اقه به خود آنها سرچشمه مى گيرد پدرى كه به فرزندان خويش علاقه دارد قهرا نسبت به سرنوشت و رفتار آنان نيز احساس علاقه مى كند , اما ممكن است نسبت به فرزندان ديگران در خود احساسى نكند , چون نسبت به خود آنها علاقه اى ندارد تا به سرنوشتشان نيز علاقه مند باشد و كار نيكشان در او احساس اثباتى به وجود آورد و كار بدشان احساس نفيى .
امر به معروف در اثر همان احساس اثباتى است و نهى از منكر در اثر احساس نفيى , و تا دوستى و محبت نباشد اين احساسها در نهاد انسانى جوشش نمى كند .
اگر انسان نسبت به افرادى بى علاقه باشد , در مقابل اعمال و رفتار آنها بى تفاوت است , اما آنجا كه علاقه مند است , محبتها و مودتها او را آرام نمى گذارند و لذا در آيه شريفه با كيفيت خاصى , امر به معروف و نهى از منكر را به مساله ولاء ارتباط داده است و سپس به عنوان ثمرات امر به معروف و نهى از منكر , دو مطلب را ذكر كرده است :
يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة .
نماز را به پا مى دارند و زكات را مى دهند .
نماز نمونه اى است از رابطه خلق و خالق , و زكات نمونه اى است از حسن روابط مسلمانان با يكديگر كه در اثر تعاطف و تراحم اسلامى از يكديگر حمايت مى كنند و به هم تعاون و كمك مى كنند . و سپس بر آن متفرع كرده است :
اولئك سيرحمهم الله ان الله عزيز حكيم ( 4 ) .
آن وقت است كه انواع رحمتهاى الهى و سعادتها بر اين جامعه فرود مىآيد . خداوند عزيز و حكيم است .
بعدا درباره اين آيه توضيحاتى خواهيم داد كه اين آيه و برخى آيات ديگر كه ولاء اثباتى عام را ذكر مى كنند , تنها ناظر به محبت و وداد قلبى نمى باشند , نوعى تعهد و مسؤليت براى مسلمين در زمينه حسن روابط مسلمين با يكديگر اثبات مى كنند پيغمبر اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) در حديث معروف و مشهور فرمود :
مثل المؤمنين فى تواددهم و تراحمهم كمثل الجسد اذا اشتكى بعض تداعى له سائر اعضاء جسده بالحمى و السهر ( 5 ) .
داستان اهل ايمان در پيوند مهربانى و در عواطف متبادل ميان خودشان , داستان پيكر زنده است كه چو عضوى به درد آيد , ساير اعضاء با تب و بى خوابى با او همراهى مى كنند .
قرآن كريم درباره رسول اكرم و كسانى كه با اويند و تربيت اسلامى يافته اند مى فرمايد :
محمد رسول الله و الذين معه اشداء على الكفار , رحماء بينهم (6) .
محمد پيامبر خدا و كسانى كه با اويند , بر كافران سخت اند و با يكديگر مهربان .
در اين آيه , هم به ولاء نفيى اشارت رفته و هم به ولاء اثباتى عام , و همچنانكه قبلا گفتيم آيات كريمه قرآن ما را متوجه مى كنند كه دشمنان اسلام در هر زمان سعى دارند ولاء منفى را تبديل به اثباتى و ولاء اثباتى را تبديل به منفى نمايند , يعنى همه سعى شان اين است كه روابط مسلمين با غير مسلمين روابط صميمانه , و روابط خود مسلمانان به بهانه هاى مختلف – از آن جمله اختلافات فرقه اى - روابط خصمانه باشد در عصر خود ما به وسيله اجانب در اين راه فعاليتهاى فراوان صورت مى گيرد , بودجه هاى كلان مصرف مى گردد , و متاسفانه در ميان مسلمانان عناصرى به وجود آورده اند كه كارى جز اين ندارند كه ولاء نفيى اسلامى را تبديل به اثباتى و ولاء اثباتى اسلامى را تبديل به نفيى نمايند اين بزرگترين ضربتى است كه اين نابكاران بر پيغمبر اكرم ( ص ) وارد مى سازند .
امروز اگر بر مصيبتى از مصيبتهاى اسلام بايد گريست , و اگر بر فاجعه اى از فاجعه هاى اسلام بايست خون باريد , اين مصيبت و اين فاجعه است .
اميرالمؤمنين على ( ع ) مى فرمايد :
فيا عجبا , عجبا ! و الله يميت القلب و يجلب الهم من اجتماع
هؤلاء القوم على باطلهم و تفرقكم عن حقكم ( 7 ) .
شگفتا , شگفتا ! به خدا قسم تعجب و حيرت از اجتماع دشمنان بر گرد باطل , و تفرق و تشتت شما از اطراف حقيقتى كه در ميان شماست , دل را مى ميراند و اندوه را مى كشاند .
خدايا ! اسلام و مسلمين را از شر اين نابكاران محفوظ و مصون بدار , بحق محمد و آله الطاهرين .
اللهم انا نشكوا اليك فقد نبينا صلواتك عليه و آله و غيبة ولينا و كثرة عدونا و قلة عددنا و شدة الفتن بنا و تظاهر الزمان علينا فصل على محمد و آله و اعنا على ذلك بفتح منك تعجله و نصر تعزه و سلطان حق تظهره و رحمة منك تجللناها و عافية منك تلبسناها ( 8 ) .

