را در دست گيرد. اسلام داراى احكام و قوانين سياسى، اجتماعى است و حكومت در متن دين قرار دارد. و اجراى احكام و قوانين شريعت بر عهده مسلمانان نهاده شده است. مسلمانان مانند ساير ملل هيچگاه نمى‏توانند بدون حكومت زندگى كنند. اگر به امام معصوم دسترسى دارند بايد در تأسيس و تقويت حكومت او كوشش و جديت نمايند. تا در سايه رهبريهاى او احكام و قوانين نورانى اسلام به اجرا گذاشته شود . و چنانچه به امام و پيشواى معصوم دسترسى ندارند باز هم نمى‏توانند بى‏حكومت صالح باقى بمانند بلكه وظيفه دارند فردى اسلام شناس و پرهيزكار و آشناى با سياست و كشور دارى، و علاقه مند به اجراى احكام دين، را به پيشوايى و زمامدارى انتخاب كنند و در تأسيس و تقويت حكومت او بكوشند تا در سايه رهبريهاى او احكام و قوانين شريعت به اجرا گذاشته شود و عدل و داد برقرار گردد. و از اين طريق نمونه‏اى از حكومت صالحان را بوجود آورند و مردم را هر چه بيشتر به اسلام علاقه‏مند و اميدوار سازند. و زمينه حكومت معصوم را فراهم سازند. 

بحث حكومت اسلامى بحث گسترده و دشوارى است كه در اين اوراق كوتاه نمى‏توان آن را بررسى كرد. نياز به تأليف كتاب جداگانه‏اى دارد. 

لزوم امام از نظر حديث 
بر طبق احاديث زيادى كه از پيغمبر اكرم و اهل بيت عليهم السلام صادر شده وجود امام براى باقى ماندن نوع انسان ضرورت دارد. هر وقت نسل بشر روى زمين باشد امام و حجت نيز بايد در ميانشان موجود باشد. احاديث به قدرى زياد است كه مى‏توان آنها را از حيث معنا متواتر و قطعى الصدور شمرد. از باب نمونه: 

1 ـ سليمان اعمش مى‏گويد: امام صادق (ع) به وسيله پدرانش از حضرت سجاد (ع) روايت نموه كه فرمود: از هنگامى كه خدا آدم را آفريد هرگز زمين از حجت خالى نبوده است، يا ظاهر و مشهور بوده يا غايب و مخفى، تا قيامت نيز از وجود حجت خالى نخواهد شد. اگر امام نباشد خدا پرستش نمى‏شود، اعمش مى‏گويد به حضرت صادق (ع) عرض كردم: مردم چگونه از وجود امام غايب منتفع مى‏شوند؟ فرمود: چنانكه از خورشيد پشت ابر سود مى‏برند از امام غايب نيز منتفع مى‏شوند. (12) 

2 ـ عبدالله بن سليمان عامرى از حضرت صاق (ع) روايت كرده كه فرمود: زمين هيچگاه از حجت خالى نمانده كه حلال و حرام را به مردم ياد دهد و آنان را به سوى راه راست هدايت كند . (13) 

3 ـ ابوبصير از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: خدا بزرگتر از آنست كه زمين را بدون وجود امام عادل رها كند. (14) 

4 ـ ابوالعلا مى‏گويد: به حضرت صادق (ع) عرض كردم: آيا ممكن است زمين بدون وجود امام عادل باقى بماند؟ فرمود: نه. (15) 

5 ـ ابو بصير از امام صادق يا باقر (ع) نقل كرده كه فرمود: خدا زمين را بدون وجود عالم نگذاشته. اگر چنين نباشد حق از باطل تميز داده نمى‏شود. (16) 

6 ـ ابو حمزه از حضرت باقر (ع) نقل كرده كه فرمود: به خدا سوگند: خدا ازهنگامى كه آدم را قبض روح نمود، هيچگاه زمين را بى‏امام نگذاشته است. امام، مردم را به جانب خدا هدايت مى‏كند و بر بندگانش حجت است. در آينده نيز زمين بدون امام باقى نخواهد ماند تا حجت باشد بربندگانش. (17) 

7 ـ ابو حمزه مى‏گويد: به حضرت صادق (ع) عرض كردم: آيا ممكن است زمين بدون وجود امام باقى بماند؟ فرمود: اگر زمين بدون اما باشد فرو خواهد رفت. (18) 

8 ـ محمد بن فضيل مى‏گويد به حضرت رضا (ع) عرض كردم: آيا زمين بدون وجود امام باقى مى‏ماند؟ فرمود: نه. گفتم: از حضرت صادق براى ما روايت شده كه زمين خالى از وجود امام نمى‏شود مگر وقتى كه اهل زمين مورد غضب خدا واقع شوند. فرمود: زمين بى‏امام نمى‏شود. اگر امام نباشد زمين فرو خواهد رفت. (19) 

