اء آيه 63. 

9- سوره مريم آيه 30 سوره آل عمران آيه 49. سوره مائده آيه 110. 

10- سوره بقره آيه 23. سوره اسرا آيه 88. 

11- انسان موجود مرموز و ناشناخته‏اى است. هزاران اسرار شگفت انگيز در جسم و جانش نهفته است. براى هر كارى لياقت و استعداد دارد. اگر به پرورش جسم و تن پرداخت ميتواند كارهاى دشوار و اعمال غريب و عجيبى را انجام دهد. بقدرى نيرومند ميشود كه ميتواند ماشين را از حركت باز دارد. اگر به پرورش روح روان اهتمام ورزيد به نيروى فوق العاده و حيرت آورى نائل ميگردد، ميتواند كارهاى خارق العاده و شگفت انگيزى را انجام دهد كه از ديگران ساخته نيست. 

بشر در باره جسمش تا حدى بمطالعه و آزمايش پرداخته بعضى از ريزه‏كاريها و اسرار آن را بدست آورده است. اما درباره روح و روانش چندان دقتى نكرده هنوز در مراحل ابتدائى است. هنوز نتوانسته باسرار و رموز روح ملكوتى خويشتن پى ببرد و قدرت و نيروى غيبى و فوق العاده آنرا دريابد. در صورتيكه انسانيت انسان بروح اوست، هزاران اسرار و شگفتيهاى حيرت انگيز در آن وجود غيبى و گوهر گرانبهاى ملكوتى نهفته است. روح انسان از منبع كمالات و قدرتهاى غيبى و سرچشمه گرفته ميتواند از جهان غيب استمداد كند. انسان هنوز به عظمت روح خويش پى نبرده در صدد بهره بردارى از آن برنيامده است. 

افراديكه برياضت و پرورش نفس پرداخته‏اند كارهاى فوق العاده و شگفت انگيزى را انجام ميدهند كه از ديگران ساخته نيست. از فقرا و مرتاضين هند كارهائى نقل شده كه تعجب‏آور و قابل توجه است. نوشته‏اند: «با يك نگاه آبرا مى‏جوشاند. بدون كمك دست ميز را از زمين بلند ميكنند. آدم را در هوا معلق نگاه ميدارند. طناب را بهوا مياندازند پائين نيمآيد. گياهى را كه بايد در مدت دو ماه برويد در عرض دو ساعت ميرويانند. ميتوانند اشخاص را با يك نگاه حتى از دور بخوابانند. يكى از كارهاى مهم آنان اينست كه ميتوانند چندين روز متوالى بدون آب و غذا و بدون تنفس در جائى مدفون شوند و در عين حال زنده بمانند. يكى از اين عمليات در مقابل «كلوديوس ويد» حاكم انگليسى يكى از شهرهاى هندوستان انجام گرفت و او صحت داستان را تصديق نمود. 

فقيرى بنام «هاريكلس‏» در حاليكه زبانش را در دهان برگردانده و لبهايش را دوخته و سوراخهاى بدنش را باموم بسته بود در ميان تابوت گذاردند و تابوت را مهر موم كردند. شب روز قراولان اطراف تابوت پاس دادند. هزاران مريد در حوالى تابوت حضور داشتند بعد از شش هفته تابوت را از قبر در آورده ديدند مهرهاى آن دست نخورده است. فقير را از ميان تابوت بيرون كشيدند. چشمهايش مانند شيشه و دست پايش خشك و پوستش چين خورده بود شرائينش ضربان نداشت. دهان و بينى و گوشش را باز كردند و آب گرم بسرش ريختند. و باو تنفس مصنوعى دادند. بعد از نيم ساعت بيدار شد. 

از امثال و نظائر اين داستانها فراوان است. و به مرتاضين هند و ساير كشورها نسبت داده شده است. گروه زيادى حتى از اروپائيان شاهد قضايا بوده صحت آنها را تصديق نموده‏اند و در كتب و مجلات نوشته شده است. 

اكنون از شما سئوال ميكنم: در صورتيكه مرتاضين و افراديكه در راه پرورش نفس و تمركز قوا كوشيده‏اند بتوانند صدها كار خارق عادت انجام دهند و خبرهاى غيبى از آنان صادر شود، با اينكه از طريق رياضتهاى مشروع منحرفند، پس چه استبعادى دارد پيمبران و ائمه اطهار كه در راه عبادت و تكميل نفس و رياضتهاى مشروع بدرجه اعلاى مقامات انسانى نائل گشته‏اند و با جهان غيب در تماسند كارهاى خارق عادت و معجزاتى را انجام دهند كه ديگران از اتيان آنها عاجز باشند؟! 

