دوران كودكى در دامان رسول خدا (ص) پرورش يافته و تا آخرين لحظات عمر آن حضرت ملازم وى، و همواره در صدد فراگرفتن علوم و حقايق از پيامبر اكرم (ص) بود، و درباره وى فرمود: «انا مدينة العلم و على بابها» (2) و از خود امير مؤمنان (ع) نقل شده كه فرمود: «ان رسول الله صلى الله عليه و آله علمنى الف باب، و كل باب يفتح الف باب فذلك الف الف باب، حتى علمت ما كان و ما يكون الى يوم القيامة و علمت علم المنايا و البلايا و فصل الخطاب» (3) يعنى رسول خدا (ص) هزار باب علم به من آموخت كه هر بابى هزار باب ديگر مى‏گشايد و مجموعا مى‏شود هزار هزار باب، تا آنجا كه از هر چه بوده و تا روز قيامت خواهد بود آگاه شدم و علم منايا و بلايا (مرگها و مصيبتها) و فصل الخطاب (داورى بحق) را فرا گرفتم. 

ولى علوم أئمه اهل بيت (ع) منحصر به آنچه از پيامبر اكرم (ص) بى واسطه يا با واسطه شنيده بودند نبوده است بلكه ايشان از نوعى علوم غير عادى نيز بهره‏مند بوده‏اند كه بصورت «الهام» و «تحديث» (4) به ايشان افاضه مى‏شده است نظير الهامى كه به خضر و ذوالقرنين (5) و حضرت مريم و مادر موسى عليهم السلام شده (6) و بعضا در قرآن كريم، تعبير به «وحى» گرديده كه البته منظور از آن، وحى نبوت نيست، و با چنين علمى بوده كه بعضى از ائمه اطهار (ع) كه در سنين طفوليت به مقام امامت مى‏رسيدند از همه چيز آگاه بودند و نيازى به تعلم و فراگيرى از ديگران نداشتند. 

اين مطلب، از روايات فراوانى كه از خود ائمه اطهار عليهم السلام نقل شده و با توجه به عصمت ايشان، حجيت آنها ثابت است استفاده مى‏شود.ولى پيش از آنكه به ذكر نمونه‏اى از آنها بپردازيم به آيه‏اى از قرآن كريم، اشاره مى‏كنيم كه از شخص يا اشخاصى بعنوان من عنده علم الكتاب (7) ياد كرده بعنوان شاهد بر حقانيت پيغمبر اكرم (ص) معرفى مى‏كند، و آن آيه اين است: قل كفى بالله شهيدا بينى و بينكم و من عنده علم الكتاب (8) بگو براى شهادت ميان من و شما، خدا و كسى كه علم الكتاب دارد كفايت مى‏كند. 

بدون شك، چنين كسى كه شهادت او قرين شهادت خداى متعال قرار داده شده و داشتن علم الكتاب، او را شايسته چنين شهادتى كرده داراى مقامى بس ارجمند بوده است. 

در آيه ديگرى نيز اشاره به اين شاهد كرده و او را «تالى تلو» رسول خدا (ص) شمرده است : افمن كان على بينة من ربه و يتلوه شاهد منه... (9) و كلمه «منه» دلالت دارد بر اينكه اين شاهد از خاندان رسول خدا (ص) و اهل بيت اوست.و روايات متعددى از طرق شيعه و اهل سنت، نقل شده كه منظور از اين شاهد، على بن ابى طالب (ع) است. 

از جمله، ابن مغازلى شافعى از عبد الله بن عطاء روايت كرده كه گفت: روزى در حضور امام باقر (ع) بودم كه فرزند «عبد الله بن سلام» (يكى از علماء اهل كتاب كه در زمان رسول خدا (ص) اسلام آورد) عبور كرد، از آن حضرت پرسيدم: آيا منظور از «من عنده علم الكتاب» پدر اين شخص است؟ فرمود: نه، بلكه منظور على بن ابى طالب (ع) است كه آيه و يتلوه شاهد منه و آيه انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا... (10) نيز در شأن او نازل شده است.و نيز چندين روايت از طرق فريقين نقل شده كه منظور از «شاهد» در سوره هود، على بن‏ابى طالب (ع) مى‏باشد (11) و با توجه به ويژگى ياد شده «منه» روشن مى‏شود كه مصداق آن جز آن حضرت كسى نبوده است . 

اهميت داشتن «علم الكتاب» هنگامى روشن مى‏شود كه در داستان حضرت سليمان (ع) و احضار تخت بلقيس كه در قرآن كريم آمده است دقت كنيم در آنجا كه مى‏فرمايد: و قال الذى عنده علم من الكتاب انا آتيك به قبل أن يرتد اليك طرفك... (12) يعنى كسى كه بهره‏اى از علم الكتاب داشت گفت: من تخت بلقيس را حاضر مى‏كنم پيش از آنكه چشم به هم زنى... 

