﻿#2932- دنيا (آدمي را) به خواري كشاند#2932- الدّنيا تسلم#2933- دنيا زماني است كوتاه، و آخرت ابدي است و جاويدان#2933- الدّنيا امد، الآخرة أبد#2934- دنيا، گمراه ميكند#2934- الدّنيا تغوي#2935- دنيا زيان رساند، و آخرت شادمان گرداند#2935- الدّنيا تضرّ، الآخرة تسرّ#2936- دنيا، زيان و خسران است#2936- الدّنيا خسران#2937- دنيا، فاني و نابود شدني است#2937- الدّنيا فانية#2938- دنيا، به تصادف و اتفاق داده شده ولي آخرت از روي استحقاق و شايستگي است#2938- الدّنيا بالاتّفاق، الآخرة بالاستحقاق#2939- دنيا، سايه‏اي است رفتني#2939- الدّنيا ظلّ زائل#2940- كمال در دنيا (و رسيدن به دلخواه و تمامي خواسته‏ها) ناياب است#2940- الكمال في الدّنيا مفقود#2941- دنيا، بازار زيان و خسران است#2941- الدّنيا سوق الخسران#2942- دنيا، كشتزار بديهاست (و غالبا تخم بدي در آن بكارند)#2942- الدّنيا مزرعة الشّرّ#2943- دنيا، وسيله خنده كساني است كه چشم گريان دارند#2943- الدّنيا ضحكة مستعبر#2944- دنيا خانه محنتها و رنجهاست#2944- الدّنيا دار المحن#2945- دنيا گذرگاه آخرت است#2945- الدّنيا معبرة الآخرة#2946- دنيا مطلّقة (و همسر طلاق داده) زيركان است#2946- الدّنيا مطلّقة الاكياس#2947- سراي زود گذر دنيا آرمان پليدان است#2947- العاجلة منية الارجاس#2948- خوشحالي و شادمان شدن به دنيا حماقت و كم عقلي است#2948- الفرح بالدّنيا حمق#2949- دنيا فريب دهد و زيان زند و بگذرد#2949- الدّنيا تغرّ و تضرّ و تمرّ#2950- دنيا، جايگاه آفتهاست#2950- الدّنيا محلّ الآفات#2951- كسي كه به دنيا بپيوندد از آخرت و كمالات بريده شده است#2951- المواصل للدّنيا مقطوع#2952- دنيا آرمان بدبختان است#2952- الدّنيا منية الاشقياء#2953- دنياي زود گذر فريب (يا فريب دهنده) احمقان است#2953- العاجلة غرور الحمقي#2954- دنيا لغزشگاه و جاي افتادن عقلها و خردهاست#2954- الدّنيا مصرع العقول#2955- دنيا جايگاه دگرگونيهاست#2955- الدّنيا محلّ الغير#2956- دنيا سراي محنت و اندوه است#2956- الدّنيا دار المحنة#2957- دنيا غنيمت مردمان احمق و كم خرد است#2957- الدّنيا غنيمة الحمقي#2958- رغبت در دنيا دشمني آرد#2958- الرّغبة في الدّنيا توجب المقت#2959- دنيا همچون روزي است گذشته و ماهي است كه به سر آمده#2959- الدّنيا كيوم مضي و شهر انقضي#2960- دنيا سراي غريبان و وطن مردمان بخت برگشته است#2960- الدّنيا دار الغرباء و موطن الاشقياء#2961- شيفته شدن به دنيا بزرگترين فتنه است#2961- الوله بالدّنيا أعظم فتنة#2962- دنيا همان گونه كه جبران شكستگي ميكند، ميشكند#2962- الدّنيا كما تجبر تكسر#2963- اسباب و  وسايل دنيا بريدني، و عاريتهاي آن بازگشتني است#2963- أسباب الدّنيا منقطعة و عواريها مرتجعة#2964- دنيا زهري است و خورنده آن كسي است كه آن را نميشناسد#2964- الدّنيا سمّ آكله من لا يعرفه#2965- دنيا مركز بدي و جايگاه فريب است#2965- الدّنيا معدن الشّرّ و محلّ الغرور#2966- دنيا نوشيدني صاف و بيآلايشي نيست براي كسي كه بخواهد بنوشد، و به دنيا دار، وفا نكند#2966- الدّنيا لا تصفوا لشارب و لا تفي لصاحب#2967- دنيا آكنده و مالامال به مصيبتها است، و كوبنده درهاست در شب، كه دردها و حادثه‏هاي ناگوار بياورد#2967- الدّنيا مليئة بالمصائب طارقة بالفجائع و النّوائب#2968- دنيا جابجا شونده و نابود شدني است كه اگر فرضا براي تو پايدار بماند، تو براي آن پايدار نخواهي ماند#2968- الدّنيا منتقلة فانية ان بقيت لك لم تبق لها#2969- مردم فرزندان دنيا هستند، و فرزند بر دوستي مادرش سرشته شده است#2969- النّاس أبناء الدّنيا و الولد مطبوع علي حبّ امّه#2970- دنيا اگر باز شود (و رو آورد) باز شود، و اگر پراكنده شود برود (و به ديگري منتقل شود)#2970- الدّنيا ان انجلت انجلت، و اذا جلت ارتحلت#2971- دنيا معامله و داد و ستدي است زيان دار، و اين انسان است كه در اين معامله زيان ميكند#2971- الدّنيا صفقة مغبون و الانسان مغبون بها#2972- دنيا بهره‏اي است حاضر كه ميخورند از آن نيكو كار و بد كار، و آخرت سرايي است پا بر جا و با حقيقت كه حكومت كند در آن پادشاهي توانا#2972- الدّنيا عرض حاضر، يأكل منه البرّ و الفاجر، و الآخرة دار حقّ يحكم فيها ملك قادر#2973- دنيا سايه ابر، و رؤيايي است كه در خواب بينند#2973- الدّنيا ظلّ الغمام و حلم المنام#2974- دلبستگي به دنيا با مشاهده دگرگونيهاي آن، ناداني است#2974- الرّكون الي الدّنيا مع ما يعاين من غيرها جهل#2975- فريب خورده كسي است كه به دنيا سرگرم شود و بهره آخرت از دستش برود#2975- المغبون من شغل بالدّنيا وفاته حظّه من الآخرة#2976- دلبستگي به دنيا با مشاهده گردش و چرخش آن، ناداني است#2976- الرّكون الي الدّنيا مع ما يعاين من سوء تقلّبها جهل#2977- مجموعه دنيا مصيبتهايي است فجيع و مرگ‏هايي است دردناك، و عبرتهايي است قاطع و برنده#2977- الدّنيا مصائب مفجعة و منايا موجعة و عبر مقطّعة#2978- دنيا فريبنده‏اي است كه دوام ندارد، و سرابي است كه زوال پذيرد، و تكيه گاهي است متمايل به كجي كه فرو ريزد#2978- الدّنيا غرور حائل و سراب زائل و سناد مائل#2979- دنيا دام و كمند جانها و قرارگاه هر زيان و سختي است#2979- الدّنيا شرك النّفوس و قراره كلّ ضرّ و بؤس#2980- اوقات دنيا اگر چه به درازا كشد كوتاه است، و بهره‏مندي از آن اگر چه بسيار باشد اندك خواهد بود#2980- أوقات الدّنيا و ان طالت قصيرة، و المتعة بها و ان كثرت يسيرة#2981- خويشتن را از دنيا باز دار تا نسبت به بازگشتگاه خود (سراي آخرت) نيكبخت گردي و جايگاه خود را اصلاح كني#2981- اعزف عن دنياك تسعد بمنقلبك و تصلح مثواك#2982- به دنيا بنگر نگريستن كسي كه بدان رغبتي ندارد و از آن جدا گردد، و منگر بدان نگريستن عاشقي شيدا#2982- انظر الي الدّنيا نظر الزّاهد المفارق، و لا تنظر اليها نظر العاشق الوامق#2983- واگذاريد و رها كنيد اين دنياي مذموم و نكوهيده را كه واگذارده است آنهايي را كه علاقه‏شان از شما به دنيا بيشتر بوده (و به آنها وفا نكرده تا چه رسد به شما)#2983- ارفضوا هذه الدّنيا ذميمة فقد رفضت من كان اشعف بها منكم#2984- بگريزيد از دنيا و دلهاتان را از آن باز گردانيد، كه دنيا زندان مؤمن است، بهره‏اش از دنيا اندك، و خرد و عقل او نسبت به دنيا بيمار، و ديده او در باره آن كند است#2984- اهربوا من الدّنيا و اصرفوا قلوبكم-  عنها، فانّها سجن المؤمن حظّه منها قليل، و عقله بها عليل و ناظره فيها كليل#2985- رها كنيد اين دنيايي كه شما را رها كرده اگر چه رهايي آن را دوست نميداريد، و اين بيوفايي كه بدنهاتان را كهنه كرده با اين كه شما نو كردن آن را دوست ميداريد#2985- ارفضوا هذه الدّنيا التّاركة لكم و ان لم تحبّوا تركها، و المبيلة اجسادكم علي محبّتكم لتجديدها#2986- بپرهيز از دنيا كه كمند شيطان، و تباه كننده ايمان است#2986- احذر الدّنيا فانّها شبكة الشّيطان و مفسدة الايمان#2987- بر تو باد كه پرهيز كني از دوستي دنيا كه اين دوستي ريشه هر خطا و معدن هر بلا و گرفتاري است#2987- ايّاك و حبّ الدّنيا فانّها أصل كلّ خطيئة و معدن كلّ بليّة#2988- بر تو باد كه بپرهيزي از اين كه بهره خويش را از پروردگار خود، و منزلتت را در پيشگاه او، به اندكي از علف خشكيده دنيا بفروشي#2988- ايّاك أن تبيع حظّك من ربّك و زلفتك لديه بحقير من حطام الدّنيا#2989- بر تو باد كه بپرهيزي از اين كه مرگ بر تو فرود آيد در حالي كه به صورت برده‏اي فراري به دنبال دنيا باشي#2989- ايّاك ان ينزل بك الموت و انت آبق عن ربّك في طلب الدّنيا#2990- بر تو باد كه پرهيز كني از اين كه شيفته و شيداي دنيا گردي كه براي تو بدبختي و گرفتاري به بار آورد، و وادار كند تو را به اين كه سراي پايدار و ماندني را به دنيا ناپايدار و فاني بفروشي#2990- ايّاك و الوله بالدّنيا فانّها تورثك الشّقاء و البلاء، و تحدوك علي بيع البقاء بالفناء#2991- هان بدانيد كه دنيا سرايي است كه كسي در آن سالم نماند جز به وسيله بيرغبتي در آن، و رهايي نيابد كسي به وسيله‏ چيزهايي كه مربوط است بدان#2991- ألا و انّ الدّنيا دار لا يسلم منها الّا بالزّهد فيها، و لا ينجي منها بشيء كان لها#2992- بپرهيزيد از چيره شدن دنيا بر شما كه حاضر و موجود آن ناپاك و آلوده، و آينده‏اش اندوه و غصّه است#2992- ايّاكم و غلبة الدّنيا علي أنفسكم فانّ عاجلها نغصة و آجلها غصّة#2993- آيا آزاد مردي هست كه اين ته مانده دنيا را به اهلش وا گذارد#2993- ألا حرّ يدع هذه اللّماظة لاهلها#2994- آگاه باشيد كه دنيا گويا پايان يافته و وداع خويش را اعلام داشته، معروف آن منكر گشته و تازه آن كهنه شده، و فربه آن لاغر گرديده است#2994- ألا و انّ الدّنيا قد تصرّمت و آذنت بانقضاء و تنكّر معروفها و صار جديدها رثّا و سمينها غثّا#2995- هان بدانيد كسي كه براي آخرت آفريده شده او را با دنيا چه كار و با مال و ثروت چه كند كسي كه بزودي آن را از وي بگيرند و حسابرسي و وبالش به گردن او بماند#2995- ألا و ما يصنع بالدّنيا من خلق للآخرة و ما يصنع بالمال من عمّا قليل يسلبه و يبقي عليه حسابه و تبعته#2996- هان بدانيد كه امروز روز تمرين و آمادگي، و فردا روز مسابقه است، جايزه برندگان بهشت، و سر انجام عقب ماندگان دوزخ است#2996- الا و انّ اليوم المضمار و غدا السّباق، و السّبقة الجنّة و الغاية النّار#2997- هان به راستي آنچه از دنيا روي آورده بود پشت كرده، و آنچه پشت كرده بود روي آورده است#2997- ألا و انّه قد ادبر من الدّنيا ما كان مقبلا و اقبل منها ما كان مدبرا#2998- بندگان برگزيده خدا آماده كوچ و رحيل شده، و اين اندك دنياي ناپايدار را به آخرت بسياري كه پايدار است فروخته‏اند#2998- و ازمع التّرحال عباد اللَّه الاخيار و باعوا قليلا من الدّنيا لا يبقي بكثير من الآخرة لا يفني#2999- آيا نميبينيد مردم دنيا را كه روز را به شب، و شب را به روز آوردند و هر كدام حالتي دارند، يكي مرده‏اي است كه بر او ميگريند، و ديگري زنده‏اي كه به او تسليت گويند، يكي در بستر بيماري افتاده و ديگري به عيادتش ميآيد، و آن ديگري در حال جان دادن است، يكي به دنبال دنيا ميرود در حالي كه مرگ در جستجوي او است، آن ديگري غافل و بيخبر از همه جا در صورتي كه مرگ و حوادث روزگار فراموشش نكرده‏اند، و به همين ترتيب بازماندگانند كه به دنبال گذشتگان ميروند#2999- أ و لستم ترون أهل الدّنيا يمسون و يصبحون علي احوال شتّي فميّت يبكي و حيّ يعزّي و صريع مبتلي و عائد يعود و آخر بنفسه يجود، و طالب للدّنيا و الموت يطلبه و غافل ليس بمغفول عنه و علي اثر الماضين ما يمضي الباقون#3000- بزرگترين خطاها دوستي دنياست#3000- أعظم الخطايا حبّ الدّنيا#3001- بهتر از پوشيدن دنيا به دور انداختن آن است#3001- أحسن من ملابسة الدّنيا رفضها#3002- زيرك‏ترين مردم كسي است كه دنيا را واگذارده است#3002- أكيس النّاس من رفض دنياه#3003- بزرگترين مصيبتها و بدبختيها شيفتگي به دنياست#3003- أعظم المصائب و الشّقاء الوله بالدّنيا#3004- زيانكارترين مردم كسي است كه به جاي آخرت به دنيا راضي و خشنود گشته است#3004- أخسر النّاس من رضي الدّنيا عوضا عن الآخرة#3005- دنيا داران هدف آماج حوادث ناگوار، و باده برده مصيبتها، و غارت شده اندوهها و رنجها هستند#3005- أهل الدّنيا غرض النّوائب و ذريّة المصائب و نهب الرّزايا#3006- نيكبخت‏ترين مردم نسبت به دنيا كسي است كه آن را واگذارد، و نيكبخت‏ترين مردم نسبت به آخرت كسي است كه براي آن كار كند#3006- اسعد النّاس بالدّنيا التّارك لها و اسعدهم بالآخرة العامل لها#3007- رساترين نصيحت كننده براي تو دنيا است اگر از آن پند گيري، بدانچه تو را نشان دهد از دگرگوني حالات، و آگاه كند تو را از دوريها و پراكندگيها#3007- أبلغ ناصح لك الدّنيا لو انتصحت بما تريك من تغاير الحالات و تؤذنك به من البين و الشّتات#3008- به راستي كه درون زمين مرده و ظاهر آن بيمار است#3008- انّ بطن الارض ميّت و ظهرها سقيم#3009- به راستي كه مسائل جدّي دنيا شوخي، و عزّتش خواري، و بلندياش پستي است#3009- انّ جدّ الدّنيا هزل و عزّها ذلّ و علوها سفل#3010- به راستي كه دنيا خانه نابودي و سختي و زوال و جابه‏جايي است، برابري نكند لذتهاي آن به كدورتهايش، و وفا نكند نيكبختيهايش به نكبتها و ناكاميهايش، و مقاومت نكند بالا رفتنش به فرود آمدنش#3010- انّ الدّنيا دار خبال و وبال و زوال و انتقال، لا تساوي لذّاتها تنغيصها، و لا تفي سعودها بنحو سها و لا يقوم صعودها بهبوطها#3011- به راستي هر آن كس در طلب خواستهاي مرغوب ناپايدار دنياست در اين راه نابود شود و در مورد بازگشتگاه خود نيز بدبخت گردد#3011- انّ النّفس الّتي تطلب الرّغائب الفانية، لتهلك في طلبها و تشقي في منقلبها#3012- به راستي كه نيكبختان دنيا در فرداي قيامت همان كساني هستند كه امروز از آن گريزانند#3012- انّ السّعداء بالدّنيا غدا هم الهاربون منها اليوم#3013- به راستي كه دنيا تباه كننده دين و زائل كننده يقين، اساس هر فتنه و ريشه هر رنج و محنت است#3013- انّ الدّنيا لمفسدة الدّين مسلبة اليقين، و انّها لرأس الفتن و اصل المحن#3014- كسي كه بهشت برين را به اين دنياي حاضر بفروشد تلاش و كوشش او تباه شود، و در سوداي خويش زيان كند#3014- انّ من باع جنّة المأوي لعاجلة الدّنيا، تعس جدّه و خسرت صفقته#3015- به راستي كه حكايت دنيا و آخرت حكايت مردي است كه دو زن دارد كه هر گاه يكي را راضي كند ديگري را خشمگين كرده است#3015- انّ مثل الدّنيا و الآخرة كرجل له امرأتان اذا ارضي احداهما أسخط الاخري#3016- كسي كه دنياي حاضر، بيشتر از آخرت، او را در اختيار گيرد، و كارهاي دنيا بيشتر از كارهاي آخرت بر او چيره گردد، به راستي كه سراي پايدار را به دنياي فاني و ناپايدار فروخته، و خانه جاويدان را به سراي نابودي معاوضه كرده و خود را به هلاكت افكنده، و بهره متغيّر و زوال پذير را براي خود پسنديده و خود را از راه راست باز داشته است#3016- انّ من كانت العاجلة أملك به من الآجلة، و امور الدّنيا اغلب عليه من امور الآخرة، فقد باع الباقي بالفاني، و تعوّض البائد عن الخالد و اهلك نفسه و رضي لها بالحائل الزّائل، و نكب بها عن نهج السّبيل#3017- به راستي كه-  دنيا خانه رنج و نابودي و دگرگوني و پند آموزي، و جايگاه فتنه و محنت است#3017- انّ الدّنيا دار عناء و فناء و غير و عبر و محلّ فتنة و محنة#3018- به راستي كه دنيا سراي مصيبتهاي بزرگ است، هر آن كس كه در رفتنش شتاب شود (و عمرش كوتاه گردد) دچار مصيبت خويش گردد، و هر كسي را كه مهلتش دهند (و عمر طولاني كند) دچار مصيبت دوستان خود گردد#3018- انّ الدّنيا دار فجائع من عوجل فيها فجع بنفسه، و من امهل فيها فجع باحبّته#3019- به راستي كه دنيا روي گردانده و وداع خويش را اعلام داشته، و آخرت روي آورده و طلايه آن آشكار گرديده است#3019- انّ الدّنيا قد ادبرت و آذنت بوداع، و انّ الآخرة قد أقبلت و أشرفت باطّلاع#3020- به راستي كه دنيا وارونه و واژگون شده، لذتهايش تيره كننده، بخششهايش اندوه‏زا، زندگي آن رنج و تعب، ماندنش ناپايدار، براي جوينده‏اش چموشي و سركشي كند، و سوار خود را به هلاكت افكند، و به كسي كه بدان اطمينان كند خيانت ورزد، و آنكه را به او اعتماد كند از جاي بركند، جمع آن به پراكندگي گرايد، و پيوندش بريده شود#3020- انّ الدّنيا معكوسة منكوسة لذّاتها تنغيص، و مواهبها تغصيص و عيشها عناء و بقائها فناء، تجمح بطالبها و تردي راكبها، و تخون الواثق بها، و تزعج المطمئنّ اليها، و انّ جمعها الي انصداع و وصلها الي انقطاع#3021- به راستي كه از پستي دنيا در پيشگاه‏خدا همين بس كه نافرماني خدا نشود جز در آن، و نرسد كسي بدانچه نزد خداست جز به واگذاردن و ترك آن#3021- انّ من هوان الدّنيا علي اللَّه ان لا يعصي الّا فيها، و لا ينال ما عنده الّا بتركها#3022- به راستي كه اين دنياي شما در ديده من پست‏تر است از تكّه استخوان خوكي كه در دست جذا ميباشد، و كوچك‏تر است از برگ گياهي كه در دهان ملخي باشد، علي را با نعمتهاي فاني و لذتهاي ناپايدار چه كار#3022- انّ دنياكم هذه لاهون في