12- كتاب داورى نوشته احمد كسروى ص - 3 - 31 

13- كتاب صوفيگرى كسروى ص 81. 

14- سوره اسرا آيه 88. 

15- رعد: 38 

16- چنانكه ميفرمايد: ولو فتحنا عليهم بابا من السماء فظلوا فيه يعرجون لقالوا انما سكرت ابصارنا بل نحن قوم مسحورن - سوره حجر آيه 15. 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:294.txt">فرق ميان امام نبى و رسول </a><a class="text" href="w:text:295.txt">فرق امام و پيغمبر </a><a class="text" href="w:text:296.txt">فرق نبوت و امامت و رسالت </a><a class="text" href="w:text:297.txt">فرق نبوت و رسالت با امامت </a></body></html>فرق امام و پيغمبر
كتاب: بررسى مسائل كلى امامت، صفحه 236

نويسنده: ابراهيم امينى‏

ممكن است كسى بگويد: بنابراينكه امام نيز با عالم غيب ارتباط داشته باشد و به وسيله الهام حقائقى را دريافت كند، پس بين پيغمبر و امام چه فرقى است؟ بعلاوه، در بعض روايات وارد شده كه با مرگ پيغمبر وحى منقطع گشت، اينگونه روايات با سخنان گذشته سازگار نيست. مثلا .

على عليه السلام فرمود: خدا پيغمبرش را در زمان انقطاع پيامبران و اختلاف مردم فرستاد، به وسيله او رسالت تمام شد و وحى خاتمه يافت.(1) 

حضتر على عليه السلام فرمود: پدر و مادرم به فدايت يا رسول الله! بواسطه مرگ تو چيزى قطع شد كه بواسطه مرگ ديگران قطع نشده بود، زيرا به مرگ تو نبوت و پيمبرى و اخبار آسمانى منقطع گشت.(2) 

گرچه در روايات فراوان الهام و ارتباط با جهان غيب براى امامان اثبات شده ليكن در خود همان احاديث فرقهايى براى امام و پيغمبر بيان شده است:

فرق اول: از اخبار استفاده مى‏شود كه امام تشريع كننده نيست. احكام و قوانين شريعت و حلال و حرام به او وحى نمى‏شود. بلكه احكام و قوانين دين 

.............................................

.1 قال على(ع): ارسله على حين فترة من الرسل و تنازع من الالسن فقضى به الرسل و ختم به الوحى ـ نهج البلاغة ج 2 ص .22

.2 قال على(ع): بابى انت و امى يا رسول الله لقد انقطع بموتك مالم ينقطع بموت غيرك من النبوة و الانباء و اخبار السماء ـ نهج البلاغة خطبة .230

237


--------------------------------------------------------------------------------

بطور كامل بر پيغمبر اكرم نازل شده و آن حضرت هم بعض آنها را كه لازم بوده در اختيار مسلمانان قرار داده امّا همه آنها را بطور كلى تعليم على بن ابى طالب(ع) نمود. حضرت على هم تمامى آنها را كتبى و شفاهى در اختيار امام بعد از خودش قرار داد. و به همين كيفيت از هر امامى به امام ديگر انتقال يافت تا كنون كه در اختيار امام دوازدهم مى‏باشد.

بنابراين، امامان اگر احكام حلال و حرام را مى‏گفتند به نحو استقلال نبود بلكه در اين موارد تابع و پيرو رسول اكرم بودند، مسائلى را بيان مى‏كردند كه به عنوان ارث به آنان رسيده بود، يا از قرآن استفاده مى‏شد. لذا مى‏فرمودند: ما گنجينه علوم نبوت هستيم، ما وارث علوم پيغمبر هستيم، علوم پيغمبر در كتاب يا كتابهايى نوشته شده و در اختيار ما قرار گرفته است. ما از شأن نزول آيات و تفسير و تأويل قرآن و ناسخ و منسوخ و عام و خاص آيات كاملا اطلاع داريم. و مى‏فرمودند: احاديث ما احاديث پدرانمان و احاديث پدران ما احاديث رسول خدا است. و مى‏فرمودند: ما اگر از پيش خودمان فتوا بدهيم از هلاك شدگان خواهيم بود، مطالبى را كه مى‏گوييم از رسول خدا به ما ارث رسيده است.

فرق دوم: از احاديث استفاده مى‏شود كه گر چه بر امام نيز الهام مى‏شود و با عالم غيب ارتباط دارد ليكن اين وحى و الهام با وح