﻿#10290- اندرزها، زندگي دلهاست#10290- المواعظ حيوة القلوب#10291- پند پذيرفتن، عبرت گرفتن است#10291- الاتّعاظ اعتبار#10292- اندرز دادن، نصيحتي بهبود بخش است#10292- الموعظة نصيحة شافية#10293- اندرزها پناهگاهي است براي كسي كه آنها را به ياد بسپارد#10293- المواعظ كهف لمن وعاها#10294- اندرزها شفابخش است براي كسي كه بدانها عمل كند#10294- المواعظ شفاء لمن عمل بها#10295- اندرز سودمند آن است كه باز دارد (اندرز دهنده يا اندرز شنونده را)#10295- الوعظ النّافع ما ردع#10296- عاقل و خردمند كسي است كه از حال ديگران پند گيرد#10296- العاقل من اتّعظ بغيره#10297- اندرزها زداينده چركي از جانها، و جلا دهنده دلها است#10297- المواعظ صقال النّفوس و جلاء القلوب#10298- آدم نادان از كار زشت باز نايستد و به اندرزها هم سودمند نشود#10298- الجاهل لا يرتدع و بالمواعظ لا ينتفع#10299- دلت را به اندرز دادن زنده كن، و به زهد ورزيدن بميرانش، و به يقين نيرويش ده، و آن را به ياد مرگ رام گردان، و آن را به فنا و نيستي آرام كن و به مصيبتهاي اندوه بار دنيا بينايش گردان#10299- احي قلبك بالموعظة، و امته بالزّهادة، و قوّه باليقين، و ذلّله بذكر الموت، و قرّره بالفناء، و بصّره فجائع الدّنيا#10300- پند گيريد از آنانكه پيش از شما بودند، قبل از آنكه پند گيرند از شما، آنانكه پس از شما ميآيند#10300- اتّعظوا ممّن كان قبلكم قبل ان يتّعظ بكم من بعدكم#10301- به عبرتها پند گيريد، و به دگرگونيها عبرت گيريد، و به بيم دهندگان سودمند شويد#10301- اتّعظوا بالعبر و اعتبروا بالغير و انتفعوا بالنّذر#10302- از شعله واعظي كه خود پند گرفته روشني جوييد، و نصيحت خيرخواهي كه بيدار باشد بپذيريد، و به ايستيد (يعني عمل كنيد) نزد آنچه شما را سود دهد از آموزش و تعليم بايستيد#10302- استصبحوا من شعلة واعظ متّعظ و اقبلوا نصيحة ناصح متيقّظ وقفوا عند ما افادكم من التّعليم#10303- سودمندترين اندرزها آن است كه انسان را (از كار خلاف) باز دارد#10303- انفع المواعظ ما ردع#10304- رساترين اندرزها عبرت گرفتن از جايگاه افتادن مردگان (و وضع آنها) است#10304- ابلغ العظات الاعتبار بمصارع الاموات#10305- به راستي آن اندرزي كه هيچ گوشي آن را به دور نيندازد (و آن را بپذيرد) و هيچ سودي با آن برابري نكند، اندرزي است كه زبان گفتار از آن خموش باشد، و زبان عمل بدان گويا باشد#10305- انّ الوعظ الّذي لا يمجّه سمع و لا يعدله نفع ما سكت عنه لسان القول و نطق به لسان الفعل#10306- پارسايي توقف كردن و ايستادن در برابر شبهه‏ناك است#10306- الورع الوقوف عند الشّبهة#10307- ملازم اهل خير و ورع شو و آنها را راضي كن كه تو را نستايند، زيرا ستودن بسيار، آدمي را به فريب خوردن نزديك ميسازد، و خوشنود بودن به آن نيز موجب خشم خداوند گردد#10307- الصق باهل الخير و الورع و رضّهم علي ان لا يطروك، فانّ كثرة الاطراء تدني من العزّة و الرّضا بذلك يوجب من اللّه المقت#10308- زيرك‏ترين شما پارساترين شما است#10308- اكيسكم اورعكم#10309- مالك‏ترين چيز، پارسايي است (كه آدمي را مالك دنيا و آخرت كند)#10309- املك شي‏ء الورع#10310- سودمندترين چيز، پارسايي است#10310- انفع شي‏ء الورع#10311- بهترين جامه، پارسايي است#10311- احسن اللّباس الورع#10312- بهترين چيز، پارسايي است#10312- احسن شي‏ء الورع#10313- اصل و ريشه پارسايي