روزى پيامبر را عطوفت و مهربانى او مى‏شمرد و مى‏فرمايد: 

(فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لا نفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الأمر) (آل عمران/159) . 

«در پرتو رحمت الهى، در برابر تندى آنها، نرم شدى و اگر خشن و سنگدل بودى از اطراف تو پراكنده مى‏شدند، از آنان درگذر، و درباره آنان طلب آمرزش كن و در كارها مشورت بنما» . 

قرآن در يكى از سوره‏هاى مكى، راه نفوذ در مردم و قيام به وظايف رهبرى را چنين بيان مى‏كند: 

(و لا تستوي الحسنة و لا السيئة ادفع بالتي هي أحسن فإذا الذي بينك و بينه عداوة كأنه ولي حميم.و ما يلقيها إلا الذين صبروا و ما يلقيها إلا ذو حظ عظيم) (فصلت/34 ـ 35) . 

«هرگز بدى و نيكى يكسان نيست بدى را با نيكى دفع كن تا دشمنان سرسخت، بسان دوستان گرم و صميمى شوند.به اين شيوه اخلاقى افرادى نائل مى‏شوند كه داراى صبر و بردبارى بوده و بهره عظيمى (از ايمان و تقوا) داشته باشند. 

علت تأثير اين شيوه اخلاقى از اين جهت است كه افراد بدكار در انتظار انتقام و كيفرند، آنگاه كه بر خلاف انتظارشان، بدى را با خوبى پاسخ شنيدند وجدان ملامت‏گر (نفس لوامه) آنان بيدار شده و از درون آنان را به باد انتقاد و سرزنش مى‏گيرد، در اين موقع است كه جاى عداوتها و كينه‏ها را، كم كم مهر و محبت و صفا و خلوص مى‏گيرد. 

طبيعى است رهبر موقع شناس از اين شيوه اخلاقى در موردى استفاده مى‏كند كه هنوز شخصيت انسانى آنان به كلى محو نشده و «نفس لوامه» آنان آسيب نديده باشد و گرنه بايد با آنان به صورت ديگر معامله كرد و به تعبير رسول گرامى صلى الله عليه و آله و سلم «و لا يقيم الناس إلا السيف» (3) : برخى از مردم به اندازه‏اى لجوج و بدسگال هستند كه فقط زير ضربات خرد كننده شمشير، آدم مى‏شوند و دست از كردار زشت خود بر مى‏دارند» . 

قرآن شيوه رفتار پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را با گروه كافر به نحو بس شايسته‏اى توصيف مى‏كند و آن را با لفظ «عظيم» كه در قرآن موضوعات بس محدودى با آن توصيف شده است، توصيف مى‏كند و مى‏فرمايد: 

(و إن لك لأجرا غير ممنون.و إنك لعلى خلق عظيم.فستبصر و يبصرون.بأيكم المفتون) (قلم/3 ـ 6) . 

«تو بر خويى بزرگ هستى به زودى مى‏بينى و مى‏بينند كه كداميك، مجنون است» .مراتب عطوفت و مهربانى رسول گرامى صلى الله عليه و آله و سلم در فتح مكه به روشنى تجلى نمود، آنگاه كه بر مردم مكه كه ساليان درازى او را اذيت كرده و نبردهاى خونينى بر ضد او به راه انداخته بودند، دست يافت ـ در چنين شرايطى ـ رو به آنان كرد و گفت: «ما ذا تقولون؟ و ما ذا تظنون : چه مى‏گوييد و چه درباره من مى‏انديشيد؟» مردم اسير و بهت زده ناگهان به ياد جوانمردى و بزرگوارى و خلق عظيم او افتادند و همگى گفتند: «لا نظن إلا خيرا أخ كريم و ابن أخ كريم» : جز نيكى درباره تو نمى‏انديشيم، تو را برادر بزرگوار و فرزند برادر بزرگوار خود مى‏دانيم» در اين لحظه موجى از رحمت سراسر مردم مكه را فرا گرفت رو به همگان كرد و فرمود: «لا تثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم و هو أرحم الراحمين.امروز سرزنشى بر شما نيست، خدا همگان را مى‏بخشد او بخشاينده است» سپس افزود و با اين كه رسالت مرا تكذيب كرديد و مرا از خانه‏ام بيرون ساختيد ولى با اين همه، من بند بردگى از گردن شما باز مى‏كنم و اعلام مى‏كنم كه: «إذهبوا و أنتم الطلقاء: برويد! همه شما آزاد شده هستيد» . (4) 

