﻿#9213- بيماري، زندان تن است#9213- المرض حبس البدن#9214- بيماري يكي از دو زندان است#9214- المرض احد الحبسين#9215- آگاه باشيد كه از جمله بلاها است نداري، و سخت‏تر از نداري بيماري تن است، و سخت‏تر از بيماري تن بيماري دل است#9215- الا و انّ من البلاء الفاقة، و اشدّ من الفاقة مرض البدن، و اشدّ من مرض البدن مرض القلب#9216- دو چيز است كه نبايد آنها را عار دانست (و از آنها استنكاف كرد) بيماري، و خويشاوند فقير#9216- شيئان لا يؤنف منهما: المرض و ذو القرابة المفتقر#9217- بدنها را نجاتي از بيماري نيست#9217- ليس للاجسام نجاة من الاسقام#9218- كسي كه بيماري خود را از طبيبان كتمان كند به بدن خود خيانت كرده است#9218- من كتم الاطبّاء مرضه خان بدنه#9219- از تندرستيها، بيماريها زاييده شود (و نبايد كسي مغرور به سلامتي خود باشد)#9219- من صحّة الاجسام تولّد الاسقام#9220- بسا بيماري كه نجات يابد و سالمي كه در افتد#9220- كم دنف نجي و صحيح هوي#9221- آيا كساني كه طراوت تندرستي را دارند جز اين است كه چشم به راه حوادث بيماري هستند#9221- هل ينتظر اهل غضاضة الصّحة الّا نوازل السّقم#9222- مصيبتي بزرگتر از دائمي شدن بيماري بدن نيست#9222- لا رزيّة اعظم من دوام سقم الجسد