﻿#9772- نفس فرمان دهنده و آرايشگر، همانند منافق چاپلوسي كند، و به شيوه دوست صميمي رفتار كند تا آن گاه كه فريب دهد و جايگير شود، آن وقت است كه همانند دشمن مسلّط گردد، و با تكبّر تحكّم كند و انسان را به جايگاههاي بد در آورد#9772- النّفس الامّارة المسوّلة تتملّق تملّق المنافق و تتصنّع بشيمة الصّديق الموافق، حتّي اِذا خدعت و تمكّنت تسلّطت تسلّط العدوّ، و تحكّمت تحكّم العتوّ فأوردت موارد السّوء#9773- خوار گردان نفس خود را مادامي كه سركشي كند با تو، و تو را به سوي نافرمانيهاي خداوند برد#9773- اهن نفسك ما جمحت بك الي معاصي اللّه#9774- زشت بشمار از خويشتن آنچه را از ديگران زشت ميشماري، و راضي باش براي خود آنچه را براي ديگران رضايت داري#9774- استقبح من نفسك ما تستقبحه من غيرك و ارض للنّاس بما ترضاه لنفسك#9775- در اختيار خود گير غيرت كردن و تندي خشم، و حمله دست، و تيزي زبان خويشتن را، و در همه اينها با تأخير انداختن اقدام عملي و نگه داشتن خود از به كار بردن قدرت، خويشتن‏داري كن تا خشمت فرو نشيند، و عقل و خردت به جاي خود بازگردد#9775- املك حميّة نفسك و سورة غضبك و سطوة يدك و غرب لسانك و احترس في ذلك كلّه بتأخير البادرة و كفّ السّطوة حتّي يسكن غضبك و يثوب اليك عقلك#9776- نفس خود را ميزاني ميان خود و ديگران قرار ده، و دوست بدار براي ديگران آنچه را براي خود دوست ميداري، و ناخوش بدار براي آنها آنچه را براي خود ناخوش ميداري، و نيكي كن چنانچه دوست داري كه به تو نيكي كنند، و ستم مكن همان گونه كه دوست داري به تو ستم نشود#9776- اجعل نفسك ميزانا بينك و بين غيرك، و احبّ له ما تحبّ لنفسك، و اكره له ما تكره لها، و احسن كما تحبّ ان يحسن اليك، و لا تظلم كما تحبّ ان لا تظلم#9777- براي نفس خويش از خود نگهباني قرار ده، و براي آخرتت از دنياي خود بهره‏اي مقرّر دار#9777- اجعل من نفسك علي نفسك رقيبا، و اجعل لآخرتك من دنياك نصيبا#9778- رو آور به نفس خود به پشت كردن از آن#9778- اقبل علي نفسك بالادبار عنها#9779- سركوب كنيد اين نفسها را كه به راستي آنها مراقب شما هستند كه اگر فرمانبرداريشان كنيد شما را از جاي بركنند و به بدترين سرانجام در اندازند#9779- اقمعوا هذه النّفوس فانّها طلعة، ان تطيعوها تزغ بكم الي شرّ غاية#9780- زنهار بپرهيز از اين كه به نفس خود اعتماد كني، زيرا اين كار از بزرگترين دامهاي شيطان است#9780- ايّاك و الثّقة بنفسك فانّ ذلك من اكبر مصائد الشّيطان#9781- آگاه باشيد كه جانهاي شما را جز بهشت بهايي ديگر نيست، پس آنها را جز به بهشت نفروشيد#9781- الا انّه ليس لانفسكم ثمن الّا الجنّة فلا تبيعوها الّا بها#9782- بزرگترين بلا و گرفتاري فقر و تهيدستي نفس است (يعني از اعمال نيك و توشه آخرت)#9782- اكبر البلاء فقر النّفس#9783- بزرگترين دارندگي، دارندگي و مالكيّت بر نفس است#9783- اعظم ملك ملك النّفس#9784- نيرومندترين مردم كسي