 بشود كه سبك استدلال چيست.

يكى از آن آيات، آيه ديگرى‏است از سوره مائده و تقريبا شصت آيه بعد از اين آيه.آن آيه اين است: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك وان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس (2) .

لازم است مقدمه‏اى را عرض بكنم تا مفاد اين آيه‏را توضيح بدهم.اين مقدمه،

.............................................................. 1.مائده/3. 2.مائده/67.

صفحه : 910
كمكى هم به مطلبى كه‏در آيه پيش گفتيم مى‏كند.

وضع خاص‏آياتى كه درباره اهل بيت است
مطلبى كه واقعا رمز مانند است اين است كه به طوركلى در قرآن آياتى كه در مورد اهل بيت پيغمبر است و مخصوصا آياتى كه لااقل از نظر ما شيعيان در مورد اميرالمؤمنين‏است، يك وضع خاصى دارد و آن اينكه در عين اينكه دلائل و قرائن بر مطلب در خود آيه وجود دارد ولى گويى يك كوششى‏هست كه اين مطلب در لابلاى مطالب ديگر يا در ضمن مطلب ديگرى گفته شود و از آن گذشته شود.اين جهت راآقاى محمد تقى شريعتى در كتاب خلافت و ولايت در ابتداى بحثشان نسبتا خوب بيان كرده‏اند.البته ديگران هم اين مطلب را گفته‏اندولى در فارسى شايد اول بار بيانى باشد كه ايشان ذكر كرده‏اند.رمز مطلب چيست؟ضمن پاسخ اين سؤال جواب‏كسانى هم كه مى‏گويند اگر خدا مى‏خواست كه[جانشينى پيغمبر(ص)]بر على(ع)تنصيص بشود چرا اسمش در قرآن به صورت صريح نيست، داده مى‏شود.

آيه تطهير
مثلا آيه‏اى‏داريم به نام آيه تطهير: انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا (1) .

اگر ما باشيم و همين آيه و همين قسمت، مى‏گوييم‏مفاد خيلى آشكارى دارد: خدا چنين اراده كرده است و مى‏كند كه از شما اهل البيت پليدى را زايل كند، پاك و منزهتان بدارد«يطهركم تطهيرا» شما را به نوع خاصى تطهير و پاكيزه كند.تطهيرى كه خدا ذكر مى‏كند معلوم است كه تطهير عرفى‏و طبى نيست كه نظر به اين باشد كه بيماريها را از شما زايل مى‏كند، ميكروبها را از بدن شما بيرون مى‏كند.نمى‏خواهم بگويم‏اين، مصداق تطهير نيست، ولى مسلم تطهيرى كه اين آيه بيان مى‏كند، در درجه اول،از آن چيزهايى است كه خود قرآن آنها را رجس مى‏داند.رجس و رجز و اينجور

.............................................................. 1.احزاب/33.

صفحه : 911
چيزها در قرآن يعنى‏هر چه كه قرآن از آن نهى مى‏كند، هر چه كه گناه شمرده مى‏شود،مى‏خواهد گناه اعتقادى باشد يا گناه اخلاقى و يا گناه عملى.اينها رجس و پليدى است.اين‏است كه مى‏گويند مفاد اين آيه، عصمت اهل بيت‏يعنى منزه بودن آنها از هر نوع آلودگى است.

فرض كنيد ما نه شيعه هستيم و نه سنى،يك مستشرق مسيحى هستيم كه از دنياى مسيحيت آمده‏ايم و مى‏خواهيم ببينيم كتاب مسلمين چه مى‏خواهد بگويد.اين‏جمله را در قرآن مى‏بينيم، بعد مى‏رويم سراغ تاريخ و سنت و حديث مسلمين.مى‏بينيم نه تنها آن فرقه‏اى كه شيعه ناميده‏مى‏شوند و طرفدار اهل بيت هستند، بلكه آن فرقه‏اى هم كه طرفدارى بالخصوصى از اهل بيت ندارند، در معتبرترين‏كتابهايشان هنگام بيان شان نزول آيه، آن را در وصف اهل بيت پيغمبر دانسته‏اند و در آن جريانى كه مى‏گويندآيه در طى آن نازل شد، على(ع)هست و حضرت زهرا و حضرت امام حسن و حضرت امام حسين و خود رسول اكرم.و در احاديث اهل تسنن است كه وقتى‏اين آيه نازل شد، ام سلمه(1) كه يكى از زنهاى پيغمبر است مى‏آيد خدمت‏حضرت و مى‏گويد: يا رسول الله!آيا من هم جزء اهل البيت‏شمرده مى‏شوم‏يا نه؟مى‏فرمايد: تو به خير هستى ولى جزء اينها نيستى.[مدارك] اين[مطلب]هم‏يكى و دو تا نيست، عرض كردم در روايات اهل تسنن زياد است.

