﻿#8248- شخصيت مرد به دل و قلب او است#8248- الرّجل بجنانه#8249- دل خزينه‏دار زبان است (و زبان بايد از دل دستور بگيرد)#8249- القلب خازن اللّسان#8250- سينه نگهبان بدن است#8250- الصّدر رقيب البدن#8251- دل كتاب و دفتر فكر و انديشه است#8251- القلب مصحف الفكر#8252- چگونه قدرت دارد بر به كار بردن رضا (و خوشنودي به قسمت) آن دلي كه شيفته به دنيا است#8252- كيف يقدر علي اعمال الرّضا القلب المتولّه بالدّنيا#8253- كسي كه دلش بميرد داخل دوزخ شود#8253- من مات قلبه دخل النّار#8254- بيداري چشمها با وجود غفلت و بيخبري دلها سودي نبخشد#8254- انتباه العيون لا ينفع مع غفلة القلوب#8255- شخصيت آدمي به دو چيز كوچك او است، يعني دل و زبان، اگر بجنگد ميجنگد با دل (و قدرت و نيروي دل) و اگر سخن گويد (و زبان آور باشد) سخن گويد به زبان (پس همه شخصيت او به اين دو قطعه كوچك گوشتي بازگردد)#8255- المرء باصغريه: بقلبه و لسانه، ان قاتل قاتل بجنان، و ان نطق نطق ببيان#8256- دنيا را از دلهاتان بيرون كنيد پيش از آنكه بدنهاتان از آن بيرون رود، زيرا در اين دنيا آزمايش شويد و براي جاي ديگري آفريده شده‏ايد#8256- اخرجوا الدّنيا من قلوبكم قبل ان تخرج منها اجسادكم، ففيها اختبرتم و لغيرها خلقتم#8257- كجايند دلهايي كه خود را به خدا بخشيده و بر اطاعت خداوند پيمان بسته بودند#8257- اين القلوب الّتي وهبت للّه و عوقدت علي طاعة اللّه#8258- دورترين دوريها، دوري دلها از يكديگر است#8258- ابعد البعد تنائي القلوب#8259- نزديك‏ترين نزديكي دوستي دلها است#8259- اقرب القرب مودّات القلوب#8260- بهترين دلها، دلي است كه از فهم و درك پر شده باشد#8260- افضل القلوب قلب حشي بالفهم#8261- ريشه اصلاح دل سرگرم شدن آن به ياد خدا است#8261- اصل صلاح القلب اشتغاله بذكر اللّه#8262- دلها را خاطره‏ها و انديشه‏هاي بدي است و عقلها آنها را از آن انديشه‏ها بازميدارند#8262- انّ للقلوب خواطر سوء و العقول تزجر عنها#8263- به راستي كه اين دلها ظرفهايي است و بهترين آنها دلي است كه ظرفيت بيشتري براي خير و خوبي داشته باشد#8263- انّ هذه القلوب اوعية فخيرها اوعاها للخير#8264- به راستي كه اين دلها خسته و ملول ميشوند، همان گونه كه بدنها خسته ميشوند، پس براي آنها (و رفع خستگي آنها) تازه‏هاي حكمت را بجوييد#8264- انّ هذه القلوب تملّ كما تملّ الابدان، فابتغوا لها طرائف الحكم#8265- به راستي كه دلها را حالتهايي است: حالت ميل و حالت بيميلي و كراهت، و رو آوردن و پشت كردن، پس شما در حالت ميل و رو آوردن به سراغ آنها برويد (و از آنها بهره گيريد) زيرا دل اگر مجبور گردد كور شود (و آن گونه كه بايد كار را انجام ندهد)#8265- انّ للقلوب شهوة و كراهة و اقبالا و ادبارا، فأتوها من اقبالها و شهوتها فانّ القلب اذا اكره عمي#8266- به راستي كه دلها را رو آوردني است و پشت كردني، هرگاه روي آورد وادارش كنيد به نوافل و كارهاي مستحبّي، و هنگامي كه پشت كرد (و نشاط لازم را نداشت) به واجبات اكتفا كنيد#8266- انّ للقلوب اقبالا و ادبارا فاذا اقبلت فاحملوها علي النّوافل، و اذا ادبرت فاقتصروا بها علي الفرائض#8267- هنگامي كه خداوند بنده‏اي را دوست بدارد، دلي سالم و خلقي درست روزي او كند#8267- اذا احبّ اللّه عبدا رزقه قلبا سليما و خلقا قويما#8268- نزديك است درون دلها بر عيبهاي پوشيده و پنهان آگاه شوند#8268- تكاد ضمائر القلوب تطّلع علي سرائر العيوب#8269- اندوه دلها (به پشيماني و توبه) گناهان را پاك ميكند#8269- حزن القلوب يمحّص الذّنوب#8270- بدترين چيزي كه در دلها ميافتد خيانت است#8270- شرّ ما القي في القلوب الغلول#8271- خوشا به حال كساني كه دلهاشان بخاطر خدا شكسته شده#8271- طوبي للمنكسرة قلوبهم من اجل اللّه#8272- بزرگي جسم و درازي آن سود نبخشد زماني كه دل (از عقل و شعور و معرفت) تهي باشد#8272- عظم الجسد و طوله لا ينفع اذا كان القلب خاويا#8273- پس بشنويد اي مردم و حفظ كنيد و حاضر كنيد گوشهاي دلتان را تا بفهميد#8273- فاسمعوا ايّها النّاس وعوا و احضروا آذان قلوبكم تفهموا#8274- چهره، چهره انسان است ولي دل، دل حيوان#8274- فالصّورة صورة انسان و القلب قلب حيوان#8275- به حقيقت كه مهارهاي مرگ شما را كشيده، و قفلهاي چركين بر دلهاي شما خورده#8275- قد قادتكم ازمّة الحين و استغلقت علي قلوبكم اقفال الرّين#8276- دلهاي مردمان، وحشي است و هر كس كه با آنها الفت گيرد به سوي او روي آورند#8276- قلوب الرّجال وحشيّة فمن تالّفها اقبلت عليه#8277- دلهاي پاك بندگان خدا جايگاه نظر خداي سبحان است، پس هر كه دل خود را پاك گرداند، خداوند بدان دل نظر افكند#8277- قلوب العباد الطّاهرة مواضع نظر اللّه سبحانه، فمن طهّر قلبه نظر اليه#8278- در درون سينه انسان تكّه گوشتي آويخته است كه شگفت‏ترين اعضاي بدن است و آن قلب است، و شگفتي آن به اين خاطر است كه موادّي از حكمت و چيزهايي از ضدّ آن در آن جمع شده است#8278- لقد علّق بنياط هذا الانسان بضعة هي اعجب ما فيه و ذلك القلب و له موادّ من الحكمة و اضداد من خلافها#8279- كر شده است دلي كه براي او گوشي نگهدارنده نباشد#8279- وقر قلب لم يكن له اذن واعية#8280- از دل سالم جز معني درست و راست برنيايد#8280- لا يصدر عن القلب السّليم الّا المعني المستقيم#8281- در دلي كه خاشع نباشد، و چشمي كه اشك نريزد، و علم و دانشي كه سودي نبخشد خيري نيست#8281- لا خير في قلب لا يخشع و عين لا تدمع و علم لا ينفع