﻿#1705- روزي (مردمان) قسمت شده است و حريص محروم (و بيبهره) است (و تلاشش بي فايده است)#1705- الرّزق مقسوم، الحريص محروم#1706- انسان حريص و آزمند، در رنج است#1706- الحريص تعب#1707- آز و حرص خوار كننده است#1707- الشّره مذلّة#1708- حرص بر روزي نيفزايد ولي قدر و مرتبه انسان را خوار و پست گرداند#1708- الحرص لا يزيد في الرّزق و لكن يذلّ القدر#1709- حرص مركب رنج آوري است#1709- الحرص مطيّة التّعب#1710- حرص نشانه فقر و نياز است (و حريص هر چه هم ثروت داشته باشد فقير است)#1710- الحرص علامة الفقر#1711- «شره» و آز، انسان را به شرّ و بدي ميخواند#1711- الشّره داعية الشّرّ#1712- شخص حريص و آزمند به چيزي بسنده نكند (و پيوسته زياده طلب است)#1712- الحريص لا يكتفي#1713- حرص سر انجام نكوهيده‏اي دارد#1713- الحرص ذميم المغبّة#1714- شخص آزمند برده مطامع (و چيزهايي كه مورد طمع و آز است) خواهد بود#1714- الحريص عبد المطامع#1715- حرص، نشانه بدبختان است#1715- الحرص علامة الأشقياء#1716- آز، سر آغاز طمع است#1716- الشّره أوّل الطّمع#1717- آزمند، خود را به رنج افكنده در چيزي كه به او زيان رساند#1717- الحريص متعوب فيما يضرّه#1718- حرص، خواري و رنج است#1718- الحرص ذلّ و عناء#1719- حرص، يقين انسان را (به خدا و روز جزا) تباه سازد#1719- الحرص يفسد الاِيقان#1720- آز، خوي پليدان است#1720- الشّره سجيّة الأرجاس#1721- آز، خشم را زياد گرداند#1721- الشّره يكثر الغضب#1722- حرص، انسان را خوار و بدبخت كند#1722- الحرص يذلّ و يشقي،#1723- شخص آزمند به چيزي راضي و خوشنود نشود#1723- الشّره لا يرضي#1724- حرص، رنجي است هميشگي#1724- الحرص عناء مؤبّد#1725- حرص، جوانمردي را سست گرداند#1725- الحرص يزري بالمروّة#1726- آز و حرص بسيار، در برگيرنده همه عيبهاي زشت است#1726- الشّره جامع لمساوي العيوب#1727- حرص، آدمي را در بسياري از خطاها در اندازد#1727- الحرص موقع في كثير العيوب#1728- آز و حرص بسيار، اساس هر بدي است#1728- الشّره اسّ كلّ شرّ#1729- آز و حرص زياد، از زشتيهاي اخلاق است#1729- الشّره من مساوي الأخلاق#1730- حرص و آز زياد، بدبختي و خواري آورند#1730- الحرص و الشّره يكسبان الشّقاء و الذّلّة#1731- شخص آزمند، برده و اسير خواري و پستي است و از اسارت رها نشود#1731- الحريص اسير مهانة لا يفكّ أسره#1732- روزيها با حرص و زياده خواهي به دست كسي نرسد (جز آنكه خود را خسته ميكند)#1732- الأرزاق لا تنال بالحرص و المطالبة#1733- حرص، از قدر و ارزش مرد بكاهد و در روزيش را نيفزايد#1733- الحرص ينقص قدر الرّجل و لا يزيد في رزقه#1734- حرص، خواري و پستي است براي هر كس كه آن را شعار خود گرداند#1734- الحرص ذلّ و مهانة لمن يستشعره#1735- حرص، سر فقر و نيازمندي و اساس شرّ و بدي است#1735- الحرص رأس الفقر و اسّ الشّرّ#1736- حرص، يكي از دو بخش بدبختي است (و بدبختيهاي ديگر آن بخش ديگر)#1736- الحرص أحد الشّقائين#1737- شخص آزمند، فقير و ندار است اگر چه تمامي دنيا را دارا شود#1737- الحريص فقير و لو ملك الدّنيا بحذافيرها#1738- آز و حرص بسيار، نفس انساني را زشت و دين را تباه و جوانمردي را سست گرداند#1738- الشّره يشين النّفس و يفسد الدّين و يزري بالفتوّة#1739- از آز و حرص زياد پرهيز كن كه چه بسا لقمه‏اي كه لقمه‏ها را باز دارد#1739- احذر الشّره فكم اكلة منعت أكلات#1740- از آز بپرهيزيد كه خلق و خوي نابود كننده‏اي