 صحابه آنجناب است، چه چيز بمعلومات او افزوده؟. 

............................................ 

1 - سوره نحل آيه 103. 

علاوه بر اينكه خودشان ميگويند سلمان داناى بمذاهب بوده، يعنى به تورات و انجيل، و آن‏تورات و انجيل، امروز هم در دسترس مردم هست، بردارند و بخوانند و با آنچه در قرآن هست مقايسه‏كنند، خواهند ديد كه تاريخ قرآن غير تاريخ آن كتابها، و داستانهايش غير آن داستانها است، درتورات و انجيل لغزشها و خطاهائى بانبياء نسبت داده، كه فطرت هر انسان معمولى متنفر از آن‏است، كه چنين نسبتى را حتى به يك كشيش، و حتى به يك مرد صالح متعارف بدهد، واحدى‏اينگونه جسارتها را به يكى از عقلاى قوم خود نميكند. 

و اما قرآن كريم ساحت انبياء را مقدس دانسته، و آنان را از چنان لغزشها برى ميداند، و نيزدر تورات و انجيل مطالب پيش پا افتاده‏اى است، كه نه از حقيقتى پرده بر ميدارد، و نه فضيلتى‏اخلاقى به بشر مى‏آموزد، و اما قرآن كريم از آن مطالب آنچه براى مردم در معارف و اخلاقشان‏بدرد ميخورد آورده، و بقيه را كه قسمت عمده اين دو كتابست رها كرده. 

تحدى قرآن كريم به خبرهائيكه از غيب داده 
قرآن كريم در آيات بسيارى با خبرهاى غيبى خود تحدى كرده، يعنى به بشر اعلام نموده: 

كه اگر در آسمانى بودن اين كتاب ترديد داريد، كتابى نظير آن مشتمل بر اخبار غيبى بياوريد. 

و اين آيات بعضى در باره داستانهاى انبياء گذشته، و امتهاى ايشان است، مانند آيه: (تلك‏من انباء الغيب، نوحيها اليك، ما كنت تعلمها انت و لا قومك من قبل هذا، اين داستان از خبرهاى‏غيب است، كه ما بتو وحى مى‏كنيم، و تو خودت و قومت هيچيك از آن اطلاع نداشتيد) (1) ، و آيه: 

(ذلك من انباء الغيب نوحيه اليك، و ما كنت لديهم اذا جمعوا امرهم و هم يمكرون، اين سرگذشت‏يوسف از خبرهاى غيبى است، كه ما بتو وحى مى‏كنيم، تو خودت در آن جريان نبودى، و نديدى كه‏چگونه حرف‏هاى خود را يكى كردند، تا با يوسف نيرنگ كنند) (2) و آيه: (ذلك من انباء الغيب، نوحيه اليك، و ما كنت لديهم اذ يلقون اقلامهم، ايهم يكفل مريم؟و ما كنت لديهم، اذ يختصمون، اين‏از خبرهاى غيبى است، كه ما بتو وحى مى‏كنيم.و گر نه تو آنروز نزد ايشان نبودى، كه داشتندقرعه‏هاى خود مى‏انداختند، كه كدامشان سرپرست مريم شود، و نيز نبودى كه چگونه بر سر اين‏كار با هم مخاصمه مى‏كردند) (3) و آيه: (ذلك عيسى بن مريم قول الحق الذى فيه يمترون، اينست‏عيسى بن مريم آن قول حقيكه در او شك مى‏كنند)، (4) و آياتى ديگر. 

............................................ 

1 - سوره هود آيه 49 

2 - سوره يوسف آيه 102. 

3 - سوره آل عمران آيه 44 

4 - سوره مريم آيه 34 

و يك قسمت ديگر در باره حوادث آينده است، مانند آيه: (غلبت الروم فى ادنى الارض، و هم من بعد غلبهم سيغلبون فى بضع سنين، سپاه روم در سرزمين پائين‏تر شكست‏خوردند، ولى هم‏ايشان بعد از شكستشان بزودى و در چند سال بعد غلبه خواهند كرد) (1) ، و آيه: (ان الذى فرض‏عليك القرآن، لرادك الى معاد، آن خدائيكه قرآن را نصيب تو كرد، بزودى تو را بدانجا كه از آنجاگريختى، يعنى بشهر مكه بر مى‏گرداند) (2) ، و آيه(لتدخلن المسجد الحرام، انشاء الله آمنين، محلقين‏رؤسكم، و مقصرين لا تخافون، بزودى داخل مسجد الحرام ميشويد، انشاء الله، در حاليكه سرهاتراشيده باشيد، و تقصير كرده باشيد، و در حاليكه هيچ ترسى نداشته باشيد) (3) ، و آيه: (سيقول‏المخلفون، اذا انطلقتم الى مغانم لتاخذوها، : ذرونا نتبعكم، بزودى آنها كه از شركت در جهاد تخلف‏كردند، وقتى براى گرفتن غنيمت روانه ميشويد، التماس خواهند كرد: كه اجازه دهيد ما هم‏بيائيم) (4) و آيه: (و الله يعصمك من الناس، و خدا تو را از شر مردم حفظ مى‏كند) (5) ، و آيه - (انا نحن‏نزلنا الذكر و انا له لحافظون بدرستيكه ما خودمان ذكر را نازل كرده‏ايم، و خودمان نيز بطور مسلم‏آنرا حفظ خواهيم كرد) (6) ، و آيات بسيارى ديگر كه مؤمنين را وعده‏ها داده، و همانطور كه وعده‏داد تحقق يافت، و مشركين مكه و كفار را تهديدها كرد، و همانطور كه تهديد كرده بود، واقع شد. 

