﻿#1961- احسان سبب دوستي و محبت است#1961- الاحسان محبّة#1962- احسان غنيمتي است (و سودي است بيضرر)#1962- الاحسان غنم#1963- انسان نيكو كار، ياري و كمك شده است و بد كار خوار و پست#1963- المحسن معان، المسيء مهان#1964- انسان بنده احسان است#1964- الانسان عبد الاحسان#1965- احسان سر چشمه فضل و برتري است#1965- الاحسان رأس الفضل#1966- احسان، مردمان را به بندگي آرد#1966- الاحسان يستعبد الانسان#1967- احسان و نيكو كاري بدي را محو ميسازد#1967- الاساءة يمحاها الاحسان#1968- فضيلت و برتري با احسان و نيكو كاري است#1968- الفضل مع الاحسان#1969- كريم آن كسي است كه آغاز به احسان كند (نه اين كه احسان ديگري را به احسان پاداش دهد) الاحسان يسترقّ الاِنسان احسان به بندگي در آورد انسان را#1969- الكريم من بدأ باحسانه#1970- احسان، اندوخته و ذخيره‏اي است، كه شخص كريم او را حيازت كند و به دست آورد#1970- الاحسان ذخر و الكريم من حازه#1971- پاداش دادن احسان را به بدي، كفران و ناسپاسي است#1971- الجزاء علي الاحسان بالاساءة كفران#1972- بهترين فضيلت‏ها احسان به كسي است كه (نسبت به شما) بدي كرده#1972- الاحسان الي المسيء أحسن الفضل#1973- احسان به شخص بد كار، دشمن (و دشمني) را اصلاح كند#1973- الاحسان الي المسيء يستصلح العدوّ#1974- انسان نيكو كار زنده است و گر چه به گورستان منتقل گشته، و از اين جهان رفته باشد#1974- المحسن حيّ و ان نقل الي منازل الأموات#1975- نيكو كار كسي است كه احسانش فرا گير باشد و به همه مردم احسان كند (نه به گروه خاص و روي غرض و هدف مخصوصي)#1975- المحسن من عمّ النّاس بالاحسان#1976- به دنبال آوردن احسان را به احسان ديگري (پي در پي احسان كردن) از كمال جود و بخشندگي است#1976- اتّباع الاحسان بالاحسان من كمال الجود#1977- نيكي كردن، سرشت و غريزه نيكان است، و بدي كردن سرشت بد كاران#1977- الاحسان غريزة الاخيار و الاساءة غريزة الأشرار#1978- نيكي كن، و ديگران را برده گير#1978- أحسن تسترقّ#1979- نيكي كن و سپاس مردم را بر گير#1979- أحسن تشكر#1980- نيكي كن به كسي كه مالك او هستي تا نيكي كند به تو آن كس كه مالك تو است#1980- أحسن الي من تملك رقّة يحسن اليك من تملّك رقّك#1981- قرار ده پاداش نعمتي را كه خدا به تو داده، احسان به كسي كه به تو بدي كرده است#1981- اجعل جزاء النّعمة عليك الاِحسان الي من اساء اليك#1982- احسان كن بر هر كه خواهي، و امير و فرمانرواي او باش#1982- احسن الي من شئت و كن اميره#1983- احسان كن تا به تو احسان كنند#1983- احسن يحسن اليك#1984- به شخص بد كار نيكي كن و اختيار او را در دست گير#1984- أحسن الي المسيء تملكه#1985- به كسي كه به تو بدي كرده نيكي كن، و از كسي كه بر تو جنايتي كرده در گذر#1985- احسن الي من اساء اليك و اعف عمّن جني عليك#1986- كارهاي نيكو كارانه را غنيمت شمار و عهد و پيمانهاي برادران ديني را رعايت كن#1986- اغتنم صنائع الاحسان و ارع ذمم الاِخوان#1987- برترين ايمان (يعني عمل از روي ايمان) احسان و نيكو كاري است#1987- افضل الاِيمان الاِحسان#1988- برترين گنجها آزاد مردي است كه (در اثر احسان دوست شما شده و) اندوخته و ذخيره‏اي (براي شما) باشد#1988- افضل الكنوز حرّ يدّخر#1989- به راستي كه مؤمنان نيكوكارانند (يعني) يكي از نشانه‏هاي ايمان نيكوكاري است)#1989- انّ المؤمنين محسنون#1990- شايسته‏ترين مردم به احسان كردن (به ديگران) كسي است كه خداي تعالي به او احسان كرده و دستهاي او را به توانايي گشوده (و او را در مال و ثروت توسعه داده