پرهيز كردن از گناهان، و پاكي جستن از حرام است#10313- اصل الورع تجنّب الاثام و التّنزه عن الحرام#10314- دين خود را تباه كرده كسي كه از پارسايي برهنه گرديده است#10314- افسد دينه من تعرّي عن الورع#10315- بهترين جامه‏ها پارسايي و بهترين توشه‏ها تقوا و پرهيزكاري است#10315- احسن اللّباس الورع و خير الذّخر التّقوي#10316- پارساترين مردم پرهيزكارترين آنها از خواسته‏ها و درخواستها است#10316- اورع النّاس انزههم عن المطالب#10317- به راستي كه آراسته‏ترين اخلاق، ورع و پاكدامني است#10317- انّ ازين الاخلاق الورع و العفاف#10318- به راستي كه تو اگر پارسايي كني از پليدي گناهان و بديها پاكيزه خواهي شد#10318- انّك ان تورّعت تنزّهت عن دنس السّيّئات#10319- جز اين نيست كه پارسايي درنگ و تأمّل كردن در كسبها (و با احتياط عمل كردن در آنها) است و باز ايستادن و خويشتن‏داري كردن در برابر خواسته‏ها (يا درخواست از مردم) است#10319- انّما الورع التّحرّي في المكاسب و الكفّ عن المطالب#10320- آفت مردمان عادل، كمي پارسايي است#10320- آفة العدول قلّة الورع#10321- پاكيزگي از پستيها به وسيله پارسايي است#10321- بالورع يكون التّنزّه من الدّنايا#10322- به وسيله صداقت در پارسايي، دين نگهداري شود#10322- بصدق الورع يحصن الدّين#10323- به وسيله پارسايي است كه مؤمن پاكيزه‏ گردد#10323- بالورع يتزكّي المؤمن#10324- ميوه پارسايي شايستگي و صلاح نفس و دين است#10324- ثمرة الورع صلاح النّفس و الدّين#10325- زيبايي مؤمن، پارسايي او است#10325- جمال المؤمن ورعه#10326- زيبايي دين، پارسايي است#10326- جمال الدّين الورع#10327- دوست داشتن فقر و نداري پارسايي را كسب كند#10327- حبّ الفقر يكسب الورع#10328- بهترين كارهاي دين پارسايي است#10328- خير امور الدّين الورع#10329- بهترين مردم پارساترين آنهاست، و بدترين آنها گناهكارترين ايشان است#10329- خير النّاس اورعهم و شرّهم افجرهم#10330- راهنماي دين بنده خدا، پارسايي او است#10330- دليل دين العبد ورعه#10331- زيور ايمان، پارسايي است#10331- زين الايمان الورع#10332- توشه آدمي به سوي سفر آخرت پارسايي و تقواست#10332- زاد المرء الي الآخرة الورع و التّقي#10333- سبب صلاح و شايسته شدن دين پارسايي است#10333- سبب صلاح الدّين الورع#10334- وسيله اصلاح نفس، پارسايي است#10334- سبب صلاح النّفس الورع#10335- نفسهاي خود را با پارسايي سياست و ادب كنيد، و بيمارانتان را با صدقه مداوا كنيد (و بهبود بخشيد)#10335- سوسوا أنفسكم بالورع و داووا مرضاكم بالصّدقة#10336- سياست دين (و تكميل آن) به پارسايي و يقين نيكو است#10336- سياسة الدّين بحسن الورع و اليقين#10337- دو چيز است كه هيچ عملي با آن دو، هم وزن نشود (و به سنگيني آن دو در ترازوي اعمال نرسد) پارسايي نيكو، و احسان به مردمان با ايمان#10337- شيئان لا يوازنهما عمل: حسن الورع و الاحسان الي المؤمنين#10338- صلاح دين پارسايي است#10338- صلاح الدّين الورع#10339- صلاح ايمان پارسايي است و فساد و تباهي آن به طمع است#10339- صلاح الايمان الورع و فساده الطّمع#10340- بر تو باد به پارسايي كه آن بهترين نگهبان است#10340- عليك بالورع فانّه خير صيانة#10341- بر تو باد به پارسايي، زيرا پارسايي كمك كار دين و شيوه مخلصان است#10341- عليك بالورع فانّه عون الدّين و شيمة المخلصين#10342- برتو باد به