﻿#10855- نوميدي از خلق خدا آزادي و حريّت است#10855- اليأس حرّ#10856- ياس از مردم و طمع نداشتن به آنها آزادي است#10856- اليأس عتق#10857- نوميدي از مردم دلداري و تسلّي بخش است#10857- اليأس مسلاة#10858- نوميدي از مردم توانگري آماده‏اي است (كه نياز به كسب و تجارت ندارد)#10858- اليأس غناء حاضر#10859- نوميد شدن از كمك و وعده ديگران جان را آسوده سازد#10859- اليأس يريح النّفس#10860- نوميدي آزادي تازه‏اي است (يعني بعد از طمع به مال مردم و دنيا كه آدمي را به بردگي در آورد نوميدي از آنها آزادي جديدي است)#10860- اليأس عتق مجدّد#10861- نوميدي از مردم، آزادي آسايش بخشي است#10861- اليأس عتق مريح#10862- نوميدي از مردم اسير طمع را عزّت دهد (و از اسارت بدر آورد)#10862- اليأس يعزّ الاسير#10863- نوميدي از مردم بهتر از زاري كردن به درگاه آنان است#10863- اليأس خير من التّضرّع الي النّاس#10864- نوميدي از مردم يكي از دو بخش رسيدن به پيروزي و رستگاري است#10864- اليأس احد النّجحين#10865- رهايي يافتن از بردگي طمع، به كسب كردن نوميدي از مردم است#10865- الخلاص من أسر الطّمع باكتساب اليأس#10866- اساس و ريشه اخلاص نوميد شدن از آن چيزهايي است كه در دست مردم است#10866- اصل الاخلاص اليأس ممّا في أيدي النّاس#10867- سرآغاز اخلاص، نوميدي از دارايي مردم است#10867- اوّل الاخلاص اليأس ممّا في ايدي النّاس#10868- هرگاه يكي از شما بخواهد كه از خداي سبحان هر چه درخواست ميكند به او عطا فرمايد، بايد از مردم نا اميد شود، و هيچ اميدي جز به خداي سبحان نداشته باشد#10868- اذا أراد أحدكم ان لا يسأل اللّه سبحانه شيئا الّا أعطاه، فلييأس من النّاس و لا يكون له رجاء الّا اللّه سبحانه#10869- بينيازي و توانگري به وسيله نوميدي از مردم خواهد بود#10869- باليأس يكون الغناء#10870- آراسته كن خود را به نوميدي از آنچه در دست مردم است تا از آفتهاي آنها در امان باشي، و دوستي آنها را براي خود فراهم نمايي#10870- تحلّ باليأس ممّا في أيدي النّاس تسلم من غوائلهم، و تحرز المودّة منهم#10871- شتاب كردن در نااميد نمودن حاجتمند، يكي از دو پيروزي است (يعني اگر نميتواند حاجتش را برآورد زودتر نااميدش كند)#10871- تعجيل اليأس أحد الظّفرين#10872- خوبي نوميدي از خواري طلب و درخواست زيباتر است#10872- حسن اليأس أجمل من ذلّ الطّلب#10873- باز داشتن و خويشتن‏داري نمودن از طمع به دارايي مردم، توانگري حاضري است (كه نياز به كسب و كار و در آمد ندارد)#10873- ظلف النّفس عمّا في أيدي النّاس هو الغني الموجود#10874- به حقيقت كه نوميدي دست آورد خوبي است در آنجا كه طمع نابودي است (يعني در جايي كه طمع سبب نابودي است، نوميدي از مردم براي نجات وسيله خوبي است)#10874- قد يكون اليأس ادراكا اذا كان الطّمع هلاكا#10875- كسي كه طمع از مردم را به نوميد شدن از ايشان بفروشد، مردم بر او سر بزرگي و تكبر نكنند#10875- من باع الطّمع باليأس لم يستطل عليه النّاس#10876- كسي كه از چيزي نااميد شد دل از آن بر كند و فراموشش كند#10876- من أيس من شي‏ء سلا عنه#10877- تلخي نوميدي بهتر از زاري كردن به درگاه مردم است#10877- مرارة اليأس خير من التّضرّع الي النّاس#10878- به بينيازي و توانگري نائل گشته كسي كه نعمت نااميدي از مردم روزي او گرديده، و كسي كه قناعت به داده خدا و رضايت به قضا و قدر الهي، بهره‏اش گرديده است#10878- نال الغني من رزق اليأس عمّا في ايدي النّاس و القناعة بما اوتي و الرّضا بالقضاء#10879- نوميدي از رحمت حق صاحب خود را كشته و هلاك كرده است#10879- قتل القنوط صاحبه#10880- هر كه از رحمت حق نوميد باشد نوميد واقعي است#10880- كلّ قانط آيس#10881- كسي كه از رسيدن به خواسته‏اش نوميد شود، رنج كشنده‏اي دارد#10881- للخائب الآيس مضض الهلاك#10882- اگر زمانه چيزي را از تو منع كرد، نوميد مشو، و اگر چيزي به تو داد بدان اعتماد مكن، و پيوسته از آن بزرگترين واهمه و پرهيز را داشته باش#10882- لا تيأس من الزّمان اذا منع، و لا تثق به اذا اعطي، و كن منه علي اعظم الحذر#10883- هيچ گاه گنه‏كاري را نااميد مكن كه بسا افرادي كه آلوده به گناهند ولي سرانجامشان به آمرزش و مغفرت انجاميده، و بسا افرادي كه به عمل نيكي رو آورند ولي آن را تباه كنند و در پايان عمر كارشان به دوزخ بينجامد#10883- لا تؤيسنّ مذنبا فكم عاكف علي ذنبه ختم له بالمغفرة، و كم مقبل علي عمل هو مفسد له ختم له في آخر عمره بالنّار