 با رسول خدا (ص) بود و بعد از وى با ائمه (ع) است و ايشان را تسديد مى‏كند. (19) 

پى‏نوشت‏ها: 

1.ر.ك: غاية المرام: ص 265، اصول كافى: ج 1، ص .294

2.ر.ك: مستدرك حاكم، ج 3، ص 226، جالب اين است كه يكى از علماء اهل سنت كتابى بنام «فتح الملك» العلى بصحة حديث مدينة العلم على»

نوشته كه در سال 1354 ه در قاهره به چاپ رسيده است. 

3.ر.ك: ينابيع المودة: ص 88، اصول كافى: ج 1، ص .296

4.ر.ك: اصول كافى، كتاب الحجة: ص 264 و ص .270

5.ر.ك: اصول كافى: ج 1، ص .268

6.ر.ك: كهف ـ 65 ـ 98، آل عمران ـ 42، مريم ـ 17 ـ 21، طه ـ 38، قصص ـ .7

7.سوره رعد، آيه .43

8.سوره رعد، آيه .43

9.سوره هود، آيه .17

10.سوره مائده، آيه .55

11.ر.ك: غاية المرام (ط قديم) ص 359 ـ .361

12.سوره نمل ـ آيه .40

13.از دنباله حديث، روشن مى‏شود كه اين سخنان را بخاطر حضور نامحرمان، بيان كرده‏اند .و بايد دانست كه منظور از علم غيبى كه اختصاص به خداى متعال دارد علمى است كه احتياج به تعليم نداشته باشد، چنانكه امير مؤمنان (ع) در جواب كسى كه سئوال كرد: آيا شما علم غيب داريد؟ فرمود: «انما هو تعلم من ذي علم» و گرنه همه انبياء و بسيارى از اولياء خدا از علوم غيبى كه به ايشان وحى يا الهام مى‏شده مطلع بوده‏اند، و يكى از موارد تشكيك ناپذير آن، اين خبر غيبى است كه به مادر حضرت موسى (ع) الهام شد: «انا رادوه اليك و جاعلوه من المرسلين» (قصص ـ 7) 

14.اصول كافى: ج 1، ص 257 (ط دار الكتب الاسلامية) 

15.ر.ك: اصول كافى، ج 1، ص 198 ـ .203

16.ر.ك: بحار الانوار، ج 26، ص .58

17 ـ ر.ك: اصول كافى، ج 1 ص .258

18.ر.ك: اصول كافى: ج 1، ص .258

19 ـ ر.ك: اصول كافى: ج 1، ص .273

آيا امام هم معجزه دارد؟ 
معجزه عبارتست از كار خارق العاده ايكه از راه ديگرى غير از راه علل و اسباب عادى و طبيعى خودش حادث شود. مثلا براى يك عصا امكان دارد اژدها گردد ولى راه معمول و عادى و طبيعى آن اينست كه تحت تاثير حوادث آسمانى و زمينى قرار گيرد و بواسطه فعل و انفعالات طبيعى صورت خودش را از دست بدهد و بصورت ديگرى تبديل شود آنقدر اين طرف و آن طرف بيافتد و از صورتى بصورت ديگر تبديل شود تا استعداد پيدا كند كه صورت اژدها و نفس حيوانى بر آن افاضه گردد. اگر ماده عصا از اين راه بصورت اژدها در آمد اعجازى بكار نرفته، زيرا راه متعارف و عادى پيدايش اژدها همين راه است. 

اما اگر همين عصا بدون اينكه راه معين را طى كند و تحت تاثير علل و عوامل طبيعى و متعارف قرار گيرد و بدون اينكه در اثر مرور ايام و فعل و انفعالات طبيعى استعداد پيدا كند، آنا و بدون مهلت، بصورت اژدها درآمد، اين عمل را كار خارق العاده و معجزه گويند. براى اثبات معجزه ائمه اطهار بايد چند مطلب مورد بحث قرار گيرد: 

آيا وجود معجزه امكان دارد؟ 
مطلب اول: آيا ممكن است امرى برخلاف جريان عادى و بدون تاثير علل و عوامل طبيعى تحقق پيدا كند يا نه؟ عده‏اى وقوع معجزه را محال دانسته براى اثبات مدعايشان چنين گفته‏اند: هريك از حوادث و پديده‏هاى جهان هستى علت معينى دارد كه وجودش از آن علت‏سرچشمه ميگيرد، و همان علت است كه به وى هستى مى‏بخشد. در علوم عقلى اين مطلب باثبات رسيده كه ميان هر علت و معلولى ارتباط مخصوصى برقرار است. يعنى هر معلولى يك مناسبت و نخيت‏خاصى با علت‏خودش دارد كه با معلولهاى ديگر آن مناسبت را ندارد. هر علتى نيز با معلولش مناسبتى دارد كه با معلولهاى ديگر آن مناسبت را ندارد. و بهمين جهت است كه هر معلولى از علت مخصوصى صادر ميشود و هر علتى معلول معينى دارد. قانون عليت‏يكى از قوانين حتمى و مسلم جهان ميباشد و استثنابردار نيست. 

