بتكارات و مضامين عالى شعرى همين الهام است. 

قرآن مجيد نمونه‏اى در اين مورد نقل مى‏كند و مى‏فرمايد: 

(و أوحينا إلى أم موسى أن أرضعيه..). . (قصص/7) 

«به مادر موسى الهام كرديم كه كودك خود را شير ده...» . 

5 ـ خواب‏هاى راستين 
خواب، انواع و اقسامى دارد كه يك نوع آن مورد نظر ما است و آن خواب‏هايى است كه از يك واقعيت جدا از انديشه و ذهن، از واقعيتى محكم و استوار و پابرجاگزارش مى‏دهد اين نوع خواب‏هاى الهى است كه ما را با جهان خارج از خود مربوط مى‏سازد و از روى حقايقى دور از محيط ذهن و انديشه پرده بر مى‏دارد و اين قبيل خواب‏ها به اندازه‏اى زياد است كه هرگز نمى‏توان آن را انكار كرد.قرآن نمونه‏هاى پيچيده‏اى در سوره «يوسف» نقل مى‏نمايد . 

پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و سلم درباره اين نوع خواب‏ها فرموده است: 

«إن الرؤيا الصادقة جزء من النبوة» (3) «رؤياى صادق، بخشى از نبوت است» . 

ابر آگاهى و فلاسفه اسلام 
1 ـ شيخ الرئيس ابو على سينا در كتاب «اشارات» در «نمط هشتم» مى‏گويد: 

اگر عارفى از غيب خبر داد و آينده، درستى آن را ثابت كرد او را تصديق كن و به او ايمان بياور زيرا چنين آگاهى اى يك رشته اسباب طبيعى دارد. 

و نيز در تنبيهات اين نمط، به برهان اين مطلب اشاره كرده مى‏گويد: 

وقتى اشتغالات روح از طريق حواس كم شد، براى روح انسان فرصتى دست مى‏دهد كه خود را از دست قواى طبيعى خلاص كرده و به جانب قدس پرواز كند و صورت هايى را در آنجا ببيند و اين حالت گاهى در خواب و در حال بيمارى به انسان عادى نيز رخ مى‏دهد. 

و نيز در جاى ديگر مى‏گويد: 

اگر به تو گفتند كه فلان عارف كارى انجام مى‏دهد و يا به جسمى حركت‏مى‏بخشد يا خود حركتى مى‏كند كه از توانايى ديگران بيرون است اين سخن را انكار مكن زيرا براى اين كار يك سلسله اسباب، وجود دارد كه اگر تو نيز از آن راه وارد شوى به همان مقصد مى‏رسى. 

باز مى‏گويد: تجربه و آزمايش به روشنى ثابت كرده است كه انسان در موقع خواب مى‏تواند با جهان خارج تماس بگيرد و اطلاعاتى كسب كند، اكنون چه مانعى دارد كه انسان در موقع بيدارى داراى چنين قدرتى باشد و تجربه و آزمايش نيز اين حقيقت را ثابت كند. (4) 

2 ـ شيخ شهاب الدين سهروردى كه در فلسفه الهى و رياضيات نفسانى عملى، كم نظير بود درباره آگاهى انسان از غيب، چنين مى‏گويد: 

«هر وقت شواغل حواس ظاهرى كاهش يافت در اين وقت، نفس انسان از دست قواى طبيعى، رهايى جسته و بر يك سلسله امور غيبى تسلط مى‏يابد» سپس مى‏گويد: 

«اگر انسان‏هاى كامل مانند پيامبران و اوليا از غيب خبر مى‏دهند، به خاطر نوشته‏هايى است كه مى‏بينند و يا امواج و يا صداهاى دل انگيز و هولناكى است كه مى‏شنوند و يا صورت‏هايى است كه مشاهده مى‏كنند و با آنان سخن مى‏گويند، و سپس از غيب خبر مى‏دهند» . (5) 

3 ـ صدر المتألهين در تعاليق خود بر «حكمت اشراق» امكان آگاهى از غيب‏را به گونه‏اى مشروح مورد بحث قرار داده و مى‏گويد: «نفس بر اثر اتصال با جهان عقل و يا عالم مثال (جهان صور اشياء)، آگاهى‏هايى كسب مى‏كند» سپس مطلب را با براهين عقلى روشن مى‏سازد . 

هدف از نقل اين كلمات اين است كه روشن گردد دانشمندان و پى افكنان علوم بشرى از گذشته و حال، آگاهى از غيب را براى بشر معمولى ممكن، بلكه واقع شده مى‏دانند و جايى كه آگاهى از غيب براى بشر معمولى ممكن و واقع شده باشد در امكان آن براى پيامبران و امامان معصوم جاى شك و ترديدى باقى نخواهد ماند. 