است كه بر نفس خود نيرو و قدرت داشته باشد#9784- اقوي النّاس من قوي علي نفسه#9785- برترين عملها آن است كه نفس را برخلاف ميل آن بر آن واداري#9785- افضل الاعمال ما اكرهت النّفوس عليها#9786- نيرومندترين مردم كسي است كه تسلط و فرمانروايياش بر نفس خود بزرگتر و بيشتر از ديگران باشد#9786- اقوي النّاس اعظمهم سلطانا علي نفسه#9787- به راستي كه نفسها هنگامي كه با هم تناسب داشته باشند با يكديگر الفت گيرند#9787- انّ النّفوس اذا تناسبت ايتلفت#9788- به راستي كه جانهاي شما بهايي دارد (و آن بهشت است) آنها را جز به بهشت نفروشيد#9788- انّ لانفسكم اثمانا فلا تبيعوها الّا بالجنّة#9789- به راستي كه خداي سبحان دوست ميدارد آنها را كه داراي نفسي هموار و خويي بخشنده‏اند و كارشان نزديك است (يعني كارها را زود انجام دهند)#9789- انّ اللّه سبحانه و تعالي يحبّ السّهل النّفس، السمح الخليقة، القريب الامر#9790- به راستي كه اين نفسها مراقب شما هستند و اگر فرمانشان بريد شما را به بدترين سرانجام در آورند#9790- انّ هذه النّفوس طلعة ان تطيعوها تنزع بكم الي شرّ غاية#9791- به راستي كه مشكل‏ترين و دورترين كار، از جاي كندن اين نفس و جلوگيري از آن است، زيرا پيوسته به نافرماني و گناه مشتاق است#9791- انّ النّفس ابعد شي‏ء منزعا و انّها لا تزال تنزع الي معصية في هوي#9792- كسي كه نفس خود را به حال خود واگذارد زيان خواهد كرد#9792- من أهمل نفسه خسر#9793- كسي كه مالك نفس خويش گردد، كارش بالا گيرد#9793- من ملك نفسه علا أمره#9794- كسي كه نفس بر او مالك شود، قدر و منزلتش خوار گردد#9794- من ملكته نفسه ذلّ قدره#9795- كسي كه نفس خود را دشمن دارد خداوند او را دوست دارد#9795- من مقت نفسه احبّه اللّه#9796- كسي كه خوار گرداند نفس خود را، خداوند گراميش دارد#9796- من اهان نفسه اكرمه اللّه#9797- كسي كه با نفس خود خالص نباشد، با ديگران خالص نخواهد بود#9797- من غشّ نفسه لم ينصح غيره#9798- كسي كه سياست كند نفس خود را (و زمام و تربيت آن را در اختيار گيرد) سياست حقيقي را دريافته است#9798- من ساس نفسه ادرك السّياسة#9799- كسي كه بازرسي كند از نفس خود به بيم دادن آن، در امان است#9799- من تعاهد نفسه بالحذر امن#9800- كسي كه به نفس خود بد كند نبايد از او توقع و انتظار كار زيبا و نيكي داشت#9800- من اساء الي نفسه لم يتوقّع منه جميل#9801- كسي كه نفس خود را سياست (و ادب) نكند، آن را تباه كرده است#9801- من لم يسس نفسه أضاعها#9802- كسي كه بر نفس خود خشم كند، پروردگار را خوشنود كرده است#9802- من سخط علي نفسه ارضي ربّه#9803- كسي كه بر نفس خويش نيرو و قوّت داشته باشد، به نهايت قوّت و قدرت رسيده است#9803- من قوي علي نفسه تناهي في القوّة#9804- كسي كه نفس خود را، براي اصلاح آن به تعب و تلاش وادارد نيكبخت گردد#9804- من أجهد نفسه في اصلاحها سعد#9805- كسي كه نفس خود را در كاميابيها و