 تخصص لازم است تا انجام تكاليف اجتماعى اسلامى

صفحه : 193
(واجبهاى كفايى)امكان‏پذير گردد.از اين رو تحصيل علوم سياسى و اقتصادى و فنى و غيره‏كه در عصرى واجب نبود در عصر ديگر واجب مى‏شود.چرا؟چون اجرا و عملى‏ساختن اصل لزوم حفظ حيثيت و عزت و استقلال جامعه اسلامى كه يك اصل ثابت و دائم است در شرايط اين زمان جز با تحصيل وتكميل دانش حاصل نمى‏شود، و انجام اين تكليف در شرايط و زمانهاى مختلف به يك شكل نيست.

از اين گونه‏مثالها زياد مى‏توان پيدا كرد.

5.يكى ديگر ازجهاتى كه نشانه هماهنگى تعليمات اسلامى با فطرت و طبيعت است و به‏آن امكان جاويد ماندن مى‏دهد، رابطه على و معلولى احكام‏اسلامى با مصالح و مفاسد واقعى و درجه‏بندى احكام از اين نظر است.

در اسلام اعلام شده كه احكام تابع يك سلسله مصالح‏و مفاسد واقعى است و اعلام شده كه اين مصالح و مفاسد در يك درجه نمى‏باشند.

اين جهت‏سبب شده‏كه باب مخصوصى در فقه اسلامى به نام باب «تزاحم‏» يا «اهم و مهم‏» بازشود و كار فقها و كارشناسان اسلامى را در موارد برخورد و اجتماع مصالح و مفاسدگوناگون آسان نمايد.اسلام خود اجازه داده است كه در اين گونه موارد علماى امت درجه اهميت مصلحتها را با توجه به راهنماييهاى‏خود اسلام بسنجند و مصالح مهمتر را بر مصالح كم اهميت‏تر ترجيح دهند و خود را از بن بست‏خارج نمايند.از رسول اكرم(ص)روايت‏شده: اذا اجتمعت‏حرمتان طرحت الصغرى للكبرى.

آنجا كه دو امر واجب الاحترام جمع شد بايد از كوچكتربه خاطر بزرگتر صرف نظر كرد.

ابن اثير در النهاية اين حديث‏را نقل مى‏كند و مى‏گويد: اى اذا كان‏امر فيه منفعة للناس و مضرة على الخاصة قدمت منفعة العامة.

اگر چيزى باشد كه در آن فايده جمع و زيان فرد باشد، منفعت‏جمع بر زيان فرد مقدم است.

آنچه ابن اثير گفته است‏يكى از موارد تقدم‏مصلحت مهمتر بر مصلحت كوچكتر

صفحه : 194
است، مفاد حديث منحصر به اين يك مورد نيست.

تشريح‏بدن ميت كه در عصر ما براى پيشرفت علم ضرورى شناخته شده است‏يكى ازمصاديق باب «تزاحم‏» است.چنانكه مى‏دانيم اسلام احترام بدن مسلمان وتسريع در مراسم تجهيز ميت را لازم شمرده است.از طرفى قسمتى از تحقيقات و تعليمات پزشكى در عصر ما متوقف بر تشريح‏است.دو مصلحت در جهت مخالف يكديگر قرار گرفته‏اند.بديهى است مصلحت تحقيقات و تعليمات پزشكى بر مصلحت تسريع‏تجهيز ميت و احترام بدن او ترجيح دارد.در صورت انحصار به ميت مسلمان و كافى نبودن غير مسلمان، و با مقدم داشتن‏ميت ناشناخته بر ميت‏شناخته شده و رعايت بعضى خصوصيات ديگر، به حكم قاعده «اهم و مهم‏» از تشريح بدن‏ميت مسلمان رفع منع مى‏شود.اين قاعده نيز مثالهاى فراوان دارد.

6.چيز ديگرى كه به مقررات اسلامى خاصيت‏انعطاف و تحرك و انطباق بخشيده و آن را جاويد نگه مى‏دارد، وجود يك سلسله قواعد كنترل كننده است كه در متن مقررات اسلامى‏قرار گرفته است.فقها نام بسيار زيبايى روى آنها نهاده، آنها را «قواعد حاكمه‏» مى‏نامند، يعنى قواعدى كه بر سراسراحكام و مقررات اسلامى تسلط دارد و بر همه آنها حكومت مى‏كند.اين قواعد مانند يك عده بازرس عالى، احكام و مقررات‏را تحت نظر قرار مى‏دهد و آنها را كنترل مى‏كند.قاعده «حرج‏» و قاعده «لا ضرر» از اين دسته است.در حقيقت، اسلام براى اين‏قواعد حق «وتو» قائل شده است.اين قواعد نيز داستان جالب و مفصلى دارد.

