 44. 

(11)يعنى ما از رگ گردن او به او نزديكتريم.سوره ق آيه 16. 

(12)يعنى و بدانيد كه خداى تعالى حائل مى‏شود بين انسان و قلب او يعنى تا آنجا راه دارد.سوره‏انفال آيه 24. 

(13)اين هلاكت كفار كه گفته شد براى آن بود كه خداى تعالى ياور كسانيست كه ايمان آوردند، وكفار ناصرى بر ايشان نيست.سوره محمد(ص)آيه 11. 

(14)چونكه خدا خودش ياور اوست.سوره تحريم آيه 44. 

(15)خداست ولى كسانى كه ايمان آورده‏اند و لذا آنان را از ظلمات بسوى نور بيرون مياورد.سوره بقره‏آيه 257. 

(16)و خداوند راهنماى مؤمنين است.سوره آل عمران آيه 68. 

(17)و خداوند راهنماى پارسايان است.سوره جاثيه آيه 19. 

(18)اين صحيح نيست كه مرد مؤمن و زن مؤمنه‏اى بعد از آنكه خدا و رسولش براى آنها بامرى حكم‏فرمودند در كار خود اعمال سليقه و اختيار نمايند.و هر كس چنين كند يعنى در آنچه خدا و رسولش اختيارنموده عصيان ورزد البته از راه حق گمراه شده است گمراهى روشنى.سوره احزاب آيه 36. 

(19)پيغمبر سزاوارتر است‏به تدبير امور مؤمنين از خود ايشان و حكمش در ايشان نافذتر است از حكم‏خودشان.سوره احزاب آيه 6. 

(20)ما بتو كتاب را به حق نازل كرديم تا بين مردم به آنچه خدايت‏ياد داده حكم كنى نه اينكه‏خائنين را تبرئه كرده و از آنان دفاع كنى.سوره نساء آيه 105. 

(21)تو محققا بسوى راه نجات دعوت مى‏كنى.سوره شورى آيه 52. 

(22)مبعوث كرد در ميان امت‏ها رسولى از جنس خود آنان تا آياتش را بر آنان بخواند و تزكيه‏شان‏كند و كتاب و حكمتشان بياموزد.سوره جمعه آيه 2. 

(23)سوره نحل آيه 44. 

(24)سوره نساء آيه 59. 

(25)سوره احزاب آيه 36. 

(26)اين دستور را هم داديم كه بايد در بين مردم به آنچه خدايت فرو فرستاده حكم كنى و بايد ازپيروى هواهايشان بپرهيزى و زنهار بايد بر حذر باشى از اينكه تو را از پاره‏اى از آنچه به سويت نازل شده گمراه‏و غافل سازند.سوره مائده آيه 49. 

(27)مى‏گويند: او - رسول الله - گوش است.بگو اگر گوش و تصديق كننده دو سخنى است‏بارى‏گوش خوبى است‏براى شما چه تصديق مى‏كند خدا را و تصديق مى‏كند مؤمنين را.سوره توبه آيه 61. 

(28)در پاورقى صفحه(9)معناى قصر قلب و قصر افراد گذشت. 

ترجمه تفسير الميزان جلد ششم صفحه 13 علامه طباطبايى رضوان الله تعالى عليه 
در اين كتاب كوچكى كه كريسين موريسن آمريكايى‏به نام راز آفرينش انسان نوشته و به فارسى هم ترجمه شده است، اتفاقا ديشب قسمتهاى زيادى را كه درباره حيات بحث‏مى‏كند مطالعه كردم، ديدم قسمتهايى را راجع به همين موضوع بحث مى‏كند كه ماده ابتكار ندارد ولى حيات ابتكار دارد.من‏الآن قسمتى از آن را براى شما مى‏خوانم، چون براى اين مساله خيلى اهميت قائل هستم.مى‏گويد: «ماده جز بر طبق قوانين و انتظامات خود عملى‏انجام نمى‏دهد، يك سلسله قوانين و نظامات بالفعل حاضر دارد و اجبارا همان قوانين و نظامات را انجام مى‏دهد.ذرات اتمها تابع‏قوانين مربوط به قوه جاذبه زمين، فعل و انفعالات شيميايى و تاثيرات مواد الكتريسيته هستند.ماده از خود قوه‏ابتكار ندارد و فقط حيات است كه هر لحظه نقشهاى تازه و موجودات بديع به عرصه ظهور مى‏آورد.بدون وجود حيات، عرصه پهناورزمين عبارت از بيابانى قفر و لم يزرع و درياى مرده بى‏فايده‏اى مى‏شود» .