خواهشهايش آزاد بگذارد بدبخت شده و از سعادت دور گشته است#9805- من اهمل نفسه في لذّاتها شقي و بعد#9806- كسي كه با نفس خود در آنچه دوست ميدارد مسامحه و سهل‏انگاري كند، بدبختي او در آنچه دوست نميدارد (از عذاب الهي و دوزخ) طولاني گردد#9806- من سامح نفسه فيما تحبّ طال شقاؤها فيما لا تحبّ#9807- كسي كه از نفس خود مؤاخذه و بازپرسي كند، منزلتش را حفظ كرده و سرانجام كارش ستوده باشد#9807- من و اخذ نفسه صان قدره و حمد عواقب امره#9808- كسي كه نفس خود را به حال خود واگذارد كار خود را تباه كرده است#9808- من اهمل نفسه افسد امره#9809- كسي كه بر نفس خود خرده گيرد، از خرده‏گيري ديگران بر او در امان ماند#9809- من استقصي علي نفسه امن استقصاء غيره عليه#9810- كسي كه نسبت به نفس خويش بيدار و مراقب باشد از جانب خدا بر او نگهباني خواهد بود (كه كمكش كند)#9810- من كان له من نفسه يقظة كان عليه من اللّه حفظة#9811- سياست كردن نفس برترين سياستها است، و رياست و آقايي علم و دانش شريف‏ترين رياستها است#9811- سياسة النّفس افضل سياسة و رياسة العلم اشرف رياسة#9812- روزه نفس به امساك كردن حواس پنجگانه از همه گناهان است، و خالي بودن دل از همه اسباب و وسائل شرّ و بدي است#9812- صوم النّفس امساك الحواسّ الخمس عن سائر المآثم، و خلوّ القلب عن جميع اسباب الشّرّ#9813- نگه داشتن نفس در هنگام ميل و ترس، از برترين ادبها است#9813- ضبط النّفس عند الرّغب و الرّهب من افضل الادب#9814- خوشا به حال كسي كه از خويشتن (و نفس خود) سرگرمي مشغول كننده‏اي از مردم داشته باشد (كه او را از توجه به ديگران و عيب‏جويي آنان مشغول سازد)#9814- طوبي لمن كان له من نفسه شغل شاغل عن النّاس#9815- خوشا به حال كسي كه از خود سرگرمي داشته باشد، و مردم از او در آسايش باشند، و به فرمانبرداري خداي سبحان عمل كند#9815- طوبي لمن كان له من نفسه شغل شاغل و النّاس منه في راحة و عمل بطاعة اللّه سبحانه#9816- در شگفتم از كسي كه متصدّي اصلاح مردم ميگردد در صورتي كه فساد نفس خود او از هر چيز بيشتر است ولي خود را اصلاح نميكند و به اصلاح ديگران ميپردازد#9816- عجبت لمن يتصّدي لاصلاح النّاس و نفسه اشدّ شي‏ء فسادا فلا يصلحها و يتعاطي اصلاح غيره#9817- در شگفتم از كسي كه به خود ظلم كند چگونه با ديگران به انصاف و عدالت رفتار ميكند#9817- عجبت لمن يظلم نفسه كيف ينصف غيره#9818- رشد و صلاح نفس در مخالفت با آن است#9818- في خلاف النّفس رشدها#9819- در فرمانبرداري نفس گمراهي آن است#9819- في طاعة النّفس غيّها#9820- قدرت و نيرومندي تو بر نفس خود برترين قدرتها است، و فرمانروايي تو بر آن بهترين فرمانرواييها است#9820- قدرتك علي نفسك افضل القدرة و امرتك عليها خير الامرة#9821- هر كس كه بر نفس خود اعتماد كند بر زمين خورده و نابود است#9821- كلّ معتمد علي نفسه ملقي#9822- چگونه اصلاح ميكند ديگران را كسي كه خود را