 حضرت مسيح را اين مى‏داند كه وى از غيب خبر مى‏داد و مى‏گفت: 

(و أنبئكم بما تأكلون و ما تدخرون في بيوتكم) (آل عمران/49) . 

«از آنچه كه مى‏خوريد و در خانه‏هاى خويش ذخيره مى‏كنيد خبر مى‏دهم» .اين جمله در كنار ساير معجزات حضرت مسيح وارد شده است، پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم به وسيله وحى الهى از يك عده حوادث غيبى خبر داد، تعداد خبرهاى غيبى قرآن، بيش از آن است كه در اين صفحات گرد آيد (5) از باب نمونه: 

پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم به وسيله وحى الهى از پيروزى روميان پس از شكست (6) و از مرگ ابو لهب و همسر او ام جميل، بر حالت كفر (7) و همچنين از مرگ وليد بن مغيره بر حالت كفر و شرك (8) و از شكست قريش در جنگ بدر (9) ...خبر داده است آيا اين خبرهاى غيبى گواه بر آن نيست كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم علاوه بر قرآن معجزه ديگرى نيز داشته است؟ 

معجزه‏هاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در احاديث 
اسلامى احاديث اسلامى حاكى است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم علاوه بر قرآن، داراى معجزاتى بوده است و دانشمندان اسلام با اختلافاتى كه در خصوص اين معجزه‏ها دارند كتابهاى زيادى را درباره معجزات آن حضرت نوشته‏اند كسانى كه علاقمندند در اين باره اطلاعات بيشترى به دست آورند، به آنها مراجعه فرمايند. 

روايات اسلامى درباره معجزات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم بر روايات يهوديان و مسيحيان در زمينه معجزه‏هاى پيامبران خود از دو نظر امتياز دارد: 

يكى كوتاهى زمان و كمى فاصله، زيرا ما هر چه به حوادث جهان نزديك باشيم زودتر و آسانتر مى‏توانيم به آنها اطمينان پيدا كنيم.ديگرى فزونى راويان، كسانى كه معجزه‏هاى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم را از نزديك مشاهده نموده و نقل كرده‏اند به مراتب از بنى اسرائيل و شاگردان حضرت مسيح كه معجزات پيامبران خود را نقل نموده‏اند، فزونتر و بيشترند، افرادى كه در عصر مسيح عليه السلام به او ايمان آورده بودند افراد بس معدودى بودند و تمام روايات مربوط به اعجاز عيسى عليه السلام به اين چند نفر منتهى مى‏شود. 

اگر ادعاى «تواتر» يهود و نصارى درباره معجزه‏هاى پيامبران خود صحيح باشد، يك چنين ادعايى درباره معجزه‏هاى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم به طريق اولى صحيح خواهد بود، در صورتى كه معجزه‏هاى پيامبران گذشته از طريق تواتر به ما نرسيده و ادعاى تواتر در اين باره بى‏اساس است. 

نكته قابل توجه ما هرگز با اين بحث نمى‏خواهيم از هر نوع اعجاز و كرامتى كه به رسول گرامى صلى الله عليه و آله و سلم و يا جانشينان او نسبت داده مى‏شود، طرفدارى كنيم و همه آنها را صحيح و پابرجا بدانيم زيرا به روشنى مى‏دانيم كه در تاريخ مذاهب دروغگو فراوان بوده و مطالب بى‏اساس زياد گفته شده است. 

از اين جهت علما و دانشمندان اسلام براى شناسايى احاديث صحيح از غير صحيح، علومى را به نام رجال و درايه پى‏ريزى كرده و براى پذيرفتن حديثى در موضوعى، ضوابطى قائل شده‏اند و اين ضوابط براى اهل علم و فضل كه با علوم اسلامى سر و كار دارند، روشن است. 

