 اين بشر متحول متكامل، مستقيم و قابل مشخص كردن باشد،اما اگر همان طور كه خود بشر در تكاپوست و هر لحظه در يك نقطه است، خط سير او نيز دائما دستخوش تغيير و تبديل‏باشد و نهايت و مقصد و مسير، مشخص نباشد و در هر برهه‏اى از زمان بخواهد در يك جاده حركت كند، بديهى است كه ختم نبوت- يعنى دريافت‏يك نقشه و برنامه كلى و هميشگى - معقول و متصور نيست.

در سوره‏بقره آيه 143 چنين آمده است:

صفحه : 162
و كذلك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء على الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا.

و اينچنين‏شما را - تربيت‏يافتگان واقعى اسلام را - جماعت وسط و معتدل و متعادل‏قرار داديم تا حجت و شاهد بر مردم ديگر باشيد و پيغمبر حجت و شاهد بر شما باشد.

امت واقعى اسلام از نظر قرآن يك امت‏وسط و معتدل است.بديهى است كه امت وسط و معتدل و متعادل، دست پرورده تعاليم وسط و معتدل است.اين آيه امتياز و خصوصيت‏امت‏ختميه و تعليمات ختميه را در يك كلمه ذكر مى‏كند: وسطيت و تعادل.

در اينجا پرسشى پيش‏مى‏آيد و آن اينكه مگر ساير پيامبران تعليمات متعادلى نداشته‏اند؟درپاسخ اين پرسش ذكر مطلبى لازم است: انسان تنها جاندار روى زمين نيست، و هم تنهاجاندارى نيست كه اجتماعى زندگى مى‏كند.جاندارهاى ديگرى هستند كه زندگى اجتماعى دارند با يك سلسله مقررات ونظامات و تشكيلات دقيق.زندگى آنها بر خلاف بشر، ادوارى از قبيل عهد جنگل، عهد حجر، عهد آهن، عهد اتم و غيره پيدا نكرده‏است، از اولى كه نوع آنها به وجود آمده داراى همين تشكيلات و نظامات بوده‏اند كه دارند.اين انسان است كه به حكم «و خلق‏الانسان ضعيفا(1) انسان(در بدو خلقت)ناتوان آفريده شده است‏» زندگى‏اش از صفر شروع مى‏شود و به سوى بى‏نهايت‏پيش مى‏رود.انسان فرزند رشيد و بالغ طبيعت است و از همين رو آزاد و مختار است، نيازى به قيمومت و سرپرستى مستقيم‏و هدايت اجبارى به وسيله نيروى مرموزى به نام «غريزه‏» ندارد.

آنچه ساير جانداران‏با نيروى غير قابل سرپيچى غريزه انجام مى‏دهند، او در محيط آزاد عقل‏و قوانين قراردادى انجام مى‏دهد: انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا (2) .

راه را به او نموديم، او خود(آزادانه و با انتخاب‏خود)يا قدرشناس است و يا ناسپاس.

.............................................................. 1.نساء/28. 2.دهر/3.

صفحه : 163
راز اينكه در انسان انحراف و سقوط و توقف‏و انحطاط هست و در ساير جاندارها نيست نيز در همين نكته است.انسان بر خلاف ساير جانداران - كه سر جاى خود متوقف‏اندو خود قادر نيستند كه خود را جلو ببرند يا به عقب برگردند، به راست منحرف شوند يا به چپ، تند بروند يا كند - هم مى‏تواندخود را به جلو ببرد و هم مى‏تواند به عقب برگردد، هم قادر است به سوى چپ منحرف شود و هم به سوى راست، هم مى‏تواندتند برود و هم كند، و بالاخره هم مى‏تواند بنده‏اى «شاكر» باشد و هم سركشى «كافر»، از اين رو دائما در ميان نوسانات افراطى و تفريطى گرفتار است.

اجتماع بشرى گاه آنچنان جامد و ساكن و اسير عادات‏دست و پاگير مى‏شود كه نيازمند به نيرويى است كه زنجيرها را از او برگيرد و او را به حركت آورد، و گاه آنچنان هوس‏نوخواهى پيدا مى‏كند كه سنن و نواميس خلقت را فراموش مى‏كند، گاه غرق در غرور و تكبر و خودخواهى مى‏شود و نيرويى‏ضرورت پيدا مى‏كند كه او را در جهت زهد و رياضت و ترك خودبينى و رعايت‏حدود خود و حقوق ديگران براند، و گاه‏آنچنان به سستى و لا قيدى و ستمكشى خو مى‏كند كه جز با بيدار كردن «منش‏» و شخصيت و احساس احقاق حقوق، چاره‏نمى‏توان كرد.بديهى است كه تندروى يا كندروى يا انحراف به راست‏يا چپ، هر كدام برنامه مخصوص به خود دارد.براى‏جامعه منحرف به راست، نيروى اصلاح كننده بايد متمايل به چپ باشد و بر عكس.

