 اهم، تعيين حدود اختيارات حكومت در وضع قوانين موقت، و بالاخره تنظيم «برنامه‏»هاى متناسب با احتياجات روز از اهم وظايف علماى امت در دوره خاتميت است.

علماى امت اسلاميه‏بر حسب وظيفه و مسؤوليتى كه دارند عالم‏ترين مردم به زمان‏خويش خواهند بود، زيرا تشخيص مقتضيات واقعى زمان از مقتضيات انحرافات اخلاقى‏و انحطاطات روحى انسانها، بدون آشنايى با روح زمان و عوامل دست اندر كار ساختمان زمان و جهت‏سير آن عوامل، امكان پذير نمى‏باشد.

.............................................................. 1.آل عمران/104. 2.اصول كافى، ج 1/ص 54.


صفحه : 197
اجتهاد
اهم وظايف ومسؤوليتهاى علماى امت، «اجتهاد» است.اجتهاد يعنى كوشش عالمانه بامتد صحيح براى درك مقررات اسلام با استفاده از منابع: كتاب، سنت، اجماع، عقل.

كلمه «اجتهاد» اولين‏بار در احاديث نبوى به كار رفته و سپس در ميان مسلمين رايج گرديده‏است.اين كلمه در قرآن نيامده است.كلمه‏اى كه از لحاظ روح معنى مرادف اين كلمه‏است و در قرآن آمده است «تفقه‏» است.قرآن صريحا به تفقه و فهم عميق دين دعوت كرده‏است.

اجتهاد ياتفقه، در دوره خاتميت وظيفه بسيار حساس و اساسى بر عهده دارد و از شرايط‏امكان جاويد ماندن اسلام است. اجتهاد را به حق نيروى محركه اسلام خوانده‏اند.ابن‏سينا فيلسوف بزرگ اسلامى با روشن بينى خاصى اين مساله را طرح مى‏كند، مى‏گويد: «كليات اسلامى، ثابت و لا يتغير و محدوداست و اما حوادث و مسائل، نامحدود و متغير است و هر زمانى مقتضيات مخصوص خود و مسائل مخصوص خود دارد.به‏همين جهت ضرورت دارد كه در هر عصر و زمانى گروهى متخصص و عالم به كليات

صفحه : 198
اسلامى و عارف به مسائل و پيشامدهاى زمان، عهده‏دار اجتهادو استنباط حكم مسائل جديد از كليات اسلامى بوده باشند» (1) . 

علماى اسلام‏در دوره‏هاى درخشان تمدن اسلامى - كه جامعه‏اى بسيط و بدوى به سرعت‏رو به گسترش و توسعه گذاشت، آسيا و قسمتهايى از اروپا و افريقا را در بر گرفت و برملتها و نژادهاى گوناگون كه هر كدام سابقه و فرهنگ خاصى داشتند حكومت كرد و هزارها مساله نو و جديد به وجود آورد- به خوبى از عهده وظيفه‏اى كه به آنها محول شده بود بر آمدند و اعجاب جهانيان را بر انگيختند.علماى اسلام‏ثابت كردند كه منابع اسلامى اگر مقرون به حسن تشخيص و حسن استنباط باشد قادر است با يك اجتماع متحول و متكامل پيش‏برود و آن را راهنمايى كند، ثابت كردند كه حقوق اسلامى زنده است و قابليت دارد با مقتضيات ناشى‏از پيشرفت زمان، هماهنگى كند و به احتياجات هر عصرى پاسخ بگويد.

شرق شناسان و حقوقدانان‏كه تاريخ فقه اسلامى را در آن عصر مطالعه كرده‏اند به اين حقيقت‏معترف‏اند و حقوق اسلامى را يك مكتب حقوقى مستقل و زنده شناخته‏اند.

تا قرن هفتم هجرى حق اجتهاد محفوظ و باب آن‏مفتوح بود.در اين قرن به علل خاص تاريخى با يك شورا و اجماع ساختگى اين حق از علما سلب گرديد و علما مجبور شدند كه‏براى هميشه از نظريات علماى قرن دوم و سوم هجرى تبعيت كنند، و از اينجا مساله حصر مذاهب فقهى به مذاهب چهارگانه معروف به وجود آمد.

سد باب اجتهاديك فاجعه بزرگ در جهان اسلام به شمار مى‏رود و شايد تا حدودى عكس‏العمل يك سلسله اجتهادهاى افراطى‏بود و به هر حال جمودها و ركودها در فقه اسلامى از آن وقت آغاز گرديد.

