 را منظور داشته. 

و بنابر اين اگر كسى بخواهد نا تمامى قوانين اسلام را اثبات كند، بايد بگردد، يك فرد يا يك اجتماع دينى را پيدا كند، كه جامع تمامى تربيت‏هاى دينى و زندگى مادى باشد، يعنى آن زندگى مادى و معنوى را كه دين دعوت بدان مى‏كند يافته باشد، آن وقت از او بپرسد آيا ديگر چيزى نقص دارى كه محتاج به تكميل باشد؟ ، و يا جهتى از جهات انسانيت تو و حيات تو دچار سستى هست كه محتاج تقويت باشد؟ يا نه، اگر چنين فرد و چنين اجتماعى را پيدا كرديم، آن وقت حق داريم بگوئيم: دين اسلام ديگر براى بشر امروز كافى نيست. 

هفتم اينكه انبيا ع از هر خطائى معصومند. 

پى‏نوشت‏ها: 

1) محمد ص پدر هيچ يك از مردان شما نيست، و ليكن فرستاده خدا و خاتم انبياء است."سوره احزاب آيه 40" 

2) ما كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر هر چيز است."سوره نحل آيه 89" 

3) و اينكه قرآن كتابى است شكست ناپذير، كه نه از ناحيه كتب آسمانى قبل خلل مى‏پذيرد، و نه بعدا كتابى ديگر ناسخ آن مى‏شود."سوره فصلت آيه 42" 

4) سوره طه آيه 50

5) ما هر دو دسته را هم نيكان را و هم بدان را از عطاى پروردگارت مدد مى‏دهيم، و عطاى پروردگار تو جلوگيرى ندارد."سوره اسرا آيه 20" 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:179.xml">عصمت  </a><a class="folder" href="w:html:186.xml">وحى  </a><a class="folder" href="w:html:198.xml">معجزه </a><a class="text" href="w:text:213.txt">رهبرى </a><a class="text" href="w:text:214.txt">سازندگى </a><a class="text" href="w:text:215.txt">خلوص </a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:180.txt">راز عصمت انبياء </a><a class="text" href="w:text:181.txt">حل چند شبهه </a><a class="text" href="w:text:182.txt">مصونيت از گناه و اشتباه </a><a class="text" href="w:text:183.txt">سرچشمه عصمت انبياء </a><a class="text" href="w:text:184.txt"> مصونيت از اشتباه </a><a class="text" href="w:text:185.txt">گفتارى در عصمت انبيا (ع) </a></body></html>شكر منعم 
كتاب: طرحى نو در تدريس عقايد اسلامى، ص 25

نويسنده: امامى ـ آشتيانى 

از جمله پاسخهائى كه به پرسش آغازين بحث داده شده، اين است كه «شكر منعم» انسان را به بررسى و تحقيق واميدارد. اين معنى را با مثال روشن مى‏سازيم: 

اگر شما را به يك ميهمانى آبرومندانه دعوت كرده و همه گونه وسائل پذيرائى را براى شما فراهم ساخته باشند. ولى چون باتفاق شخص بزرگترى كه واسطه اين دعوت است باين مهمانى رفته‏ايد، ميزبان خود را درست نمى‏شناسيد، شك نيست، كه به هنگام ورود در اين مجلس دلپذير نخستين فكر شما اين است كه ميزبان خود را بشناسيد و از او تشكر نمائيد. ما نيز هنگاميكه باين سفره گسترده آفرينش نگاه ميكنيم و انواع نعمتهائى كه در اختيار ما قرار دارد ـ چشمان بينا، و گوشهاى شنوا، عقل و هوش كافى، نيروهاى مختلف جسمانى و روانى، انواع وسائل زندگى و روزيهاى پاك و پاكيزه در اين سفره پهناور ـ را مشاهده مى‏نمائيم، بى‏اختيار باين فكر مى‏افتيم كه بخشنده اين همه نعمتها را بشناسيم و اگر چه نياز به تشكر ما نداشته باشد، از او تشكر كنيم، و تا اينكار را نكنيم احساس ناراحتى و كمبود داريم و اين دليل ديگرى است كه ما را به تحقيق و بررسى وادار مى‏كند؛ بنابراين احساس فطرى و عقلانى شكر منعم، خود دليل ديگرى است بر لزوم بررسى ادله خداپرستان تا ببينيم آيا اينهمه نعمت؛ منعم و بخشنده‏اى دارد يا خير؟ 

راز عصمت انبياء 
مقدمه: عقيده به عصمت انبياء(ع) يكى از عقايد ما مسلمانها است كه ضرورت آن در مقاله حاضر مورد بحث قرار گرفته است. 