در پايان اين بخش لازم است نكته‏اى را تذكر دهيم: 

هدف از نقل سخنان دانشمندان ديروز و امروز اين است كه بدانيم علوم بشرى موضوع آگاهى از غيب را، يك امر ممكن بلكه محقق، مى‏داند و با چنين تصديق و توصيفى، نبايد در امكان آن شك و ترديد داشته باشيم.ولى بايد توجه داشت كه آگاهى پيامبران و امامان معصوم بر غيب، از طريقى است، غير از طريق‏هاى عادى كه در اين بخش درباره آنها سخن گفتيم، و اشتراك در نتيجه، گواه بر اتحاد در راه نيست. 

و نيز اگر ما در اين بخش از كشف و شهود و اشراق و يا ارتباط با ارواح سخن گفتيم و به آنها استشهاد كرديم، نه به اين معنى است كه گفتار هر مدعى كشف و اشراق را بپذيريم، يا به تصديق هر مدعى ارتباط با ارواح، صحه بگذاريم بلكه هدف، تصديق اجمالى است و اينكه حدود و خصوصيات آنها چيست فعلا از قلمرو بحث ما بيرون مى‏باشد. 

چند نمونه از آيات قرآن درباره علم غيب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم 

اكنون وقت آن رسيده با آياتى كه بر آگاهى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از پشت پرده غيب گواهى مى‏دهند آشنا شويم.و در اين مورد به ذكر چند آيه بسنده مى‏كنيم. ـ (عالم الغيب فلا يظهر على غيبه أحدا إلا من ارتضى من رسول فإنه يسلك من بين يديه و من خلفه رصدا) . (جن/26 ـ 27) . 

«خدا داناى غيب است پس هيچ كس را بر غيب خويش آگاه نمى‏كند مگر بندگانى كه مورد رضايت او باشند و آن بندگان عبارتند از فرستادگان او، و خداى براى فرستادگان خود از جلو و پشت سرشان، نگهبان قرار مى‏دهد» . 

مفاد آيه بسيار روشن است و به خوبى مى‏فهماند كه علم غيب، از خدا است و او فرستادگان خود را از غيب آگاه مى‏كند. (6) 

2 ـ (و ما صاحبكم بمجنون.و لقد رآه بالأفق المبين. و ما هو على الغيب بضنين) . (تكوير/22 ـ 24) 

«محمد صلى الله عليه و آله و سلم ديوانه نيست و فرشته را در افق روشن ديده است و او بر غيب بخيل نيست (علم غيب را كه بر او القا مى‏شود اگر صلاح باشد به شما مى‏گويد و بخل نمى‏كند و از شما پوشيده نمى‏دارد» . 

بنابراين به خوبى از آيه فهميده مى‏شود كه خداوند رسول گرامى خود را توسط فرشته وحى بر غيب آگاه كرده است. 

3 ـ (و إذ أسر النبي إلى بعض أزواجه حديثا فلما نبأت به و أظهره الله عليه عرف بعضه و أعرض عن بعض فلما نبأها به قالت من أنبأك هذا قال نبأني العليم الخبير..). . (تحريم/3) 

پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و سلم، رازى را به يكى از همسران خود گفت (و به او سفارش كرد كه آن راز را فاش نكند) ولى او، راز پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را به ديگرى گفت، خدا پيامبر را از جريان آگاه ساخت و به او خبر داد كه همسرش، راز او را به ديگرى گفته است پيامبر با اين كه آگاه شد همسرش همه راز را به ديگرى گفته است اما به قسمتى‏از آن اشاره كرد و به قسمت ديگر اشاره نكرد يعنى به همسرش گفت رازى را كه به تو سپردم، فاش ساخته‏اى، همسرش او را تصديق كرد و پرسيد چه كسى تو را از جريان آگاه ساخت. 

پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: (نبأني العليم الخبير) : «خداى دانا و آگاه مرا آگاه ساخت» . 

دقت در مجموع آيه، بخصوص جمله آخر: (نبأني العليم الخبير) به روشنى گواهى مى‏دهد كه خداوند او را از غير راه وحى قرآنى از پس پرده غيب آگاه كرده است. 

از آياتى كه تا اينجا نقل شد، به خوبى استفاده مى‏شود پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم بسان ديگر پيامبران الهى چون آدم، نوح، يعقوب، يوسف، صالح، داود، سليمان و عيسى، از غيب، خبر