اصلاح نميكند#9822- كيف يصلح غيره من لا يصلح نفسه#9823- چگونه به عدالت رفتار كند در باره ديگران كسي كه به خود ظلم ميكند#9823- كيف يعدل في غيره من يظلم نفسه#9824- چگونه راهنمايي و هدايت كند ديگران را كسي كه خود را گمراه ميكند#9824- كيف يهدي غيره من يضلّ‏ نفسه#9825- چگونه خيرخواهي كند و اخلاص ورزد با ديگران، كسي كه با خويشتن غشّ و ناخالصي دارد#9825- كيف ينصح غيره من يغشّ نفسه#9826- براي آدمي همين فضيلت بس است كه نفس خويش را حقير و بيمقدار گرداند#9826- كفي بالمرء فضيلة ان ينقّص نفسه#9827- براي نقصان آدمي همين بس كه نفس خود را بزرگ بشمارد#9827- كفي بالمرء منقصة ان يعظّم نفسه#9828- براي فريب خوردن مرد همين بس كه اعتماد كند به هر چه نفس او برايش بيارايد#9828- كفي بالمرء غرورا ان يثق بكلّ ما تسوّل له نفسه#9829- براي سرگرمي انسان همين بس كه به خود مشغول و سرگرم باشد از سرگرم شدن به مردم#9829- كفي بالمرء شغلا شغله بنفسه عن النّاس#9830- در همان زماني كه از هميشه به نفس خود مطمئن‏تر هستي در همان زمان از نيرنگهاي آن بيشتر پرهيز كن#9830- كن اوثق ما تكون بنفسك احذر ما تكون من خداعها#9831- خود وصيّ خويش باش و همان كاري را كه دوست ميداري ديگران در مال تو انجام دهند خودت انجام ده#9831- كن وصيّ نفسك و افعل في مالك ما تحبّ ان يفعله فيه غيرك#9832- چنان باش كه نفس خود را مؤاخذه و بازپرسي كني، و بر بدي خوي خويش غلبه نمايي، و سخت بپرهيز از اين كه‏ گناهان خود را به عهده پروردگار خود بنهي (و به او منسوب داري)#9832- كن مؤاخذا نفسك مغالبا سوء طبعك، و ايّاك ان تحمل ذنوبك علي ربّك#9833- كسي كه نفس خود را بشناسد با آن جهاد كند و بجنگد#9833- من عرف نفسه جاهدها#9834- از نفس خويش جلوگيري كن، و در هنگام تندي خشم و دفاع از خود آن را خوار كرده و مهار كن#9834- كن لنفسك مانعا رادعا، و لثروتك عند الحميّة واقما قامعا#9835- به هر اندازه علم و دانش مرد زياد شود، عنايت و توجّه او به نفس خود زيادتر گردد، و تلاش و كوشش خود را در مهار كردن و اصلاح آن بيشتر بذل كند#9835- كلّما ازداد علم الرّجل زادت عنايته بنفسه، و بذل في رياضتها و صلاحها جهده#9836- براي جانهاي شما بهايي جز بهشت نيست، پس آنها را جز به بهشت به چيزي ديگري نفروشيد#9836- ليس لانفسكم ثمن الّا الجنّة فلا تبيعوها الّا بها#9837- در پيشگاه خداي سبحان در روي زمين چيزي گراميتر از آن نفسي نيست كه فرمانبردار دستور او باشد#9837- ليس علي وجه الارض اكرم علي اللّه سبحانه من النّفس المطيعة لامره#9838- كسي كه خود را بسيار بداند كم گردد#9838- من تكثّر بنفسه قلّ#9839- كسي كه خود را كوچك بداند بزرگ گردد#9839- من حقّر نفسه عظّم#9840- كسي كه نفس خود را اصلاح كند مالك و اختياردار آن گردد#9840- من اصلح نفسه ملكها#9841- كسي كه نفس خود را رها كند و به حال خود بگذارد آن را تباه كرده است#9841- من اهمل نفسه