راز مصونيت انبياء در مقام دريافت وحى اين است كه اساسا ادراك وحى از قبيل ادراكات خطابردار نيست و كسى كه استعداد دريافت آنرا داشته باشد واجد يك حقيقت علمى مى‏شود كه حضورا آنرا مى‏يابد و ارتباط آنرا با وحى كننده خواه فرشته‏اى واسطه باشد يا نباشد مشاهده مى‏كند. و امكان ندارد كه گيرنده وحى، دچار ترديد شود كه آيا وحى را دريافت داشته يا نه؟ 

و يا چه كسى به او وحى كرده است؟ و يا مفاد و محتواى آن چيست؟ و اگر در پاره‏اى از داستانهاى ساختگى آمده است كه پيامبرى در پيامبرى خودش شك كرد يا مفاد وحى را درك نكرد يا وحى كننده را هم نشناخت كذب محض است و چنين اباطيلى شبيه آن است كه گفته شود كسى در وجود خودش يا در امور حضورى و وجدانيش شك كرده است!! 

اما بيان راز عصمت انبياء عليهم السلام در انجام وظايف الهى - و از جمله ابلاغ پيام و رسالت پروردگار به - مردم نياز به مقدمه‏اى دارد، و آن اين است: 

كارهاى اختيارى بشر به اين صورت، انجام مى‏گيرد كه ميلى در درون انسان نسبت به امر مطلوبى پديد مى‏آيد و در اثر عواملى مختلف برانگيخته مى‏شود و شخص به كمك علوم و ادراكات گوناگونى راه رسيدن به هدف مطلوب را تشخيص مى‏دهد و اقدام به كارى متناسب با آن مى‏كند. و در صورتى كه ميلهاى متعارض و كششهاى متزاحمى وجود داشته باشد سعى مى‏كند. بهترين و ارزنده‏ترين آنها را تشخيص دهد و آنرا برگزيند. ولى گاهى در اثر نارسايى دانش، در ارزيابى و تشخيص بهتر، اشتباه مى‏كند يا غفلت از امر برتر يا عادت و انس به امر پست‏تر، موجب سوء گزينش مى‏شود و مجالى براى انديشه صحيح و انتخاب اصلح، باقى نمى‏ماند. 

پس هر قدر انسان، حقايق را بهتر بشناسد و نسبت به آنها آگاهى و توجه بيشتر و زنده‏تر و پايدارترى داشته باشد و نيز اراده نيرومندترى برمهار كردن تمايلات و هيجانات درونيش داشته باشد حسن انتخاب بيشترى خواهد داشت و از لغزشها و كجرويها بيشتر در امان خواهد بود. 

و به همين جهت است كه افراد مستعد با برخوردارى از دانش و بينش لازم و بهره‏مندى از تربيت صحيح، مراتب مختلفى را از كمال و فضيلت بدست مى‏آورند تا آنجا كه به مرز عصمت، نزديك مى‏شوند و حتى خيال گناه و كار زشت را هم در سر نمى پرورانند چنانكه هيچ فرد عاقلى به فكر نوشيدن داروهاى سمى و كشنده يا خوردن مواد پليد و گنديده نمى‏افتند. 

اكنون اگر فرض كنيم كه استعداد فردى براى شناختن حقايق در نهايت‏شدت باشد و نيز صفاى روح و دلش در حد اعلا باشد و به تعبير قرآن كريم همانند روغن زيتون خالص و زلال و آماده احتراق باشد كه گويى خودبخود و بدون نياز به تماس با آتشى در حال شعله‏ور شدن است. «يكاد زيتها يضي‏ء ولو لم تمسسه نار» و بخاطر همين استعداد قوى وصفاتى ذاتى، تحت تربيت الهى قرار گيرد و بوسيله روح القدس تاييد شود چنين فردى با سرعت غير قابل وصفى مدارج كمال را طى خواهد كرد و ره صد ساله را يك شبه خواهد پيمود و حتى در دوران طفوليت بلكه در شكم مادر هم بر ديگران برترى خواهد يافت. براى چنين فردى، بدى و زشتى همه گناهان همانقدر روشن است كه زيان نوشيدن زهر، و زشتى اشياء پليد و آلوده براى ديگران، و همانگونه كه اجتناب افراد عادى از چنين كارهايى جنبه جبرى ندارد اجتناب معصوم از گناهان هم به هيچ وجه منافاتى با اختيار وى نخواهد داشت. 

آموزش عقايد صفحه 204 استاد محمد تقى مصباح يزدى 

حل چند شبهه 
پيرامون عصمت انبياء عليه السلام شبهاتى مطرح شده اينك به ذكر و پاسخ آنها مى‏پردازيم: 

1 - نخستين شبهه اين است كه اگر خداى متع