خوى زيبا و عطوفت و انسان دوستى پيامبر پيوسته زبانزد جهانيان در طول قرون بوده و سرايندگان اسلامى كه به مدح و ثناى او پرداخته‏اند، غالبا بر اين شيوه اخلاقى او تكيه كرده‏اند، ابو عبد الله شرف الدين بوصيرى متوفاى 694 كه از مشاهير شعرا و ادباى قرن هفتم است، در مدح حضرت صاحب رسالت قصيده معروفى به نام «قصيده برده» (5) دارد و در آن بر اين شيوه اخلاقى اشاره مى‏كند و مى‏گويد: 

فاق النبيين في خلق و في خلق‏ 
و لم يدانوه في علم و لا كرم‏ 
أكرم بخلق نبي و إنه خلق‏ 
بالحسن مشتمل بالبشر متسم 

«بر تمام پيامبران از نظر آفرينش و خوى برترى يافت و هيچ كدام در دانش وكرم به او نمى‏رسند چه زيبا آفرينشى و چه زيبا اخلاقى است كه با زيبايى آميخته و تبسمى بر لب دارد» . 

حقا كه راست و درست گفته‏اند: «حسنت جميع خصاله: او با خصال بس زيبا آفريده شده است» . 

او با اخلاق زيبا و پسنديده خود تحقق بخش خطاب قرآنى است كه به او دستور مى‏دهد كه: (و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين.فإن عصوك فقل إني بري‏ء مما تعملون) (شعراء/215 و 216) : «بالهاى رحمت خود را بر مؤمنان فرود آور، و اگر كافران به مخالفت با تو برخاستند، بگو من از كارهاى شما بيزارم» . 

3 ـ صبر و بردبارى 
خدا در آغاز بعثت او را از مسئوليت سنگينى كه بر عهده گرفته است آگاه ساخت و فرمود: (إنا سنلقي عليك قولا ثقيلا) (مزمل/5) : «ما گفتار سنگينى را بر تو وحى مى‏كنيم» اين قول سنگين، رسالت جهانى او است كه اداى آن بر او و عمل به آن نيز بر رهروانش سنگين مى‏باشد . 

انجام چنين رسالت خطيرى بدون يك روح مقاوم و صبور و شكيبا و بردبار، امكان پذير نيست از اين جهت در آيات متعددى او را به صبر و شكيبايى دعوت مى‏نمايد كه برخى را يادآور مى‏شويم: 

در آغاز نزول وحى، و در سوره مدثر او را چنين مورد خطاب قرار مى‏دهد: (و لربك فاصبر) (مدثر/7) : «براى خدا در طريق ابلاغ رسالت بردبار باش» بار ديگر، صبر و استقامت پيامبران مصمم را يادآور مى‏شود و مى‏گويد: 

(فاصبر كما صبر أولوا العزم من الرسل و لا تستعجل لهم) (احقاف/35) . 

«بسان پيامبران اولوا العزم صبر بنما و درباره آنان، عجله مكن» . ـ نيايش نيمه شب روح خضوع و حالت نيايش در انسان، رمز شعور و نشانه آگاهى او از وجود قدرت بزرگ و علم بى‏پايان در صفحه هستى، و تعلق ذاتش به آن مقام بزرگ است احساس وابستگى به وجود برتر، انسانها را به ابراز خشوع وا مى‏دارد و سرانجام خشوع در قالب «عبادت» تجلى مى‏كند ولى نيايشگران گروه واحدى نيستند كه آنها را گروههاى مختلفى تشكيل مى‏دهد. 

گروهى براى رفع نياز و جلب سود و يا بيم از عذاب، به اين احساس «لبيك» مى‏گويند، در حالى كه گروه ديگرى كه از معرفت بيشترى برخوردارند، به خاطر درك كمال مطلق و مهرى كه به خدا مى‏ورزند، به پرستش او مى‏پردازند، البته اختلاف در انگيزه‏ها تأثيرى روى اصل قداست عمل نمى‏گذارد، بلكه همگان در پرتو اصل (و لكل درجات مما عملوا و ما ربك بغافل عما يعملون) (انعام/132) «براى هر كدام نسبت به اعمال خود درجه و رتبه‏اى است، پروردگار تو غافل از كارهاى آنان نيست.» در پيشگاه خدا مأجور و مثاب و داراى پاداش بزرگ مى‏باشند . 

در حديثى امام صادق عليه السلام نيايشگران را به سه گروه تقسيم مى‏كند و در اين مورد سخن بس جالبى دارند كه اينك يادآور مى‏شويم. 

«قوم عبدوا الله خوفا فتلك عبادة العبيد، و قوم عبدو الله تبارك و تعالى طلب الثواب فتلك عبادة الأجراء، و قوم عبدوا الله حبا له فتلك عبادة الأحرار و هي أفضل العبادة» (6) . 

«گرو