اهلكها#9842- كسي نفس خود را گرامي بدارد (و فرمانبرداري آن كند) خوارش كند#9842- من اكرم نفسه اهانته#9843- كسي كه پيروي نفس خود كند آن را كشته است#9843- من اطاع نفسه قتلها#9844- كسي كه نافرماني نفس خود كند آن را پيوند داده (و به آن احسان كرده است)#9844- من عصي نفسه وصلها#9845- كسي كه نفس خود را بزرگ بشمارد كوچك شود#9845- من عظّم نفسه حقّر#9846- كسي كه نفس خود را نگه دارد تعظيمش كنند#9846- من صان نفسه وقّر#9847- كسي كه به نفس خود اطمينان كند، نفس به او خيانت كند#9847- من وثق بنفسه خانته#9848- به راستي كه اين نفس، فرمان به بدي ميدهد، و هر كس آن را به حال خود واگذارد سركشي كند و او را به سوي گناهان بكشاند#9848- انّ هذه النّفس لامّارة بالسّوء فمن اهملها جمحت به الي المآثم#9849- به راستي كه نفس تو پر فريب است، اگر به او اعتماد كني شيطان تو را به سوي ارتكاب محرمات ميكشاند#9849- انّ نفسك لخدوع، ان تثق بها يقتدك الشّيطان الي ارتكاب المحارم#9850- به راستي كه انسان با ايمان در هر صبح و شامي كه بر او بگذرد نفس او نزدش متّهم است (و بدان بد گمان ميباشد) و پيوسته آن را مورد عتاب قرار داده و از كارهايش عيب‏جويي ميكند#9850- انّ المؤمن لا يمسي و لا يصبح الّا و نفسه ظنون عنده، فلا يزال زاريا عليها و مستزيدا لها#9851- به راستي كه نفس انساني به بدي و زشتي فرمان دهد، هر كس آن را امين بداند به او خيانت كند، و كسي كه بدان آرامش يابد او را هلاك گرداند، و هر كس از آن خوشنود گردد به بدترين جايگاهش فرود آورد#9851- انّ النّفس لامّارة بالسّوء و الفحشاء، فمن ائتمنها خانته، و من استنام اليها اهلكته، و من رضي عنها اوردته شرّ الموارد#9852- به راستي كه نفس گوهري است گرانبها كه هر كه نگهداريش كند، او را بلند گرداند، و هر كه آن را به حال خود واگذارد پست و خوارش كند#9852- انّ النّفس لجوهرة ثمينة من صانها رفعها، و من ابتذلها وضعها#9853- به راستي دور انديش آن كسي است كه خود را به پيكار با نفس خود سرگرم سازد و آن را اصلاح كند، و از هواها و كاميابيها نگهداري كند، و آن را در اختيار خود گيرد، و به راستي كه انسان عاقل از دنيا و آنچه در آن است و هم چنين از اهل دنيا سرگرمي دارد (يعني چنان به ا#9853- انّ الحازم من شغل نفسه بجهاد نفسه فاصلحها، و حبسها عن اهويتها و لذّاتها فملكها، و انّ للعاقل بنفسه عن الدّنيا و ما فيها و اهلها شغلا#9854- به راستي كه دورانديش كسي است كه نفس خود را مقيّد كند به محاسبه (و حسابرسي از آن) و مالك آن گردد به «مغاصبة» (يعني به خشم آوردن و جنگيدن با آن) و بكشد آن را به مجاهده و پيكار كردن با آن#9854- انّ الحازم من قيّد نفسه بالمحاسبة، و ملكها بالمغاضبة، و قتلها بالمجاهدة#9855- به راستي كه از محبوب‏ترين بندگان در پيشگاه خداوند بنده‏اي است كه خدا او را بر اصلاح نفس خود كمك داده، اندوه را شعار خويش ساخته، و ترس را همچون