت ان اخبر كلّ رجل منكم بمخرجه و مولجه و جميع شأنه لفعلت، لكنّي اخاف ان تكفروا فيّ برسول اللّه صلوات اللّه و سلامه عليه الّا انّي مفضيه الي الخاصّة ممّن يؤمن ذلك منه، و الّذي بعثه بالحقّ و اصطفاه علي الخلق ما انطق الّا صادقا و لقد عهد اليّ بذلك كلّه،#7146- از هنگامي كه خداي تعالي را شناخته‏ام انكارش نكرده‏ام#7146- ما انكرت اللّه تعالي منذ عرفته#7147- در باره حق شك و ترديد نكرده‏ام از وقتي كه آن را ديده‏ام#7147- ما شككت في الحقّ مذ أريته#7148- هيچ گاه دروغ نگفته‏ام، و هرگز دروغ هم به من نگفته‏اند (يعني آنچه رسول خدا به من فرموده همگي راست و درست بوده)#7148- ما كذبت و لا كذّبت#7149- هيچ گاه گمراه نبوده‏ام و كسي هم به وسيله من گمراه نشده#7149- ما ضللت و لا ضلّ بي#7150- چرا ميبينم شما را پيكرهايي بيروح و روحهايي بيپيكر، عبادت كنندگاني بيصلاحيّت، و تاجراني بيسود و منفعت ما نزلت آية الّا و قد علمت فيما نزلت و اين نزلت، في نهار أو ليل في جبل أو سهل، و انّ ربّي وهب‏#7150- مالي اراكم اشباحا بلا ارواح و ارواحا بلا فلاح و نسّاكا بلا صلاح و تجّارا بلا أرباح#7151- آيه‏اي (از آيات قرآن) نازل نشده مگر آنكه ميدانم در كجا نازل شده، و چه زماني نازل شده، در روز يا شب، در كوه يا همواري، و به راستي كه پروردگارم به من بخشيده است دلي دريافت كننده و زباني گويا#7151- لي قلبا عقولا و لسانا قؤولا#7152- چه زماني من آتش خشم خود را فرو نشانم آيا در وقتي كه از انتقام ناتوانم كه به من گفته شود: خوب است صبر كني (تا توانا شوي) يا در موقعي كه قدرت و توان انتقام دارم، كه به من گويند: خوب است عفو كني و بگذري (منظور اين است كه خشم بد است و هيچ انساني نبايد خشم كن#7152- متي اشفي غيظي اذا غضبت أحين أعجز فيقال لي: لو صبرت، أم حين أقدر فيقال لي: لو عفوت#7153- هلاك شده در باره من دو گروه: يكي دوستي كه غلوّ كند، و ديگري دشمني كه بغض و دشمني مرا در دل دارد#7153- هلك فيّ رجلان: محبّ غال و مبغض قال#7154- هيهات (چه دور است از من) اگر تقواي الهي نبود من زيرك‏ترين و آگاه‏ترين مردم به مكر و حيله و فريب بودم#7154- هيهات لو لا التّقي لكنت ادهي العرب#7155- بسي شگفت است از اين كه معيار در خلافت (رسول خدا) به صحابي بودن است ولي به صحابي بودن و قرابت و نزديكي (با آن حضرت) نيست#7155- واعجبا ان تكون الخلافة بالصّحابة، و لا تكون بالصّحابة و القرابة#7156- به خدا سوگند هيچ گاه سر سوزني حقيقت را كتمان نكرده‏ام، و هيچ دروغي نگفته‏ام#7156- و اللّه ما كتمت وشمة و لا كذبت كذبة#7157- به خدا سوگند از مراحل مرگ چيزي نبود كه ناگهان بر من وارد شود، و آن را خوش نداشته باشم، و نه سرزده‏اي كه آن را نشناسم، و نبودم در اين باره مگر همانند مسافري كه در آيد، يا جوينده‏اي كه خواسته خود را جسته باشد#7157- و اللّه ما فجعني من الموت وارد كرهته و لا طالع انكرته، و ما كنت الّا كغارب ورد أو طالب وجد#7158- به خدا سوگند اگر شب را بر روي خارهاي سه پهلو بيدار به سر برم، و در غل و زنجيرها بسته و كشيده شوم، نزد من محبوب‏تر است از اين كه خدا و رسول او را در حالي ديدار كنم كه به بعضي از بندگان خدا ستم كرده، يا چيز بيارزشي از دنيا را غصب نموده باشم، چگونه به كسي ستم كنم آن هم بخاطر بدني كه تار و پودش به سرعت به سوي كهنگي ميرود، و مدتهاي طولاني در ميان خاكها ميماند#7158- و اللّه لئن ابيت علي حسك السّعدان مسهّدا، و اجرّ في الاغلال مصفّدا، أحبّ اليّ من أن القي اللّه و رسوله ظالما لبعض العباد، أو غاصبا لشي‏ء من الحطام، و كيف أظلم لنفس يسرع الي البلي قفولها و يطول في الثّري حلولها#7159- اصحاب و ياران رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله كه حافظان و نگهداران اسرار اويند بخوبي ميدانند كه من حتي يك لحظه به معارضه و مخالفت با خدا و رسول او برنخاستم، بلكه در صحنه‏هاي ترسناكي كه شجاعان و دلاوران گامهاشان ميلرزيد، و قدمها از رفتن باز ميايستاد با جان خويش با آن حضرت مواسات كردم، و اين شجاعتي است كه خداوند مرا بدان گرامي داشته است، و هر آينه در راه‏ اطاعت و فرمانبرداري آن بزرگوار از كوشش خود فروگذار نكردم، و با تمام توان خود با دشمنانش پيكار كردم، و با جان خويش از او نگهداري كردم، و از علم خويش بهره‏ام فرمود آنچه را به احدي غير از من بهره نداد#7159- و لقد علم المستحفظون من أصحاب رسول اللّه صلّي اللّه عليه و آله أنّني لم أردّ علي اللّه سبحانه و لا علي رسوله ساعة قطّ، و لقد واسيته بنفسي في المواطن الّتي تنكص فيها الأبطال و تتأخّر عنها الأقدام، نجدة أكرمني اللّه بها، و لقد بذلت في طاعته صلوات اللّه عليه و آله جهدي و جاهدت أعداءه بكلّ طاقتي و وقيته بنفسي، و لقد أفضي اليّ من علمه بما لم يفض به الي أحد غيري#7160- و به راستي كه رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله قبض روح گرديد در حالي كه سرش بر سينه من بود، و جانش در دست من جريان پيدا كرد و من آن را به چهره‏ام كشيدم، من متصدّي غسل آن حضرت گشته و فرشتگان كمكم بودند، گويي در و ديوار خانه ضجّه ميزدند، گروهي از فرشتگان بر زمين فرود ميآمدند و گروهي بر آسمان ميرفتند، گوش من از صداي آهسته آنان كه بر آن حضرت نماز ميخواندند خالي نميشد، تا آن گاه كه او را در ضريح خود به خاك سپرديم، پس چه كسي از من سزاوارتر است به آن حضرت در زمان حيات و پس از مرگ آن بزرگوار#7160- و لقد قبض رسول اللّه صلّي اللّه عليه و آله و انّ رأسه علي صدري، و لقد سالت نفسه في كفّي فأمررتها علي وجهي، و لقد وليت غسله صلّي اللّه عليه و آله و الملائكة أعواني، فضجّت الدّار و الأفنية، ملأ يهبط و ملأ يعرج، و ما فارقت سمعي هينمة منهم، يصلّون عليه حتّي و اريناه صلوات اللّه عليه في ضريحه فمن ذا أحقّ به منّي حيّا و ميّتا#7161- سوگند به آن خدايي كه دانه را شكافت و انسان را آفريد، اگر نه اين بود كه گردم را گرفتند، و حجت با وجود ياور بر من تمام شد، و اگر نبود آن عهد و پيماني كه خداوند از دانشمندان (هر جامعه) گرفته است كه در برابر شكمخواري ستمگران، و گرسنگي ستمديدگان سكوت نكنند، من‏ مهار شتر خلافت را رها ميكردم و صرف نظر مينمودم، و پايان آن را با جام آغازش سيراب ميكردم (و آن زمان) ميدانستيد و ميديديد كه دنياي شما (با همه زرق و برقش) نزد من بيارزش‏تر است از آب بيني بز ماده#7161- الّذي فلق الحبّة و برأ النّسمة لو لا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود النّاصر، و ما أخذ اللّه سبحانه علي العلماء أن لا يقارّوا علي كظّة ظالم و لا سغب مظلوم، لألقيت حبلها علي غاربها، و لسقيت آخرها بكأس أوّلها، و لألفيتم دنياكم هذه عندي أزهد من عفطة عنز#7162- اي دنيا اي دنيا از من دور شو (و فاصله بگير) آيا خود را به من عرضه ميكني يا ميخواهي مرا به شوق آوري هرگز آن زمان فرا نرسد ديگري را فريب ده، مرا در تو نيازي نيست، من تو را سه طلاقه كرده‏ام كه در آن رجوعي نيست، زندگي تو كوتاه، موقعيّت تو اندك، و آرزوي تو كوچك و پست، آه از كمي توشه و طولاني بودن راه، و دوري سفر#7162- يا دنيا يا دنيا اليك عنّي، ابي تعرّضت أم اليّ تشوّقت، لا حان حينك، غرّي غيري لا حاجة لي فيك قد طلّقتك ثلاثا لا رجعة لي فيها، فعيشك قصير و خطرك يسير و أملك حقير، آه من قلّة الزّاد و طول الطّريق و بعد السّفر و عظم المورد#7163- به راستي كه من در شاهراه حق هستم و آنها در لغزشگاه باطل#7163- انّي لعلي جادّة الحقّ و اِنّهم لعلي مزلّة الباطل