عمده اين كلام است.مى‏گويدمطابق آنچه كه زيست‏شناسى مى‏گويد تمام اين سلسله جاندارهامنتهى مى‏شوند به مثلا يك سلول، حيوانات و نباتات از يك ريشه

صفحه : 131
به وجود آمده‏اند.اين اصل تكامل است و اصل تكامل‏بهترين معرف اصل هدايت است.من مى‏گويم آيا آن سلول اول و آن ماشين بسيار منظم، به يك جا رسيده است كه منشعب‏شده به دو نوع سلول: سلول نباتى، سلول حيوانى؟كه بعد كارها و احتياجات اينها هم ضد يكديگر در آمده‏اند، به‏طورى كه اگر سلول نباتى را بخواهند در بدن حيوان قرار بدهند، حيوان نمى‏تواند زندگى كند و اگر سلول‏حيوانى را بخواهند در بدن نبات قرار بدهند، نبات نمى‏تواند زندگى كند.

در خلقت هر فردى جداگانه، فرض كنيد كه آن هسته‏اولى كه يك انسان بخواهد به وجود بيايد، كاملا آن را يك ماشين در نظر بگيريم.اين ماشين بعد به چه شكل درمى‏آيد؟كم كم دو نيم مى‏شود، هر تكه‏اش چند تكه مى‏شود، كم كم شروع مى‏كند به عضو ساختن، به طورى كه هردسته از سلولهايى كه در يك عضو قرار مى‏گيرند وضع ساختمان، كار و احتياجاتشان با سلولهاى ديگر متفاوت مى‏شود.آيادر اين طرز كارهايى كه جنين در رحم انجام مى‏دهد ابتكار و انتخاب وجود ندارد؟اين فقط يك ماشين است كه روى قوه‏اى‏كه از پشت‏سر به آن فشار مى‏آورد، اين كارها را انجام مى‏دهد؟يا يك ماشينى است كه علاوه بر دستگاه خود ماشين،هدايت و راهيابى آن يك اصل عليحده است؟چون مى‏خواهيم وارد بحث ديگرى بشويم، فكر نمى‏كنم‏احتياج باشد كه از گفته‏هاى كريسين موريسن بيشتر از اين بخوانم.

من اين جور فكر مى‏كنم.باز هم چون يك مساله‏اى است‏كه در كتابهاى علمى و فلسفى به اين صورتى كه ما عرض مى‏كنيم - كه اصل هدايت را از اصل «اتقان صنع‏» تفكيك كرده‏باشند - بيان نكرده‏اند، مسلم اين مقدارى كه من عرض مى‏كنم هنوز خام است اما فكر مى‏كنم اين مطلب يك مطلب‏اساسى است، در جمادات اگر نتوانيم اين مطلب را ثابت كنيم، در ذى حياتها صد در صد مى‏توانيم ثابت كنيم، و البته قرآن كريم‏در همه اشياء مى‏گويد اصل هدايت وجود دارد: «و اوحى فى كل سماء امرها»(1) ولى آن مقدارى كه ما از طريق‏علمى(مشهودات و محسوسات خود)مى‏توانيم ثابت كنيم، در ذى حياتهاست.

.............................................................. 1.فصلت/12.

صفحه : 132
نمونه‏هايى‏از هدايتهاى مرموز در حيوانات
در آن جلسه عرض كرديم كه انواع هدايتهاهست: هدايتى كه در جمادات هست، در نباتات هست، در حيوانات و در انسان هست.راجع به هدايتهاى مرموزى كه در حيوانات‏است - كه ما مكرر گوشزد كرده‏ايم - كتابها نوشته‏اند، احتياجى نيست كه ديگر ما بخواهيم بحث كنيم كه يكى از عجايب‏عالم آن چيزهايى است كه مى‏گويند در حيوانات وجود دارد و اسم آنها را «غريزه‏» مى‏گذارند، [يعنى] راهيابى‏هايى كه حيوان‏دارد و با هيچ اصلى هم قابل توجيه نيست.حيوانات هر مقدار ضعيفتر باشند - مخصوصا حشرات - غرائز قويترى دارند، ومى‏گويند انسان چون داراى عقل و شعور و زندگى اجتماعى است، اينها آمده جانشين غرائز شده، يعنى نوعى هدايت‏ديگر دارد كه جانشين آن هدايت قبلى شده است.هدايت‏حيوان متناسب با همان مرحله از وجود اوست و هدايت انسان كه هدايت‏عقل و علم و زندگى اجتماعى و تعاونى است، مطابق مرحله انسانيت انسان است.البته انسان هم از هدايت غريزه بى‏بهره نيست.

مخصوصا در حشرات غرائز بسيار حيرت‏آورى وجوددارد، از زنبور عسل و مورچه و عنكبوت(عنكبوت آبى و عنكبوت خاكى) وموريانه و...اينها را چون در قرآن اسمشان برده شده نام مى‏بريم.قرآن‏مى‏فرمايد: «و اوحى ربك الى النحل‏» (1) .راجع به اين، امروز فرضيه‏هايى وجود دارد ولى فرضيه‏هايى كه‏تاييد نشده است، ب