هى بسان بردگان از ترس به نيايش مى‏پردازند و گروه ديگر مانند مزدگيران به انگيزه پاداش، او را عبادت مى‏كنند در حالى كه گروه سوم، روى مهرى كه به اومى‏ورزند به نيايش بر مى‏خيزند، و نيايش اين گروه بهترين پرستشها است» . 

كلمه «حبا له» رمز شعور عميق و آگاهى ژرف از عظمت مربوب و كمال گسترده است و از اين جهت، در انسان، عشق و علاقه عظيمى به كانون كمال مى‏آفريند و در نتيجه از روى اخلاص و مهر، بدون چشمداشت پاداش، يا بيم از كيفر به عبادت بر مى‏خيزد، و در خضوع و خشوع خود، لذت مى‏برد، لذتى كه ديگر «لذتها» را به دست فراموشى مى‏سپارد. 

قرآن و نيايش پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم 
عبادتهاى نيمه شب اولياى الهى كه همراه با اشك شوق و سوز دل است، معلول شناخت عظيمى است كه از خدا دارند، نتيجه شوق و عشق به كمال است كه در دل خود احساس مى‏نمايند و سرانجام عبادت با لذت شهود معبود، در كامشان شيرين شده و خواب لذيذ و بالش ناز، و فراش گرم به دست فراموشى سپرده مى‏شود و ساعاتى به راز و نياز با او مى‏پردازند تا آنجا كه رسول گرامى برخى از اوقات گاهى دو سوم شب را، به عبادت برگزار مى‏كرد بنابراين چه بهتر با نيايش او آشنا شويم: 

1 ـ خدا در سوره اسراء به پيامبر دستور «تهجد» مى‏دهد كه همان عبادت در نيمه شب است چنانكه مى‏فرمايد: (و من الليل فتهجد به نافلة لك عسى أن يبعثك ربك مقاما محمودا) (اسراء/79) . 

«برخى از شب را برخيز! با قرآن و يا نماز به عبادت بپرداز، و اين يك برنامه اضافى است، شايد خدا تو را به مقام شايسته‏اى برگزيند» . 

2 ـ خداوند در سوره مزمل به بيان كم و كيف عبادت در دل شب مى‏پردازد، وقت آن را شب، و مقدار آن را، بين دو سوم الى يك سوم شب اعلام مى‏دارد و فلسفه قيام و تهجد در شب را امرى مى‏داند كه در پيشبرد اهداف او كاملا مؤثر است. 

ما در اينجا آيات را يك جا مى‏آوريم تا روابط منطقى آيات كاملا روشن گردد: (يا أيها المزمل.قم الليل إلا قليلا.نصفه أو انقص منه قليلا.أو زد عليه و رتل القرآن ترتيلا.إنا سنلقي عليك قولا ثقيلا.إن ناشئة الليل هي أشد وطأ و أقوم قيلاپإن لك في النهار سبحا طويلاپو اذكر اسم ربك و تبتل إليه تبتيلا) (مزمل/8 ـ 1) . 

«اى جامه به خود پيچيده، شب را جز اندكى بپا خيز، نيمى از شب يا اندكى از آن كم كن يا بر آن بيفزا، قرآن را با ترتيل (با تأنى و آرام) بخوان، به همين زودى گفتار گران بر تو القاء مى‏كنيم ساعات و اوقات شب، مايه تأثير عميق و استوارى گفتارى است.براى تو در روز، رفت و آمد طولانى است.نام پروردگار خود را به يادآر و به او توجه نما» . 

بياييد در مضامين اين آيات كمى دقت كنيم! خدا در آغاز رسالت پيامبر و آغاز نزول وحى ـ كه شأن نزول آيات حاكى از آن است ـ به پيامبرش دستور «عبادت در دل شب» را مى‏دهد و او را از نظر كميت، ميان دو سوم و يا نصف و يا يك سوم شب، مخير مى‏سازد، تا بر حسب شرايط و امكانات به يكى از سه صورت، به نيايش خدا بپردازد و اين قسمت با جمله‏هاى (قم الليل إلا قليلا.نصفه أو انقص منه قليلا.أو زد عليه) بيان شده است. 

قيام در دل شب، نبايد با نماز گزاردن پايان پذيرد، بلكه بايد با تلاوت قرآن، آن هم به صورت «ترتيل» كه در آن به الفاظ و معانى كاملا توجه مى‏شود، همراه گردد، اگر بنده حق با گزاردن نماز با خدا سخن مى‏گويد و ارتباط برقرار مى‏كند، خدا هم از طريق قرآن كه سخن او است با بنده خود سخن مى‏گويد و در نتيجه ارتباط برقرار مى‏گردد و اين مطلب با جمله (و رتل القرآن ترتيلا) بيان شده است. 

