ى انبيا فرق دارد، پيغمبر رسما با عالم غيب تماس مى‏گيرد و فرشته وحى را مشاهده مى‏نمايد و ملكوت جهان هستى را رؤيت مى‏كند ليكن ارتباط امام به چنين مرتبه نيست.

امام فرشته را مشاهده نمى‏كند، بلكه مطالب در دلش القا مى‏شود، يا صداى فرشته وحى به گوشش مى‏رسد، و بدينوسيله حقائق و واقعيات را درك مى‏كند. وحى امام نظير وحى همنشين حضرت سليمان و رفيق حضرت موسى و ذوالقرنين و مادر حضرت موسى بود.

فرق سوم: پيمبران مستقيما با جهان غيب تماس مى‏گرفتند و حقائق را دريافت مى‏نمودند، و در اين باره، به تأييد و راهنمايى ديگران نيازى نداشتند، ليكن ائمه 

238


--------------------------------------------------------------------------------

اطهار به تأييدات و تقويت و راهنمايى پيمبر احتياج داشتند. تأييدات معنوى و اشارات مرموز پيمبر بود كه قلب امام را تابناك و براى افاضات و اشراقات پروردگار جهان آماده مى‏كرد، و هزاران در علم را بر رويش مى‏گشود. پيمبر بود كه سرچشمه علوم را به امام نشان مى‏داد و چشم بصيرتش را روشن مى‏نمود تا در هنگام احتياج بدانجا مراجعه كند و كسب فيض نمايد.

هر چه به اما افاضه مى‏شود از طريق پمبر است. حتى مطالب تازه‏اى كه بر امام القا مى‏شود، اولا بر پيغمبر عرضه مى‏گردد، سپس بر امام بعد از او، تا نوبت به امام حاضر برسد. بدين طريق امام كسب فيض مى‏كند.

شاهد سخن‏

مى‏توانيد مطالب مذكور را از احاديث گذشته استفاده نماييد ليكن از باب نمونه به احاديث زير توجه فرماييد:

1ـ حضرت صادق(ع) فرمود: ما فقط مى‏توانيم احكام حلال و حرام را براى شما بيان كنيم اما پيغمبر نيستيم.(1) 

2ـ حارث بن مغيره مى‏گويد حضرت باقر(ع) فرمود: على(ع) محدّث بود. من عرض كردم: مى‏گويى : على پيغمبر بود؟ حضرت دست مباركش را حركت داد و فرمود: على مانند همنشين حضرت سليمان و همنشين حضرت موسى و مانند ذوالقرنين بود. آيا نشنيدى كه پيغمبر فرمود: در بين شما هم مانند او هست.(2) 

3ـ بريد بن معاويه مى‏گويد به حضرت باقر و صادق عليهما السلام عرض كردم: منزلت شما چيست و از گذشتگان به چه كسى شباهت داريد؟ فرمود: به همنشين حضرت موسى و ذوالقرنين شباهت داريم، آنان عالم بودند ولى 

.............................................

.1 اصول كافى ج 1 ص 268 ـ قال ابو عبدالله(ع): انّما الوقوف علينا فى الحلال و الحرام فامّا النبوة فلا.

.2 اصول كافى ج 1 ص 269 ـ حارث بن مغيرة قال قال ابو جعفر(ع) انّ عليا كان محدثا. فقلت فتقول: نبى؟ قال فحرّك بيده هكذا ثم قال: او كصاحب سليمان او كصاحب موسى او كذى القرنين . او ما بلغكم انّه قال و فيكم مثله؟

239


--------------------------------------------------------------------------------

پيمبر نبودند.(1) 

4ـ محمد بن مسلم مى‏گويد از حضرت صادق(ع) شنيدم فرمود: ائمه به منزله رسول خدا هستند ليكن پيغمبر نيستند، و به آن تعدادى كه پيمبر مى‏توانست زن بگيرد بر آنان حلال نيست . اما غير از اينها در ساير چيزها به منزله رسول خدا صلى الله عليه و اله هستند.(2) 

5ـ ديلمى مى‏گويد به حضرت صادق(ع) عرض كردم: فدايت شوم بارها از شما شنيدم كه مى‏فرموديد : اگر بر علم ما اضافه نشود تمام مى‏شود؟ فرمود: اما حلال و حرام پس همه را خدا به پيمبر نازل كرده، و در مورد حلال و حرام بر علم امام چيزى اضافه نمى‏شود. گفتم: پس افزايش علم شما در كجاست؟ فرمود: در ساير چيزها، غير از حلال و حرام‏(3) 

6ـ عبد الله بن عجلان روايت كرده كه حضرت باقر(ع) در قول خدا: «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم» فرمود: اين آيه درباره على(ع) و ساير ائمه نازل شده. خدا آنان را به منزله پيمبران قرار داده الا اينكه چيزى را حلال و حرام نمى‏كنند.(4) 

7ـ سدير مى‏گويد به امام صادق(ع) عرض كردم: گروهى خيال مى‏كنند شما خدا هستيد و در اين باره استدلال مى‏كنند: «و هو الذى فى السماء اله و فى الارض اله» فرمود: اى سدير! گوش و چشم و پوست و گوشت و خون و موى من از اين گروه بيزار است. اينان بر دين من و پدرانم نيستند. به خدا سوگند خدا در قيامت ما را با آنان جمع نمى‏كند مگر اينكه بر آنان غضبناك است.

