 شريفه، با هيچ يك از چند معنايى كه گذشت نمى‏سازد، چون اين معنا با اختصاص آيه به 

اهل بيت منافات دارد، زيرا خدا اين گونه تطهير را براى عموم مسلمانان و مكلفين باحكام دين 

مى‏خواهد، نه براى خصوص اهل بيت، و حال آنكه گفتيم آيه شريفه دو انحصار را مى‏رساند، 

كه انحصار دوم تطهير اهل بيت است. 

و اگر بگويى مراد از بردن رجس، و تطهير كردن، همانا تقواى شديد و كامل است، و 

معناى آيه اين است كه اين تشديدى كه در تكاليف متوجه شما كرديم، و در برابر اجر دو 

چندان هم وعده‏تان داديم، براى اين نيست كه خود ما از آن سودى ببريم، بلكه براى اين است 

كه مى‏خواهيم پليدى را دور نموده و تطهيرتان كنيم. 

و در اين معنا هم اختصاص رعايت شده، و هم عموميت خطاب به همسران رسول خدا 

(ص) و به ديگران، چيزى كه هست در اول، خطاب را متوجه خصوص 

همسران آن جناب نمود، و در آخر يعنى در كلمه"عنكم"متوجه عموم. 

ليكن اين حرف هم صحيح نيست، براى اينكه در آخر، خطاب متوجه غير از ايشان 

شده، و اگر بگويى خطاب متوجه همه است چه همسران و چه غير آنان، مى‏گوييم: اين نيز 

باطل است، براى اينكه غير از همسران شريك در تشديد تكليف نبودند، و اجر دو چندان هم 

ندارند، و معنا ندارد خداى تعالى بفرمايد: اگر به شما همسران رسول خدا (ص) 

تكاليف دشوارترى كرديم، براى اين است كه خواستيم عموم مسلمانان و شما را پاك 

نموده و پليدى را از همه دور كنيم. 

خواهى گفت: چرا جايز نباشد كه خطاب متوجه همسران رسول خدا (ص) 

و خود رسول خدا (ص) باشد، با اينكه تكليف خود رسول خدا 

(ص) هم مانند تكاليف همسرانش شديد است؟ 

در پاسخ مى‏گوييم: نبايد همسران آن جناب را با خود آن جناب مقايسه كرد، چون آن 

جناب مؤيد به داشتن عصمت خدايى است، و اين موهبتى است كه با عمل و اكتساب به 

دست نمى‏آيد، تا بفرمايد تكليف تو را تشديد كرديم، و اجرت را مضاعف نموديم، تا پاكت 

كنيم، چون معناى اين حرف اين است كه تشديد تكليف، و دو چندان كردن اجر مقدمه و يا 

سبب است براى بدست آمدن عصمت، و به همين جهت هيچ يك از مفسرين اين احتمال را 

نداده‏اند كه خطاب متوجه رسول خدا (ص) و همسرانش باشد و بس.و 

اگر ما آن را جزو اقوال ذكر كرديم، به عنوان اين است كه اين هم يك احتمال است، و 

خواستيم با ايراد اين احتمال نظريه آن مفسرينى كه گفته‏اند: مراد خصوص همسران آن جناب 

است تصحيح كنيم، نه اينكه بگوييم: كسى از مفسرين اين احتمال را هم داده. 

و اگر مراد بردن رجس و پاك كردن، به اراده خدا باشد، و در نتيجه مراد اين باشد 

كه خدا مى‏خواهد به طور مطلق، و بدون هيچ قيدى شما را تطهير كند، نه از راه توجيه تكاليف، 

و نه از راه تكليف شديد، بلكه اراده مطلقه‏اى است از خدا كه شما پاك و از پليديها دور 

باشيد، چون اهل بيت پيغمبريد، در اين صورت معناى آيه منافى با آن شرطى است كه كرامت 

آنان مشروط بدان شد، و آن عبارت بود از تقوى، حال چه اينكه مراد از اراده، اراده تشريعى 

باشد، و چه تكوينى، هر يك باشد با شرط نمى‏سازد، پس معلوم مى‏شود اراده مطلقه نيست. 

با اين بيانى كه گذشت آن رواياتى كه در شان نزول آيه وارد شده تاييد مى‏شود، چه 

در آن روايت آمده كه آيه شريفه در شان رسول خدا (ص) و على و فاطمه 

و حسن و حسين (ع) نازل شده است، و احدى در اين فضيلت با آنان شركت 

ندارد. 

و اين روايات بسيار زياد، و بيش از هفتاد حديث است، كه بيشتر آنها از طرق اهل 

سنت است، و اهل سنت آنها را از طرق بسيارى، از ام سلمه، عايشه، ابى سعيد خدرى، سعد، 

وائلة بن الاسقع، ابى الحمراء، ابن عباس، ثوبان غلام آزاد شده رسول خدا (ص) 

عبد الله بن جعفر، على، و حسن بن على (ع) كه تقريبا از چهل طريق نقل 

كرده‏اند. 