است#1740- احذروا الشّره فانّه خلق مردي#1741- مرگ حتمي است، و روزي قسمت شده است، و دير رسيدن آن شما را غمگين نكند، زيرا نه حرص آن را پيش اندازد، و نه عفاف و خويشتن داري آن را به تأخير اندازد، و انسان مؤمن به خويشتن داري و تحمل سزاوار و شايسته است#1741- الاجل محتوم و الرّزق مقسوم فلا يغمّنّ احدكم اِبطاءه، فاِنّ الحرص لا يقدّمه، و العفاف لا يؤخّره، و المؤمن بالتّحمّل خليق#1742- از حرص بپرهيزيد كه انسان حريص اسير خواري و رنج است#1742- اتّقوا الحرص فاِنّ صاحبه رهين ذلّ و عناء#1743- بپرهيز از حرص، كه به راستي حرص سبب زشتي دين و قرين و همراه بدي است#1743- ايّاك و الحرص فانّه شين الدّين و بئس القرين#1744- از حرص زياد بپرهيز كه پارسايي را تباه كرده و به دوزخ در آورد#1744- اِيّاك و الشّره فانّه يفسد الورع و يدخل النّار#1745- از آز و حرص بپرهيز كه اساس هر پستي و ريشه هر فرومايگي است#1745- ايّاك و الشّره فانّه رأس كلّ دنيّة و أسّ كلّ رذيلة#1746- بدبخت‏ترين شما حريص‏ترين شماست#1746- أشقاكم أحرصكم#1747- به راستي كه رنج و تعب در حرص و آز است#1747- انّ في الحرص لعناء#1748- توانگرترين توانگران، كسي است كه اسير حرص نباشد#1748- أغني الاغنياء من لم يكن للحرص اسيرا#1749- به راستي كه تو قسمت خود را دريابي و روزي تو مورد ضمانت (خدا) است، و آنچه را براي تو مقدّر شده بيكم و كاست دريافت خواهي كرد، در اين صورت نفس خويش را از بدبختي حرص و خواري طلب آسوده كن، و به خدا اعتماد كن، و در كسب مال آسان بگير (و سخت نگير)#1749- انّك مدرك قسمك و مضمون رزقك و مستوف ما كتب لك فأرح نفسك من شقاء الحرص و مذلّة الطّلب وثق باللَّه و خفّض في المكتسب#1750- به راستي كه تو مرگ خود را به جلو نيندازي، و آنچه روزي تو نيست به تو نخواهد رسيد، پس چرا خود را بدبخت ميكني اي بدبخت#1750- انّك لست بسابق اجلك و لا بمرزوق ما ليس لك فلما ذا تشقي نفسك يا شقيّ#1751- به وسيله آز و حرص زياد است كه خلق و خوها زشت گردد#1751- بالشّره تشان الأخلاق#1752- به خاطر حرص است كه انسان به رنج و تعب افتد#1752- بالحرص يكون العناء#1753- حرص بد، رفيق و همراهي است#1753- بئس الرّفيق الحرص#1754- آز و حرص بد خصلتي است#1754- بئس الطّبع الشّره#1755- ميوه و ثمره حرص، رنج و تعب است#1755- ثمرة الحرص العناء#1756- ميوه آز و حرص بسيار، يورش بردن به سوي عيبها و زشتيها است#1756- ثمرة الشّره التّهجّم علي العيوب#1757- ميوه حرص، بيماري و رنج است#1757- ثمرة الحرص النّصب#1758- بهترين مردم كسي است كه حرص را از دل خود بيرون كرده، و در راه اطاعت‏ پروردگار خويش از هوا و هوس نافرماني كند#1758- خير النّاس من اخرج الحرص من قلبه، و عصي هواه في طاعة ربّه#1759- اساس عيبها، حرص بسيار است#1759- رأس المعائب الشّره#1760- چه بسا حريص و آزمندي كه آز و حرصش او را كشته است#1760- ربّ حريص قتله حرصه#1761- باز گرداندن حرص، رغبت بسيار و طمعها را ريشه كن سازد#1761- ردّ الحرص يحسم الشّره و المطامع#1762- اسلحه «حرص»، شره است#1762- سلاح الحرص الشّره#1763- شدت حرص از شدت شره و سستي دين است#1763- شدّة الحرص من قوّة الشّره و ضعف الدّين#1764- به وسيله عفت و خويشتن داري به جنگ «شره» برويد و آن را از ميان برداريد#1764- ضادّوا الشّره بالعفّة#1765- پيروي كردن حرص، يقين را تباه كند#1765- طاعة الحرص تفسد اليقين#1766- بر روي شك و ترديد، و كم اعتمادي بر خداي بزرگ، حرص و