جامه‏اي به تن كرده، چراغ هدايت در دلش تابيده، و خود را براي روزي كه (بر خداوند) در آيد همانند مهماني (كه ميخوا#9855- انّ من احبّ العباد الي اللّه عبدا اعانه علي نفسه فاستشعر الحزن و تجلبب الخوف، فزهر مصباح الهدي في قلبه، و اعدّ القري ليومه النّازل به#9856- به راستي كه نفس تو مركب سواري تو است، كه اگر افزون بر طاقتش بر آن بار كني، آن را ميكشي، و اگر با آن مدارا كني نگهش داري#9856- انّ نفسك مطيّتك ان اجهدتها قتلتها، و ان رفعت بها ابقيتها#9857- هرگاه حكم تو در مورد خودت جاري و روان شد (و خود عدل را به كار بستي) آن وقت است كه نفوس ديگران به سوي عدالت تو ميخواند#9857- اذا نفذ حكمك في نفسك تداعت انفس النّاس الي عدلك#9858- هرگاه نفس تو سرسختي كند در برابر تو، تو نيز در برابرش سرسختي كن تا در برابرت خوار شود، و فريب ده نفس خود را از جانب خود تا مطيع تو گردد#9858- اذا صعبت عليك نفسك فاصعب لها تذلّ لك، و خادع نفسك عن نفسك تنقد لك#9859- بهترين نفسها پاك‏ترين آنها است#9859- خير النّفوس ازكاها#9860- بهترين اميران و حكمرانان كسي است كه بر نفس خود امير و حكمران باشد#9860- خير الامراء من كان علي نفسه اميرا#9861- فريبكاري كن با نفس خود در باره عبادت و با آن مدارا كن و حال فراغت و نشاط آن را براي اين كار برگير (و در همه حالات او را به عبادت وادار نكن) مگر آن فريضه‏اي كه واجب شده كه چاره‏اي از انجام آن نيست#9861- خادع نفسك عن العبادة و ارفق بها و خذ عفوها و نشاطها، الّا ما كان مكتوبا من الفريضة فانّه لا بدّ من ادائها#9862- خدمت كردن به جسم آن است كه هر چه را ميطلبد از لذتها و خواسته‏ها و اندوخته‏ها به آن بدهي و نابودي نفس نيز در همين است#9862- خدمة الجسد اعطاؤه ما يستدعيه من الملاذّ و الشّهوات و المقتنيات و في ذلك هلاك النّفس#9863- خدمت كردن به جان آن است كه از لذتها و كاميابي از اندوخته‏ها نگاهش داري، و به وسيله علوم و حكمتها آن را رام كني و در اختيار گيري، و به وسيله عبادتها و فرمانبرداريهاي خداوند به تلاش و كوشش واداري، و نجات و رهايي نفس در همين است#9863- خدمة النّفس صيانتها عن اللّذّات و المقتنيات، و رياضتها بالعلوم و الحكم و اجتهادها بالعبادات و الطّاعات، و في ذلك نجاة النّفس#9864- بسا باشد كه از جانب نفس خود دچار مصيبت گردي#9864- ربّما دهيت من نفسك#9865- چه كور است نفس طمعكار از سرانجام فاجعه آميز (جهنّم)#9865- ما أعمي النّفس الطّامعة عن العقبي الفاجعة#9866- گرامي نباشد بر هيچ بنده‏اي نفس او مگر آنكه دنيا در نظرش خوار گردد#9866- ما كرمت علي عبد نفسه الّا هانت الدّنيا في عينه#9867- نفس تو نزديك‏ترين دشمن تو نسبت به تو است#9867- نفسك أقرب أعدائك اليك#9868- نظر و اهتمام نفس نسبت به خود آن است كه به اصلاح خود عنايت داشته باشد#9868- نظر النّفس للنّفس العناية بصلاح النّفس#9869- نفس تو دشمني در حال جنگ و مخالفي