ما فقط در اين جا از برخى از منكران معجزه سؤالى داريم ـ هر چند در اثناى بحث به آن اشاره نموديم ـ و آن اين كه چرا اين آقايان كه گروه آنها را خاورشناسان و غرب زدگان تشكيل مى‏دهند، در تجزيه و تحليل حيات رسول گرامى صلى الله عليه و آله و سلم به تاريخ اسلامى مراجعه كرده و به آنها استناد مى‏جويند و چنين وانمود مى‏كنند كه هدفى جز واقع بينى و حقيقت جويى ندارند، ولى همين افراد وقتى وارد بحث اعجاز مى‏شوند به‏صدها خبرى كه در اين كتابها درباره معجزات پيامبر آمده است، اعتنا نكرده و همه را ناديده مى‏گيرند؟ اما همين افراد درباره معجزات حضرت كليم و حضرت مسيح، دو شخصيتى مى‏شوند و آنان را منبع اعجاز و كرامت‏ها مى‏دانند.شخصى را مى‏شناسيم كه در تجزيه و تحليل حالات پيامبر به ضعيف‏ترين و بى‏پايه‏ترين روايت استناد مى‏جويد اما وقتى كه به معجزات پيامبر مى‏رسد دل و ديده او در اين مورد بسته مى‏شود! 

نگارنده تاكنون كسى را سراغ ندارد كه اخبارى را كه درباره معجزه‏هاى پيامبر و كرامت‏هاى پيشوايان معصوم وارد شده است، بشمارد ولى از دانشمندان بزرگ شيعه مرحوم شيخ حر عاملى كتابى به نام «اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات» نوشته است كه تعداد احاديث و اسانيد آن و كتابهايى كه از آنها نقل شده است به قرار زير است: 

او در اين كتاب بيست هزار حديث درباره معجزات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم و ساير پيشوايان با هفتاد هزار سند نقل كرده است.اين احاديث را از 142 كتاب كه به قلم دانشمندان شيعه، و 24 كتاب كه به قلم دانشمندان اهل تسنن نوشته شده است، استخراج نموده است. 

اينها تعداد كتابهايى است كه اين اخبار از آنها بدون واسطه نقل شده است اما كتابهايى كه از آنها به واسطه نقل نموده عبارتند از پنجاه كتاب مربوط به شيعه و 223 كتاب مربوط به اهل تسنن و اين كتاب در هفت جلد با ترجمه فارسى چاپ شده است. 

همانطورى كه قبلا گفتيم هرگز كسى مدعى نيست كه تمام احاديث آن كتاب صحيح و استوار است، بلكه بايد تمام آنها از نظر سند و دلالت نقادى شوند، ولى در عين حال هرگز نمى‏توان اين همه اخبار را بى‏اساس خواند. 

پى‏نوشتها: 

1ـ راز بزرگ رسالت، ص 416ـ .458

2ـ به صفحات 65ـ 92 همين كتاب مراجعه بفرماييد. 

3ـ انيس الاعلام، ج 5، ص .349

4ـ انيس الاعلام، ج 5، ص .351

5ـ در كتاب مفاهيم القرآن درباره خبرهاى غيبى قرآن به گونه‏اى مشروح بحث شده است به جلد سوم، صفحات 503 تا 508 از آن كتاب مراجعه بفرماييد. 

6ـ (غلبت الروم...) سوره روم، آيه .2

7ـ (تبت يدا أبي لهب...) سوره مسد تا آخر. 

8ـ (سأصليه سقر.و ما أدريك ما سقر) سوره مدثر، آيه‏هاى 26ـ .27

9ـ (سيهزم الجمع و يولون الدبر) سوره قمر، آيه .45
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:265.txt">دستورات پيامبر </a><a class="text" href="w:text:266.txt">اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم </a></body></html>كلام رسول خدا بر همه حجت است. 
"و انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما انزل اليهم و لعلهم يتفكرون". 

شكى نيست در اينكه تنزيل كتاب بر مردم و انزال ذكر بر رسول خدا(ص)به يك معنا است و آن عبارت است از فرو فرستادن آن بر مردم، براى‏اينكه مردم از آن اخذ نموده و عمل كنند، همچنانكه فرموده"يا ايها الناس قد جاءكم برهان‏من ربكم و انزلنا اليكم نورا مبينا" (1) و نيز فرموده: "لقد انزلنا اليكم كتابا فيه ذكركم ا فلاتعقلون" (2) . 

بنا بر اين، خلاصه معنا اين مى‏شود كه مقصود از فرو فرستادن كتاب، براى همه بشربود و در اين كار تو و همه افراد بشر يكسان هستيد و اگر شخص تو را مورد خطاب قرار داديم‏براى اين نبود كه قدرت غيبى و اراده تكوينى الهى را بر تو تحميل نموده و تو را بر آنان و برهر چيز مسلط كنيم بلكه براى دو چيز بود: يكى اينكه: آنچه كه تدريجا براى مردم نازل مى‏شود براى ايشان بيان كن، چون‏معار