7.يكى ديگراختياراتى است كه اسلام به حكومت اسلامى، و به عبارت ديگر، به اجتماع‏اسلامى داده است.اين اختيارات در درجه اول مربوط به حكومت‏شخص پيغمبر است‏و از او به حكومت امام و از او به هر حكومت‏شرعى ديگر منتقل مى‏شود.

قرآن كريم مى‏فرمايد: النبى اولى بالمؤمنين من انفسهم (1) .

پيغمبر از خود مؤمنان‏بر آنها حق تسلط بيشترى دارد.

.............................................................. 1.احزاب/6.

صفحه : 195
اين اختيارات دامنه‏وسيعى دارد.حكومت اسلامى در شرايط جديد و نيازمنديهاى جديد مى‏تواندبا توجه به اصول و مبانى اساسى اسلامى، يك سلسله مقررات وضع نمايد كه در گذشته‏موضوعا منتفى بوده است (1) .اختيارات قوه حاكمه اسلامى، شرط لازم حسن اجراى قوانين آسمانى و حسن‏تطبيق با مقتضيات زمان و حسن تنظيم برنامه‏هاى مخصوص هر دوره است. اين اختيارات حدود و شرايطى دارد كه اكنون مجال سخن درباره آنها نيست.

انتقال وظيفه
گفته‏هاى گذشته روشن كرد كه بلوغ‏عقلى و علمى بشر و طلوع دوره توانايى وى بر دريافت‏حقايق كليه‏معارف و قوانين الهى و بر حفظ مواريث دينى و مبارزه با تحريفها و بدعتها،دعوت و تبليغ و اشاعه دين، زمينه اصلى پايان يافتن پيامبرى است. قسمت عمده وظايفى كه در دوره كودكى بشراجبارا «وحى‏» انجام مى‏داده است، در دوره رشد و بلوغ عقل و علم، نيروى علمى و عقلى انجام مى‏دهد و «علما وارث انبياء» مى‏گردند.

با اينكه اسلام بر خلاف سنت رايج مذهب، هيچ گونه‏امتيازى براى علماى امت كه منجر به نوعى امتياز طبقاتى بشود قائل نشده است، ايفاى بزرگترين نقشهاى دينى را بر عهده‏آنان گذاشته است.در هيچ دينى به اندازه اسلام علماى امت نقش اصيل و مؤثرى نداشته‏اند و اين از خصيصه خاتميت اين دين ناشى مى‏شود.

اولين پستى كه دردوره خاتميت از پيامبران به عالمان انتقال مى‏يابد پست دعوت و تبليغ‏و ارشاد و مبارزه با تحريفها و بدعتهاست.

توده بشر در همه‏دوره‏ها نيازمند به دعوت و ارشاد است.قرآن با كمال صراحت اين وظيفه‏را بر عهده گروهى از خود امت مى‏گذارد:

.............................................................. 1.رجوع شود به تنبيه الامة مرحوم آية الله نائينى،ص 97 - 102 و مقاله «ولايت و زعامت‏» به قلم علامه طباطبائى در كتاب مرجعيت و روحانيت(چاپ دوم)، ص 82 - 84.

صفحه : 196
و لتكن منكم امة يدعون الى الخير يامرون بالمعروف و ينهون‏عن المنكر (1) .

بايد گروهى از شما باشند كه دعوت به خير كنند، به نيكى‏فرمان دهند و از زشتى باز دارند.

همچنين عللى كه منجر به تحريف و بدعت مى‏شودهمه وقت بوده است و خواهد بود، و باز علماى امت هستند كه وظيفه‏دار مبارزه با تحريفها و بدعتها مى‏باشند.

رسول اكرم فرمود: اذا ظهرت البدع فعلى العالم‏ان يظهر علمه و من لم يفعل فعليه لعنة الله (2) .

آنگاه كه بدعتهاپديد مى‏آيند بر عهده دانشمند است كه دانش خويش را آشكار كند وآن كه نكند لعنت‏خدا بر او باد.

آن چيزى كه اين مبارزه‏را ممكن و كار آن را آسان مى‏كند محفوظ ماندن معيار و مقياس اصلى‏يعنى قرآن است.رسول اكرم مخصوصا تاكيد كرده است كه براى صحت وسقم چيزهايى كه از زبان او نقل مى‏شود از مقياس قرآن استفاده كنند.

نگهدارى متون اصلى از دستبرد حوادث، استنباط‏فروع از اصول و تطبيق كليات بر جزئيات، طرح و اكتشاف مسائل جديد كه هر عصرى با خود مى‏آورد، جلوگيرى از گرايشهاى‏يكجانبه، مبارزه با جمود بر شكلها و ظاهرها و عادتها، تفكيك احكام اصلى و ثابت و مادر از مقررات فرعى و نتيجه،تشخيص اهم و مهم و ترجيح