﻿#1476- ناداني، مرگ است#1476- الجهل موت#1477- ناداني، وبال و گرفتاري است#1477- الجهل وبال#1478- مردم آنچه را نميدانند با آن دشمنند#1478- النّاس اعداء ما جهلوا#1479- آدمي دشمن چيزي است كه آن را نميداند#1479- المرء عدوّ ما جهل#1480- ناداني، نابود كننده‏ترين دشمن است#1480- الجهل أنكي عدوّ#1481- ناداني، گامها را بلغزاند#1481- الجهل يزلّ القدم#1482- ناداني، بيماري و درماندگي است#1482- الجهل داء و عياء#1483- ناداني، كانون شر و بدي است#1483- الجهل معدن الشّرّ#1484- ناداني، نابودي به دنبال دارد#1484- الجهل يجلب الغرر#1485- ناداني، ريشه و اساس هر بدي است#1485- الجهل اصل كلّ شرّ#1486- ناداني، بدترين بيماريهاست#1486- الجهل ادواء الدّاء#1487- ناداني، معاد انسان را تباه سازد#1487- الجهل يفسد المعاد#1488- ناداني، موجب فساد هر كاري است#1488- الجهل فساد كلّ امر#1489- نادان، سرگردان است#1489- الجاهل حيران#1490- نادان، به شخص ناداني همانند خود متمايل باشد#1490- الجاهل يميل الي شكله#1491- نادان، از راهي كه ميرود باز نايستد#1491- الجاهل لا يرتدع#1492- نادان، از راه رفته باز نگردد#1492- الجاهل لا يرعوي#1493- نادان (از روي جهالتي كه دارد) خود را بلند گرداند و (همين سبب شود كه) پست گردد#1493- الجاهل يرفع نفسه فيتّضع#1494- نادان، كسي است كه قدر خود را نداند#1494- الجاهل من جهل قدره#1495- نادان، مرده است اگر چه به صورت زنده باشد#1495- الجاهل ميّت و ان كان حيّا#1496- جاهل، درستي نظر و انديشه‏اش همانند لغزش عالم و داناست#1496- الجاهل كزلّة العالم صوابه#1497- نادان، كسي است كه مطالب (دنيا) فريبش داده است#1497- الجاهل من خدعته المطالب#1498- نادان، كسي است كه در كار خود نادان (و سرگردان) است#1498- الجاهل من جهل أمره#1499- نادان، كسي است كه فريفته هوا و هوس و فريبهاي آن گشته است#1499- الجاهل من انخدع لهواه و غروره#1500- شخص نادان، هنگامي كه كم خير باشد و بخل ورزد مال و ثروت بيابد، و چون بيابد سر از الحاد و بيديني در آورد#1500- الجاهل اذا جمد وجد و اذا وجد ألحد#1501- حرص و آز و بخل، نتيجه و محصول ناداني است#1501- الحرص و الشّره و البخل نتيجة الجهل#1502- ناداني و بخل، بدي و زيان است#1502- الجهل و البخل مساءة، و مضرّة#1503- نادان، ديدار نشود (يا ديده نشود) مگر اين كه يا كار را از حدّ بگذراند، و يا به حدّ خود نرساند#1503- الجاهل لن يلقي ابدا الّا مفرّطا او مفرطا#1504- نادان، وحشت كند از آنچه حكيم و فرزانه بدان انس گيرد#1504- الجاهل يستوحش ممّا يأنس به الحكيم#1505- جاهل، عالم را نميشناسد زيرا او پيش از آن عالم نبوده (و اين دوره را نگذرانده ولي عالم به عكس او است)#1505- الجاهل لا يعرف العالم لانّه لم يكن قبل عالما#1506- نادان، تقصير و خطاي خود را نشناسد و نصيحت خير خواه خود را نپذيرد#1506- الجاهل لا يعرف تقصيره و لا يقبل من النّصيح له#1507- ناداني، مركب چموشي است كه هر كس سوار آن شود بلغزد، و هر كس همراهش رود گمراه شود#1507- الجهل مطيّة شموس من ركبها زلّ و من صحبها ضلّ#1508- نادان بودن به فضيلتها و كمالات، از