ن بر همه چيز مقدم بدارند چنانكه مى‏فرمايد: 

(إنما المؤمنون الذين آمنوا بالله و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا حتى يستأذنوه) (نور/62) . 

«افراد با ايمان كسانى هستند كه به خدا و پيامبر او ايمان آورده‏اند آنگاه كه در كارى كه اجتماع در آن لازم است بدون اجازه او به جايى نمى‏روند» ، متن آيه با ترجمه آن در آغاز بحث گذشت. 

لفظ (أمر جامع) به معنى كار مهمى است كه اجتماع مردم در آن لازم است و مصداق واضح آن مسئله جهاد با دشمن و مبارزه با او است و شأن نزول آيه همين‏معنى را تأييد مى‏كند. 

اگر پيامبر در اين آيات، يگانه رهبر و مرجع در امور سياسى و قضايى و نظامى معرفى شده به خاطر حفظ مصالح جامعه است كه بايد تمام تشكيلات در نقطه‏اى متمركز شده و مديريت‏هاى رده‏هاى گوناگون به مديريت واحد باز گردد و يك فكر و انديشه بر تمام تشكيلات سايه افكند . 

به خاطر همين مقام نظامى است كه خدا اجازه نمى‏دهد (آنگاه كه پيامبر مردم را به جهاد دعوت مى‏كند) اهل مدينه و باديه نشينان آنها، از پيامبر تخلف جويند و براى حفظ جان خود از جان او چشم بپوشند چنانكه مى‏فرمايد: 

(ما كان لأهل المدينة و من حولهم من الأعراب أن يتخلفوا عن رسول الله و لا يرغبوا بأنفسهم عن نفسه) (توبه/120) . 

«هرگز بر اهل مدينه و باديه نشينان اطراف آن روا نيست كه از پيامبر خدا تخلف جويند و براى حفظ جان خود، از او اعراض نمايند» . 

اين آيات كه نمونه آنها در قرآن فراوان است ايجاب مى‏كند كه مسلمانان وظيفه دارند كه در مسائل سياسى و قضايى نظامى و...به او مراجعه كنند و از سخنان او تخلف و تخطى ننمايند و در حقيقت قلمرو لزوم اطاعت را روشن مى‏سازند. 

پى‏نوشتها: 

1 ـ مانند مقصود از «اولى الأمر» كيست 2 ـ چرا فعل أطيعوا درباره رسول تكرار شده و درباره اولى الأمر تكرار نشده است.3 ـ چرا در قلمرو سياسى (نساء آيه 83) اطاعت اولى الأمر لازم شمرده شده ولى در حل مسائل قضايى نامى از آنها نيامده و فرموده است: «فردوه إلى الله و الرسول» و مانند اينها كه بايد در فرصت ديگرى درباره آنها بحث و گفتگو نمود. 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:268.txt">مهرورزى به پيامبر(ص) و خاندان او </a><a class="text" href="w:text:269.txt"> اهل بيت پيامبر چه كسانى هستند؟ </a><a class="text" href="w:text:270.txt">اجر رسالت </a></body></html>
مهرورزى به پيامبر(ص) و خاندان او 
مقدمه: لزوم مودت و دوستى اهل بيت پيامبر گرامى اسلام در قرآن مجيد و در روايات بيان شده است در اين مقاله به برخى از آيات و روايات اشاره شده و همچنين برخى از روش‏هاى ابراز محبت‏بيان گرديده است. 

مهر ورزيدن و دوست داشتن پيامبر و خاندانش يكى از اصول اسلام است كه قرآن و سنت بر آن تاكيد دارند. قرآن كريم در اين باره مى‏فرمايد: (قل ان كان آباؤكم و ابناؤكم و اخوانكم و ازواجكم و عشيرتكم و اموال اقترفتموها و تجارة تخشون كسادها و مساكن ترضونها احب اليكم من الله و رسوله و جهاد فى سبيله فتربصوا حتى ياتى الله بامره و الله لا يهدى القوم الفاسقين) (توبه / 24): بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و بستگان شما و اموالى كه بدست آورده‏ايد و تجارتى كه از كساد آن بيم داريد و مسكن‏هاى مورد علاقه شما، در نظرتان از خداوند و پيامبرش و جهاد در راهش محبوب‏تر است، در انتظار اين باشيد كه خداوند عذابش را بر شما نازل كند، و خداوند جمعيت نافرمانبردار را هدايت نمى‏كند. 

و در آيه ديگر مى‏فرمايد: (الذين آمنوا به و عزروه و نصروه واتبعوا النور الذى انزل معه اولئك هم المفلحون) (اعراف / 157) : كسانى كه به او ايمان آورده‏اند و او را تكريم كرده و كمك نموده‏اند و از نورى كه بر وى فرود آمده پيروى كرده‏اند، رستگارانند. 