سدير گفت: گروه ديگرى شما را رسول مى‏دانند و بدين آيه تمسك مى‏جويند: «يا ايها الرسول كلو من الطيبات و اعملوا صالحا انى بما تعملوا عليهم» فرمود اى 



.1 اصول كافى ج 1 ص 269 ـ بريد بن معاوية عن ابى جعفر و ابى عبد الله عليهما السلام قال قلت له: ما منزلتكم و من تشبهون ممن مضى؟ قال: صاحب موسى و ذو القرنين. كانا عالمين و لم يكونا نبيين.

.2 اصول كافى ج 1 ص .270

.3 بحار الانوار ج 26 ص .92

.4 اثبات الهداة ج 3 ص .48

240


--------------------------------------------------------------------------------

سدير گوش و چشم و مو و پوست و گوشت و خون من از اين گروه بيزار است، خدا و رسول هم از آنان بيزار مى‏باشند . اينان بر دين من و دين پدرانم نيستند، به خدا سوگند خدا در قيامت ما را جمع نمى‏كند جز اينكه بر آنان خشمناك خواهد بود. سدير گفت: پس شما چه هستيد؟ فرمود: ما خزينه‏دار علوم الهى و بيان كننده دستورات خدا هستيم. ما از گناه معصوم مى‏باشيم، خدا اطاعت ما را واجب نموده و از مخالفت ما نهى كرده است، ما حجت بر اهل آسمان و زمين هستيم.(1) 

8ـ حضرت صادق(ع) فرمود: هيچ افاضه‏اى از پروردگار عالم نمى‏شود جز اينكه اولا بر رسول خدا بعدا بر امير المؤمين عرضه مى‏شود. و به همين كيفيت به هر يك از ائمه القا مى‏شود، تا اينكه آخرين امام ما از نخستين امام عالم‏تر نباشد.(2) 

9ـ محمد بن مسلم مى‏گويد: نزد حضرت صادق(ع) صحبت از محدّث به ميان آمد، فرمود: محدث صداى فرشته را مى‏شنود ولى خودش را نمى‏بيند. محمد بن مسلم عرض كرد: از كجا مى‏فهمد كلام فرشته است؟ فرمود: به واسطه آرامش خطار و وقارى كه در آن حال پيدا مى‏كند.(3) 

10ـ حضرت صادق(ع) فرمود: رسول خدا هزار باب علم به على تعليم نمود كه از هر بابى هزار باب مفتوح شد.(4) 

در خاتمه لازم است بدين نكته توجه كنيد كه تعليم رسول خدا هزار باب علم را به حضرت على (ع) و تعلم و ياد گرفتن او از تعليم و تعلم‏هاى معمول و متعارف بين مردم نبوده زيرا اين مطلب معقول نيست كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در يك جلسه در مدت چند دقيقه يا ساعت محدود، به طريق متعارف هزار باب علم را براى على بگويد كه از هر بابى هزار باب مفتوح گردد، و على هم با همان 



.1 اصول كافى ج 1 ص .269

.2 بحار الانوار ج 26 ص .92

.3 بحار الانوار ج 26 ص .68

.4 بحار الانوار ج 26 ص .28

241




طريق معروف آنها را ياد بگيرد.

لذا بايد گفت: اين تعليم و تعلّمها به طريق متعارف نبوده بلكه به صورت و كيفيت ديگرى بوده است. شايد اين كار با يك تصرف تكوينى و هدايت باطنى انجام گرفته باشد و شايد به وسيله نيروى نبوت و پرتوى از جهان غيب، قلب و دل على را صيقل داده و راه كشف حقائق را برايش گشوده باشد.

فرق امام و پيغمبر 
كتاب: بررسى مسائل كلى امامت، صفحه 236

نويسنده: ابراهيم امينى 

ممكن است كسى بگويد: بنابراينكه امام نيز با عالم غيب ارتباط داشته باشد و به وسيله الهام حقائقى را دريافت كند، پس بين پيغمبر و امام چه فرقى است؟ بعلاوه، در بع