همين آيه را ما مى‏بينيم كه در لابلاى آيات ديگرى‏است و قبل و بعدش همه درباره زنهاى پيغمبر است.قبلش اين است: «يا نساءالنبى لستن كاحد من النساء»(2) اى زنان پيغمبر!شمابا زنان ديگر فرق داريد(البته نمى‏خواهد بگويد امتياز داريد)، گناه شما دو برابر است زيرا اگر گناهى بكنيد اولا آن‏گناه را مرتكب شده‏ايد و ثانيا هتك حيثيت‏شوهرتان را كرده‏ايد، دو گناه است، كار خير شما هم دو برابر اجر دارد چون هركار خير شما دو كار است، همچنانكه اينكه مى‏گويند ثواب كار خير سادات و گناه كار شرشان مضاعف است نه از باب اين است كه‏مثلا يك گناه درباره اينها با ديگران فرق دارد، بلكه بدين جهت است كه يك گناه آنها مى‏شود دو گناه.به عنوان مثال اگر يك

.............................................................. 1.او زنى است كه در ميان ما شيعه‏فوق‏العاده احترام دارد، بعد از خديجه مجلل‏ترين زن پيغمبر است.در ميان اهل تسنن‏هم خيلى محترم است.از نظر آنها بعد از خديجه و عايشه، ام سلمه است. 2.احزاب/32.

صفحه : 912
سيد - العياذ بالله - مشروب بخورد، غير از اينكه‏شراب خورده يك كار ديگر هم كرده و آن اين است كه چون منسوب به پيغمبر و ذريه پيغمبر است، هتكى هم از پيغمبر كرده‏است.كسى كه مى‏بيند فرزند پيغمبر اينطور علنى بر ضد پيغمبر عمل مى‏كند، در روح او اثر خاصى پيدا مى‏شود.

در اين آيات ضميرها همه مؤنث است: «لستن كاحدمن النساء ان اتقيتن‏» .معلوم است كه مخاطب، زنهاى پيغمبرند.بعد از دو سه آيه يكمرتبه ضمير مذكر مى‏شود و به همين آيه‏مى‏رسيم: «انما يريد الله ليذهب عنكم(نه عنكن)الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» .بعد دو مرتبه ضمير مؤنث مى‏شود.قرآن‏هيچ كارى را به گزاف نمى‏كند.اولا در اينجا كلمه «اهل البيت‏» آورده و قبلا همه‏اش نساء النبى است: «يا نساء النبى‏» .يعنى‏عنوان نساء النبى تبديل شد به عنوان اهل البيت پيغمبر.و ثانيا ضمير مؤنث تبديل شد به ضمير مذكر.[اينها]گزاف‏و لغو نيست، لابد چيز ديگرى است، مطلب ديگرى مى‏خواهد بگويد غير از آنچه كه در آيات پيش بوده است.آيات قبل و بعداز اين آيه، همه تكليف و تهديد و خوف و رجاء و امر است راجع به زنان پيغمبر: «و قرن فى بيوتكن و لا تبرجن تبرج الجاهلية‏»در خانه‏هاى خودتان بمانيد و مانند زمان جاهليت تظاهر به زينت نكنيد.همه‏اش امر است و دستور و تهديد، و ضمناخوف و رجاء كه اگر كار خوب بكنيد چنين مى‏شود و اگر كار بد بكنيد چنان مى‏شود.

اين آيه[يعنى آيه تطهير]بالاتر از مدح است، مى‏خواهد مساله‏تنزيه آنها از گناه و معصيت را بگويد.مفاد اين آيه غير از مفاد آيات ماقبل و مابعد آن است.در اينجا مخاطب‏اهل البيت است و در آنجا نساء النبى.در اينجا ضمير، مذكر است و در آنجا مؤنث.ولى همين آيه‏اى كه مفاد آن اينهمه باماقبل و مابعدش مختلف است، در وسط آن آيات گنجانده شده، مثل كسى كه در بين صحبتش مطلب ديگرى را مى‏گويد و بعد رشته‏سخنش را ادامه مى‏دهد.اين است كه در روايات ما ائمه عليهم السلام خيلى تاكيد دارند كه آيات قرآن ممكن‏است ابتدايش در يك مطلب باشد، وسطش در مطلب ديگر و آخرش در يك مطلب سوم.اينكه‏در مساله تفسير قرآن اينقدر اهميت قائل شده‏اند براى همين است.

نه تنها روايات و ائمه‏ما گفته‏اند كه «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس...» با ماقبل‏و مابعدش فرق دارد و مخاطب و مضمونش غير از آنهاست