خدا در اين آيه براى رستگاران چهار ويژگى مى‏شمارد: 

1 . ايمان به پيامبر: (آمنوا به). 

2 . تعزيز و تكريم او: (عزروه). 

3 . يارى كردن او:(نصروه). 

4 . پيروى از نورى (قرآن) كه نازل شده است (واتبعوا النور الذى انزل معه). 

با توجه به اينكه يارى كردن پيامبر در ويژگى سوم آمده است، قطعا مراد از (عزروه) در ويژگى دوم همان تكريم و تعظيم پيامبر است، و مسلما تكريم پيامبر مخصوص دوران حيات او نيست،همچنانكه ايمان به وى كه در آيه وارد شده، چنين محدوديتى ندارد. 

درباره محبت به خاندان رسالت كافى است كه قرآن آن را به صورت پاداش رسالت (البته به صورت پاداش نه پاداش واقعى) ذكر كرده و مى‏فرمايد: (قل لا اسالكم عليه اجرا الا المودة فى القربى) (شورى / 23): بگو من براى اداى سالت‏خدا از شما پاداشى نمى‏طلبم، جز محبت ورزيدن به بستگان و نزديكانم. 

محبت و تكريم نسبت به پيامبر اكرم صلى الله عليه واله و سلم نه تنها در قرآن آمده، بلكه در احاديث اسلامى نيز بر آن تاكيد شده است، كه دو نمونه آن را يادآور مى‏شويم: 

: هرگز (1) يك نفر از شما مؤمن واقعى نخواهدبود، مگر اينكه من براى او از فرزندانش و همه مردم محبوب‏تر باشم. 

2 . در حديث ديگر مى‏فرمايد: ثلاث من كن فيه ذاق طعم الايمان: من كان لا شى‏ء احب اليه من الله و رسوله، و من كان لئن يحرق بالنار احب اليه من ان يرتد عن دينه، و من كان يحب لله و يبغض لله‏» (2) :سه چيز است كه هر كس داراى آن باشد، مزه ايمان را چشيده است:1 . آن كس كه چيزى براى او از خدا و رسولش گرامى‏تر نباشد.2 . آن كس كه سوخته شدن در آتش براى او محبوبتر از خروج از دين باشد. 3. آن كس كه براى خدا، دوست‏يا دشمن بدارد. 

محبت‏خاندان پيامبر صلى الله عليه و اله و سلم نيز در احاديث اسلامى مورد تاكيد واقع شده است كه برخى را يادآور مى‏شويم: 

1 . پيامبر گرامى صلى الله عليه و اله و سلم فرمود: «لا يؤمن عبد حتى اكون احب اليه من نفسه و تكون عترتى احب اليه من عترته، و يكون اهلى احب اليه من اهله‏» (3) : مؤمن به شمار نمى‏رود بنده‏اى مگر اينكه مرا بيش از خود دوست بدارد، و فرزندان مرا بيش از فرزندان، و خاندان مرا فزون از خاندان خود، دوست بدارد. 

2 . در حديث ديگر درباره خود مى‏فرمايد: «من احبهم احبه الله و من ابغضهم ابغضه الله‏» (4) : هر كس آنها را دوست بدارد، خدا را دوست داشته و هر كس آنها را دشمن بدارد، خدا را دشمن داشته است. 

تا اين جا با دلايل اين اصل (مهر ورزيدن به پيامبر و عترتش) آشنا شديم، اكنون سؤال مى شود: 

1 . سودى كه امت از مهر ورزيدن به پيامبر و عترت او مى‏برد چيست؟! 

2 . شيوه و تكريم نسبت به پيامبر و خاندان او چيست؟! 

درباره مطلب نخست‏يادآور مى‏شويم: محبت به انسان با كمال و با فضيلت، خود نردبان صعود به سوى كمال است، هر گاه انسانى فردى را از صميم دل دوست بدارد، كوشش مى‏كند خود را با او همگون سازد و آنچه كه مايه خرسندى او است انجام داده، و آنچه او را آزار مى‏دهد ترك نمايد. 

ناگفته پيداست وجود چنين روحيه‏اى در انسان مايه تحول بوده و سبب مى‏شود كه پيوسته راه اطاعت را در پيش گيرد و از گناه بپرهيزد. كسانى كه در زبان اظهار علاقه كرده ولى عملا با محبوب خود مخالفت مى‏ورزند، فاقد محبت واقعى مى‏باشند، در دو بيتى كه به 