﻿#6088- ناتواني كردن تباه كردن خويش است#6088- العجز اضاعة#6089- ناتواني كردن، خود را ضايع كردن است#6089- العجز مضيعة#6090- ناتواني كردن سبب تباه كردن است#6090- العجز سبب التّضييع#6091- ناتواني كردن بدترين مركب‏هاست#6091- العجز شرّ مطيّة#6092- ناتواني كردن ميوه نابودي و هلاكت به بار آورد#6092- العجز يثمر الهلكة#6093- ناتواني كردن دشمنان را به طمع وادارد#6093- العجز يطمع الاعداء#6094- ناتواني كردن به اين است كه خود را سرگرم سازي بدانچه ضمانت شده براي تو (يعني روزي، و غافل شوي) از آنچه واجب شده بر تو (يعني اطاعت خداوند) و قناعت را در آنچه روزي تو شده و به تو داده‏اند واگذاري#6094- العجز اشتغالك بالمضمون لك عن المفروض عليك، و ترك القناعة بما اوتيت#6095- ناتوان‏ترين مردم كسي است كه قدرت و توان زائل كردن نقص و عيب را از خود دارد ولي اين كار را نكند#6095- اعجز النّاس من قدر علي ان يزيل النّقص عن نفسه و لم يفعل#6096- عاجزترين مردم كسي است كه از اصلاح نفس خويش عاجز باشد#6096- اعجز النّاس من عجز عن اصلاح نفسه#6097- عاجزترين مردم كسي است كه از ديگران ايمني بيشتر در مورد وقوع حوادث و رسيدن ناگهاني اجل، داشته باشد#6097- اعجز النّاس آمنهم لوقوع الحوادث و هجوم الاجل#6098- آفت كارها، ناتواني كارگران است (پس بايد كار را به دست كارگران و كارمندان توانمند سپرد)#6098- آفة الاعمال عجز العمّال#6099- ميوه ناتواني كردن (و تن به عجز و ناتواني دادن) از دست رفتن خواسته انسان است#6099- ثمرة العجز فوت الطّلب#6100- بسا هست كه شخص ناتوان به خواسته و حاجتش برسد و آن را دريابد#6100- ربّما ادرك العاجز حاجته#6101- در شگفتم از كسي كه ناتوان است از دفع حوادثي كه بر او عارض شود، چگونه ايمني يابد از آنچه از آن ميترسد من عجز عن حاضر لبّه فهو عن غائبه اعجز و من غائبه اعوز كسي كه ناتوان باشد از درك آنچه در نزد عقل و فهم او حاضر و موجود است، چنين كسي از آنچه از عقل او پن#6101- عجبت لمن يعجز عن دفع ما عراه، كيف يقع له الامن ممّا يخشاه#6102- كسي كه ناتوان باشد از درك آنچه در نزد عقل و فهم او حاضر و موجود است، چنين كسي از آنچه از عقل او پنهان است ناتوان‏تر و از ناديدنيهاي خود تهيدست‏تر خواهد بود.#6102- من عجز عن حاضر لبّه فهو عن غائبه اعجز و من غائبه اعوز#6103- كسي كه از انجام كارهاي خود ناتوان باشد تنزل كند و پشت كند در احوال خود#6103- من عجز عن اعماله ادبر في احواله#6104- اقدام نكن بر كاري كه ترس ناتواني از انجام آن را داري#6104- لا تقدم علي ما تخشي العجز عنه#6105- پيش از پر در آوردن پرواز كردي، و هنوز بالغ نشده به بانگ آمدي#6105- لقد طرت شكيرا و هدرت صقبا#6106- مبند دري را كه باز كردنش براي تو مقدور نيست#6106- لا تغلق بابا يعجزك افتتاحه#6107- نينداز تيري را كه بازگرداندنش براي تو مقدور نيست#6107- لا ترم سهما يعجزك ردّه