بنابراين، هر پديده و معلولى كه خواست جامه وجود بپوشد و بدار هستى قدم بگذارد بايد از طريق علت مخصوص خودش وجود پيدا كند. و اگر معلول معينى بدون تاثير و دخالت علت مخصوص خودش موجود شود لازم مى‏آيد كه معلول بدون علت تحقق يابد. در صورتيكه در علوم عقلى باثبات رسيده كه وجود معلول بدون تاثير علت محال است. چگونه امكان دارد كه علل عادى و عوامل طبيعى اژدها شدن; براى عصا موجود نباشد ولى عصا بدون علت اژدها گردد؟! 

با اين تقرير ميگويند. اصل تحقق امر خارق العاده و معجزه عقلا محال است. 

در پاسخ اين سخن بايد گفت: درست است كه علل عادى و عوامل طبيعى شناخته شده در وجود امر خارق العاده و معجزه دخالت ندارد ليكن معناى سخن اين نيست كه در مورد اعجاز اصلا علتى وجود ندارد و معلول بدون علت تحقق پيدا مى‏كند، تا شما بگوئيد: تحقق معلول بدون تاثير علت محال است. بلكه قضيه اعجاز از اين قرار است: همان پديده معينى كه داراى علت مخصوصى بود و خداوند متعال بر طبق جريان عادى از همان راه به وى هستى ميداد، در مورد اعجاز بواسطه علت ديگرى غير از علل طبيعى شناخته شده، وجود پيدا مى‏كند و خداوند جهان آفرين از راه تازه و خارق العاده‏اى به وى هستى مى‏بخشد. مثلا در مورد تبديل شدن يك عصا به اژدها گرچه عادت بر اين طريق جارى بوده هست كه از راه فعل و انفعالات طبيعى و از مجراى علل و عوامل متعارف و شناخته شده وجود پيدا كند ليكن دليل قاطعى نداريم كه علت پيدايش اژدها منحصر باشد بهمان علت طبيعى متعارف. شايد علت ديگرى داشته باشد و از راه ديگرى نيز بتواند موجود شود كه ما از آن بى‏اطلاع باشيم. چه مانع دارد بگوئيم: نفس صاحب معجزه مانند نفس صاحب معجزه مانند پيغمبر و امام بقدرى نيرو و قدرت دارد كه ميتواند جزء علل قرار گيرد و بدون مرور ايام و تاثير و تاثرات طبيعى متعارف، از راه غير متعارف ديگرى كه بر ما مجهول است، در ماده عصا تاثير خارق العاده‏اى بعمل آورد و در آن واحد براى قبول صورت اژدها آماده‏اش گرداند. آنگاه كه ماده براى قبول نفس اژدها مستعد شد، خداوند هستى بخش، صورت اژدها را برآن ماده قابل افاضه مى‏كند و از اين طريق غير معروف اژدها لباس هستى مى‏پوشد. با اين فرض وجود چنين اژدهائى بى‏علت طبيعى نيست ليكن نه آن علل متعارف و شناخته شده معمولى بلكه از راه تازه و خارق عادت و بوسيله اسباب و عللى كه ما از آن بى‏خبر بوديم. 

البته وجود چنين نيروى فوق العاده و توانائى نفسانى براى نفس ملكوتى پيغمبر و امام استبعاد ندارد. زيرا در علم روانشناسى و فلسفه، اين مطلب باثبات رسيده كه نفس ناطقه انسان نيروى خلاقيت دارد، ميتواند در شعاع وجود خودش صورتهائى را ايجاد كند و آنها را بايگانى و نگهدارى نمايد. منشا علم نفس باشياء خارج و حفظ و تذكر آنها همان صور نفسانى است. 

ميگويند: وقتى انسان چيزى را مشاهده نمود بعد از يك سلسله فعل و انفعالاتى كه در چشم و اعصاب و مغز واقع مى‏شود نفس مجرد انسان استعداد پيدا مى‏كند كه صورتى را در شعاع وجود خودش بيافريند كه از هر جهت احقيقت‏خارج وفق ميدهد. همين صورت است كه بعد از ساليان دراز كه اعصاب و مغز انسان بطور كلى تبديل يافته عينا باقى و محفوظ است. صورتى را كه هشتاد سال قبل ديده باز هم بياد مى‏آورد. 

نفس انسان ميتواند صورتهائى را بر طبق صورتهاى خارجى ايجاد كند ليكن وجود انسان چون ضعيف و كم نيرو است صورتهائى را كه ايجاد مى‏كند 