از اين آيه، استفاده مى‏شود كه آگاه بودن از برخى از علم الكتاب چنين اثر شگفت‏انگيزى داشته است، و از اينجا مى‏توان حدس زد كه داشتن همه علم الكتاب چه آثار عظيمترى را در بر خواهد داشت.و اين، نكته‏اى است كه امام صادق (ع) در حديثى كه «سدير» نقل كرده خاطر نشان ساخته‏اند: 

سدير گويد: من و ابو بصير و يحياى بزاز و داود بن كثير در مجلس (بيرونى) امام صادق (ع) بوديم كه آن حضرت با حالت غضب، وارد شدند و پس از نشستن فرمودند: تعجب است از مردمى كه گمان مى‏كنند ما علم غيب داريم! در صورتى كه جز خداى متعال كسى علم غيب ندارد، و من خواستم كنيزم را تنبيه كنم، او فرار كرد.و ندانستم در كدام اطاق رفته است (13) 

سدير گويد: هنگامى كه حضرت برخاستند كه به منزلشان (اندرونى) بروند من و ابو بصير و ميسر، همراه آن حضرت رفتيم و عرض كرديم، فدايت شويم، ما سخنانى كه درباره كنيز گفتيد شنيديم، و ما معتقديم كه شما علوم فراوانى داريد ولى ادعاى علم غيب درباره شما نمى‏كنيم . 

حضرت فرمود: اى سدير، مگر قرآن نخوانده‏اى؟ عرض كردم: چرا.فرمود: اين آيه را خوانده‏اى : قال الذى عنده علم من الكتاب انا اتيك به قبل ان يرتد اليك طرفك گفتم: فدايت شوم، خوانده‏ام .فرمود: مى‏دانى كه اين شخص چه اندازه از علم الكتاب داشت؟ عرض كردم: شما بفرماييد.فرمود : باندازه قطره‏اى از درياى پهناور! سپس فرمود: آيا اين آيه را خوانده‏اى قل كفى بالله شهيدا بينى و بينكم و من عنده علم الكتاب ؟ گفتم: آرى.فرمود: آن كسى كه علم همه كتاب را دارد داناتر است يا كسى كه بهره اندكى از علم الكتاب دارد؟ عرض كردم: آن كسى كه علم همه كتاب را دارد.پس با اشاره به سينه مباركش فرمود: بخدا قسم، علم همه كتاب نزد ماست، بخدا قسم علم همه كتاب نزد ماست. (14) اينك به ذكر نمونه‏هاى ديگرى از روايات وارده در علوم اهل بيت عليهم السلام اشاره مى‏كنيم . 

حضرت رضا (ع) در ضمن حديث مفصلى درباره امامت فرمود: هنگامى كه خداى متعال كسى را (بعنوان امام) براى مردم بر مى‏گزيند به او سعه صدر، عطا مى‏كند و چشمه‏هاى حكمت را در دلش قرار مى‏دهد و علم را به وى الهام مى‏كند تا براى جواب از هيچ سئوالى در نماند و در تشخيص حق، سرگردان نشود، پس او معصوم و مورد تأييد و توفيق و تسديد الهى بوده از خطاها و لغزشها در امان خواهد بود.و خداى متعال، اين خصلتها را به او مى‏دهد تا حجت بر بندگان و شاهد بر آفريدگانش باشد.و اين، بخشش الهى است كه به هر كس بخواهد مى‏دهد. 

آنگاه اضافه فرمود: آيا مردم مى‏توانند چنين كسى را (بشناسند) و برگزينند؟ ! و آيا برگزيده ايشان داراى چنين صفاتى است (15) ؟ ! 

و از حسن بن يحياى مدائنى نقل شده كه از امام صادق (ع) پرسيدم: هنگامى كه سئوالى از امام مى‏شود چگونه (و با چه علمى) جواب مى‏دهد؟ فرمود: گاهى به او الهام مى‏شود، و گاهى از فرشته مى‏شنود، و گاهى هر دو. (16) 

و در روايت ديگرى امام صادق (ع) فرمود: امامى كه نداند چه مصيبتى به او مى‏رسد و كار او به كجا مى‏انجامد حجت خدا بر بندگانش نخواهد بود. (17) 

و نيز چند روايت از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: هر گاه امام بخواهد چيزى را بداندخداى متعال او را آگاه مى‏سازد (18) . 

و همچنين در روايات متعددى از آن حضرت آمده است كه فرمود: روح، آفريده‏ايست اعظم از جبرئيل و ميكائيل كه