﻿#10134- پارسايي پرهيز كردن است#10134- الورع اجتناب#10135- پارسايي سپري است#10135- الورع جنّة#10136- پارسايي برترين جامه است#10136- الورع افضل لباس#10137- پارسايي بهترين همراه است#10137- الورع خير قرين#10138- پارسايي شعار (و جامه زيرين) پرهيزكاران است#10138- الورع شعار الاتقياء#10139- پارسايي (در ترازوي اعمال) عملي سنگين است#10139- الورع عمل راجح#10140- پارسايي سپري است از بديها#10140- الورع جنّة من السّيّئات#10141- پارسايي چراغ پيروزي و رستگاري است#10141- الورع مصباح نجاح#10142- پارسايي ميوه پاكدامني است#10142- الورع ثمرة العفاف#10143- پارسايي شيوه انسان فقيه و دانا به احكام الهي است#10143- الورع شيمة الفقيه#10144- پارسايي اساس و پايه پرهيزكاري است#10144- الورع اساس التّقوي#10145- پارسايي از ارتكاب محرمات الهي جلوگيري ميكند#10145- الورع يحجز عن ارتكاب المحارم#10146- پارسايي از خواري طمع بهتر است#10146- الورع خير من ذلّ الطّمع#10147- شخص پارسا كسي است كه نفس او پاكيزه باشد و اخلاق و خصلتهاي او شريف باشد#10147- الورع من نزهت نفسه و شرفت خلاله#10148- پارسايي دين را اصلاح كند و نفس را نگه دارد، و مردانگي را بيارايد#10148- الورع يصلح الدّين و يصون النّفس و يزيّن المروّة#10149- پارسايي توقف كردن و ايستادن در برابر شبهه‏ناك است#10149- الورع الوقوف عند الشّبهة#10150- ملازم اهل خير و ورع شو و آنها را راضي كن كه تو را نستايند، زيرا ستودن بسيار، آدمي را به فريب خوردن نزديك ميسازد، و خوشنود بودن به آن نيز موجب خشم خداوند گردد#10150- الصق باهل الخير و الورع و رضّهم علي ان لا يطروك، فانّ كثرة الاطراء تدني من العزّة و الرّضا بذلك يوجب من اللّه المقت#10151- زيرك‏ترين شما پارساترين شما است#10151- اكيسكم اورعكم#10152- مالك‏ترين چيز، پارسايي است (كه آدمي را مالك دنيا و آخرت كند)#10152- املك شي‏ء الورع#10153- سودمندترين چيز، پارسايي است#10153- انفع شي‏ء الورع#10154- بهترين جامه، پارسايي است#10154- احسن اللّباس الورع#10155- بهترين چيز، پارسايي است#10155- احسن شي‏ء الورع#10156- اصل و ريشه پارسايي پرهيز كردن از گناهان، و پاكي جستن از حرام است#10156- اصل الورع تجنّب الاثام و التّنزه عن الحرام#10157- دين خود را تباه كرده كسي كه از پارسايي برهنه گرديده است#10157- افسد دينه من تعرّي عن الورع#10158- بهترين جامه‏ها پارسايي و بهترين توشه‏ها تقوا و پرهيزكاري است#10158- احسن اللّباس الورع و خير الذّخر التّقوي#10159- پارساترين مردم پرهيزكارترين آنها از خواسته‏ها و درخواستها است#10159- اورع النّاس انزههم عن المطالب#10160- به راستي كه آراسته‏ترين اخلاق، ورع و پاكدامني است#10160- انّ ازين الاخلاق الورع و العفاف#10161- به راستي كه تو اگر پارسايي كني از پليدي گناهان و بديها پاكيزه خواهي شد#10161- انّك ان تورّعت تنزّهت عن دنس السّيّئات#10162- جز اين نيست كه پارسايي درنگ و تأمّل كردن در كسبها (و با احتياط عمل كردن در آنها) است و باز ايستادن و خويشتن‏داري كردن در برابر خواسته‏ها (يا درخواست از مردم) است#10162- انّما الورع التّحرّي في المكاسب و الكفّ عن المطالب#10163- آفت مردمان عادل، كمي پارسايي است#10163- آفة العدول قلّة الورع#10164- پاكيزگي از پستيها به وسيله پارسايي است#10164- بالورع يكون التّنزّه من الدّنايا#10165- به وسيله صداقت در پارسايي، دين نگهداري شود#10165- بصدق الورع يحصن الدّين#10166- به وسيله پارسايي است كه مؤمن پاكيزه‏ گردد#10166- بالورع يتزكّي المؤمن#10167- ميوه پارسايي شايستگي و صلاح نفس و دين است#10167- ثمرة الورع صلاح النّفس و الدّين#10168- زيبايي مؤمن، پارسايي او است#10168- جمال المؤمن ورعه#10169- زيبايي دين، پارسايي است#10169- جمال الدّين الورع#10170- دوست داشتن فقر و نداري پارسايي را كسب كند#10170- حبّ الفقر يكسب الورع#10171- بهترين كارهاي دين پارسايي است#10171- خير امور الدّين الورع#10172- بهترين مردم پارساترين آنهاست، و بدترين آنها