پارسايي، و زنهار كه بپرهيزي از فريب طمع كه چراگاهي است خشك و بيعلف#10342- عليك بالورع و ايّاك و غرور الطّمع، فانّه وخيم المرتع#10343- پارسا باش تا پاكيزه باشي#10343- كن ورعا تكن زكيّا#10344- پارسايي به تقوا و پرهيزكاري مقرون گشته#10344- قرن الورع بالتّقي#10345- كسي كه پارسايياش راست و درست باشد از محرّمات و كارهاي حرام دوري گزيند#10345- من صدّق ورعه اجتنب المحرّمات#10346- كسي كه پارسايياش كم باشد دلش مرده است#10346- من قلّ ورعه مات قلبه#10347- كسي كه پارسايي اصلاحش نكند، طمع و آز تباهش كند#10347- من لم يصلحه الورع أفسده الطّمع#10348- كسي كه پارسايياش بسيار شد، گناهش كم شود#10348- من زاد ورعه نقص اثمه#10349- به راستي كه شخص عاقل با ادب پند گيرد، ولي چهارپايان جز با كتك پند نگيرند#10349- انّ العاقل يتّعظ بالادب و البهائم لا تتّعظ اِلّا بالضّرب#10350- به وسيله اندرزها زنگار غفلت و بيخبري از دلها زدوده شود#10350- بالمواعظ تنجلي الغفلة#10351- ميوه اندرز دادن، بيدار شدن است#10351- ثمرة الوعظ الانتباه#10352- بهترين پندها آن است كه (انسان را از گناه و كارهاي خلاف) بازدارد#10352- خير المواعظ ما ردع#10353- خدا رحمت كند شخصي را كه پند گيرد و باز ايستد، و به عبرتها سودمند شود#10353- رحم اللّه امرء اتّعظ و ازدجر و انتفع بالعبر#10354- بسا بازدارنده‏اي كه خود باز نايستد#10354- ربّ زاجر غير مزدجر#10355- بسا پند دهنده‏اي كه خود پند نگيرد و از عمل خلاف باز نايستد#10355- ربّ واعظ غير مرتدع#10356- سود نبرد به اندرزها آن دلي كه بسته به خواسته‏ها است#10356- غير منتفع بالعظات قلب متعلّق بالشّهوات#10357- جلاي سينه‏ها، در اندرزهاست#10357- في المواعظ جلاء الصّدور#10358- دريافت پندها و اندرزها آدمي را به پرهيز كردن ميخواند، در اين صورت به عبرتها پند گيريد، و به دگرگونيها عبرت گيريد، و به ترساننده‏ها سودمند گرديد#10358- فطنة المواعظ تدعو الي الحذر، فاتّعظوا بالعبر و اعتبروا بالغير و انتفعوا بالنّذر#10359- آه كه چه اندرزهاي شفا بخشي اگر مواجه شود با دلهاي پاك و گوشهاي شنوا و رأيهايي جازم و تصميم گيرنده#10359- فيا لها مواعظ شافية لو صادفت قلوبا زاكية و اسماعا واعية و آراء عازمة#10360- كسي كه پند داده خيرخواهي كرده است (خواه شنونده عمل كند و خواه نكند)#10360- قد نصح من وعظ#10361- كسي كه پند را پذيرفته به حقيقت كه بيدار گشته است#10361- قد تيقّظ من اتّعظ#10362- در گمراهي انسان همين بس كه مردمان را به چيزي فرمان دهد كه خود فرمان پذير نيست، و آنها را از چيزي باز دارد كه خود باز نايستد#10362- كفي بالمرء غواية ان يأمر النّاس بما لا يأتمر به، و ينهاهم عمّا لا ينتهي عنه#10363- براي انسان زيرك در هر چيزي اندرزي است#10363- للكيّس لكلّ شي‏ء اتّعاظ#10364- كسي كه تو را اندرز دهد او را از خود رميده نكن#10364- من وعظك فلا توحشه#10365- كسي كه تو را اندرز دهد به تو احسان كرده است#10365- من وعظك احسن اليك#10366- كسي كه از وضع مردم پند نگيرد خداوند مردم را به او (و وضع او) اندرز دهد#10366- من لم يتّعظ بالنّاس وعظ اللّه النّاس به#10367- كسي كه اندرزهاي زمانه را درك كند و بفهمد، به خوش گمان بودن به روزگار آرامش نيابد#10367- من فهم مواعظ الزّمان لم يسكن الي حسن الظّنّ بالايّام#10368- اندرز هديه خوبي است#10368- نعم الهديّة الموعظة