زشت‏ترين پستيها و فرومايگيهاست#1508- الجهل بالفضائل من اقبح الرّذائل#1509- نادان «صخرة» و سنگ سختي است كه آبي از آن نجوشد، و درختي است كه چوب آن سبز نشود، و شوره‏زاري است كه گياهي در آن نرويد#1509- الجاهل صخرة لا ينفجر ماؤها و شجرة لا يخضرّ عودها، و ارض لا يظهر عشبها#1510- نادان مرده‏اي در ميان زندگان است#1510- الجاهل ميّت بين الاحياء#1511- از نادان نافرماني كن تا سالم بماني#1511- اعص الجاهل تسلم#1512- كسي كه از روي جهل و ناداني كار كند همچون كسي است كه به بيراهه ميرود هر چه در رفتن بيشتر تلاش كند از هدف دورتر شود#1512- العامل بجهل كالسّائر علي غير طريق، فلا يزيده جدّه في السّير الّا بعدا عن حاجته#1513- ناداني در انسان، از خوره در بدن زيانبارتر است#1513- الجهل في الانسان اضرّ من الآكلة في البدن#1514- ناداني زندگان را بميراند و بدبختي ابدي آرد#1514- الجهل مميت الاحياء و مخلّد الشّقاء#1515- ناداني گام را بلغزاند و پشيماني به بار آرد#1515- الجهل يزلّ القدم و يورث النّدم#1516- بزرگترين مصيبتها ناداني است#1516- اعظم المصائب الجهل#1517- بزرگترين نادانيها آن است كه انسان نسبت به وضع خويش نادان باشد#1517- اعظم الجهل جهل الانسان امر نفسه#1518- بدترين بيماريها ناداني است#1518- اسوء السّقم الجهل#1519- بدبخت‏ترين مردم شخص نادان است#1519- اشقي النّاس الجاهل#1520- آسان‏ترين (و هموارترين) چيز بر انسان سرزنش جاهلان است#1520- اهون شي‏ء لائمة الجهّال#1521- به راستي كه شخص جاهل از روي ناداني خود در صدد گمراه كردن ديگران است و به خاطر هوا و هوس خود در حال فريفتن مردم است، سخنش بيماري آورد و كارش نكوهيده است#1521- انّ الجاهل من جهله في اغواء و من هواه في اغراء فقوله سقيم و فعله ذميم#1522- بزرگترين ناداني دشمني كردن با توانا، و دوستي كردن با گنهكار و فاجر، و اعتماد كردن بر آدم بيوفاست#1522- اعظم الجهل معاداة القادر و مصادقة الفاجر و الثّقة بالغادر#1523- دشمن‏ترين بندگان در پيشگاه خداي تعالي انسان نادان است، زيرا خداوند او را محروم ساخته از آنچه بر خلق خويش منّت نهاده و آن عقل است#1523- ابغض الخلائق الي اللَّه تعالي الجاهل لانّه حرمه ما منّ به علي خلقه و هو العقل#1524- به راستي جاهل و نادان كسي است كه مطالب (دنيوي) او را برده خويش ساخته است#1524- انّما الجاهل من استعبدته المطالب#1525- به راستي شما از ناداني به نيازي نرسيد، و از كار خير در ناداني به سبب و وسيله‏اي دست نيابيد، و از آخرت با ناداني مطلبي را درك نكنيد#1525- انّكم لن تحصّلوا بالجهل اربا و لن تبلغوا به من الخير سببا و لن تدركوا به من الآخرة مطلبا#1526- به وسيله ناداني است كه هر شرّي بر پا شود#1526- بالجهل يستثار كلّ شرّ#1527- دارايي نادان در مال و آرزوي او است#1527- ثروة الجاهل في ماله و أمله#1528- ناداني شخص ثروتمند، او را پست گرداند، و علم و دانش فقير و نيازمند، او را برافرازد#1528- جهل الغنيّ يضعه و علم الفقير يرفعه#1529- بسا ناداني كه نجاتش به خاطر نادانياش باشد#1529- ربّ جاهل نجاته جهله#1530- دولت شخص نادان مانند بيگانه‏اي است كه