ب.ولاء اثباتى خاص 
ولاء اثباتى خاص، ولاء اهل البيت(عليهم السلام)است.در اينكه پيغمبر اكرم مسلمانان را به نوعى ولاء نسبت به خاندان پاك 
خود خوانده و توصيه نموده است جاى بحث نيست، يعنى حتى علماى اهل تسنن در آن بحثى ندارند.آيه ذوى القربى(قل لا 
اسئلكم عليه اجرا) (9) ولاء خاص را بيان مى‏كند.آنچه در حديث معروف و مسلم غدير نيز آمده است كه با اين عبارت است: 
«من كنت مولاه فهذا على مولاه‏» خود بيان نوعى از ولاء است كه بعدا توضيح داده مى‏شود. 

آيه كريمه: «انما وليكم الله و رسوله و الذين امنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون‏» (10) ولى‏تان خداست و 
فرستاده‏اش و آنان كه ايمان آورده‏اند كه نماز را به پا مى‏دارند و زكات را در حال ركوع ادا مى‏كنند)به اتفاق فريقين در مورد 
على (عليه السلام)نازل گشته.طبرى روايات متعددى را در اين باره نقل مى‏كند (11) و زمخشرى كه از اكابر علماى اهل تسنن 
است به طور جزم مى‏گويد: 

«اين آيه در شان على نازل شده و سر اينكه لفظ جمع آمده با اينكه مورد نزول آن يك مرد بيش نبوده اين است كه مردم را به 
اينچنين فعلى ترغيب كند و بيان دارد كه مؤمنان بايد اينچنين سيرت و سجيه‏اى را كسب كنند و اينچنين برخير و احسان و 
دستگيرى از فقيران ساعى و حريص باشند و حتى با نمازى نيز تاخير نيندازند (يعنى با اينكه در نمازند و موضوع زكات پيدا 
مى‏شود تاخير نكرده و در حال نماز انجام وظيفه مى‏كنند)» (12) . 

فخر رازى نيز كه همچون زمخشرى از اكابر اهل سنت و جماعت است مى‏گويد:
«اين آيه در شان على نازل گشته و علما نيز اتفاق كرده‏اند كه اداى زكات در حال ركوع واقع نشده جز از على‏» (13) . 

منتها در معناى «ولى‏» مناقشاتى دارد و در آينده در مورد مقصود آيه بحث‏خواهيم كرد. 

على بن حماد عدوى بصرى بغدادى معروف به ابن حماد، از اكابر شعراى اماميه در قرن چهارم هجرى است، در اشعار ذيل به 
اين معنى اشاره مى‏كند:
قرن الاله ولائه بولائه
مما تزكى و هو حان يركع
سماه رب العرش نفس محمد
يوم البهال و ذاك ما لا يدفع (14) 
خداوند ولاء على را با ولاء خودش، در اثر اينكه على در حال ركوع زكات بخشيد، مقرون ساخت.پروردگار عرش، على را در روز 
مباهله «جان محمد» خواند و اين حقيقتى غير قابل انكار است. 

همچنانكه قبلا گفتيم، در اسلام به نوعى ولاء توصيه شده است كه اثباتى و عام است و آيه كريمه «المؤمنون و المؤمنات 
بعضهم اولياء بعض‏» ناظر به آن نوع از ولاء است. 
اكنون مى‏گوييم آيه كريمه «انما وليكم الله...» مطلب را به شكلى بيان مى‏كند كه عموميت بردار نيست و به هيچ وجه 
نمى‏توان احتمال داد كه اين آيه نيز در صدد بيان ولاء اثباتى عام است، زيرا قرآن در اينجا در صدد بيان يك قانون كلى نيست، 
نمى‏خواهد استحباب يا وجوب اد