﻿#3270- چه بسا دارويي كه دردي را به بار آورد#3270- ربّ دواء جلب داء#3271- چه بسا دارويي كه به درد باز گردد#3271- ربّ داء انقلب دواء#3272- چه بسا دارويي كه درد زاست#3272- ربّما كان الدّواء داء#3273- راه برو با بيماري خود تا زماني كه با تو راه آيد#3273- امش بدائك ما مشي بك#3274- چه بسا كه بيماري كه شفا و درمان است#3274- ربّما كان الدّاء شفاء#3275- گاهي است كه به هم آمدن زخم و بسته شدن آن زيان رساند#3275- قد يعيي اندمال الجرح#3276- براي هر زنده‏اي بيماري و دردي است#3276- لكلّ حيّ داء#3277- براي هر بيماري دارويي است#3277- لكلّ علّة دواء#3278- كسي كه بيمارياش زياد شد بهبود او شناخته نشود#3278- من كثرت ادواؤه لم يعرف شفاؤه#3279- كسي كه بيماري و دردي را كه به او رسيده سه روز پنهان دارد، و در آن (سه روز تنها) به درگاه خداي سبحان شكوه خويش برد، خداي سبحان او را عافيت خواهد داد#3279- من كتم وجعا أصابه ثلاثة ايّام و شكي الي اللَّه سبحانه كان اللَّه سبحانه معافيه#3280- كسي كه پنهان كند درد نهان خود را عاجز و ناتوان گردد طبيب از درمان او#3280- من كتم مكنون دائه عجز طبيبه عن شفائه#3281- كسي كه تو سبب افتادن او در بلايي گشته‏اي، بر تو واجب است لطف كردن در علاج درد او#3281- من كنت سببا له في بلائه وجب عليك التّلطّف في علاج دائه#3282- كسي كه تحمل تلخي دارو را نكند درد او ادامه يابد#3282- من لم يحتمل مرارة الدّواء دام المه#3283- هر جگري را سوزشي است#3283- لكلّ كبد حرقة#3284- درماني نيست براي كسي كه به درد خود دلبستگي پيدا كرده، و در دلش جايگيري شده است#3284- لا دواء لمشغوف بدائه#3285- درماني نيست براي بيماري كه دردش را از طبيب خود پنهان كند#3285- لا شفاء لمن كتم طبيبه داءه