حسى خود افكار ديگران را درك مى‏كنند تا آنجا كه براى فرد روشن بين خواندن افكار شخص ديگر، به اندازه وصف چهره وى آسان است. 

3 ـ هنگام مرگ يا پيش آمدن خطر، ما بين فرد و فرد ديگر، ارتباطى برقرار مى‏شود و كسى كه در بستر مرگ افتاده، براى يك لحظه به شكل عادى خود به نظر يكى از دوستانش مى‏رسد . 

4 ـ روشن بين مى‏تواند از فاصله بعيد، منظره يا شخص يا صحنه‏اى را ببيند و آن را با دقت ترسيم و توصيف كند. 

شهود و فلسفه برگسن 
در ميان دانشمندان مغرب زمين، برگسن (1859 ـ 1941 م) بيش از افراد ديگر به شهود اهميت داده تا آنجا كه مخالفان مكتب وى، او را مظهر ضد عقلانى و استدلالى معرفى كرده و گروهى او را از ايده آليستها خوانده‏اند و اين نوع حق كشى‏ها در تاريخ علم فراوان است.او بسان ديگر دانشمندان شهود را در مقابل حس، و عقل را جزو منابع معرفت قرار داده است. 

غرور بى‏جا 
انكار الهام و آگاهى‏هاى غيبى، معلول غرور بى‏جا است كه دامنگير جمعى از مادى‏هاى قرن هجدهم و نوزدهم شده است، آنان تصور مى‏كردند كه همه چيز رافهميده‏اند و در دايره هستى براى آنان مجهولى باقى نمانده است و بر تمام پيچيدگيهاى جهان دست يافته و علل طبيعى پديده‏ها را كشف كرده‏اند و دريافته‏اند كه هر حادثه‏اى علت مادى دارد.نتيجه يك چنين غرور علمى، اين است كه به همه چيز بى‏اعتنا شده و به آنچه از پيشينيان به يادگار مانده است، با ديده شك و ترديد و احيانا انكار بنگرند. 

اين غرور علمى كه در قرن بيستم درهم شكست و يا از حرارت و شدت آن كاسته شد، كم كم بشر را آگاه ساخت كه بسيارى از رموز خلقت هنوز در پس پرده جهل مانده، و هنوز بيش از اندكى از اسرار شگفت آور جهان آفرينش، براى بشر فاش نشده است. 

مردان محقق، و شخصيت‏هاى بارز علمى، فريب پيروزى‏هاى جزئى را در ميدان علم و دانش نخورده و با جرأت و جسارت به انكار آنچه كه هنوز درستى يا نادرست بودن آن ثابت نشده و در رديف علوم قرار نگرفته است، بر نمى‏خيزند. 

دريچه‏هاى جهان اسرارآميز غيب 
خدا به خاطر لطف و مرحمتى كه نسبت به بندگان خود دارد، دريچه‏هايى را به سوى جهان غيب بازگذارده است تا همگان بدانند كه آگاهى از غيب يك امر محال و غير ممكن نيست، بلكه تسلط انسان بر غيب امرى است صد در صد ممكن، كه جاى هيچ شك و ترديد در آن وجود ندارد. 

1 ـ وحى به حيوانات 
كارهاى شگفت انگيز حيوانات كه در كتابهاى حيوان شناسى، جانور شناسى و حشره شناسى به طور مفصل درباره آنها بحث شده است نمونه واضحى از وجود الهام در حيوانات است.كارهاى محير العقول جانداران از قبيل تقسيم كار، انتخاب وظيفه، ساختن عضو مفقود و آشنايى به كليه نيازمنديهاى زندگى را نمى‏توان از راه تعقل و تفكر توجيه نمود زيرا بديهى است كه حيوان، فاقد دستگاه تفكر و تعقل است، همچنانكه نمى‏توان آنها را معلول نظم داخلى و ارگانيزم وجود خارجى جانداران دانست زيرا تركيب خواص فيزيكى و شيميايى يك موجود براى انجام امور ابتكارى و ابداعى مانند تقسيم كار، انتخاب وظيفه، تجديد ساختمان عضو مفقود، و انطباق با محيط، كافى نمى‏باشد. 

يك ماشين حساب ممكن است آنچنان منظم ساخته شود، كه اعمال جمع و تفريق و ضرب و تقسيم را دقيقا انجام دهد اما هرگز ماشين حساب قادر به ابداع و ابتكار قاعده رياضى نيست، يك ماشين ترجمه مى‏تواند دقيقا سخنان يا نوشته يك نفر را ترجمه كند ولى هرگز نظم دقيق آن ماشين قادر به تصحيح اشتباه گوينده نمى‏باشد. 