است)#1990- احقّ النّاس بالاحسان من احسن اللَّه اِليه و بسط بالقدرة يديه#1991- به راستي كه نيكي كردن و احسان تو به كساني كه با تو نيرنگ زنند و نسبت به تو حسد ورزند، بيشتر آنان را خشمگين كند از مشاهده كارهاي بدي كه در برابر عمل خود از تو ببينند، و از اين گذشته احسان تو ايشان را به صلاح نيز دعوت كند(و سبب اصلاح آنان گردد)#1991- انّ احسانك الي من كادك من الاضداد و الحسّاد لأغيظ عليهم من مواقع اساءتك منهم، و هو داع اِلي صلاحهم#1992- من در احسان كردن به كسي كه به او احسان نكرده‏ام مخيّرم (و آزادم) اما نسبت به كسي كه به او احسان كرده‏ام (در ادامه آن) در گرو آن هستم كه احسان به او را به اتمام رسانم، زيرا اگر به اتمام رساندم، آن را نگهداري نموده‏ام، و اگر احسان را قطع كنم آن را ضايع و ت#1992- انا مخيّر في الاحسان الي من لم احسن اليه، و مرتهن باتمام الاِحسان اِلي من احسنت اليه، لأنّي اِذا أتممته فقد حفظته، و اِذا قطعته، فقد أضعته، و اذا اضعته فلم فعلته#1993- به راستي كه تو اگر احسان كني نفس خود را گرامي داشته‏اي و در حقيقت به نفس خود احسان كرده‏اي#1993- انّك ان احسنت فنفسك تكرم و اليها تحسن#1994- آفت (رسيدن به) قدرت احسان نكردن و منع آن است#1994- آفة القدرة منع الاحسان#1995- هر گاه بخواهي نيكيهاي تو نزد مردم بزرگ باشد، بايد آنها در چشم تو بزرگ نباشد#1995- اِذا أردت أن تعظم محاسنك عند النّاس فلا تعظم في عينك#1996- به وسيله احسان به بردگي در آيد انسان#1996- بالاحسان يستعبد الانسان#1997- با احسان دلها به اختيار در آيد#1997- بالاحسان تملك القلوب#1998- با احسان، آزادگان در اختيار در آيند#1998- بالاحسان يملك الأحرار#1999- به وسيله احسان و به وسيله پوشاندن گناهان با گذشت از گنهكار، عظمت و مجد بزرگ گردد#1999- بالاحسان و تغمّد الذّنوب بالغفران يعظم المجد#2000- به وسيله احسان، مردمان به بردگي در آيند#2000- بالاحسان تسترقّ الرّقاب#2001- انكار كردن احسان، انسان را بر زشتي منّت گذاردن ميخواند#2001- جحود الاحسان يحدو علي قبح الامتنان#2002- انكار كردن احسان، موجب حرمان و بيبهره ماندن از آن شود#2002- جحود الاحسان يوجب الحرمان#2003- بهترين بندگان كسي است كه هر گاه كار نيكي بكند شادمان گردد، و چون كار بدي انجام دهد آمرزشخواهي كند#2003- خير العباد من اذا أحسن استبشر و اذا أساء استغفر#2004- اساس احسان، احسان كردن به مؤمنان است#2004- رأس الاحسان الاحسان الي المؤمنين#2005- اساس ايمان احسان كردن به مردمان است#2005- رأس الاِيمان الاحسان الي النّاس#2006- زكات پيروزي، احسان و نيكو كاري است#2006- زكاة الظّفر الاحسان#2007- زيور اسلام، انجام دادن نيكو كاري است#2007- زينة الاسلام اعمال الاحسان#2008- وسيله و ابزار محبّت احسان است#2008- سبب المحبّة الاحسان#2009- با برادران ايماني با احسان مصاحبت كن و گناهان و خطا كارهايشان را با گذشت و آمرزش بپوشان#2009- صاحب الاخوان بالاحسان و تغمّد ذنوبهم بالغفران#2010- نيكوكاريها از فضائل و برتريهاي انسان است#2010- صنائع الاحسان من فضائل‏ الانسان#2011- كار بد را با احسان پاسخ دهيد#2011- ضادّوا الاساءة بالاحسان#2012- خوشا به حال كسي كه به بندگان خدا احسان كند، و براي معاد خود توشه برگيرد#2012- طوبي لمن أحسن الي العباد و تزوّد للمعاد#2013- ستمكاري و ظلم به احسان است كه آن را در غير جايگاه آن بنهند#2013- ظلم الاحسان وضعه في غير موضعه#2014- بر تو باد به احسان كه برترين كشت و كار، و سودمندترين سرمايه است#2014- عليك بالاحسان