عيني من عراق خنزير في يد مجذوم، و احقر من ورقة في جرادة، ما لعليّ و نعيم يفني و لذّة لا تبقي#3023- به راستي كه دنيا همچون ماري است كه دستمالياش نرم و زهرش كشنده است، در گذر از آنچه خوش آيد تو را از اين دنيا به خاطر آنكه مصاحبتش با تو اندك است، و در حالي كه انس تو به آن بيشتر است در همان حال پرهيز تو از آن سخت‏تر باشد#3023- انّ الدّنيا كالحيّة ليّن مسّها قاتل سمّها، فاعرض عمّا يعجبك فيها لقلّة ما يصحبك منها، و كن آنس ما تكون بها احذر ما تكون منها#3024- به راستي كه دنيا همچون غول است گمراه كند كسي را كه فرمانش برد، و نابود گرداند كسي را كه پاسخش دهد، و به راستي زوالش سريع، و انتقال و جابه‏جايي آن شتابان است#3024- انّ الدّنيا كالغول تغوي من اطاعها، و تهلك من اجابها، و انّها لسريعة الزّوال و شيكة الانتقال#3025- به راستي كه دنيا رو آورد بسان رو آوردن جوينده، و پشت كند بسان پشت كردن گريزنده، بپيوندد همچون پادشاهان، و جدا شود جدا شدن آدمهاي شتابان#3025- انّ الدّنيا تقبل اقبال الطّالب و تدبر ادبار الهارب، و تصل مواصلة الملوك، و تفارق مفارقة العجول#3026- به راستي كه دنيا مركبي است سركش و كج رفتار، باز دارنده و انكار كننده است، از راه حق به يكسو رود، و منحرف گردد، حالتش جابه‏جا كردن و آرامشش لرزان، عزتش خواري، و جدّي بودنش شوخي، زيادياش اندك و بلندياش پايين، مردم آن در حال سختي و جان كندن، و پيوستن و جدا شدن هستند، و دنيا سراي ربودن و غارت و هلاكت است#3026- انّ الدّنيا لهي الكنود العنود و الصّدود الجحود، و الحيود الميود، حالها انتقال و سكونها زلزال، و عزّها ذلّ و جدّها هزل و كثرتها قلّ و علوّها سفل، أهلها علي ساق و سياق و لحاق و فراق، و هي دار حرب و سلب و نهب و عطب#3027- به راستي كه دنيا خانه‏اي است عاريتي و جاي ماندن نيست، خير و خوبي آن اندك، و شرّ و بدي آن آماده، و دارايي آن ربوده شود، و آبادش ويران گردد#3027- انّ الدّنيا منزل قلعة و ليست بدار نجعة، خيرها زهيد و شرّها عتيد و ملكها يسلب و عامرها يخرب#3028- به راستي كه دنيا فريب دهنده‏اي است دگرگون شونده، سايه‏اي است رفتني، تكيه گاهي است كج، بخشش را به مصيبت و آرزو را به مرگ پيوند زند#3028- انّ الدّنيا غرور حائل و ظلّ زائل و سناد مائل، تصل العطيّة بالرّزيّة و الامنيّة بالمنيّة#3029- به راستي كه دنيا زندگياش كوتاه و خير و خوبياش اندك، اقبالش نيرنگ، و ادبارش مصيبت، لذتهايش نابود شدني و فاني، ولي پي آمدهايش به جاي ماندني است#3029- انّ الدّنيا عيشها قصير و خيرها يسير و اقبالها خديعة و ادبارها فجيعة و لذّاتها فانية، و تبعاتها باقية#3030- دنيا سرايي است كه آغازش رنج و سختي، و انجامش فنا و نيستي، در حلال آن حساب و در حرامش عقاب است، هر كه در دنيا توانگر شود به فتنه افتد، و هر كه فقير و نيازمند گردد اندوهناك شود#3030- انّ الدّنيا دار اوّلها عناء و آخرها فناء، في حلالها حساب و في حرامها عقاب، من استغني فيها فتن و من افتقر فيها حزن#3031- به راستي كه دنيا بدنها را كهنه و اميدها را نو و تازه كند، مرگ را نزديك و آرزوها را دور گرداند، هر گاه آرام گيرد دنيا دار به شادماني و سروري، او را بركند از آن سرور و شادماني به سوي گرفتاري و محذوري#3031- انّ الدّنيا تخلق الابدان و تجدّد الآمال و تقرّب المنيّة و تباعد الامنيّة كلّما اطمئنّ صاحبها منها الي سرور اشخصته منها الي محذور#3032- به راستي كه دنيا سراي ناپايدار و گذرا، و جايگاه سختي و مشقت است، ساكنانش مسافر و مقيمانش مجبور به ترك آن هستند، زرق و برقش نيرنگ، و گفتارش دروغ، اموال و ثروتش يغماي غارتگران، متاع گرانبهايش غنيمت دزدان، آگاه باشيد كه دنيا همچون زني است روسپي هوس انگيز كه خود را نشان دهد و سپس با نفرت پشت كند، و همچون مركبي است سركش كه از رفتار باز ايستد، و دروغگويي است خيانت پيشه#3032- انّ الدّنيا دار شخوص و محلّة تنغيص، ساكنها ظاعن و قاطنها بائن و برقها خالب و نطقها كاذب و اموالها محروبة و اعلاقها مسلوبة، الا و هي المتصدّية العتون و الجامحة الحرون و المانية الخئون#3033- به راستي كه دنيا خانه محنتها و جايگاه فتنه‏هاست، كسي كه در راهش تلاش كند، از دستش برود، و كسي به دنبالش نرود به سراغش آيد، كسي كه به سويش نظر افكند كورش كند، و كسي كه بينايي و بصيرت از آن بجويد بينايش گرداند#3033- انّ الدّنيا دار محن و محلّ فتن من ساعاها فاتته، و من قعد عنها واتته و من ابصر اليها اعمته، و من بصر بها بصّرته#3034- به راستي كه دنيا اجلها را نزديك و آرزوها را دور گرداند، مردان را نابود و احوال را دگرگون كند، هر كس بر او غلبه جويد مغلوبش كند، و هر كه با او كشتي بگيرد بر زمينش زند، و كسي كه نافرمانياش كند فرمانش ببرد، و كسي كه آن را واگذارد به نزدش آيد#3034- انّ الدّنيا تدني الآجال و تباعد الآمال و تبيد الرّجال و تغيّر الاحوال من غالبها غلبته و من صارعها صرعته و من عصاها اطاعته و من تركها اتته#3035- به راستي كه دنيا همچون دام است، فرا گيرد كسي را كه بدان رغبت كند، و بپرهيزد از كسي كه از آن روي بگرداند، در اين صورت با دل خود بدان متمايل نشو، و به روي خود بدان رو آور مشو، كه تو را در دام خود اندازد، و به نابوديات كشاند#3035- انّ الدّنيا كالشّبكة تلتّف علي من رغب فيها و تتحرّز عمّن اعرض عنها فلا تمل اليها بقلبك، و لا تقبل عليها بوجهك، فتوقعك في شبكتها و تلقيك في هلكتها#3036- به راستي كه دنيا پر فريب و پر نيرنگ است، در عين بخشندگي جلوگير، و در عين پوشانندگي برهنه كننده است، فراخي زندگياش پايدار نيست، و رنج و دردش به سر آمدني نبوده، و گرفتاري و بلايش ايستادني نيست#3036- انّ الدّنيا غرّراة خدوع معطية منوع ملبسة نزوع، لا يدوم رخاؤها و لا ينقضي عناؤها و لا يركد بلاؤها#3037- به راستي كه دنيا ميدهد و دوباره باز پس گيرد، مطيع ميگردد و گردن كشي ميكند، وحشت ميآورد و انس، به طمع اندازد و نا اميد كند، نيكبختان از آن روي بگردانند و بدبختان در آن رغبت كنند#3037- انّ الدّنيا تعطي و ترتجع و تنقاد و تمتنع و توحش و تؤنس و تطمع و تؤيس، يعرض عنها السّعداء و يرغب فيها الاشقياء#3038- به راستي كه دنيا خير و خوبي آن كم و شرّ و بدياش آماده، لذّتش اندك، و حسرت و افوسش دراز و طولاني، نعمتهاي خود را به سختي و دشواري آميخته است، و خجستگي خود را به شوم و نحس همراه كرده، سودش را به زيان پيوند زند، و شيرينش را به تلخي آميخته است#3038- انّ الدّنيا خيرها زهيد و شرّها عتيد و لذّتها قليلة و حسرتها طويلة تشوب نعيمها ببؤس و تقرن سعودها بنحوس و تصل نفعها بضرّ و تمزج حلوها بمرّ#3039- به راستي از بيخيري و بيارزشي دنيا است كه بر هيچ حالتي پايدار نيست و پيوسته در حال دگرگوني است، يك طرف را اصلح كند به فساد و تباهي طرف ديگر، يكي را خوشحال كند با اندوه آن ديگر، بودن در آن خطرناك و اعتماد بدان خطرناك‏تر، جاويد ماندن در آن محال، و اعتماد بر آن گمراهي است#3039- انّ من نكند الدّنيا انّها لا تبقي علي حالة و لا تخلو من استحالة تصلح جانبا بفساد جانب، و تسرّ صاحبا بمساءة صاحب، فالكون فيها خطر و الثّقة بها غرر، و الاخلاد اليها محال و الاعتماد عليها ضلال#3040- به راستي كه دنيا سايه ابر، و مجرّد خواب و خيالي است، شادي بسته به اندوه، عسل آلوده به زهر، رباينده نعمتها، خورنده امّتها، جذب كننده عقوبتهاست#3040- انّ الدّنيا ظلّ الغمام و حلم المنام و الفرح الموصول بالغمّ و العسل المشوب بالسّمّ سلّابة النّعم اكّالة الامم جلّابة النّقم#3041- به راستي كه دنيا به كسي وفا نكند، و براي هيچ آشامنده‏اي پاك نگردد، نعمتهايش دست به دست شود، و حالاتش تبدّل پذيرد، لذتهايش فاني شود، و پيآمدهايش بماند، پس از اين دنيا روي بگردان پيش از آنكه دنيا از تو روي بگرداند، و جايگزين كن آن را پيش از آنكه دنيا برايت ديگري را جايگزين كند#3041- انّ الدّنيا لا تفي لصاحب و لا تصفو لشارب، نعيمها ينتقل و احوالها تتبدّل و لذّاتها تفني و تبعاتها تبقي، فاعرض عنها قبل ان تعرض