و از اين باب است آيات ديگريكه در باره امور غيبى است، نظير آيه: (و حرام على قرية‏اهلكناها، انهم لا يرجعون، حتى اذا فتحت‏ياجوج و ماجوج، و هم من كل حدب ينسلون، و اقترب‏الوعد الحق، فاذا هى شاخصة ابصار الذين كفروا، يا ويلنا قد كنا فى غفلة من هذا، بل كنا ظالمين، ممكن نيست مردم آن شهريكه ما نابودشان كرديم، و مقدر نموديم كه ديگر باز نگردند، اينكه بازگردند، مگر وقتى كه راه ياجوج و ماجوج باز شود، در حاليكه از هر پشته‏اى سرازير شوند، ووعده حق نزديك شود، كه در آن هنگام ديده آنانكه كافر شدند از شدت تحير باز ميماند، وميگويند: واى بر ما كه از اين آتيه خود در غفلت بوديم، بلكه حقيقت مطلب آنست كه ستمگربوديم) (7) ، و آيه(وعد الله الذين آمنوا منكم، و عملوا الصالحات، ليستخلفنهم فى الارض، خدا كسانى‏از شما را كه ايمان آوردند، و عمل صالح كردند، وعده داد: كه بزودى ايشانرا جانشين در زمين‏كند) (8) ، و آيه(قل: هو القادر على ان يبعث عليكم عذابا من فوقكم، بگو خدا قادر است بر اينكه‏عذابى از بالاى سر بر شما مسلط كند) (9) . 

............................................ 

1 - سوره روم آيات 1 - 4 

2 - سوره قصص آيه 85 

3 - سوره فتح آيه 27 

4 - سوره فتح آيه 15 

5 - سوره مائده آيه 67 

6 - سوره حجر آيه 9 

7 - سوره انبياء آيه 97 

8 - نور 55 

9 - سوره انعام آيه 65 

باز از اين باب است آيه: (و ارسلنا الرياح لواقح، ما بادها را فرستاديم تا گياهان نر و ماده راتلقيح كنند)، (1) ، و آيه(و انبتنا فيها من كل شى‏ء موزون و رويانديم در زمين از هر گياهى موزون كه‏هر يك وزن مخصوص دارد) (2) و آيه: (و الجبال اوتادا، آيا ما كوهها را استخوان‏بندى زمين‏نكرديم)، (3) كه اينگونه آيات از حقايقى خبر داده كه در روزهاى نزول قرآن در هيچ جاى دنيا اثرى‏از آن حقايق علمى وجود نداشته، و بعد از چهارده قرن، و بعد از بحث‏هاى علمى طولانى بشرموفق بكشف آنها شده است. 

باز از اين باب است(البته اين مطلب از مختصات اين تفسير است كه همانطور كه درمقدمه كتاب گفتيم، معناى يك آيه را از آيات ديگر قرآن استفاده نموده، براى فهم يك آيه سايرآيات را استنطاق مى‏كند، و از بعضى براى بعضى ديگر شاهد مى‏گيرد)آيه شريفه: (يا ايها الذين‏آمنوا من يرتد منكم عن دينه، فسوف ياتى الله بقوم يحبهم و يحبونه، اى كسانيكه ايمان آورده‏ايد!هركس از شما از دين خود بر گردد، ضررى بدين خدا نمى‏زند، چون بزودى خداوند مردمانى خواهدآورد، كه دوستشان دارد، و ايشان او را دوست ميدارند)، (4) و آيه شريفه(و لكل امة رسول، فاذا جاءرسولهم، قضى بينهم بالقسط، براى هر امتى رسولى است، همينكه رسولشان آمد، در ميان آن امت‏بعدالت‏حكم ميشود)، تا آخر چند آيه (5) و آيه شريفه(فاقم وجهك للدين حنيفا، فطرة الله التى فطرالناس عليها، روى دل بسوى دين حنيف كن، كه فطرة خدائى است، آن فطرتى كه خدا بشر را بدان‏فطرت آفريده) (6) ، و آياتى ديگر كه از حوادث عظيم آينده اس