سد باب اجتهاد در ميان‏اهل تسنن صورت گرفت و مستقيما به جهان شيعه مربوط نبود، اما خواه‏ناخواه در جهان شيعه نيز اثر نامطلوب گذاشت.در فقه شيعه پس از قرن هفتم‏بينشها و ديدهاى عميقى پيدا شده و در بعضى قسمتها تحولات وسيعى رخ داده است.درعين حال نمى‏توان انكار كرد كه در اين سيستم فقهى نيز تمايل به

.............................................................. 1.آخر الهيات شفا.

صفحه : 199
طرح مسائل به صورت هفت قرن پيش و گريز از مواجهه‏با مسائل مورد احتياج روز و بى‏ميلى به كشف طريقه‏هاى نوتر و عميق‏تر، به شكل واضحى ديده مى‏شود.

در قرون اخير با كمال‏تاسف در ميان جوانان و به اصطلاح طبقه روشنفكر مسلمان، تمايلاتى‏در جهت غرب گرايى و نفى اصالتهاى شرقى و اسلامى و تسليم و تقليددربست از «ايسم‏» هاى غربى پديد آمده است و بدبختانه اين گرايش در حال گسترش است، ولى خوشبختانه احساس مى‏شود كه‏طليعه يك بيدارى و آگاهى در برابر اين گونه تمايلات كوركورانه و خواب آلود آشكار مى‏شود.

ريشه اين گمراهى‏خواب آلود، تصور غلطى است كه اين گروه، به اصطلاح از جنبه «دگماتيك‏»مقررات اسلامى در اذهان خويش دارند.عدم تحرك اجتهاد در طى قرون به اين‏تصورات غلط كمك كرده است.وظيفه مسؤولان و هاديان قوم است كه هرچه زودتر به شكل منطقى در برابر اين قبيل گرايشهاى ناصواب بايستند.

علل و عوامل اين جريان بر كسى پوشيده نيست.چيزى‏كه نبايد كتمان كرد اين است كه جمود و ركود فكرى كه در قرون اخير بر جهان اسلام حكمفرما شد و مخصوصا بازايستادن فقه اسلامى از تحرك، و پيدايش روح تمايل و نگرش به گذشته، و پرهيز از مواجهه با روح زمان يكى از علل اين شكست‏به شمار مى‏رود.امروز جهان اسلام بيش از هر وقت ديگر نيازمند به يك نهضت قانونگذارى است كه با يك ديد نو و وسيع وهمه جانبه از عمق تعليمات اسلامى ريشه بگيرد و اين ريسمان استعمار فكرى غربى از دست و پاى مسلمانان باز شود.

بينشهاى نو
يكى از اعجاب آميزترين موضوعات در تاريخ علوم وفلسفه اسلامى استعداد پايان ناپذير منابع اسلامى، مخصوصا قرآن كريم، براى تحقيق و كشف و استنباط است.اختصاص به‏مسائل فقهى و حقوقى ندارد، در همه قسمتها چنين است.هر كتاب بشرى، هر چند شاهكار باشد، استعداد محدود و پايان‏پذيرى براى تحقيق و مطالعه دارد و كار كردن چند نفر متخصص كافى است كه تمام نكات آن را روشن نمايد، اما قرآن درطول چهارده قرن با آنكه هميشه صدها متخصص روى آن كار مى‏كرده‏اند، نشان داده است كه از نظر تحقيق و اجتهاد، استعداد پايان ناپذيرى دارد.

صفحه : 200
قرآن از اين نظر مانندطبيعت است كه هر چه بينشها وسيع‏تر و عميق‏تر مى‏گردد و تحقيقات‏و مطالعات بيشتر انجام مى‏گيرد راز جديدترى به دست مى‏آيد.يك مطالعه‏دقيق درباره مسائل مربوط به مبدا و معاد، حقوق، فقه، اخلاق، قصص تاريخى و طبيعيات كه در قرآن آمده است با مقايسه‏با «بينش‏» هايى كه در طول چهارده قرن پديد آمده و كهنه شده تا به امروز رسيده است، حقيقت را روشن مى‏كند.

بينشها هر چه پيشتر رفته و وسيع‏تر و عميق‏تر گشته‏خود را با قرآن متجانس‏تر يافته است، و حقا كتابى آسمانى كه در عين حال معجزه باقيه آورنده خويش است بايد چنين باشد.

بزرگترين دشمن‏قرآن جمود و توقف بر بينش مخصوص يك زمان و يك دوره معين‏است، همچنانكه بزرگترين مانع شناخت طبيعت اين بود كه علما فكر مى‏كردندشناخت طبيعت همان است كه در گذشته به وسيله افرادى از قبيل ارسطو و افلاطون و غيرهم صورت گرفته است.

اينكه قرآن كريم، وحتى كلمات جامعه خود رسول اكرم، استعداد كاوش و تحقيق پايان‏ناپذ