عنك، و استبدل بها قبل ان تستبدل بك#3042- به راستي كه دنيا دگرگونياش سريع، جابجايياش بسيار، بي وفايياش سخت، فريبش هميشگي، احوالش متزلزل، نعمتهايش متبدّل، فراخي زندگي در آن رو به نقصان، لذتهايش تيره و ناخالص، خواهنده‏اش خوار، و سوار شونده بر آن بلغزد#3042- انّ الدّنيا سريعة التّحوّل كثيرة التّنقّل شديدة الغدر دائمة المكر فاحوالها تتزلزل و نعيمها يتبدّل و رخاؤها يتنقّص و لذّاتها تتنغّص و طالبها يذلّ و راكبها يزلّ#3043- به راستي كه دنيا بسا باشد كه رو آورد به شخص نادان به صورت اتفاق، و برگردد از عاقل از روي استحقاق  در اين صورت اگر در حال ناداني بخشي از آن به نزدت آمد، و يا با داشتن عقل خواسته‏اي از آن از دستت رفت، مبادا تو را وادارد كه به ناداني ميل كني و نسبت به عقل و دانايي بيرغبت شوي كه اين كار تو را به عيب و نابودي كشاند#3043- انّ الدّنيا ربّما اقبلت علي الجاهل بالاتّفاق و ادبرت عن العاقل بالاستحقاق، فان اتتك منها سهمة مع جهل او فاتتك منها بغية مع عقل فايّاك ان يحملك ذلك علي الرّغبة في الجهل و الزّهد في العقل فانّ ذلك يزري بك و يرديك#3044- به راستي كه دنيا سرايي است به بلا و گرفتاري شناخته شده، و به بي وفايي موصوف، حالاتش پايدار نيست، آنها كه‏ در آن فرود آيند سلامت ندارند، زندگي در آن نكوهيده، و امنيّت در آن ناياب است#3044- انّ الدّنيا دار بالبلاء معروفة و بالغدر موصوفة، لا تدوم احوالها و لا يسلم نزّالها العيش فيها مذموم و الامان فيها معدوم#3045- به راستي كه دنيا شيرين و زيبا و درخشنده است، شهوتها احاطه‏اش كرده اندكي باران زلال بخشش باريده و به آرزوها آراسته، و به فريب زينت يافته، شادمانيش پايدار نيست، از مصيبتش كسي ايمن نيست، پر فريب، پر زيان در حال تغيير، زوال پذير، فنا پذير، نابود كننده، خورنده، هلاك كننده است#3045- انّ الدّنيا حلوة نضرة حفّت بالشّهوات و راقت بالقليل و تحلّت بالآمال و تزيّنت بالغرور، لا تدوم حبرتها و لا تؤمن فجعتها، غرّارة ضرّارة حائلة زائلة نافذة بائدة اكّالة غوّالة#3046- به راستي كه دنيا ديدنش ديدار كننده را خوش آيد، ولي سرانجامي نابود كننده دارد، به فريب آراسته شده، و به زيور خود مردم را فريفته، سرايي كه نزد پروردگارش خوار است، حلال آن به حرام، و خير آن به شرّ، و شيرين آن به تلخي آميخته، خداوند براي اولياء خود آن را پاك نكرده و بر دشمنانش به آن بخل نورزيده است#3046- انّ الدّنيا يونق منظرها و يوبق مخبرها قد تزيّنت بالغرور و غرّت بزينتها، دار هانت علي ربّها فخلط حلالها بحرامها و خيرها بشّرها و حلولها بمرّها، لم يصفها اللَّه لاوليائه و لم يضنّ بها علي اعدائه#3047- به راستي كه دنيا را با هر نوشيدني شكستني در گلو، و با هر لقمه‏اي گلوگيري است، به نعمتي از آن نرسند جز با فراق از ديگري، آدمي در اين دنيا به استقبال روزي از عمر خود نرود جز با جدا شدن روزي ديگر از اجل خويش، زنده نگردد براي او در اين دنيا اثري جز اين كه اثر ديگري از او خواهد مرد#3047- انّ للدّنيا مع كلّ شربة شرقا و مع كلّ اكلة غصصا، لا تنال منها نعمة الّا بفراق اخري، و لا يستقبل فيها المرء يوما من عمره الّا بفراق آخر من اجله، و لا يحيي له فيها  اثر الّا مات له اثر#3048- به راستي كه دنيا را مرداني است كه نزدشان گنج‏هايي است اندوخته، و در نزد شما آنها نكوهيده و رانده‏اند، گشوده شود به وسيله آنها دين خدا همان گونه كه شما سر ديگ خود را بگشاييد، همانند ملخ همه جا را بگيرند و گردنكشان شهرها را نابود كنند#3048- انّ للدّنيا رجالا لديهم كنوز مذخورة مذمومة عندكم مدحورة يكشف بهم الدّين ككشف احدكم رأس قدره، يلوذون كالجراد فيهلكون جبابرة البلاد#3049- به راستي كه خداي تعالي دنيا را براي جهان پس از آن آفريده است، و مردم را در آن گرفتار بلا و آزمايش كرده تا بداند كدام يك، عملش نيكوتر است، و ما براي دنيا آفريده نشده‏ايم و نه براي تلاش در آن مأموريم، تنها به دنيا آمده‏ايم تا بدان آزمايش شويم و كاري براي جهان پس از آن انجام دهيم#3049- انّ اللَّه تعالي جعل الدّنيا لما بعدها و ابتلي فيها اهلها ليعلم ايّهم احسن عملا، و لسنا للدّنيا خلقنا و لا بالسّعي لها امرنا، و انّما وضعنا فيها لنبتلي بها و نعمل فيها لما بعدها#3050- به راستي كه دنيا وسيله سرگرم شدن از آخرت است، آنكه در دنياست به عطايي نرسد جز آنكه دنيا برايش دري از حرص و اشتياق به آن را گشوده است#3050- انّ الدّنيا لمشغلة عن الآخرة لم يصب صاحبها منها سيبا الّا فتحت عليه حرصا عليها و لهجا بها#3051- به راستي دنيا آفريده نشده كه خانه ماندني شما و نه جايگاه قرار شما باشد، بلكه گذرگاهي است تا كارهاي نيك و اعمال صالح را براي سراي پايدار از اين رهگذر توشه گيريد، پس با شتاب آماده‏ كوچ باشيد، و نعمتهاي حاضر، شما را فريب ندهد و فتنه‏ها شما را مغرور نگرداند#3051- انّ الدّنيا لم تخلق لكم دار مقام و لا محلّ قرار، و انّما جعلت لكم مجازا لتزوّدوا منها الاعمال الصّالحة لدار القرار، فكونوا منها علي اوفاز و لا تخدعنّكم منها العاجلة و لا تغرّنّكم فيها الفتنة#3052- به راستي كه در دنيا كسي سالم نماند مگر به زهد و بيرغبتي در آن، مردم در آن گرفتار فتنه و آزمايشند، آنچه را كه از اين دنيا براي خود آن برگيرند از آن بيرون بروند و بدان حسابرسي شوند، و آنچه را براي سراي ديگر گيرند بر آن در آيند و در آن بمانند، و جز اين نيست كه دنيا نزد خردمندان همچون سايه‏اي است كه هنوز گسترده نشده كوتاه شود، و هنوز فزوني نيافته نقصان پذيرد، و به راستي خداوند عذر خود را برطرف كرده در اين كه شما را از آن نهي فرموده و بيمتان داده و ترسانده و ابلاغ فرموده است#3052- انّ الدّنيا لا يسلم منها الّا بالزّهد فيها ابتلي النّاس بها فتنة فما اخذوا منها لها، اخرجوا منه و حوسبوا عليه، و ما اخذوا منها لغيرها، قدموا عليه و اقاموا فيه، و انّها عند ذوي العقول كالظّلّ، بينا تراه سائغا حتّي قلص و زائدا حتّي نقص، و قد اعذر اللَّه سبح#3053- دنيا خانه‏اي است كه پايان بخشش آن فنا و نابودي است، و براي اهل آن جلاي وطن مقدر شده، شيرين و سرسبز است، به سرعت به سوي خواهان خود ميرود، و با دل آن كس كه بدان نظر افكند آميخته، تلاش كنيد كه با بهترين توشه‏اي كه در اختيار شماست از آن كوچ كنيد، و بيش از كفاف و نياز خود از آن نخواهيد، و بيش از آنچه شما را به آخرت برساند از آن درخواست نكنيد#3053- انّ الدّنيا دار منهالها  الفناء و لاهلها منها الجلاء، و هي حلوة خضرة قد عجلت للطّالب و التبست بقلب النّاظر، فارتحلوا عنها باحسن ما يحضركم من الزّاد و لا تسألوا فيها الّا الكفاف، و لا تطلبوا منها اكثر من البلاغ#3054- به راستي كه دنيا خانه صدق و راستي است براي آن كس كه با آن به راستي رفتار كند، و خانه تندرستي است براي آن كس كه از آن چيزي بفهمد، و سراي بينيازي است براي آن كس كه از آن توشه بر گيرد، و جاي اندرز است براي كسي كه از آن اندرز گيرد، جدايي خود را اعلام داشته، و از فراق خود خبر داده و مرگ خود و اهلش را بيان كرده، پس دنيا با نمونه‏هايي از بلا، گرفتاري را به آنها نشان داد، و با سرور و خوشحالياش دلها را به خوشحالي متوجه ساخت، گاه به هنگام عصر در عافيت است، و به هنگام صبح در مصيبت، تا ترغيب كند و بترساند، و بيم دهد و بر حذر دارد، مردمي در بامداد پشيماني، بدگوي او بودند، و مردمي ديگر (در روز قيامت) آن را ستودند، به يادشان آورد و ياد آور شدند، با آنان سخن گفت و تصديقش كردند، و اندرزشان داد و آنها از آن دگرگونيها و عبرتها پذيرا شدند#3054- انّ الدّنيا دار صدق لمن‏صدّقها، و دار عافية لمن فهم عنها، و دار غني لمن تزوّد منها، و دار موعظة لمن اتّعظ بها، قد آذنت ببينها، و نادت فراقها و نعت نفسها و اهلها، فمثّلت لهم ببلائها البلاء، و شوّقتهم بسرورها الي السّرور راحت بعافية و تبكّرت بفجيعة، ترغيبا#3055- به راستي كه دنيا پايان ديده نابيناست كه پشت سر آن را هيچ نميبيند، ولي انسانهاي بينا ديده‏شان از اين دنيا بگذرد، و ميداند