﻿#9998- منافق سبب ترديد آدمي گردد#9998- المنافق مريب#9999- نفاق و دو رويي برادر شرك و بت‏پرستي است#9999- النّفاق اخو الشّرك#10000- دو رويي زشتي و عيب اخلاق است#10000- النّفاق شين الاخلاق#10001- دو رويي ايمان را تباه سازد#10001- النّفاق يفسد الايمان#10002- نفاق هم‏زاد كفر است#10002- النّفاق توأم الكفر#10003- دو رويي بر دروغ پيريزي شده است#10003- النّفاق مبنيّ علي المين#10004- دو رويي از پايه‏هاي خواري است#10004- النّفاق من أثافي الذّلّ#10005- دو رويي از نفاق بيزار است#10005- الايمان بريء من النّفاق#10006- آدم دو رو، پر مكر و زيان زننده و بد گمان است#10006- المنافق مكور مضرّ مرتاب#10007- منافق زبانش شادي آورد، ولي دلش زيان رساند#10007- المنافق لسانه يسرّ و قلبه يضرّ#10008- منافق گفتارش زيبا است ولي عمل و كردارش دردي جانسوز است#10008- المنافق قوله جميل و فعله الدّاء الدّخيل#10009- منافق آدمي بيشرم، كودن، چاپلوس و بدبخت است#10009- المنافق وقح غبيّ متملّق شقيّ#10010- منافق با نفس خود چرب زباني كند ولي به مردم طعنه و سركوفت زند#10010- المنافق لنفسه مداهن و علي النّاس طاعن#10011- از اهل نفاق و دو رويي پرهيز كنيد كه اينان گمراه و گمراه كننده، لغزيده و لغزاننده‏اند، دلهاشان بيمار ولي روهاشان پاكيزه است#10011- احذروا أهل النّفاق فانّهم الضّالّون المضلّون، الزالّون المزلّون قلوبهم دويّة و صحافهم نقيّة#10012- زنهار بپرهيز از نفاق و دو رويي كه آدم دو رو پيش خدا آبرو ندارد#10012- ايّاك و النّفاق فانّ ذا الوجهين لا يكون وجيها عند اللّه#10013- آشكارترين مردم در نفاق و دورويي كسي است كه دستور به فرمانبرداري خدا ميدهد ولي خود عمل نميكند، و ديگران را از نافرماني باز ميدارد، ولي خود بازنايستد#10013- اظهر النّاس نفاقا من امر بالطّاعة و لم يعمل بها، و نهي عن المعصية و لم ينته عنها#10014- سخت‏ترين مردم در نفاق كسي است كه دستور به فرمانبرداري خدا ميدهد ولي خود فرمان نبرد، و ديگران را از نافرماني بازدارد ولي خود باز نايستد#10014- اشدّ النّاس نفاقا من امر بالطّاعة و لم يعمل بها و نهي عن المعصية و لم ينته عنها#10015- به راستي كه مؤمن يقين (و ايمان) او در عملش ديده ميشود، و منافق نيز شك و ترديدش در عملش ديده ميشود#10015- انّ المؤمن يري يقينه في عمله، و انّ المنافق يري شكّه في عمله#10016- به راستي كه من بر شما بيمناك و ترسانم از هر دانا زبان (كه عالمانه و دانشمندانه سخن گويد) منافق دلي كه ميگويد آنچه را شما ميدانيد و انجام ميدهد آنچه را شما خوش نميداريد#10016- انّي اخاف عليكم كلّ عليم اللّسان منافق الجنان، يقول ما تعلمون و يفعل ما تنكرون#10017- (و در وصف منافقان فرموده): حسودان رفاه و فراخي زندگي مردمند، و تلاش‏گران بلا و گرفتاري آنان، اميد مردم را به نوميدي مبدّل كنند، در هر راهي كشته‏اي دارند، و در هر دلي واسطه و راهي، و در هر مصيبتي اشكي دروغين بريزند#10017- حسدة الرّخاء و مؤكدّوا البلاء و مقنطوا الرّجاء، لهم بكلّ طريق صريع و الي كلّ قلب شفيع و لكلّ شجو دموع#10018- سپاسگزاري و تشكر منافق از زبان او نگذرد (و حقيقت ندارد)#10018- شكر المنافق لا يتجاوز لسانه#10019- عادت منافقان دگرگوني خلق و خوي است#10019- عادة المنافقين تهزيع الاخلاق#10020- هر منافقي انسان را به شك و ترديد دچار كند#10020- كلّ منافق مريب#10021- موافقت بسيار (نوعي) نفاق و دو رويي است#10021- كثرة الوفاق نفاق#10022- كسي كه نفاق و دو رويياش زياد باشد وفاق و همراهياش با انسان معلوم نميشود#10022- من كثر نفاقه لم يعرف وفاقه#10023- چه زشت است براي انسان كه دو رو باشد#10023- ما اقبح بالانسان ان يكون ذا وجهين#10024- مثل منافق مثل هندوانه بو جهل است كه برگهايش سبز، ولي مزه‏اش تلخ است#10024- مثل المنافق كالحنظلة، الخضرة اوراقها، المرّ مذاقها#10025- نفاق آدمي از خواري و ذلّتي است كه در نفس خود مييابد (و از آنجا نشأت گيرد)#10025- نفاق المرء من ذلّ يجده في نفسه#10026- پارسايي و ورع منافق جز بر زبان او ظاهر نشود (و حقيقت ندارد)#10026- ورع المنافق لا يظهر الّا علي لسانه#10027- در نهان راه ميروند و در پنهاني حركت ميكنند، گفتارشان دارو است ولي كردارشان دردي است بيدرمان، مدح و ثنا را به يكديگر قرض ميدهند، و به پاداش يكديگر نزديك ميشوند، با تظاهر به نوميدي از دنيا به طمع ميپيوندند، و با سخنان خويش امر را بر مردم مشتبه سازند، در گفتار خود نفاق و دو رويي كنند، و در سخن گفتن مردم را به توهم دچار سازند.#10027- يمشون الخفاء و يدبّون الضّرّاء، قولهم الدّواء و فعلهم الدّاء العيّاء، يتقارضون الثّناء و يتقاربون الجزاء، يتوصّلون الي الطّمع باليأس، و يقولون فيشبّهون، ينافقون في المقال و يقولون فيوهمون