فانّه افضل زراعة و أربح بضاعة#2015- بر شما باد به احسان و نيكو كاري به بندگان خدا، و دادگستري در ميان شهرها، تا هنگام قيام و بر پا ايستادن شاهدان (در روز قيامت) ايمن باشيد#2015- عليكم بالاحسان الي العباد و العدل في البلاد تأمنوا عند قيام الأشهاد#2016- بر شما باد به نيكو كاري و خوشرفتاري و احسان به خويشان و همسايگان كه اين هر دو، عمرها را طولاني و شهرها را آباد گرداند#2016- عليكم بصنائع الاحسان و حسن البرّ بذوي الرّحم و الجيران فاِنّهما يزيدان في الأعمار و يعمران الدّيار#2017- در هنگام پي در پي آمدن احسان و نيكي است كه آزادگان به بردگي در آيند#2017- عند تواتر البرّ و الاحسان يتعبّد الحرّ#2018- خو گرفتن به نيكو كاري، مايه و اساس توانايي انجام كارهاست#2018- عادة الاحسان مادّة الامكان#2019- خوي نادانان خام و بيتجربه، بريدن و قطع مادّه‏هاي احسان و نيكو كاري است#2019- عادة الاغمار قطع موادّ الاحسان#2020- در شگفتم از كسي كه برده‏ها را با مال خود ميخرد و آزاد ميكند، چگونه است كه آزادگان را با احسان خود نميخرد تا برده خويش گرداند#2020- عجبت لمن يشتري العبيد بماله فيعتقهم كيف لا يشتري الأحرار باحسانه فيسترقّهم#2021- سر آغاز زيركي و نجابت، احسان به مردم است#2021- عنوان النّبل الاحسان الي النّاس#2022- فضيلت و برتري انسان، بخشش و احسان است#2022- فضيلة الانسان بذل الاحسان#2023- احسان خود را (براي فرداي قيامت) از پيش فرست تا غنيمت يابي#2023- قدّم احسانك تغنم#2024- هر شخص نيكوكاري، انس و آرامش برقرار كند (و ديگران را به خود مأنوس كند)#2024- كلّ محسن مستأنس#2025- چه بسا انسانها كه احساني او را به بردگي در آورده است#2025- كم من انسان استعبده احسان#2026- ضامن دوام و بر جا ماندن توانگري و توانمندي، احسان پي در پي است#2026- كافل دوام الغني و الامكان اتباع الاحسان الاحسان#2027- كسي كه به احسان تو اعتماد داشته باشد بيمناك باشد بر سلطنت تو (و در صدد استحكام آن بر آيد)#2027- من وثق باحسانك اشفق علي سلطانك#2028- كسي كه به روز جزا يقين داشته باشد احسان و نيكو كاري كند (نه ظلم و بيدادگري)#2028- من أيقن بالجزاء أحسن#2029- كسي كه يقين (به پاداش الهي و روز جزا) داشته باشد احسان كند#2029- من أيقن أحسن#2030- كسي كه احسان كند ستايش و ثناي مردم را به دست آورد#2030- من أحسن اكتسب حسن الثّناء#2031- كسي كه احسان معهودي را كه خود را بدان عادت داده قطع كند، خداوند توانمندي موجود او را (بر احسان كردن) قطع كند#2031- من قطع معهود احسانه قطع اللَّه موجود امكانه#2032- كسي كه احسان (ديگران) را كتمان كند (و بپوشاند) به حرمان (و محروميّت از احسان) كيفر شود#2032- من كتم الاحسان عوقب بالحرمان#2033- كسي كه جلوگيري كند از احسان (و به مردم نيكي نكند) امكان و توانايي (احسان) از او گرفته شود#2033- من منع الاحسان سلب الامكان#2034- هيچگاه انسان به بندگي در نيايد تا آن گاه كه احسان او را فرا گيرد#2034- لن يسترقّ الانسان حتّي يغمره الاحسان#2035- به مجد و عظمت نرسد كسي كه ستايش مردم از او گذشته (و به سوي ديگران رفته) است#2035- لم يدرك المجد من عداه الحمد#2036- اگر احسان به صورت شخصي در ميآمد (و مجسم ميشد) او را به شكلي زيبا مشاهده ميكرديد كه زيبايياش بر همه جهانيان فائق و برتر بود#2036- لو رأيتم الاحسان شخصا لرأيتموه شكلا جميلا يفوق العالمين#2037- كسي كه احسانش بسيار شد برادران ايمانياش او را دوست دارند#2037- من كثر احسانه احبّه اخوانه#2038- كسي كه احسانش بسيار شد