9 ـ ابو حمزه نقل كرده كه حضرت باقر (ع) فرمود: اى ابا حمزه! هر كس قصد سفر داشته باشد چندين فرسخ مى‏رود تا براى خودش راهنمايى پيدا كند. در صورتى كه شما از راههاى آسمان بى‏اطلاع‏تر از راههاى زمين هستيد. پس براى خودت راهنمايى طلب كن. (20) 

10 ـ حسن بن على (ع) مى‏فرمايد: خدا از هنگامى كه آدم را آفريد، تا قيامت، زمين را خالى از حجت نمى‏گذارد. به بركت وجود امام بلا از زمين دفع مى‏شود 

و باران رحمت نازل و بركات زمين خارج مى‏گردد (21) 

11 ـ ابن طيار مى‏گويد: از حضرت صادق (ع) شنيدم كه فرمود: اگر در زمين بيش از دو نفر نباشد يكى از آنان حتما امام خواهد بود (22) 

12 ـ كرام مى‏گويد: حضرت صادق (ع) فرمود: اگر در زمين بيش از دو نفر نباشد يكى از آنان امام خواهد بود. آخرين فردى كه از دنيا مى‏رود امام است، تا هيچكس نتواند در مقابل خدا احتجاج كند كه مرا بدون امام گذاشتى (23) 

13 ـ يونس بن يعقوب مى‏گويد از حضرت صادق (ع) شنيدم كه فرمود: اگر در زمين بيش از دو نفر نباشد يكى از آنان حتما امام خواهد بود (24) 

14 ـ فضيل مى‏گويد: تفسير آيه «و لكل قوم هاد» را از حضرت صادق (ع) پرسيدم، فرمود: هر امامى هدايت كننده مردم عصر خودش مى‏باشد (25) 

15 ـ ابو محمد مى‏گويد: به حضرت صادق (ع) عرض كردم: معناى آيه «انما انت منذر و لكل قوم هاد» چيست؟ فرمود: رسول خدا منذر بود و على هادى، اى ابا محمد! آيا امروز هم هدايت كننده‏اى (هادى) هست؟ عرض كردم: آرى همواره هدايت كننده‏اى از شما بوده است و اكنون اين مقام در اختيار شما است. فرمود: خدا تو را رحمت كند اى ابا محمد! اگر آيه‏اى بر شخصى نازل شود آنگاه آن شخص بميرد آيه هم بميرد كتاب مرده است، نه، چنين نيست بلكه قرآن زنده است، چنانكه در گذشتگان جارى بود در آيندگان نيز جريان دارد (26) . 

16 ـ ابو بصير مى‏گويد: حضرت صادق (ع) فرمود: اوصياى پيغمبر درهاى ارتباط با خدا هستند، اگر آنان نباشند خدا شناخته نمى‏شود. به واسطه آنان خدا بر بندگانش احتجاج مى‏كند (27) 

17 ـ ابو خالد كابلى مى‏گويد تفسير آيه «فامنوا بالله و رسوله و النور الذى انزلناه» را از حضرت باقر سؤال نمودم. فرمود: اى ابا خالد؟ به خدا سوگند آن نور امام است، اى ابا خالد نور امام در قلب مؤمنان از نور خورشيد تابنده‏تر است، امامان هستند كه قلبهاى مؤمنين را نورانى مى‏گردانند خدا نور ائمه را از قلب هر كس كه بخواهد پوشيده مى‏دارد در نتيجه قلبهايشان تاريك مى‏گردد (28) 

18 ـ حرث بن مغيره از حضرت صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: زمين بدون وجود عالمى كه مردم به او احتياج دارند ولى او به مردم احتياج ندارد و حلال و حرام را به آنان ياد مى‏دهد باقى نخواهد ماند (29) 

19 ـ اسحاق بن غالب از حضرت صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: خدا و رسول امام را تعيين نمودند تا بر مردم حجت باشد. به واسطه وجود امام ارتباط بين زمين و آسمان برقرار است و فيوضات خدا قطع نمى‏شود. خدا اعمال بندگان را جز به ولايت امام قبول نمى‏كند. خدا بعد از آنكه مردم را هدايت نمود در سرگردانى قرار نمى‏دهد. تا اينكه راه تقوى را به آنان نشان دهد و حجت بر آنان تمام گردد (30) 

20 ـ زراره و فضيل از حضرت باقر عليه السلام روايت كرده‏اند كه فرمود: علمى كه بر آدم نازل شد از بين نمى‏رود، بلكه به ارث به دست مردم مى‏رسد. على بن ابى طالب عالم اين امت بود، هيچ عالمى از ما از دنيا نمى‏رود 