به سوي انتقال حركت ميكند (دوام ندارد)#1530- دولة الجاهل كالغريب المتحرّك الي النّقلة#1531- بسا جهل و ناداني كه سودمندتر از علم و دانش باشد#1531- ربّ جهل أنفع من علم#1532- رغبت تو در كار محال و نشدني، ناداني است (يعني منشأ آن ناداني تو است)#1532- رغبتك في المستحيل جهل#1533- رأي و انديشه نادان، به هلاكت اندازد#1533- رأي الجاهل يردي#1534- لغزش جاهل بخشوده است#1534- زلّة الجاهل معذورة#1535- فزوني جهل آدمي را به نابودي كشاند#1535- زيادة الجهل تردي#1536- بدترين مصيبتها ناداني است#1536- شرّ المصائب الجهل#1537- بدترين كسي كه با او مصاحبت ميكني شخص نادان و جاهل است#1537- شرّ من صاحب- الجاهل#1538- بدترين مصاحبان براي انسان، افراد نادان هستند#1538- شرّ الاصحاب الجاهل#1539- كار درست نادان، همچون لغزش عاقل است#1539- صواب الجاهل كالزّلّة من العاقل#1540- دوست آدم نادان، دچار رنج و سرشكستگي است#1540- صديق الجاهل متعوب منكوب#1541- دوست شخص نادان در معرض هلاكت است#1541- صديق الجاهل معرض للعطب#1542- گمشده جاهل و نادان، يافت شدني نيست#1542- ضالّة الجاهل غير موجودة#1543- فرمانبرداري نادان خود پسند، دليل بر ناداني است#1543- طاعة الجهول تدلّ علي الجهل#1544- طلب مرتبه‏ها و درجه‏هاي والا بدون عمل و كار، از ناداني است#1544- طلب المراتب و الدّرجات بغير عمل جهل#1545- در شگفتم از كسي كه در باره خويش نادان است چگونه پروردگار خود را شناخته است#1545- عجبت لمن يجهل نفسه كيف يعرف ربّه#1546- كوري است كه بر تاريكيهاي زياد سوار گشته، ناداني است كه بر نادانيهاي بسيار ديگر سوار شده، بر خويش ستم كند، و براي نفس خود پيمودن محالات (ناشدنيها) و سخنان باطل بيفايده را آراسته است#1546- عاش ركّاب عشوات، جاهل ركّاب جهالات، عاد علي نفسه، مزّيّن لها سلوك المحالات و باطل التّرّهات#1547- كار جاهل (كم عقل) وبال (عذاب و سختي) و دانش او گمراهي است#1547- عمل الجاهل وبال، و علمه ضلال#1548- سرانجام جهل و ناداني زيانبار است، و براي حسود هيچ مسرّت و خوشي پايدار نماند#1548- عقبي الجهل مضرّة و الحسود لا تدوم له مسرّة#1549- بينيازي و توانگري نادان به مال اوست#1549- غني الجاهل بماله#1550- فكر و انديشه نادان گمراهي است#1550- فكر الجاهل غواية#1551- زجر و منع نادانان (از كار زشت) به گفتن آشكار است#1551- عقوبة الجهلاء التّصريح#1552- بريدن از نادان برابر است با پيوند با دانا و خردمند#1552- قطيعة الجاهل تعدل صلة العاقل#1553- هر ناداني فريفته است#1553- كلّ جاهل مفتون#1554- نهايت ناداني اين است كه آدمي به ناداني خود شادمان باشد#1554- غاية الجهل تبجّح المرء بجهله#1555- فريب جاهل به مكر و حيله‏هاي باطل است (كه شيطان و يا ديگران براي او ترتيب دهند)#1555- غرور الجاهل بمحالات الباطل#1556- در ناداني انسان همين بس است كه بد شمارد از مردم آنچه را خود مانند آن را انجام دهد#1556- كفي بالمرء جهلا أن ينكر علي النّاس ما يأتي مثله#1557- به هر اندازه كه نعمت بر جاهل نيكو شود بر زشتي آن بيفزايد#1557- كلّما حسنت نعمة الجاهل ازداد قبحا فيها#1558- در آنچه شخص