كه سراي پايدار در پشت آن است، پس انسان بينا از دنيا ميرود، ولي نابينا به سوي دنيا ميرود، و شخص بينا از آن توشه بردارد، ولي نابينا براي دنيا توشه گيرد#3055- انّ الدّنيا منتهي بصر الاعمي لا يبصر ممّا ورائها شيئا و البصير ينفذها بصره، و يعلم أنّ الدّار ورائها فالبصير منها شاخص و الاعمي اليها شاخص و البصير منها متزوّد و الاعمي لها متزوّد#3056- اگر به راستي خدا را دوست ميداريد دوستي و محبت دنيا را از دلهاي خود بيرون كنيد#3056- ان كنتم تحبّون اللَّه فاخرجوا من قلوبكم حبّ الدّنيا#3057- به راستي كه من دنيا را سه طلاقه قطعي كرده‏ام كه رجوعي در آن نيست، و افسار آن را به گردنش انداختم#3057- انّي طلّقت الدّنيا ثلاثا بتاتا لا رجعة لي فيها و ألقيت حبلها علي غاربها#3058- به راستي تو اگر به دنيا رو آوري دنيا به تو پشت گرداند#3058- انّك ان اقبلت علي الدّنيا ادبرت#3059- به راستي تو اگر به دنيا پشت كني دنيا به تو روي آورد#3059- انّك ان ادبرت عن الدّنيا اقبلت#3060- به راستي تو اگر براي دنيا كار كني در سوداگري خود زيان كرده‏اي#3060- انّك ان عملت للدّنيا خسرت صفقتك#3061- به راستي تو خداي سبحان را ديدار نكني به كاري كه زيانبارتر باشد براي تو از دوستي دنيا#3061- انّك لن تلقي اللَّه سبحانه بعمل اضرّ عليك من حبّ الدّنيا#3062- به راستي شما اگر در دنيا رغبت كنيد، عمر خود را در چيزي سپري كرده‏ايد كه براي شما باقي نماند و شما نيز براي او باقي نخواهيد ماند#3062- انّكم ان رغبتم في الدّنيا افنيتم أعمالكم في ما لا تبقون له و لا يبقي لكم#3063- به راستي كه دنيا دامي است كه در آن در افتد كسي كه آن را نميشناسد#3063- انّما الدّنيا شرك وقع فيه من لا يعرفه#3064- به راستي كه دنيا حالاتي است مختلف و احوالي است گذرا، و نشانه‏هاي آماج بلا است#3064- انّما الدّنيا أحوال مختلفة و تارات متصرّفة و أغراض به مستهدفة#3065- به راستي كه دنيا مرداري است و آنها كه برادروار بر سر آن گرد آمده‏اند مانند سگاني هستند كه برادري آنها از دريدن و پريدن به يكديگر بازشان نميدارد#3065- انّما الدّنيا جيفة و المتواخون عليها اشباه الكلاب فلا تمنعهم اخوّتهم لها من التّهارش عليها#3066- به راستي اهل دنيا سگاني هستند كه بر روي هم بانگ زنند، و درندگاني هستند كه طعمه يكديگر بدرند، و بر سر همديگر فرياد كشند، توانمند ناتوان را بخورد، و بزرگ بر كوچك زور گويد (همانند) اشتراني بسته و رها هستند، كه خرد و عقل خود را گم كرده و به بيراهه ميروند#3066- انّما اهل الدّنيا كلاب عاوية و سباع ضارية، يهرّ بعضها بعضا و يأكل عزيزها ذليلها، و يقهر كبيرها صغيرها، نعم معقّلة و اخري مهملة قد اضلّت عقولها و ركبت مجهولها#3067- به راستي كه دنيا بهره روزهاي اندكي است كه زائل گردد همان گونه كه سراب زائل شود، و بر طرف شود همان گونه كه ابرها بر طرف شوند#3067- انّما الدّنيا متاع ايّام قلائل ثمّ تزول كما يزول السّراب و تقشع كما يقشع السّحاب#3068- به راستي حكايت آن كس كه دنيا را آزموده حكايت مسافراني است كه از منزلي تنگ و خشك، آهنگ منزلي فراخ و سر سبز و خرّم كنند، و در اين باره سختي راه و دشواري سفر و ناگواري خوراك را بر خود هموار كنند تا به منزل فراخ و جايگاه اصلي خويش برسند#3068- انّما مثل من خبر الدّنيا كمثل قوم سفر نبا بهم منزل جديب، فامّوا منزلا خصيبا و جنابا مريعا، فاحتملوا و عثاء الطّريق و خشونة السّفر و جشوبة المطعم ليأتوا سعة دارهم و محلّ قرارهم#3069- آفت جان انساني، شيدايي و شيفتگي به دنياست#3069- آفة النّفس الوله بالدّنيا#3070- به خاطر برگزيدن دوستي دنياي حاضر رفته است آنكه رفته به سوي آخرت بدي كه به دنبال دارد#3070- بايثار حبّ العاجلة صار من صار الي سوء الآجلة#3071- بد خانه‏اي است دنيا#3071- بئست الدّار الدّنيا#3072- ميوه شيدايي و شيفتگي به دنيا اندوه بزرگ است#3072- ثمرة الوله بالدّنيا عظيم المحنة#3073- دارايي و ثروت دنيا، فقر و نداري آخرت است#3073- ثروة الدّنيا فقر الآخرة#3074- پناهنده به دنيا هستياش ربوده شده، و آنكه بهره وافري از دنيا برده منكوب و مصيبت زده است#3074- جار الدّنيا محروب و موفورها منكوب#3075- بخشندگي دنيا نيستي است و آسايشش رنج، و سلامتياش نابودي، و موهبتها و بخششهايش غارت شده است#3075- جود الدّنيا فناء و راحتها عناء و سلامتها عطب و مواهبها سلب#3076- ميوه عقل و خرد دشمني با دنيا، و سركوب كردن هوا و هوس است#3076- ثمرة العقل مقت الدّنيا و قمع الهوي#3077- محبّت دنيا سر هر خطايي است#3077- حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة#3078- محبت و دوستي دنيا سر فتنه‏ها و ريشه محنتهاست#3078- حبّ الدّنيا رأس الفتن و أصل المحن#3079- آميزش با فرزندان دنيا اساس گرفتاري و موجب تباه شدن تقواي الهي است#3079- خلطة أبناء الدّنيا رأس‏ البلوي و فساد التّقوي#3080- نوميد گشته آرمان و خواسته كسي كه دنيا اميد و نيازش باشد#3080- خاب رجاؤه و مطلبه من كانت الدّنيا أمله و اربه#3081- قدر دنيا اندك، و حاصل آن حقير، و شادمانيش ناحق، و بخششهايش فريب و نيرنگ است#3081- خطر الدّنيا يسير و حاصلها حقير و بهجتها زور و مواهبها غرور#3082- خير دنيا اندك و ناچيز، و شرّش آماده است#3082- خير الدّنيا زهيد و شرّها عتيد#3083- دوستي و محبت دنيا طمع به بار آورد#3083- حبّ الدّنيا يوجب الطّمع#3084- محبت دنيا عقل را تباه و دل را از شنيدن حكمت كر كند، و كيفر دردناكي را به دنبال دارد#3084- حبّ الدّنيا يفسد العقل و يهمّ القلب عن سماع الحكمة و يوجب اليم العقاب#3085- شيريني دنيا، تلخي آخرت و سرانجام بدي را به دنبال دارد#3085- حلاوة الدّنيا توجب مرارة الآخرة و سوء العقبي#3086- شيريني دنيا صبر (دارويي است بسيار تلخ) و غذاي آن زهر، و اسباب و وسايل آن ريسمان پوسيده‏اي است#3086- حلو الدّنيا صبر و غذاؤها سمام و أسبابها رمام#3087- زنده دنيا در معرض مرگ، و-  تندرست آن هدف بيماريها، و نشانه آماج مرگ و بلاها است#3087- حيّ الدّنيا بعرض موت و صحيحها عرض الاسقام و دريئة الحمام#3088- بر اهل دنيا فرمان و حكم الهي رفته است به بدبختي و نابودي و تباهي و نيستي#3088- حكم علي أهل الدّنيا بالشّقاء و الفناء و الدّمار و البوار#3089- دنيا، پيچيده شده است به شهوتها (خواسته‏هاي دل) با لذتهاي حاضر خود محبّت دلها را به خود جلب كرده، و با فريب‏ها خود را آراسته، و با آرزوها زيور كرده است#3089- حفّت الدّنيا بالشّهوات و تحبّبت بالعاجلة و تزيّنت بالغرور و تحلّت بالآمال#3090- خير دنيا حسرت و افسوس، و شرّ آن پشيماني است#3090- خير الدّنيا حسرة و شرّها ندم#3091- اساس آفتها شيفتگي به دنيا است#3091- رأس الآفات الوله بالدّنيا#3092- دنيا سرايي است كه گردا گردش را بلا و گرفتاري پوشانيده، و به بيوفايي موصوف گشته، احوالش پايدار نماند، و فرود آيندگانش تندرستي نيابند#3092- دار بالبلاء محفوفة و بالغدر موصوفة لا تدوم أحوالها و لا يسلم نزّالها#3093- دنيا خانه‏اي است كه بر صاحب خود خوار است، حلالش به حرام، و خير آن به شرّش و شيريني آن به تلخياش آميخته و مخلوط گشته است#3093- دار هات علي ربّها فخلط حلالها بحرامها و خيرها بشرّها و حلوها بمرّها#3094- خانه فاني و نابود شدني (دنيا) خوابگاه نا فرمانان و عاصيان، و محل بخت برگشتگان و متجاوزان است#3094- دار الفناء مقيل العاصين و محلّ الاشقياء و المعتدين#3095- ياد دنيا دردمندترين دردها است#3095- ذكر الدّنيا ادوء الادواء#3096- خواري دنيا سربلندي آخرت است#3096- ذلّ الدّنيا عزّ الآخرة#3097- باز داشتن نفس از نقش و نگارهاي دنيا ميوه عقل و خرد است#3097- ردع النّفس عن زخارف الدّنيا ثمرة العقل#3098- رضايت تو به دنيا (به جاي آخرت) از انتخاب بد و بخت برگشته تو است#3098- رضا بالدّنيا من سوء اختيارك و شقاء جدّك#3099- فزوني دنيا آخرت را تباه كند#3099- زيادة الدّنيا تفسد الآخرة#3100- زيباييها و تجمّلات دنيا خردهاي ضعيف و ناتوان را تباه سازد#3100- زخارف الدّنيا تفسد العقول