خدمتكاران و كمك كارانش بسيار شوند#2038- من كثر احسانه كثر خدمه و أعوانه#2039- كسي كه به مردم احسان كند محبت و دوستي آنها نسبت به او پاينده خواهد بود#2039- من أحسن الي النّاس استدام منهم المحبّة#2040- كسي كه احسان گذشته‏اي كه به او شده قضا كند (يعني تلافي كند) آزادگياش كامل است#2040- من قضي ما أسلف من الاحسان فهو كامل الحرّية#2041- كسي كه به رعيّت خود احسان كند خداي تعالي بال رحمت خود بر او بگشايد، و او را در مغفرت و آمرزش خويش در آورد#2041- من احسن الي رعيّته نشر اللَّه عليه جناح رحمته و أدخله في مغفرته#2042- كسي كه به مردم احسان كند سرانجام كارهايش نيكو شود و راههاي آن برايش آسان گردد#2042- من أحسن الي النّاس حسنت عواقبه و سهلت له طرقه#2043- كسي كه احسان كند به آنكه به او بدي كرده، همه فضائل را برگرفته است#2043- من أحسن الي من أساء اليه فقد اخذ بجوامع الفضل#2044- كسي كه احسان پي در پي كند، و جنايتهاي برادران و همسايگان را تحمل كند به راستي كه نيكي را به كمال رسانده است#2044- من اتبع الاحسان بالاحسان و احتمل جنايات الاخوان و الجيران فقد أكمل البرّ#2045- از بهترين بزرگواريها، احسان به كسي است كه به انسان بدي كرده است#2045- من احسن الكرم الاحسان الي المسيء#2046- از برترين احسانها احسان به نيكان است#2046- من افضل الاحسان الاحسان الي الابرار#2047- گردنها در برابر چيزي همچون احسان فروتن و تسليم نشده است#2047- ما استرقّت الاعناق بمثل الاحسان#2048- رفعت و بلندي مقام با احسان است#2048- مع الاحسان تكون الرّفعة#2049- هيچ كس نزد من به وسيله‏اي متوسّل نشده كه بزرگتر باشد از توسّل جستن به نعمتي كه پيشي گرفته از من به سوي او، تا بر آن بيفزايم و همتاي آن را به دنبال آن بياورم، زيرا جلوگيري كردن از دنباله‏ها قطع كند سپاس آغازين‏ها را#2049- ما توسّل احد اليّ بوسيلة اجلّ عندي من يد سبقت منّي اليه لاربيّها عنده باتباعها أختها، فانّ منع الأواخر يقطع شكر الأوائل#2050- چيزي همانند احسان، مردمان گرامي و والا مقام را به بردگي در نياورد#2050- ما استعبد الكرام بمثل الاِكرام#2051- نيكو توشه‏اي است براي معاد، احسان به بندگان خدا#2051- نعم زاد المعاد الاحسان الي العباد#2052- نبايد نيكو كار و بدكار نزد تو يكسان باشند، كه اين كار سبب ميشود تا نيكو كار در احسان خود بيرغبت شود، و بد كار در عمل بد خود شتاب بگيرد#2052- لا يكن المحسن و المسيء عندك سواء فانّ ذلك يزهّد المحسن في الاحسان و يتابع المسيء الي الاساءة#2053- حتما نبايد برادرت در مورد بدي كردن بر تو نيرومندتر باشد از تو در مورد احسان به او#2053- لا يكوننّ اخوك علي الاساءة اليك اقوي منك علي الاحسان اليه#2054- منقبتي (و چيزي كه مايه فخر و مباهات باشد) بهتر از احسان نيست#2054- لا منقبة افضل من الاحسان#2055- برتري و فضيلتي بزرگتر از احسان نيست#2055- لا فضيلة اجلّ من الاحسان#2056- هيچ گاه پي آمدهاي احسان و نيكي مورد نكوهش قرار نگيرد#2056- لا تذمّ أبدا عواقب الاِحسان#2057- غفران و مغفرت الهي را به دست نياورد جز آن كس كه بدي را به احسان پاداش دهد (و به جاي بدي احسان كند)#2057- لا يحوز الغفران الّا من قابل الاساءة بالاحسان#2058- رهنمون گردد به افراد نيكوكار، آنچه كه بر زبان نيكان در باره آنان جاري شود، و نيز به كارهاي نيك و سيره و روش زيبا#2058- يستدلّ علي المحسنين بما يجري لهم علي ألسن الاخيار و حسن الأفعال و جميل السّيرة#2059- مردمان فرزند كارهاي نيكي هستند كه انجام دهند#2059- النّاس أبناء ما يحسنون