بسيار نادان رغبت دارد تو زاهد و پارسا باش#1558- كن زاهدا فيما يرغب فيه الجهول#1559- چه بسا عزيزي كه نادانياش او را خوار گردانيده است#1559- كم من عزيز اذلّه جهله#1560- ناداني براي پستي (انسان) كافي است#1560- كفي بالجهل ضعة#1561- خطا و لغزش بسيار، از نادانيهاي بسيار خبر ميدهد#1561- كثرة الخطأ تنذر بوفور الجهل#1562- در برق درخشنده بهره‏اي نيست براي كسي كه فرو ميرود در تاريكي#1562- ليس في البرق اللّامع مستمتع لمن يخوض الظّلمة#1563- شخص نادان هر حالتي و هر وضعي كه دارد در زيان و خسران است#1563- الجاهل في كلّ حالة خسران#1564- كسي كه در مورد وضع مردم نادان باشد و آنها را نشناسد بدانها اعتماد كند#1564- من جهل النّاس استنام اِليهم#1565- كسي كه به شخص ناداني احسان و كمك كند نمايانگر جهل بسيار خود او است#1565- من اصطنع جاهلا برهن عن وفور جهله#1566- كسي كه نادان شد، لغزشش بسيار شود#1566- من جهل كثر عثاره#1567- كسي كه جاي پاي خود را نداند (و پا از حدّ خود فراتر نهد)، بلغزد بدانچه موجب‏ پشيماني او گردد#1567- من جهل موضع قدمه عثر بدواعي ندمه#1568- كسي كه ناداني او را به بلند پروازي وا داشته است، نافرماني عقل كرده است#1568- من استطاره الجهل فقد عصي العقل#1569- كسي كه ناداني كند واگذاشته شود (و مردم او را واگذارند)#1569- من جهل اهمل#1570- كسي كه جاي پاي خود را نداند بلغزد#1570- من جهل موضع قدمه زلّ#1571- از سخت‏ترين مصيبتها چيره شدن ناداني است#1571- من اشدّ المصائب غلبة الجهل#1572- چه بيشرم است انسان نادان#1572- ما اوقح الجاهل#1573- كسي مانند نادانان، به دشمني دانشمندان بر نخواسته است#1573- ما ضادّ العلماء كالجهّال#1574- نعمتهاي نادانان همانند بوستاني در كنار مزبله است#1574- نعم الجهّال كروضة علي مزبلة#1575- اي مردم به نادانهاي خود تكيه نكنيد و اسير هواهاي خويش نشويد كه هر كسي در چنين جايگاهي در آيد بر لب پرتگاه قرار گيرد#1575- لا تركنوا الي جهّالكم و لا تنقادوا لاهوائكم فانّ النّازل بهذا المنزل علي شفا جرف هار#1576- واي بر كسي كه در ناداني خود فرو رفته و خوشا به حال كسي كه خرد ورزي كرده و به راه راست در آمده است#1576- ويل لمن تمادي في جهله و طوبي لمن عقل و اهتدي#1577- دشمني نكنيد با آنچه نميدانيد كه بيشترين دانش در همان است كه شما نميدانيد#1577- لا تعادوا ما تجهلون فانّ اكثر العلم فيما لا تعرفون#1578- فقر و نيازي همچون جهل و ناداني نيست#1578- لا فقر كالجهل#1579- هيچ طريقه و مذهبي با ناداني، پاكيزه و پاك نشود#1579- لا يزكو مع الجهل مذهب#1580- جاهل و نادان، توانگري ندارد#1580- لا غني لجاهل#1581- مصيبتي سخت‏تر از ناداني نيست#1581- لا مصيبة اشدّ من جهل#1582- نياز و فقري، سخت‏تر از ناداني نيست#1582- لا فقر اشدّ من الجهل#1583- هيچ پليدي، زشت‏تر از ناداني نيست#1583- لا سوأة اشين من الجهل#1584- نادان هيچگاه ديده نشود جز آن كه از حدّ بگذراند (و هيچ گاه اعتدال ندارد)#1584- لا يري الجاهل الّا مفرّطا#1585- شخص بسيار نادان را جز دم شمشير (از ناداني و كجروي) باز ندارد#1585- لا يردع الجهول الّا حدّ الحسام