الضّعيفة#3101- سبب تباهي عقل، دوستي و محبت دنيا است#3101- سبب فساد العقل حبّ الدّنيا#3102- سلطنت دنيا خواري و بلندياش پستي است#3102- سلطان الدّنيا ذلّ و علوّها سفل#3103- شادماني دنيا فريب، و متاع آن (فنا و) نابودي است#3103- سرور الدّنيا غرور و متاعها ثبور#3104- بدترين محنتها دوستي دنياست#3104- شرّ المحن حبّ الدّنيا#3105- بدترين فتنه‏ها محبّت دنياست#3105- شرّ الفتن محبّة الدّنيا#3106- صلاح آخرت در ترك علاقه به دنياست#3106- صلاح الآخرة رفض الدّنيا#3107- تندرستي دنيا بيماريهاست، و لذتهاي آن دردها است#3107- صحّة الدّنيا أسقام و لذّاتها آلام#3108- طلاق دادن دنيا مهريه و كابين بهشت است#3108- طلاق الدّنيا مهر الجنّة#3109- طلب كردن دنيا اساس فتنه است#3109- طلب الدّنيا رأس الفتنة#3110- كسي كه دنيا را به وسيله دين بجويد مورد عقاب و نكوهش است#3110- طالب الدّنيا بالدّين معاقب مذموم#3111- كسي كه در طلب دنياست آخرت از دستش برود و مرگ او را دريابد و ناگهاني او را بگيرد و از دنيا جز همان كه قسمت او شده بود به دست نياورد#3111- طالب الدّنيا تفوته الآخرة و يدركه الموت حتّي يأخذه بغتة و لا يدرك من الدّنيا الّا ما قسم له#3112- به شادماني بشارت بهشت دست يافته كسي كه از زيباييها و تجملات دنيا روي گردانده است#3112- ظفر بفرحة البشري من اعرض عن زخارف الدّنيا#3113- در شگفتم از كسي كه سراي فنا و نيستي را آباد كند و سراي پايدار و ماندني را رها كند#3113- عجبت لعامر دار الفناء و تارك دار البقاء#3114- در شگفتم از كسي كه خود را شناخته چگونه به سراي فنا و نيستي انس گيرد#3114- عجبت لمن عرف نفسه كيف يأنس بدار الفناء#3115- بنده دنيا براي هميشه در فتنه و بلاست#3115- عبد الدّنيا مؤبّد الفتنة و البلاء#3116- نهايت دنيا فنا و نابودي است#3116- غاية الدّنيا الفناء#3117- فريب دنيا انسان را بيفكند#3117- غرور الدّنيا يصرع#3118- فريب ده اي دنيا كسي را كه نيرنگت را نداند، و دامهاي مكر و حيله‏ات بر او پنهان باشد#3118- غرّي يا دنيا من جهل حيلك و خفي عليه حبائل كيدك#3119- دنيا پر فريب است، مايه فريب است آنچه در دنياست، نابود شدني است هر كه در آن است#3119- غرّارة غرور ما فيها، فانية فان من عليها#3120- (دنيا) پر فريب و پر زيان است، دگرگون شونده، زوال پذير، نابود شونده، و تمام شدني است#3120- غرّارة ضرّارة حائلة زائلة بائدة نافذة#3121- غذاي دنيا زهر كشنده، و اسباب و وسايل آن ريسمانهاي كهنه است#3121- غذاء الدّنيا سمام و أسبابها رمام#3122- در كناره گيري از دنيا دريافت پيروزي است#3122- في العزوف عن الدّنيا درك النّجاح#3123- وسيله تباهي دين، دنياست#3123- فساد الدّين الدّنيا#3124- همه سودهاي دنيا زيان است#3124- كلّ أرباح الدّنيا خسران#3125- به راستي كه صميمانه با هم كنار آمده‏ايد بر دوستي دنيا و ترك آخرت#3125- قد تصافيتم علي حبّ العاجل و رفض الآجل#3126- دنيا با فريبهايش خود را آراسته، و با زيورهايش مردم را فريفته است#3126- قد تزيّنت الدّنيا بغرورها و غرّت بزينتها#3127- همه نعمتهاي دنيا در هلاكت و نابودي است#3127- كلّ نعيم الدّنيا ثبور#3128- اندك دنيا كه پايدار نيست، و زياد آن نيز از بلا ايمن نيست#3128- قليل الدّنيا لا يدوم بقاؤه و كثيرها لا يؤمن بلاؤه#3129- هر نابود شدني اندك است#3129- كلّ فان يسير#3130- هر چيزي از دنيا شنيدنش بزرگتر از ديدن آن است#3130- كلّ شي‏ء من الدّنيا سماعة أعظم من عيانه#3131- به حقيقت تلخ شده از دنيا هر آنچه شيرين بوده، وتيره شده است از آن هر آنچه صاف بوده است رنج و محنت به دوستي دنيا مقرون گشته است#3131- قد أمرّ من الدّنيا ما كان حلوا و كدر منها ما كان صفوا#3132- همه آسانيهاي دنيا در دشواري است#3132- كلّ يسار الدّنيا اعسار#3133- اندك دنيا آخرت بسيار را از بين ميبرد#3133- قليل الدّنيا يذهب بكثير الآخرة#3134- همه حالات دنيا لرزان، و دارايياش ربوده شده و در حال انتقال است#3134- كلّ أحوال الدّنيا زلزال و ملكها سلب و انتقال#3135- هر مدّتي از دنيا به سر آمدني است، و هر موجود زنده‏اي به سوي مرگ و نابودي است#3135- كلّ مدّة من الدّنيا الي انتهاء و كلّ حيّ فيها الي ممات و فناء#3136- همان گونه كه شب و روز جمع شدني نيست، دوستي خداوند و دوستي دنيا جمع شدني نيست#3136- كما انّ الشّمس و اللّيل لا يجتمعان كذلك حبّ اللَّه و حبّ الدّنيا لا يجتمعان#3137- چه بسا بنا كننده‏اي كه در بناي خود سكونت نكند#3137- كم من بان ما لا يسكنه#3138- به هر اندازه كه آدمي سرگرم به دنيا شود و دلبستگي خود را بدان زياد كند، به همان اندازه او را در راههاي خسران در آورد و در مهلكه‏ها اندازد#3138- كلّما ازداد المرء بالدّنيا شغلا و زاد بها و لها، اوردته المسالك و اوقعته في المهالك#3139- چگونه ادّعاي دوستي خدا كند كسي كه در دلش دوستي و محبت دنيا جاي گرفته است#3139- كيف يدّعي حبّ اللَّه من سكن قلبه حبّ الدّنيا#3140- چه بسا كساني كه به دنيا وثوق و اعتماد يافته، و دنيا او را به مصيبت دچار كرده است#3140- كم من واثق بالدّنيا قد فجعته#3141- چه بسيار كساني كه به دنيا اطمينان يافته و دنيا او را بر زمين افكنده است#3141- كم من ذي طمأنينة الي الدّنيا قد صرعته#3142- چنان باشيد كه از دنيا كنده شده و به سوي آخرت شيفته گرديد#3142- كونوا عن الدّنيا نزّاها و الي الآخرة ولّاها#3143- چنان باش كه در هر زمان به دنيا بيشتر انس گرفته‏اي، در همان حال كه بيشتر از آن حذر كني#3143- كن آنس ما تكون بالدّنيا أحذر ما تكون منها#3144- گردش روزگار خوابهايي است و لذتهاي آن دردهايي، و بخششهايش نابودي و بيماريهايي است#3144- كرور الايّام أحلام و لذّاتها آلام و مواهبها فناء و أسقام#3145- زيادي دنيا اندك، و عزّتش خواري و ذلّت، و زيورهايش گمراه كننده، و بخششهايش آزمايش و فتنه است#3145- كثرة الدّنيا قلّة و عزّها ذلّة و زخارفها مضلّة و مواهبها فتنة#3146- چه بسيار انسانهاي با ابّهت و نخوت كه دنيا كوچكشان كرده است#3146- كم من ذي ابهّة جعلته الدّنيا حقيرا#3147- از مردماني باشيد كه دانسته‏اند دنيا خانه آنها نيست و آن را به آخرت تبديل كرده‏اند#3147- كونوا قوما علموا انّ الدّنيا ليست بدارهم فاستبدلوا#3148- هر آن چيزي كه سود ندهد زيان رساند، و دنيا با شيريني و حلاوتش بگذرد، و فقر و نداري در حال داشتن توانگري و بينيازي به خداي تعالي، زيان نرساند#3148- كلّما لا ينفع [شي‏ء] يضرّ و الدّنيا مع حلاوتها تمرّ، و الفقر مع الغني باللَّه لا يضرّ#3149- هر آن چيزي از دنيا كه از دستت رفت غنيمتي است (چون به آخرتت افزوده شود)#3149- كلّما فاتك من الدّنيا شي‏ء فهو غنيمة#3150- كسي كه سرگرم دنياست چگونه براي آخرت كار ميكند#3150- كيف يعمل للآخرة المشغول بالدّنيا#3151- هر طلوع كننده‏اي افولي و غروبي دارد#3151- لكلّ ناجم افول#3152- تجارت نيست آنكه دنيا را بهاي نفس خود بيني و پاداش آنچه را نزد خدا داري آن را بهاي خود نفس بداني#3152- ليس المتجر أن تري الدّنيا لنفسك ثمنا و ممّا لك عند اللَّه عوضا#3153- كسي از دنيا به شادي و سروري نرسد مگر آنكه به دنبال آن دنيا غم و اندوهي به او رسد#3153- لم ينل أحد من الدّنيا حبرة اِلّا أعقبته عبرة#3154- سايه نينداخت بر كسي ابر فراخي و وسعت زندگي، مگر آنكه فرو ريزد بر او ابر گرفتاري و بلايي#3154- لم تظلّ امرأ من الدّنيا ديمة رخاء اِلّا هتنت عليه مزنة بلاء#3155- كسي كه براي دنيا كار كند زيان كرده است#3155- من عمل للدّنيا خسر#3156- كسي كه از دنيا دست بردارد، دنيا بر خلاف ميلش به سراغ او آيد#3156- من سلا عن الدّنيا أتته راغمة#3157- كسي كه بخواهد پيشي گيرد بر دنيا و رسيدن بدان، از دستش برود#3157- من ساعي الدّنيا فاتته#3158- كسي كه از طلب كردن دنيا دست بدارد، دنيا بسراغش آيد#3158- من قعد عن الدّنيا طلبته#3159- كسي كه با دنيا كشتي بگيرد دنيا بر زمينش زند#3159- من صارع الدّنيا صرعته#3160- هر كس نافرماني دنيا كند، دنيا فرمانبردارياش كند#3160- من عصي الدّنيا