چون در زندگى حيوانات كارهاى ابداعى و ابتكارى بى‏سابقه ديده مى‏شود جز اين كه آنها را معلول الهام از جهان بالا بدانيم توجيه ديگرى ندارد قرآن مجيد نام اينگونه الهام را وحى نهاده است. (2) 

2 ـ روشن بينى و تله پاتى 
دانشمندان مى‏گويند در نهاد انسان استعداد مرموزى وجود دارد كه به مدد آن مى‏تواند افكار ديگران را بخواند و از حوادثى كه در نقاط دوردست رخ مى‏دهد با نيروى مافوق حس، آگاهى پيدا مى‏كند مبادله افكار و احساسات از راه دور به واسطه حس مخصوص كاملا يك امر عملى است هر چند از طريق وسايل فنى نوين از قبيل تلويزيون، راديو، تلفن و تلگراف، افكار را مبادله مى‏كنند ولى دانش، براى چنين مبادله‏اى راه ديگرى به نام «تله پاتى» و يا «حس روشن بينى» معتقد است. 

فرق «تله پاتى» با روشن بينى اين است كه روشن بينى همان قدرت درك اتفاقى است از فاصله‏هاى دور زمانى و مكانى، آن هم بدون وسائل حسى ولى «تله پاتى» كيفيتى است كه به وسيله آن افكار و هيجانات و احساسات از مغزى به مغز ديگر بدون وسيله حس منتقل مى‏شود و در حقيقت روشن بينى و تله‏پاتى دو روى يك سكه هستند و هر دو نام مناسبى مى‏باشند براى ديد دوم انسان چه در خواب و چه در بيدارى. 

امروز «پوگيسم» در اين زمينه به وسعت نظر بيشترى قائل شده است و زندگى را «موج» مى‏داند و براى آن امواج گيرنده و فرستنده مى‏شناسد و معتقد است كه امواج را همچنان كه با سيم مى‏توان گرفت با انديشه نيز مى‏توان دريافت، انديشه را موجى مى‏شناسد كه بعد از آفريده شدن به ارتعاش مى‏آيد و در صورت وجود گيرنده قابل گرفتن است. 

3 ـ ارتباط با ارواح 
ارتباط با ارواح به صورت‏هاى مختلفى انجام مى‏گيرد كه صورت روشن و قابل اعتماد آن اين است كه استاد ماهر اين فن، شخصى را كه براى اين كار آمادگى دارد، با نگاه و تلقين خواب مى‏كند و روح او به سؤالات استاد پاسخ مى‏دهد و گاهى در اين تماس از اسرار نهفته پرده برداشته مى‏شود. 

تماس با ارواح به صورت علمى از جهات گوناگون قابل مطالعه مى‏باشد، در اين زمينه كتابها و رساله‏هاى فراوانى به وسيله دانشمندان شرق و غرب نگارش يافته و صفحات زيادى از برخى دائرة المعارف‏هاى علمى را به خود اختصاص داده است. 

دانشمندان اين فن و كسانى كه ساليان دراز در اين را كوشيده‏اند اظهارمى‏دارند كه توانسته‏اند با مجاهدتهاى پيگير و آزمايشهاى فراوان از روى گوشه‏اى از جهان مرموز و ناشناخته ارواح، پرده بردارند و كارهاى خارق عادت و حيرت‏انگيزى را كه به وسيله آنها انجام مى‏شود از نزديك مشاهده نمايند.نويسنده دائرة المعارف قرن بيستم در جلد چهارم كتاب خود، درباره روح، جدولى از اسامى دانشمندان مشهور را كه به واقعيت اين علم اعتراف كرده‏اند، ارائه مى‏دهد در اين جدول نام چهل و هفت نفر از دانشمندان بزرگ فرانسه، انگلستان، ايتاليا، آلمان و آمريكا آمده است. 

البته بايد دانست كه ارتباط با ارواح به طور اجمالى مطلبى است صحيح، ولى هرگز نمى‏توان گفتار هر مدعى را در اين باره پذيرفت بلكه بايد با قرائن و علائم راستگويان را از دروغگويان تميز داد. 

4 ـ الهام به افراد 
گاهى ممكن است مطلبى به قلب القا شود و انسان يك مرتبه خود را بر مطلبى واقف و آگاه بيند، به اين نوع القاء در اصطلاح، الهام مى‏گويند. 

اين گونه الهامات به قدرى در هر زمان و مكان فراوان است كه بايد آن را در رديف حوادث معمولى قرار داد حتى منشأ بسيارى از اختراعات و اكتشافات علمى و ا