﻿#9057- لذت و خوشي بازي و فريب ميدهد#9057- اللّذّة تلهي#9058- لذّتها تباهي به بار آورد#9058- اللّذّات مفسدات#9059- لذّتها آفتهايي است (براي آدمي)#9059- اللّذّات آفات#9060- انسان نيرومند كسي است كه لذتها را (در نفس خويش) سركوب كند#9060- القويّ من قمع لذّته#9061- به ياد آر با هر لذتي زوال (و ناپايداري) آن را، و با هر نعمتي انتقال (و جا به جا شدن) آن را، و با هر بلا و گرفتاري برطرف شدن آن را، كه اين كار براي دوام نعمت پايدارتر و براي دفع شهوت مؤثرتر، و براي برطرف كردن شاديهاي بيجا بهتر، و براي گشايش كار نزديك‏تر،#9061- اذكر مع كلّ لذّة زوالها، و مع كلّ نعمة انتقالها، و مع كلّ بليّة كشفها، فانّ ذلك أبقي للنّعمة و أنفيللشّهوة، و أذهب للبطر، و أقرب الي الفرج، و أجدر بكشف الغمّة و درك المأمول#9062- برترين طاعتها و فرمانبرداريهاي خداوند، دور شدن از لذتهاست#9062- افضل الطّاعات هجر اللّذّات#9063- برترين فرمانبرداريها كناره‏گيري از لذتهاست#9063- افضل الطّاعات العزوف عن اللّذّات#9064- خوشبخت‏ترين مردم كسي است كه لذّت ناپايدار (دنيا) را به خاطر لذّت پايدار (آخرت) واگذارد#9064- اسعد النّاس من ترك لذّة فانية للذّة باقية#9065- اساس آفتها شيفتگي به لذتهاست#9065- رأس الآفات الوله باللّذّات#9066- بسا لذتي كه مرگ آدمي در همان است#9066- ربّ لذّة فيها الحمام#9067- روزه گرفتن نفس از لذّتهاي دنيا سودمندترين روزه‏هاست#9067- صوم النّفس عن لذّات الدّنيا انفع الصّيام#9068- نگه دارنده خويش از لذتها پادشاه است، و واگذارنده و رها كننده‏اش نابود شونده است#9068- ضابط نفسه عن دواعي اللّذّات مالك، و مهملها هالك#9069- باز داشتن نفس از لذتهاي دنيا همان زهد ستوده است (كه در قرآن و روايات‏ ستايش شده است)#9069- ظلف النّفس عن لذّات الدّنيا هو الزّهد المحمود#9070- در هنگام حاضر شدن خواسته‏هاي دل، و كاميابيها، پارسايي پرهيزكاران آشكار شود#9070- عند حضور الشّهوات و اللّذّات يتبيّن ورع الاتقياء#9071- در شگفتم از كسي كه سرانجامهاي بد لذّتها را دانسته است چگونه است كه خود را باز نميدارد#9071- عجبت لمن عرف سوء عواقب اللّذّات كيف لا يعفّ#9072- ننگ رسوايي شيريني لذّت را مكدّر سازد#9072- عار الفضيحة يكدّر حلاوة اللّذّة#9073- كم است كسي كه آزمند و حريص به لذتها شود مگر آنكه نابودياش در آن باشد#9073- قلّ من غري باللّذّات الّا كان بها هلاكه#9074- بسا لذت پست مرتبه‏اي كه از درجه‏هاي والايي جلوگيري كند#9074- كم من لذّة دنيّة منعت سنيّ درجات#9075- براي كسي كه لذت دنيا را شيرين بشمارد در حقيقت غصّه و اندوه است (چون لذت واقعي در دنيا وجود ندارد)#9075- للمستحلي لذّة الدّنيا غصّة#9076- كسي كه فكرش در لذتها بسيار شد، لذتها بر او غالب و چيره گردد#9076- من كثر فكره في اللّذّات غلبت عليه#9077- كسي كه سراي پايدار (آخرت) را دوست دارد، لذّتها را فراموش كند#9077- من احبّ الدّار الباقية لهي عن اللّذّات#9078- جانهاي خود را از آلودگي و چركي لذتها، و پيآمدهاي خواهشها پاك كنيد#9078- نزّهوا انفسكم عن دنس اللّذّات و تبعات الشّهوات#9079- حرص نفس به لذّتها، انسان را گمراه كند و به نابودي كشاند#9079- ولوع النّفس باللّذّات يغوي و يردي#9080- زنهار نبايد كه برترين خواسته تو از دنياي خويش، رسيدن به لذّتي يا تشفّي (و انتقام گرفتن) خشمي باشد، بلكه بايد زنده كردن حقي يا ميراندن باطلي باشد#9080- لا يكوننّ افضل ما نلت من دنياك بلوغ لذّة و شفاء غيظ، و ليكن احياء حقّ و اماتة باطل#9081- لذتي كه آميخته به مكدّر شدن است، لذت نيست (و لذت واقعي لذت آخرت است كه كدورتي در آن نيست)#9081- لا لذّة بتنغيص#9082- خيري نيست در لذتي كه پايدار نميماند#9082- لا خير في لذّة لا تبقي#9083- برابري و مقاومت نكند شيريني لذّت، به تلخي آفتها#9083- لا تقوم حلاوة اللّذّة بمرارة الآفات#9084- در لذّتي كه پشيماني به بار آورد، و شهوت و خواهشي كه دردي را از پي دارد خيري نيست#9084- لا خير في لذّة توجب ندما و شهوة تعقب ألما#9085- غصّه و اندوه به اندازه خوشي و لذّت است#9085- بقدر اللّذّة يكون التّغصيص