أطاعته#3161- كسي كه از دنيا روي بگرداند دنيا به نزدش آيد#3161- من أعرض عن الدّنيا أتته#3162- كسي كه دنيا زمام اختيارش را به دست گيرد افتادنش بسيار شود#3162- من ملكته الدّنيا كثر صرعه#3163- كسي كه دنيا خود را آباد كند جاي بازگشت خود (يعني آخرت) را ويران كرده است#3163- من عمّر دنياه خرّب ماله#3164- كسي كه نسبت به دنيا زياده طلب باشد نسبت بدانچه او را به هلاكت اندازد زياده طلبي كرده است#3164- من استكثر من الدّنيا استكثر ممّا يوبقه#3165- كسي كه كمتر در طلب دنيا باشد، ايمني بيشتري را براي خود طلب كرده است#3165- من استقلّ من الدّنيا استكثر ممّا يؤمنه#3166- كسي كه خوش آيد او را زيور دنيا فريبها بر او چيره گردند و زمام امورش را به دست گيرند#3166- من راقه زبرج الدّنيا ملكته الخدع#3167- كسي كه به دنيا راضي شود آخرت از دستش برود#3167- من رضي بالدّنيا فاتته الآخرة#3168- هر چيزي از دنيا را پايان و فنائي است#3168- لكلّ شي‏ء من الدّنيا انقضاء و فناء#3169- به راستي كه دنيا پرده را براي شما به يكسو زده و بيوفايي و بياعتباري خود را براي همه آشكار كرده، و به طور يكسان بر همه اعلام كرده است#3169- لقد كاشفتكم الدّنيا الغطاء و آذنتكم علي سواء#3170- به خاطر دوستي دنيا گوشها از شنيدن حكمت (علم و صحيح و راست) كر شده‏اند و دلها از نور بصيرت و بينايي كور شده است#3170- لحبّ الدّنيا صمّت الاسماع عن سماع الحكمة، و عميت القلوب عن نور البصيرة#3171- صاف و گوارا نگردانيد خداوند دنيا را براي اولياي خود، و بخل نورزيد بدان بر دشمنانش#3171- لم يصف اللَّه سبحانه الدّنيا لاوليائه و لم يضنّ بها علي أعدائه#3172- هيچكس از دنيا روي خوشي نديد جز آنكه با سختي و بد حالي پشت بد و كرد#3172- لم يلق أحد من سرّاء الدّنيا بطنا، الّا منحته من ضرّائها ظهرا#3173- اگر مردم دنيا خردورزي ميكردند (و عاقل بودند) دنيا خراب ميشد (زيرا همه از دنيا دست كشيده و دنيا به ويرانه‏اي تبديل ميشد)#3173- لو عقل أهل الدّنيا لخربت الدّنيا#3174- اگر دنيا در پيش خدا پسنديده بود آن را مخصوص دوستان خود مينمود، ولي خداوند دلهاي اينان را از دنيا بگردانده و طمعهاشان را از دنيا محو كرده است#3174- لو كانت الدّنيا عند اللَّه محمودا لاختصّ بها أوليائه، لكنّه صرف قلوبهم عنها و محا عنهم منها المطامع#3175- كسي كه از دنيا بخواهد به مقداري كه خوشنودش سازد نسبت‏هاي ناروايش (به ديگران) بسيار گردد، و تعدّي و تجاوزش طولاني شود#3175- من طلب من الدّنيا ما يرضيه كثر تجنّيه و طال تعدّيه#3176- اگر دنيا براي يكي از شما ميماند (و پايدار بود) به دست كسي كه اكنون در دست اوست نميرسيد#3176- لو بقيت الدّنيا علي أحدكم لم تصل الي من هي في يديه#3177- كسي كه در نظرش زيور دنيا خوش آيد كوري چشمانش از پي آيد#3177- من راقه زبرج الدّنيا أعقب ناظريه كمها#3178- كسي كه بر فريب دنيا اعتماد كند از آنچه بايد ترس داشته باشد (ندانسته) خود را ايمن دانسته است#3178- من وثق بغرور الدّنيا أمن مخوفه#3179- كسي كه دلش به دوستي دنيا شيفته شد، آن دل به سه چيز چسبيده: اندوهي پيوسته، حرص و آزي كه رهايش نكند، و آرزويي كه بدان نرسد#3179- من لهج قلبه بحبّ الدّنيا التاط منها بثلاث: هم لا يغنيه و حرص لا يتركه و امل لا يدركه#3180- هر كس به دنيا خوش گمان شود، رنج و محنت در او جايگير شود#3180- من حسن ظنّه بالدّنيا تمكّنت منه المحنة#3181- كسي كه رغبت كند در زينتها و تجمّلات دنيا، آن بقا و دوامي را كه مطلوب او است از دست ميدهد#3181- من رغب في زخارف الدّنيا فاته البقاء المطلوب#3182- كسي كه دنيا بر او چيره گشت از ديدن پيش روي خود كور ميگردد#3182- من غلبت الدّنيا عليه عمي عمّا بين يديه#3183- كسي كه دنيا خود را آباد كند دين خود را تباه نموده و آخرتش را ويران ميكند#3183- من عمر دنياه أفسد دينه و أخرب أخراه#3184- كسي كه ديده خود را به دنيا داران محدود كند (و فقط آنها را ببيند) از راه هدايت كور گردد#3184- من قصّر نظره علي أبناء الدّنيا عمي عن سبيل الهدي#3185- كسي كه چيزي از دنيا بخواهد، از آخرت‏ او بيش از آنچه ميخواهد از دستش برود#3185- من طلب من الدّنيا شيئا فاته من الآخرة أكثر ممّا طلب#3186- كسي كه دنيا را به وسيله عمل آخرت (اطاعات و عبادات) بجويد، اين كار او را از آنچه ميخواسته دور سازد#3186- من طلب الدّنيا بعمل الآخرة كان أبعد له ممّا طلب#3187- كسي كه نفس خود را از بخششهاي دنيا واگذارد، به راستي كه عقل را به كمال رسانده است#3187- من سخت نفسه عن مواهب الدّنيا فقد استكمل العقل#3188- كسي كه مالك چيزي از دنيا شود، از آخرت خود بيشتر از آنچه را مالك شده از دست ميدهد#3188- من ملك من الدّنيا شيئا فاته من الآخرة اكثر ممّا ملك#3189- كسي كه دنيا (و بياعتباريها آن) را بشناسد، بر آنچه به او ميرسد اندوهگين نشود#3189- من عرف الدّنيا لم يحزن علي ما أصابه#3190- كسي كه نيرنگهاي دنيا را بشناسد، فريب خواب و خيالهاي محال آن را نخورد#3190- من عرف خداع الدّنيا لم يغترّ منها بمحالات الاحلام#3191- كسي كه به دنيا برسد در رنج است، و هر كس آن را از دست دهد در تعب است#3191- من ظفر بالدّنيا نصب، و من فاتته تعب#3192- كسي كه دنيا در نظرش عظيم آيد و موقعيت آن در دلش جايگير شود، آن را بر خدا برگزيند، و دلبسته و برده آن گردد#3192- من عظمت الدّنيا في عينه و كبر موقعها في قلبه، آثرها علي اللَّه و انقطع اليها و صار عبدا لها#3193- كسي كه عشق به دنيا را شعار خويش گرداند، دنيا خاطرش را از اندوههايي پر كند كه بر سويداي قلبش بر قصد، (و آنها عبارت است) از اندوهي كه سرگرمش كند، و غمي كه محزونش سازد، تا اين كه او را بخشش بگيرد (در هنگام مرگ) و بيفتد در فضا در حالي كه رگهاي قلبش پاره شده#3193- من استشعر الشّغف بالدّنيا ملأت ضميره اشجانا لها رقص علي سويداء قلبه: همّ يشغله، و غمّ يحزنه حتّي يؤخذ بكظمه، فيلقي بالفضاء منقطعا ابهراه، هيّنا علي اللَّه فناءه، بعيدا علي الاخوان لقاؤه#3194- كسي كه بر دنيا اعتماد كند بدبخت و محروم است#3194- من اعتمد علي الدّنيا فهو الشّقيّ المحروم#3195- كسي كه خدمت دنيا كند، دنيا به خدمتش گيرد، و كسي كه خدمت خدا كند دنيا خدمتش كند#3195- من خدم الدّنيا استخدمته و من خدم اللَّه سبحانه خدمته#3196- كسي كه دنيا فقط هدف و اندوهش باشد روز قيامت بدبختي و اندوهش طولاني گردد#3196- من كانت الدّنيا همّه طال يوم القيامة شقاؤه و غمّه#3197- كسي كه از بخششهاي دنيا كناره گيرد عزيز گردد#3197- من سلا عن مواهب الدّنيا عزّ#3198- از سختي و دشواري زندگي دنياست كه اجتماع دوستان را با جدا كردن يكديگر بر هم زند، و شادماني را به اندوه و غصّه تبديل كند#3198- من نكد الدّنيا تنغيص الاجتماع بالفرقة و السّرور بالغصّة#3199- از پستي دنيا نزد خداوند آن است كه نا فرماني خدا جز در دنيا نشود#3199- من هوان الدّنيا علي اللَّه ان لا يعصي الّا فيها#3200- از نكوهيدگي دنيا در پيشگاه خدا آن است كه كسي جز به ترك دنيا بدانچه نزد خداست دست نيابد#3200- من ذمامة الدّنيا عند اللَّه ان‏ لا ينال ما عنده الّا بتركها#3201- آنچه از دنيا پيش فرستي از آن تو است، و آنچه را پس انداختي مال دشمن است#3201- ما قدّمت من دنياك فلنفسك، و ما أخّرت منها فللعدوّ#3202- كسي كه مصاحب و همراه دنيا باشد، هدف و نشانه مصيبتها و حوادث است#3202- مصاحب الدّنيا هدف النّوائب و الغير#3203- مرگ‏هاي دنيا آسان‏تر است از مرگ‏هاي آخرت#3203- موتات الدّنيا أهون من موتات الآخرة#3204- چيزي همانند دنيا دين را تباه نكرده است#3204- ما أفسد الدّين كالدّنيا#3205- حكايت دنيا و مثل آن همانند سايه تو است كه اگر بايستي ميايستد، و اگر به دنبال آن روي دور ميشود (و به آن نخواهي رسيد)#3205- مثل الدّنيا كظلّك ان وقفت وقف و ان طلبته بعد#3206- چه شده است شما را به اندكي از دنيا كه به دست آورديد شادمان شويد، ولي اندوهگين نميكند شما را آخرت بسياري كه از آن محروم شده‏ايد ‏#3206- ما بالكم تفرحون باليسير من الدّنيا