اين است كه دواى يك زمان و يك دوره و يك قوم،براى زمان ديگر و قوم ديگر، درد و بلاى مزمن است، و اين است راز اينكه رسالتها مختلف و احيانا به صورت ظاهر، متضاد جلوه‏مى‏كند: يكى پيامبر جنگ مى‏شود و ديگرى پيامبر صلح، يكى پيامبر محبت مى‏شود و ديگرى پيامبر خشونت و صلابت، يكى‏پيامبر انقلابى و ديگرى پيامبر محافظه كار، يكى پيامبر گريان و ديگرى پيامبر خندان.راز موقت بودن تعليمات اين‏گونه پيامبران همين است.بديهى است كه با همه تضادى كه ميان اين گونه‏رسالتها از نظر روش هست، از نظر هدف تضاد و اختلافى نيست، هدف يكى است: بازگشت به تعادل و افتادن در جاده اصلى.

قرآن كريم ضمن قصص‏پيامبران كاملا نشان مى‏دهد كه هر كدام از آنها ضمن تعليمات مشترك‏مربوط به مبدا و معاد، بر روى يك نكته بالخصوص تكيه و اصرار داشته و ماموراجراى برنامه خاصى بوده‏اند.اين مطلب از مطالعه قصص قرآنى كاملا روشن است.

صفحه : 164
خطرى كه غالبا مصلحان اجتماعى به وجود مى‏آورنداز همين ناحيه است كه در يك اجتماع تندرو يا كندرو يا متمايل به راست‏يا به چپ ظهور مى‏كنند و به پيكار مقدسى‏دست مى‏زنند، اما فراموش مى‏كنند يك برنامه معين فقط براى مدت محدودى قابل اجراست و با جامعه كندرو يا تندرويا چپ رو يا راست‏رو آنقدر بايد پيكار كرد كه تعادل خود را باز يابد، و بيش از آن، خود مستلزم سقوط و انحراف جامعه از سوى ديگر است.

اكنون كه اين توضيح داده شد مى‏توانيم به مفهوم‏آيه مورد نظر نزديك شويم.

رسالت پيامبر اسلام با همه‏رسالتهاى ديگر اين تفاوت را دارد كه از نوع قانون است نه برنامه،قانون اساسى بشريت است، مخصوص يك اجتماع تندرو يا كندرو يا راست رو يا چپ رو نيست.

اسلام طرحى است كلى و جامع و همه جانبه و معتدل‏و متعادل، حاوى همه طرحهاى جزئى و كارآمد در همه موارد.آنچه در گذشته انبياء انجام مى‏دادند كه برنامه‏مخصوص براى يك جامعه خاص از جانب خدا مى‏آوردند، در دوره اسلام علما و رهبران امت بايد انجام دهند، با اين تفاوت كه علما ومصلحين با استفاده از منابع پايان ناپذير وحى اسلامى برنامه‏هاى خاصى تنظيم مى‏كنند و آن را به مرحله اجرا مى‏گذارند.

قرآن كتابى است كه روح‏همه تعليمات موقت و محدود كتب ديگر آسمانى را كه مبارزه با انواع‏انحرافها و بازگشت به تعادل است در بر دارد.اين است‏كه قرآن خود را «مهيمن‏» و حافظ و نگهبان ساير كتب آسمانى مى‏خواند: و انزلنا اليك الكتاب بالحق‏مصدقا لما بين يديه من الكتاب و مهيمنا عليه (1) .

ما اين كتاب را به‏حق فرود آورديم در حالى كه تاييد و تصديق مى‏كند كتب آسمانى پيشين‏را و حافظ و نگهبان آنهاست.

از نصوص اسلامى بر مى‏آيدكه همه پيامبران به حكم اينكه مقدمه ظهور نبوت كلى و ختمى‏و قانون اساسى يگانه الهى بوده‏اند، موظف بوده‏اند كه نويد اكمال و

.............................................................. 1.مائده/48.

صفحه : 165اتمام دين را در دوره ختميه‏به امتهاى خود بدهند.خداوند از همه پيامبران چنين پيمانى گرفته‏است.در نهج البلاغه، خطبه اول بيان جالبى در اين زمينه است: و لم يخل سبحانه خلقه من نبى مرسل او كتاب منزل‏او حجة لازمة او محجة قائمة