گناهكارترين ايشان است#10172- خير النّاس اورعهم و شرّهم افجرهم#10173- راهنماي دين بنده خدا، پارسايي او است#10173- دليل دين العبد ورعه#10174- زيور ايمان، پارسايي است#10174- زين الايمان الورع#10175- توشه آدمي به سوي سفر آخرت پارسايي و تقواست#10175- زاد المرء الي الآخرة الورع و التّقي#10176- سبب صلاح و شايسته شدن دين پارسايي است#10176- سبب صلاح الدّين الورع#10177- وسيله اصلاح نفس، پارسايي است#10177- سبب صلاح النّفس الورع#10178- نفسهاي خود را با پارسايي سياست و ادب كنيد، و بيمارانتان را با صدقه مداوا كنيد (و بهبود بخشيد)#10178- سوسوا أنفسكم بالورع و داووا مرضاكم بالصّدقة#10179- سياست دين (و تكميل آن) به پارسايي و يقين نيكو است#10179- سياسة الدّين بحسن الورع و اليقين#10180- دو چيز است كه هيچ عملي با آن دو، هم وزن نشود (و به سنگيني آن دو در ترازوي اعمال نرسد) پارسايي نيكو، و احسان به مردمان با ايمان#10180- شيئان لا يوازنهما عمل: حسن الورع و الاحسان الي المؤمنين#10181- صلاح دين پارسايي است#10181- صلاح الدّين الورع#10182- صلاح ايمان پارسايي است و فساد و تباهي آن به طمع است#10182- صلاح الايمان الورع و فساده الطّمع#10183- بر تو باد به پارسايي كه آن بهترين نگهبان است#10183- عليك بالورع فانّه خير صيانة#10184- بر تو باد به پارسايي، زيرا پارسايي كمك كار دين و شيوه مخلصان است#10184- عليك بالورع فانّه عون الدّين و شيمة المخلصين#10185- برتو باد به پارسايي، و زنهار كه بپرهيزي از فريب طمع كه چراگاهي است خشك و بيعلف#10185- عليك بالورع و ايّاك و غرور الطّمع، فانّه وخيم المرتع#10186- پارسا باش تا پاكيزه باشي#10186- كن ورعا تكن زكيّا#10187- پارسايي به تقوا و پرهيزكاري مقرون گشته#10187- قرن الورع بالتّقي#10188- كسي كه پارسايياش راست و درست باشد از محرّمات و كارهاي حرام دوري گزيند#10188- من صدّق ورعه اجتنب المحرّمات#10189- كسي كه پارسايياش كم باشد دلش مرده است#10189- من قلّ ورعه مات قلبه#10190- كسي كه پارسايي اصلاحش نكند، طمع و آز تباهش كند#10190- من لم يصلحه الورع أفسده الطّمع#10191- كسي كه پارسايياش بسيار شد، گناهش كم شود#10191- من زاد ورعه نقص اثمه#10192- كسي كه پارسايي كند عبادتش نيكو شود#10192- من تورّع حسنت عبادته#10193- كسي كه ما را دوست دارد، بايد به عمل ما عمل كند، و پارسايي را همچون پيراهني به تن كند#10193- من أحبّنا فليعمل بعملنا و ليتجلبب الورع#10194- چيزي مانند پارسايي دين را اصلاح نكند#10194- ما اصلح الدّين كالورع#10195- ملاك و معيار دين، پارسايي است#10195- ملاك الدّين الورع#10196- با وجود پارسايي، عمل ميوه و ثمر ميدهد#10196- مع الورع يثمر العمل#10197- چه رفيق خوبي است پارسايي و چه همراه و قرين بدي است طمع#10197- نعم الرّفيق الورع و بئس القرين الطّمع#10198- پارسايي مرد به اندازه دين و آيين او است#10198- ورع الرّجل علي قدر دينه#10199- پارسايي مؤمن در عمل او آشكار شود (نه در زبان تنها)#10199- ورع المؤمن يظهر في عمله#10200- پارسايي و ورعي همانند خويشتن‏داري نيست#10200- لا ورع كالكفّ#10201- هيچ پاكيزگي همچون پارسايي كردن نيست#10201- لا نزاهة كالتّورّع#10202- چيزي مانند پارسايي دين را اصلاح نميكند#10202- لا يصلح الدّين كالورع#10203- پناهگاهي محكم‏تر از پارسايي نيست#10203- لا معقل أحرز من الورع#10204- علم و دانش بدون داشتن پارسايي پاك نشود#10204- لا يزكو العلم بغير ورع#10205- نگهبان و نگهدارنده‏اي نيست براي كسي كه پارسايي ندارد#10205- لا صيانة لمن لا ورع له#10206- پارسايي و ورعي سودمندتر از ترك محرمات و خويشتن‏داري از انجام گناهان نيست#10206- لا ورع أنفع من ترك المحارم و تجنّب المآثم#10207- عملي برتر از پارسايي نيست#10207- لا عمل أفضل من الورع#10208- خوشحال ميكند مرا كه، مرد پارسائي نيكو، و خويشتن‏دار از آز و طمع، و پر احسان باشد، و منّت كم بگذارد#10208- يعجبني ان يكون الرّجل حسن الورع متنزّها عن الطّمع كثير الاِحسان قليل الامتنان