تدركونه، و لا يحزنكم الكثير من الآخرة تحرمونه#3207- اين دنيايي كه در نظر تو محبوب آمده بهتر از آخرتي نيست كه بدي نظر و نگاهت، آن را در چشم تو زشت جلوه داده است#3207- ما دنياك الّتي تحبّبت اليك بخير من الآخرة الّتي قبّحها سوء النّظر عندك#3208- پيروزي آخرت را نيابد كسي كه دنيا خواسته و هدف او است#3208- ما ظفر بالآخرة من كانت الدّنيا مطلبه#3209- هيچكس از مردم دنيا به لذّتي از لذّتهاي دنيا بهره‏مند نشود جز آنكه همين لذّت براي او در قيامت غصّه و اندوهي است#3209- ما التذّ أحد من الدّنيا لذّة الّا كانت له يوم القيامة غصّة#3210- هر چه از دنيا كاسته شود در آخرت افزوده گردد#3210- ما نقص في الدّنيا زاد في الآخرة#3211- چيست تو را و دنيايي كه اگر دريابي آن را اصلاح و رو به راه كردن آن تو را از بهره يافتن بدان سرگرم سازد، و اگر بهره‏مند شوي از آن، تيره و تاريك كند آن بهره و لذت را بر تو، چيره شدن مرگ به تو (كه با آمدن آن همه لذتها تبديل به اندوه شود)#3211- ما لك و ما ان ادركته شغلك بصلاحه عن الاستمتاع به، و ان تمتّعت به نغصّه عليك ظفر الموت بك#3212- آنچه از دنيا كه بدان ميرسي شادي خود را بدان بسيار مكن، و آنچه را از دست داده‏اي با اندوه خود بر آن افسوس‏ مخور#3212- ما نلت من دنياك فلا تكثر به فرحا، و ما فاتك منها فلا تأس عليه حزنا#3213- چيست خوبي خانه‏اي كه ويران شود همانند ويراني ساختمان، و عمري كه نابود شود همانند نابود شدن توشه راه#3213- ما خير دار تنقض نقض البناء و عمر يفني فناء الزّاد#3214- مثال دنيا مثال ماري است كه (ظاهر آن و) دست ماليدن آن نرم است، ولي زهر كشنده در درون دارد، آدم فريب خورده نادان به سويش علاقه‏مند شود، و انسان زيرك عاقل از آن دوري و پرهيز كند#3214- مثل الدّنيا كمثل الحيّة ليّن مسّها و السّم القاتل في جوفها يهوي اليها الغرّ الجاهل و يحذرها اللّبيب العاقل#3215- بهره‏هاي دنيايي علف خشكيده‏اي است وبا خيز، پس دوري گزينيد از چراگاهي كه كوچ كردنش بهره‏مندتر از آرام گرفتن در آن است، و روزي گذراي آن پاكيزه‏تر از ثروت و دارايي آن است#3215- متاع الدّنيا حطام موبيء فتجنّبوا مرعاة، قلعتها احظي من طمأنينتها، و بلغتها ازكي من ثروتها#3216- نابود گشته آن كس كه به دنيا آرامش يافته، و دين خود را كابين و مهر آن كرده، هر جا كه دنيا ميل كند او نيز به همان سو ميل كند، به راستي كه دنيا همه اندوه او است و آن را معبود خويش قرار داده است#3216- هلك من استنام الي الدّنيا و أمهرها دينه، فهو حيثما مالت مال اليها قد اتّخذها همّه و معبوده#3217- بر خود آسان گير و سبك گردان كه كار نزديك است، و مصاحبت كم و كوتاه، و اقامت اندك است#3217- هوّن عليك فانّ الامر قريب و الاصطحاب قليل و المقام يسير#3218- اين دنيا مركبي است باز دارنده و دشمن،#3218- هي الصّدود العنود، و الحيود الميود، و الخدوع الكنود#3219- آنها كه در دنيا شادمان بدان بوده‏اند در روز رستاخيز نابود شوند، و آنها كه بدان اندوهگين بوده نجات يابند#3219- پشت كننده‏اي است مضطرب و لرزان، پر فريبي است ناسپاس هلك الفرحون بالدّنيا يوم القيامة و نجا المحزونون بها#3220- در موهبتهاي دنيا رقابت و پيشدستي نكن كه موهبتهاي آن اندك است#3220- لا تنافس في مواهب الدّنيا فانّ مواهبها حقيرة#3221- چيزي را از دنيا پشت سر خود به جاي مگذار، زيرا آنچه به جا ميگذاري براي يكي از دو نفر است: يا مردي است كه در آن بازمانده تو، به فرمانبرداري خدا عمل كند، كه در اين صورت خوشبخت گشته بدانچه تو بدان بدبخت شده‏اي، و يا مردي است كه در آن بازمانده به نافرماني خد#3221- لا تخلّفنّ وراءك شيئا من الدّنيا، فانّك تخلّفه لأحد رجلين، اِمّا رجل عمل فيه بطاعة اللَّه فسعد بما شقيت به، و اِمّا رجل عمل فيه بمعصية اللَّه فكنت عونا له علي المعصية، و ليس أحد هذين حقيقا أن تؤثره علي نفسك#3222- نبايد بگريد هيچ يك از شما همانند گريستن كنيز بر آنچه از دنيا كه از دستش رفته است#3222- لا يحنّنّ أحدكم حنين الامة علي ما زوي عنه من الدّنيا#3223- زنهار كه شيفته‏ات نكند دنيا به عاريتهاي نيكوي خود، كه عاريتهاي دنيا به خودش باز گردد، و پي آمدهاي آن از كارهاي حرامي كه كسب كرده‏اي برايت بماند#3223- لا تفتننّك دنياك بحسن العواري فعواري الدّنيا ترتجع و يبقي عليك ما احتقبته من المحارم#3224- در دنيا رغبت و ميل نكن كه آخرت زيان بار گردد#3224- لا ترغب في الدّنيا فتخسر آخرتك#3225- مبادا فريفته دنيا شويد، و مبادا مغلوب هوا و هوس گرديد، و مبادا زمان رسيدن مرگ و پايان عمر بر شما طولاني بنمايد، آرزو شما را فريب ندهد، كه آرزو چيزي از دين نيست (و نميتوان مبناي دين را بر آرزو قرار داد)#3225- لا تفتننّكم الدّنيا و لا يغلبنّكم الهوي و لا يطولنّ عليكم الامد و لا يغرّنّكم الامل فانّ الامل ليس من الدّين في شي‏ء#3226- بلند نكن كسي را كه دنيا او را بلند گردانده (و افتخاري براي بلندي خود جز اين ندارد)#3226- لا ترفع من رفعته الدّنيا#3227- نگه ندارد دنيا كسي را كه به او پناه برده است#3227- لا تعصم الدّنيا من لجأ اليها#3228- شادي دنيا دوام ندارد و خوشي آن باقي نماند، و از مصيبت و بلاي آن ايمني نباشد#3228- لا تدوم حبرة الدّنيا و لا يبقي سرورها و لا تؤمن فجعتها#3229- اندك دنيا (نيز) دين را تباه سازد (يعني دنياي فاسد اندكش نيز دين را تباه سازد تا چه رسد به زيادش)#3229- يسير الدّنيا يفسد الدّين#3230- شايسته است انسان از دردهاي دنيا خود را مداوا كند همان گونه كه بيمار مداوا ميكند، و از لذتها و شهوتهاي آن پرهيز كند همان گونه كه بيمار پرهيز ميكند#3230- ينبغي ان يتداوي المرء من أدواء الدّنيا كما يتداوي ذو العلّة و يحتمي من شهواتها و لذّاتها كما يحتمي المريض#3231- سود ندهد عمل براي آخرت، با وجود رغبت و ميل در باره دنيا#3231- لا ينفع العمل للآخرة مع الرّغبة في الدّنيا#3232- شايسته است براي آن كس كه شرافت نفس خود را دانسته است، كه آن را از پستي دنيا پاك سازد#3232- ينبغي لمن علم شرف نفسه أن ينزّهها عن دناءة الدّنيا#3233- اندك دنيا بهتر است از بسيار آن، و مقدار گذراي آن شايسته‏تر است از آنچه موجب نابود كردن انسان باشد#3233- يسير الدّنيا خير من كثيرها و بلغتها أجدر من هلكتها#3234- اي در بندان و اسيران ميل و رغبت باز ايستيد، كه به راستي آنها كه بر علاقه به دنيا ايستادگي كرده‏اند جز صداي دندانهاي پيشين حوادث دنيا آنها را به خود نياورد و نترساند#3234- يا أسري الرّغبة أقصروا فانّ المعرّج علي الدّنيا لا يروعه منها الّا صريف انياب الحدثان#3235- اي بندگان دنيا و كارگران آن شما كه در روز خريد و فروش ميكنيد، و در شب هنگام نيز در بستر خود ميغلطيد و ميخوابيد، و در اين ميانه نيز از آخرت خود غافل هستيد، و عمل را پس اندازيد، پس چه زماني در ارشاد خود انديشه ميكنيد، و توشه‏اي را پيش ميفرستيد و چه وقت در امر معاد خويش اهتمام ميورزيد.#3235- يا عبيد الدّنيا و العاملين لها اذا كنتم في النّهار تبيعون و تشترون، و في اللّيل علي فروشكم تتقلّبون و تنامون، و فيما بين ذلك عن الآخرة تغفلون، و بالعمل تسوّفون، فمتي تفكّرون في الاِرشاد، و تقدّمون الزّاد، و متي تهتمّون بأمر المعاد#3236- بپرهيزيد از دنياي دلفريب زوال پذير، و مورد علاقه‏اي كه فاني شود#3236- احذروا الزّائل الشّهيّ و الفاني المحبوب#3237- بسا خوشي كه باز گردد به ناخوشي#3237- ربّ نزهة عادت نغصة#3238- گاه است كه خوشي به ناخوشي برگردد#3238- قد تنقلب النّزهة غصّة#3239- چگونه است حال كسي كه فناي او به بقا و ماندن او است، و بيماريش به تندرستي است، و از همان جا كه ايمن است دچار گردد#3239- كيف يكون من يفني ببقائه و يسقم بصحّته و يؤتي من مأمنه#3240- هر آينه چه بسا دور كه نزديك شود و نزديك كه دور گردد#3240- لربّما قرب البعيد و بعد القريب#3241- كسي كه برسد به نهايت آنچه را دوست ميدارد، بايد چشم به راه باشد براي رسيدن نهايت آنچه را ناخوش دارد#3241- من بلغ غاية ما يحبّ فليتوقّع غاية ما يكره