در آيه بعد به راز اين تكليف (عبادت نيمه شب) اشاره شده است و آن اين كه به همين زودى، بارى گران و مسئوليتى خطير كه تحمل و ابلاغ رسالت است بر تو القا خواهد شد و براى انجام آن لازم است به خودسازى بپردازى و ارتباط مستمر با مبدأ قدرت برقرار كنى چنانكه مى‏فرمايد : (إنا سنلقي عليك قولا ثقيلا) .در آيه بعد، علت گزينش شب را براى تهجد بيان مى‏كند و آن اين كه مقدار تأثير عبادت به آرامش محيط و فراغت قلب بستگى دارد، از اين جهت، عبادت نيمه شب، از نظر تأثير، عميق‏تر، و از نظر گفتار، استوارتر است و در اين شرايط، گفتار از دل بر مى‏خيزد و با آن تطبيق مى‏كند در حالى كه روز فارغ از غوغا و سعى و تلاش و رفت و آمد نيست و با اين گرفتارى نه وقت كافى هست و نه فراغت قلب، چنانكه مى‏فرمايد : (إن ناشئة الليل هي أشد وطأ و أقوم قيلا.إن لك في النهار سبحا طويلا) .پديده نيايش نيمه شب، مايه پابرجايى و استوارى در گفتار است. 

انسان كامل به حكم اين كه يك موجود امكانى و از نظر قوا و نشاط روحى محدود است به هنگام انجام وظيفه، خصوصا به وقت مقابله با جاهلان و افراد نادان، با يك نوع كم نشاطى و افسردگى روبرو مى‏گردد كه اگر افزايش يابد مايه دلسردى در انجام وظيفه مى‏شود، براى زدودن هر نوع زنگار دل، عبادت بهترين وسيله ارتباط با كانون قدرت و مركز كمال است كه به روح و روان، نيرو و نشاط بيشترى مى‏بخشد. 

3 ـ در سوره مزمل آياتى است كه حاكى از قيام پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با گروهى از مؤمنان براى عبادت در شب مى‏باشد، چنانكه مى‏فرمايد: (إن ربك يعلم أنك تقوم أدنى من ثلثي الليل و نصفه و ثلثه و طائفة من الذين معك) (مزمل/20) . 

«خداى تو مى‏داند كه تو با جمعى از افرادى كه با تو هستند نزديك به دو سوم و يا نصف و يك سوم شب را به عبادت مى‏گذرانى» . 

در حالى كه خدا عبادت در شب را براى رسول گرامى صلى الله عليه و آله و سلم «نافله» مى‏داند ولى با اين حال، حضرتش به اندازه‏اى به آن امر قيام كرد كه قدمهاى او ورم كرد و آيه ذيل در اين مورد نازل گرديد: 

(طه.ما أنزلنا عليك القرآن لتشقى.إلا تذكرة لمن يخشى) (طه/2 ـ 3) . 

«قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به زحمت بيفكنى بلكه مايه يادآورى‏است براى كسانى كه از مخالفت خدا بترسند» . 

5 ـ علم و آگاهى گسترده 
پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم داناترين و آگاهترين انسانى است كه گام بر پهنه گيتى نهاده است و قرآن علم و آگاهى او را چنين توصيف مى‏فرمايد: 

(و أنزل الله عليك الكتاب و الحكمة و علمك ما لم تكن تعلم و كان فضل الله عليك عظيما) (نساء/113) . 

«كتاب و حكمت را بر تو فرو فرستاد و آنچه را كه نمى‏دانستى به تو آموخت، و كرم خدا درباره تو بزرگ است» . 

دقت در جمله‏هاى سه گانه اين آيه، ما را به وسعت علم او هدايت مى‏كند: 

1 ـ (و أنزل الله عليك الكتاب و الحكمة) «خداوند كتاب و حكمت را بر تو فرو فرستاد» ، مقصود از كتاب قرآن و منظور از حكمت، دانشهاى استوار است كه در هر دوره زندگى، سعادت آفرين مى‏باشد و نمونه‏هايى از آن در گفتار لقمان حكيم آمده است ولى هرگز منحصر به آن نوع دستورها نيست، بلكه از آن گسترده‏تر است. 

2 ـ (و علمك ما لم تكن تعلم) : «آنچه را كه نمى‏دانستى، به تو آموخت» ، علم و آگاهى‏اى كه در اين جمله آمده است، به حكم قانون «تغاير معطوف و معطوف عليه» غير از كتاب و حكمت است كه در جمله پيش وارد شده است و در پايه عظمت آن همين بس ك