بخل پي ريزي شده است#1766- علي الشّكّ، و قلّة الثّقة باللَّه مبني الحرص و الشّحّ#1767- برده حرص و آز، هميشه بدبخت است#1767- عبد الحرص مخلّد الشّقاء#1768- رنج و تعب در حرص است#1768- في الحرص العناء#1769- بدبختي و گرفتاري در حرص است#1769- في الحرص الشّقاء و النّصب#1770- حرص و رنج و تعب، با هم مقرون و پيوسته‏اند#1770- قرن الحرص بالعناء#1771- از حرص خود بكاه، و به همان مقدار از روزي كه براي تو مقدّر شده قناعت كن تا دين خود را نگاه داري#1771- قصّر من حرصك، و وقف عند المقدور لك من رزقك تحرز دينك#1772- كسي كه بر مركب حرص سوار شود او را خواهد كشت#1772- قتل الحرص راكبه#1773- هر آزمند و حريصي فقير و نيازمند است#1773- كلّ حريص فقير#1774- هر حريص و آزمندي در رنج و تعب به سر ميبرد#1774- كلّ شرّه معنّي#1775- حرص بسيار صاحب خود را بدبخت، و كرانه او را خوار سازد#1775- كثرة الحرص تشقي صاحبه و تذلّ جانبه#1776- چه بسا حريص و آزمندي كه نوميد گشت، و انسان ميانه روي كه نوميد نگشت#1776- كم من حريص خائب و مجمل لم يخب#1777- با حرص و آز، عفاف و پاكدامني نخواهد بود#1777- ليس مع الشّره عفاف#1778- كسي كه حرص بر او چيره شود خوارياش بزرگ گردد#1778- من غلب عليه الحرص عظمت ذلّته#1779- كسي كه زره حرص بر تن كند نيازمند و فقير گردد#1779- من ادّرع الحرص افتقر#1780- كسي كه حرص و آزش بسيار شود قدر و مرتبه‏اش پست و خوار شود#1780- من كثر حرصه ذلّ قدره#1781- كسي كه دچار حرص بسيار گردد، در حال توانگري خوار ميگردد#1781- من شرهت نفسه ذلّ موسرا#1782- كسي كه حرص ورزد بدبخت و گرفتار شود#1782- من حرص شقي و تعنّي#1783- كسي كه حرصش زياد باشد يقين او اندك است#1783- من كثر حرصه قلّ يقينه#1784- كسي كه آزمند و حريص باشد از اهانت و خوار كردن (ديگران يا نفس خود) در امان نيست#1784- من كان حريصا لم يعدم الاِهانة#1785- كسي كه بر دنيا حرص ورزد نابود گردد#1785- من حرص علي الدّنيا هلك#1786- هر چيزي بذر و دانه‏اي دارد، و بذر شرّ و بدي، حرص بسيار است#1786- لكلّ شي‏ء بذر و بذر الشّرّ الشّره#1787- هيچگاه شخص آزمند را خوشنود نخواهي ديد#1787- لن يلقي الشّره راضيا#1788- آدم حريص و آزمند توانگري و بينيازي ندارد#1788- ليس لحريص غناء#1789- كسي كه حرص و آزش زياد شد بدبختي و شقاوتش زياد گردد#1789- من كثر حرصه كثر شقاؤه#1790- نفس انساني را چيزي همچون حرص خوار نگرداند، و عرض و آبرو را چيزي مانند بخل زشت و معيوب نسازد#1790- ما اذلّ النّفس كالحرص، و لا شان العرض كالبخل#1791- چه وسيله مؤثر است حرص براي جلب گرفتاري و رنج#1791- ما أجلب الحرص للنّصب#1792- كسي كه حرص را به كار بندد بدبخت و نكوهيده است#1792- مستعمل الحرص شقيّ مذموم#1793- مبادا حرص بر شكيبايي و صبر شما چيره شود#1793- لا يغلب الحرص صبركم#1794- با حرص بسيار، قناعت به جاي نماند#1794- لا قناعة مع شره#1795- آدم حريص و آزمند، شرم و حياء ندارد#1795- لا حياء لحريص#1796- حريص را راحت و آسوده نخواهي ديد#1796- لا يلقي الحريص مستريحا#1797- مال را جز حرص نيندوزد، و آدم حريص بدبخت و نكوهيده است#1797- لا يجمع المال الّا الحرص و الحريص شقيّ مذموم#1798- نمايانگر بدي مرد، حرص بسيار و طمع سخت و زياد او است#1798- يستدلّ علي شرّ الرّجل بكثرة شرهه و شدّة طمعه#1799- اندكي از حرص (كه در انسان باشد) آدمي را بر طمع بسيار وادار ميكند#1799- يسير الحرص يحمل علي كثير الطّمع