آماده يورش است، اگر از آن غافل شوي تو را به قتل ميرساند#9869- نفسك عدوّ محارب و ضدّ مواثب، ان غفلت عنها قتلتك#9870- نيكو مشمار از خود آنچه را از ديگران ناخوش ميشماري#9870- لا تستحسن من نفسك ما من غيرك تستنكره#9871- هيچ نكوهش كننده‏اي جز نفس خود را نكوهش نكند#9871- لا يلم لائم الّا نفسه#9872- نفس خويش را پايين‏تر از منزلگاهش در آور، تا مردم تو را بالاتر از جايگاهت در آورند#9872- نزّل نفسك دون منزلتها تنزّلك النّاس فوق منزلتك#9873- بردباري نكن با نفس خويش هرگاه تو را به گمراهي كشاند#9873- لا تحلم عن نفسك اذا هي اغوتك#9874- نافرماني نكن از نفس خويش هرگاه تو را به راه راست وادارد#9874- لا تعص نفسك اذا هي ارشدتك#9875- فرمانبرداري ديگران را مجوي در صورتي كه نفس تو فرمانت نبرد#9875- لا تطلبنّ طاعة غيرك و طاعة نفسك عليك ممتنعة#9876- از نفس خود نادان و بيخبر نباش، زيرا كسي كه از معرفت و شناخت خود بيخبر باشد از همه چيز بيخبر و نادان خواهد بود#9876- لا تجهل نفسك فانّ الجاهل معرفة نفسه جاهل بكلّ شي‏ء#9877- تلاش خود را براي اصلاح خويش وامگذار، زيرا در اين راه چيزي جز تلاش و كوشش تو را ياري نخواهد داد#9877- لا تترك الاجتهاد في اصلاح نفسك فانّه لا يعينك الّا الجدّ#9878- سالم نماند در پيشگاه خدا كسي كه مالك نفس خود نباشد#9878- لا يسلم علي اللّه من لا يملك نفسه#9879- دشمني براي انسان بدتر از نفس او نيست#9879- لا عدوّ اعدي علي المرء من نفسه#9880- براي مرد شايسته آن است كه بر نفس خويش نگهباني كند، و مراقب دل خود باشد، و زبانش را نگه دارد#9880- ينبغي ان يكون الرّجل مهيمنا علي نفسه، مراقبا قلبه حافظا لسانه#9881- كسي را كه خداوند ياري ندهد پند هيچ واعظي او را سود نبخشد#9881- من لم يعنه اللّه علي نفسه لم ينتفع بموعظة واعظ#9882- كسي كه نفس خود را متّهم داند (و به او اعتماد نكند) بر شيطان غالب گشته است#9882- من اتّهم نفسه فقد غالب الشّيطان#9883- كسي كه با نفس خود مخالفت كند بر شيطان پيروز گرديده است#9883- من خالف نفسه فقد غلب الشّيطان#9884- كسي كه بازدارنده‏اي از نفس خود داشته باشد (كه او را از گناهان بازدارد) از سوي خدا نيز نگهباني خواهد داشت (و خدا نيز ياريش دهد)#9884- من كان له من نفسه زاجر كان عليه من اللّه حافظ#9885- كسي كه خود از نفسش سود نبرد مردم از او سودي نبرند#9885- من لم ينتفع بنفسه لم ينتفع به النّاس#9886- كسي كه در پيش خود فروتني نكند در پيش ديگران رفعت مقام نخواهد داشت#9886- من لم يتّضع عند نفسه لم يرتفع عند غيره#9887- كي كه خود را اصلاح نكند، ديگران را اصلاح نتواند كرد#9887- من لم يصلح نفسه لم يصلح غيره#9888- كسي كه رخصت دهد نفس خود را (و آزادش بگذارد) او را در راههاي تاريكي بيندازد#9888- من رخّص لنفسه ذهبت به في مذاهب الظّلمة#9889- كسي كه با نفس خود با نرمي و چرب زباني رفتار كند ناگهان او را در