﻿#3473- هر گاه كسي را مذمت كردي كوتاه كن و به اندكي اكتفا كن (و از حدّ نگذران)#3473- اذا ذممت فاقتصر#3474- كسي كه وانگذارد در حالي كه ستوده و ممدوح است، واگذارد در حالي كه نكوهيده است#3474- من لم يدع و هو محمود يدع و هو مذموم#3475- سرانجام احسان و نيكي هيچ گاه مورد نكوهش نخواهد بود#3475- لا تذمّ ابدا عواقب الاحسان#3476- (در باره كسي كه مورد مذمّت آن حضرت بوده فرموده است:) درباره دنيا همچون زاهدان سخن ميگويد، ولي در عمل همچون راغبان به دنيا عمل ميكند. تظاهر به شيوه نيكوكاران ميكند، ولي عمل بدكاران را به دل ميگيرد. به خاطر گناهان بسيارش مرگ را خوش ندارد، ولي در زمان زندگي از گناه دست برندارد. گناه را جلو مياندازد، ولي توبه را به تأخير مياندازد. مردمان صالح و شايسته را دوست ميدارد، ولي عمل آنها را انجام نميدهد، بدكاران را دشمن ميدارد با اين كه خود در زمره آنها است. با خود گويد: چرا كار كنم و خود را به رنج اندازم، بلكه مينشينم و آرزو ميكنم (و دلم را به آرزو خوش ميكنم) پيوسته مبادرت به كاري ميكند كه فاني شود و آنچه را ماندني است يك سره وا ميگذارد. از شكر و سپاس گزاري آنچه به او داده شده عاجز و ناتوان است، ولي باز هم زياده بر آن را ميطلبد. ديگران را ارشاد ميكند، ولي خود را گمراه ميسازد، مردم را از چيزي باز ميدارد كه خود از آن دست بر ندارد، و به چيزي دستورشان ميدهد كه خود انجام نميدهد. به مردم تكليف ميكند انجام كاري را كه بدان مأمور نيستند. و خود وا ميگذارد آنچه را بيشتر مورد دستور بوده (و واجب بوده است). به مردم دستور ميدهد و خود عمل نميكند، و آنها را بر حذر ميدارد و پرهيز ميدهد، ولي خود پرهيز نميكند. براي كاري كه نكرده است اميد پاداش دارد و از گناه قطعي خود را ايمن ميداند. 
انظار مردم را با اظهار دين داري به خود جلب ميكند، ولي در دل با آنچه را آشكار كند مخالفت دارد. 
اگر حقي به گردن ديگران داشته باشد، آن را ميشناسد، ولي حقي را كه ديگران بر او دارند نميشناسد. 
بر ديگران ترس بيش از گناهي را كه كرده‏اند دارد، و براي خود اميد پاداش بيش از آنچه انجام داده است دارد. 
در خواسته‏هاي بزرگ به خدا اميد دارد، ولي در چيزهاي كوچك به بندگان خدا، و با اين حال آنچه را به بنده خدا ميدهد به خدا نميدهد. 
نسبت به خدا (و كارهاي مربوط به خداوند) از بندگان ميترسد، ولي نسبت به بندگان (و تجاوز به آنها و حقوق آنها) از خدا نميترسد.#3476- يقول في الدّنيا بقول الزّاهدين، و يعمل فيها بعمل الرّاغبين يظهر شيمة المحسنين، و يبطن عمل المسيئين يكره الموت لكثرة ذنوبه، و لا يتركهافي حياته.   يسلف الذّنب و يسوّف بالتّوبة.  يحبّ الصّالحين و لا يعمل أعمالهم، و يبغض المسيئين و هو منهم.  يقول: لم أعمل فأتعنّي، بل أجلس فأتمنّي.  يبادر دائبا ما يفني، و يدع أبدا ما يبقي.  يعجز عن شكر ما أوتي، و يبتغي الزّيادة فيما بقي.  يرشد غيره و يغوي نفسه، و ينهي النّاس بما لا ينتهي، و يأمرهم بما لا يأتي.  يتكلّف من النّاس ما لم يؤمر، و يضيّع من نفسه ما هو أكثر.  يأمر النّاس و لا يأتمر، و يحذّرهم و لا يحذر.  يرجوا ثواب ما لم يعمل، و يأمن عقاب جرم متيقّن.  يستميل وجوه النّاس بتديّنه، و يبطن ضدّ ما يعلن.  يعرف لنفسه علي غيره، و لا يعرف عليها لغيره.  يخاف علي غيره بأكثر من ذنبه، و يرجو لنفسه أكثر من عمله.  يرجو اللَّه في الكبير و يرجو العباد في الصّغير، فيعطي العبد ما لا يعطي الرّبّ.  يخاف العبيد في الرّبّ، و لا يخاف في العبيد الرّبّ#3477- (و در معرّفي همين گونه افراد و خصوصيات آنها فرموده:) دوست ميدارد كه فرمانش برند ولي خود فرمان نبرد، و ميخواهد كه حق خود را به طور كامل بگيرد ولي حق ديگران را ندهد، خوش دارد كه او را به سخاوت بستايند ولي چيزي به كسي ندهد، و از مردم طلب خود را مطالبه كند ولي ديگران از او حق خود را طلب نكنند#3477- يحبّ ان يطاع و يعصي و يستوفي و لا يوفي يحبّ ان يوصف بالسّخاء و لا يعطي و يقتضي و لا يقتضي#3478- (و در همين باره فرموده): اگر بيمار شود پشيمان شود از اين كه چرا عمل نكرده، و اگر بهبود يابد از روي فريب خوردگي ايمن شود و عمل را به تأخير اندازد.#3478- ان سقم فهو نادم علي ترك العمل و ان صحّ امن مغترّا فاخّر العمل.#3479- اگر به زراعت و كسب و كار دنيا او را بخوانند، كار كند، و اگر به زراعت آخرت او را دعوت كنند تنبلي و سستي كند.#3479- ان دعي الي حرث الدّنيا عمل و ان دعي الي حرث الآخرة كسل.#3480- اگر خود را توانگر و بينياز ببيند سرمست گشته و به فتنه دچار شود.#3480- ان استغني بطر و فتن.#3481- اگر نيازمند و فقير گردد نوميد شده و ناتوان شود.#3481- ان افتقر قنط و وهن.#3482- اگر به او احساني كنند انكار كند، و اگر او به كسي احسان كند سربلندي كرده و#3482- ان احسن اليه جحد و ان احسن تطاول و امتنّ.#3483- منّت گذارد.#3483- ان عرضت له معصية واقعها بالاتّكال علي التّوبة.#3484- اگر نافرماني خدا و معصيتي براي او روي دهد با اعتماد و تكيه بر توبه انجامش دهد.#3484- ان عزم علي التّوبة سوّفها و اصرّ علي الحوبة.#3485- و اگر تصميم بر توبه گيرد آن را به تأخير اندازد و بر گناه اصرار ورزد.#3485- ان عوفي ظنّ ان قد تاب.#3486- اگر تندرست شود چنين پندارد كه توبه كرده (و توبه‏اش پذيرفته شده).#3486- ان ابتلي ظنّ و ارتاب.#3487- و اگر به بلايي گرفتار شود بد گمان شده و به ترديد دچار شود.#3487- ان مرض اخلص و اناب.