و شيعه آن را از حضرت على، امام سجاد، امام باقر، امام صادق و امام رضا 

(ع)، و از ام سلمه، ابى ذر، ابى ليلى، ابى الاسود دؤلى، عمرو بن ميمون اودى، و 

سعد بن ابى وقاص، بيش از سى طريق نقل كرده‏اند. 

حال اگر كسى بگويد: اين روايات بيش از اين دلالت ندارد كه على و فاطمه و 

حسنين (ع) نيز مشمول آيه هستند، و اين منافات ندارد با اينكه همسران رسول خدا 

نيز مشمول آن باشند، چون آيه شريفه در سياق خطاب به آنان قرار گرفته. 

در پاسخ مى‏گوييم: بسيارى از اين روايات و بخصوص آنچه از ام سلمه ـ كه آيه در 

خانه او نازل شده ـ روايت شده است، تصريح دارد بر اينكه آيه مخصوص همان پنج تن است، 

و شامل همسران رسول خدا (ص) نيست، كه ان شاء الله روايات مزبور كه 

بعضى از آنها داراى سندى صحيح هستند، از نظر خواننده خواهد گذشت. 

و اگر كسى بگويد: آن روايات بايد به خاطر ناسازگارى‏اش با صريح قرآن طرح شود، 

چون روايت هر قدر هم صحيح باشد، وقتى پذيرفته است كه با نص صريح قرآن منافات نداشته 

باشد، و روايات مذكور مخالف قرآن است، براى اينكه آيه مورد بحث دنبال آياتى قرار دارد كه 

خطاب در همه آنها به همسران رسول خدا (ص) است، پس بايد خطاب 

در اين آيه نيز به ايشان باشد. 

در پاسخ مى‏گوييم: همه حرفها در همين است، كه آيا آيه مورد بحث متصل به آن 

آيات، و تتمه آنها است يا نه؟ چون رواياتى كه بدان اشاره شد، همين را منكر است، و 

مى‏فرمايد آيه مورد بحث به تنهايى، و در يك واقعه جداگانه نازل شده، و حتى در بين اين 

هفتاد روايت، يك روايت هم وجود ندارد، كه بگويد آيه شريفه دنبال آيات مربوط به همسران 

رسول خدا (ص) نازل شده، و حتى احدى هم از مفسرين اين حرف را 

نزده‏اند، حتى آنها هم كه گفته‏اند آيه مورد بحث مخصوص همسران رسول خدا (ص) 

است، مانند عكرمه و عروه، نگفته‏اند كه: آيه در ضمن آيات نازل شده. 

پس آيه مورد بحث از جهت نزول جزو آيات مربوط به همسران رسول خدا (ص) 

و متصل به آن نيست، حال يا اين است كه به دستور رسول خدا (ص) 

دنبال آن آيات قرارش داده‏اند، و يا بعد از رحلت رسول خدا (ص) 

اصحاب در هنگام تاليف آيات قرآنى در آنجا نوشته‏اند، مؤيد اين احتمال اين است 

كه اگر آيه مورد بحث كه در حال حاضر جزو آيه"و قرن فى بيوتكن"است، از آن حذف شود، 

و فرض كنيم كه اصلا جزو آن نيست، آيه مزبور با آيه بعدش كه مى‏فرمايد: "و اذكرن"كمال 

اتصال و انسجام را دارد، و اتصالش بهم نمى‏خورد. 

پس معلوم مى‏شود جمله مورد بحث نسبت به آيه قبل و بعدش نظير آيه"اليوم يئس 

الذين كفروا" (7) است كه در وسط آياتى قرار گرفته كه آنچه خوردنش حرام است مى‏شمارد، 

كه در جلد پنجم اين كتاب در سوره مائده گفتيم كه: چرا آيه مزبور در وسط آن آيات قرار 

گرفته، و اين بى نظمى از كجا ناشى شده است. 

بنابر آنچه گفته شد، كلمه"اهل البيت"در عرف قرآن اسم خاص است كه هر جا 

ذكر شود، منظور از آن، اين پنج تن هستند، يعنى رسول خدا (ص) و على 

و فاطمه و حسنين ع، و بر هيچ كس ديگر اطلاق نمى‏شود، هر چند كه از 

خويشاوندان و اقرباى آن جناب باشد، البته اين معنا، معنايى است كه قرآن كريم لفظ مذكور 

را بدان اختصاص داده، و گر نه به حسب عرف عام، كلمه مزبور بر خويشاوندان نيز اطلاق 

مى‏شود. 

كلمه"رجس" ـ به كسره را، 