معصيتهاي حرام در آورد#9889- من داهن نفسه هجمت به علي المعاصي المحرّمة#9890- كسي كه نفس خود را با اصلاح آن در نيابد (و در اختيار نگيرد) دردش سخت شود و از درمانش عاجز گردد، و طبيبي براي آن نيابد#9890- من لم يتدارك نفسه باصلاحها أعضل داؤه و أعيي شفاؤه و عدم الطّبيب#9891- كسي كه سرگرم سازد خود را به چيزي غير از نفس خود در تاريكيها سرگردان شود، و در مهالك گرفتار گردد#9891- من شغل نفسه بغير نفسه تحيّر في الظّلمات و ارتبك في الهلكات#9892- كسي كه نفس خود را نكوهش كند آن را اصلاح كرده است#9892- من ذمّ نفسه أصلحها#9893- كسي كه خود را به چيزي غير از نعمتهاي بهشت بفروشد بدان ستم كرده است#9893- من باع نفسه بغير نعيم الجنّة فقد ظلمها#9894- كسي كه به نفس خويش گمان خير برد (و بدان خوش گمان باشد) زيان گسترده‏اي به آن زده است#9894- من ظنّ بنفسه خيرا فقد أوسعها ضيرا#9895- كسي كه نفس او در نزدش خوار باشد (و مورد عنايت و تربيت او نباشد) اميد خيري از او نداشته باش#9895- من هانت عليه نفسه فلا ترج خيره#9896- كوچك نشمارد نفس خود را مگر انسان عاقل#9896- ما حقّر نفسه الّا عاقل#9897- ناقص نشمارد نفس خود را مگر شخص كامل#9897- ما نقص نفسه الّا كامل#9898- كسي كه ديگران را خالصانه نصيحت كند با خود نيز خالص خواهد بود#9898- ما أغشّ نفسه من ينصح غيره#9899- كسي نيرومندتر از آن شخصي نيست كه بر نفس خود نيرومند است و آن را در اختيار خود گرفته است#9899- لا قويّ اقوي ممّن قوي علي نفسه فملكها#9900- كسي ناتوانتر نيست از آن شخصي كه نفس خود را واگذارده و او را به هلاكت انداخته#9900- لا عاجز أعجز ممّن أهمل نفسه فأهلكها#9901- به راستي اگر از نفسهاي خود پيروي كنيد بر كند شما را و به سوي بدترين سرانجام ببرد#9901- اِنّكم اِن أطعتم أنفسكم نزعت بكم اِلي شرّ غاية#9902- كسي كه خود را در مورد عيبها سرزنش كند از انجام بسياري از گناهان بلرزد و آنها را انجام ندهد#9902- من وبّخ نفسه علي العيوب ارتعدت عن كثير من الذّنوب#9903- آدمي در جايي است كه نفس خود را به فرمان و رياضت واداشته كه اگر پاكش كرده پاك گردد و اگر چركين كرده چركين است#9903- المرء حيث وضع نفسه برياضته و طاعته، فان نزّهها تنزّهت و ان دنّسها تدنّست#9904- جز اين نيست كه تو همانند كسي هستي كه به خود ضربه زند تا سوار پشت سر خود را بكشد#9904- انّما انت كالطّاعن نفسه ليقتل ردفه#9905- كسي كه پيش نفس خود بزرگ باشد (و خود را بزرگ بيند) در پيشگاه خدا كوچك و حقير است#9905- من كان عند نفسه عظيما كان عند اللّه حقيرا#9906- كسي كه خود را در برابر عيبها سرزنش كند از انجام بسياري از گناهان بلرزد (و خودداري كند)#9906- من وبّخ نفسه علي العيوب ارتعدت عن كثير الذّنوب#9907- شخصيت هيچ بنده‏اي براي او گرامي نخواهد بود مگر وقتي كه دنيا در نظر او بيارزش و خوار گردد#9907- ما كرمت علي عبد نفسه الّا هانت الدّنيا في عينه