از شخص پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و اله و سلم را خطاب قرار داده و مى‏گويند: السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته; آيا آنان براستى كار «لغوى‏» انجام مى‏دهند و پيامبر اين همه سلام را نمى‏شنود و پاسخى نمى‏دهد؟! 

2 . پيامبر گرامى در جنگ بدر دستور داد اجساد مشركانرا در چاهى ريختند. سپس خود با همه آنان سخن گفت. يكى از ياران رسول خدا عرض كرد: آيا با مردگان سخن مى‏گوييد؟ پيامبر صلى الله عليه و اله و سلم فرمود: شماها از آنان شنواتر نيستيد. 

3 . رسول گرامى صلى الله عليه و اله و سلم كرارا به قبرستان بقيع مى‏رفت و به ارواح خفتگان در قبرستان چنين خطاب مى‏كرد: السلام على اهل الديار من المؤمنين و المؤمنات. و بر اساس روايتى ديگر مى‏فرمود: السلام عليكم دار قوم مؤمنين‏». 

4 . بخارى در صحيح خود آورده است: روزى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و اله و سلم در گذشت، ابوبكر وارد خانه عايشه شد. سپس به سوى جنازه پيامبر رفته، جامه از صورت پيامبر بر گرفت و او را بوسيد و گريست و گفت: بابي انت‏يا نبي الله لا يجمع الله عليك مؤتتين، اما الموتة التي كتبت عليك فقد متها». 

پدرم فداى تو باد اى پيامبر خدا، خدا دو مرگ بر تو ننوشته است. مرگى كه بر تو نوشته شده بود، تحقق يافت. 

چنانچه رسول گرامى حيات برزخى نداشته و هيچگونه ارتباطى ميان ما و او وجود ندارد، چگونه ابوبكر به او خطاب كرده و گفت:يا نبي الله. 

5 . امير مؤمنان على عليه السلام آنگاه كه پيامبر را غسل مى داد به او چنين گفت: بابى انت و امي يا رسول الله لقد انقطع بموتك ما لم ينقطع بموت غيرك من النبوة و الانباء و اخبار السماء... بابي انت و امي اذكرنا عند ربك و اجعلنا من بالك‏» پدر و مادرم فداى تو باد اى رسول خدا، با مرگ تو چيزى منقطع گرديد، كه با مرگ ديگران منقطع نگرديده بود; با مرگ تو رشته نبوت و وحى گسسته شد... پدر و مادرم فداى تو باد، ما را نزد خدايت به يادآور، ما را به خاطر داشته باش. 

در پايان ياد آور مى‏شويم كه توسل به انبيا و اوليا صورتهاى مختلفى دارد كه مشروح آن در كتب عقايد بيان شده است. 

منشور عقايد اماميه صفحه 229 

استاد جعفر سبحانى 


زيارت قبور 
زيارت قبور مؤمنان، خصوصا زيارت بستگان و آشنايان، يكى از اصول اسلامى است كه براى خود آثار سازنده‏اى دارد، زيرا مشاهده وادى آرام قبرستان كه چراغ زندگى انسانها در آنجا به خاموشى گراييده، دل و جان را تكان مى‏دهد، و براى انسانهاى عبرت آموز درس عبرت مى‏شود، اين گروه با خود مى‏گويند، اين زندگى موقت كه پايان آن پنهان شدن در زير خروارها خاك است ارزش تلاشهاى ناروا را ندارد. و سرانجام اين افراد در برنامه زندگى خود تجديد نظر مى‏كنند و تحولى در روح و روان آنها پديد مى‏آيد، پيامبر گرامى صلى الله عليه واله وسلم در حديثى به اين نكته اشاره كرده و مى‏فرمايد: «زوروا القبور فانها تذكركم الآخرة‏»: قبرها را زيارت كنيد، زيرا ياد آور سراى ديگر مى‏باشد. 

گذشته از اين، زيارت بزرگان دين، نوعى ترويج از دين و مقامات معنوى است، و توجه مردم به مدفن بزرگان، اين فكر را تقويت مى‏كند كه معنويت آنان مايه اين گرايش‏ها است، و گرنه صاحبان قدرت و مكنت ولى فاقد معنويت، زير خاك خفته و كسى به آنها توجهى ندارد. 

رسول گرامى صلى الله عليه واله و سلم در آخرين روزهاى عمر خود به قبرستان بقيع رفت و درباره اصحاب قبور، طلب آمرزش كرد و فرمود: پروردگارم دستور داده است كه به سرزمين بقيع بيايم و براى آنان طلب مغفرت كنم، آنگاه فرمود: هرگاه به زيارت آنها شتافتيد بگوييد: «السلام على اهل الديار من المؤمنين و المسلمين يرحم الله المستقدمين منا و المستاخرين و انا ان شاءالله بكم لاحقون‏»: درود بر ساكنان اين وادى از مؤمنان و مسلمانان، رحمت‏خدا بر گذشتگان از ما، و بازماندگان و ما به خواست‏خدا به شما مى‏پيونديم. 

در كتابهاى حديثى، زيارت قبور اولياء الهى و پيشوايان دين به صورت يك مستحب مؤكد آمده و پيوسته ائمه اهل بيت به زيارت رسول خدا، و ديگر امامان متقدم بر آنها مى‏رفتند، و پيروان خود را بر انجام آن دعوت مى‏نمودند. 

منشور عقايد اماميه صفحه 254 

استاد جعفر سبحانى 


زيارت قبور مؤمنان از نظر كتاب و سنت 
كتاب: آئين وهابيت، صفحه 106

نويسنده: آيت الله جعفر سبحانى 

علماء و دانشمندان اسلام، به پيروى از آيات قرآن و احاديث، زيارت قبور، مخصوصا زيارت قبور پيامبران و صالحان را تجويز كرده و براى آن فضيلت و كرامتى قائل شده‏اند در اين ميان گروه وهابى، اصل زيارت قبور را (به حسب ظاهر) حرام نمى‏دانند ولى سفر براى زيارت قبور اولياء را حرام و ممنوع اعلام مى‏دارند، و ما پس از فراغ از اصل زيارت، مسأله سفر براى زيارت قبور اولياء را مطرح مى‏نماييم اينك بحث «زيارت» . 

زيارت قبور اثرات اخلاقى و تربيتى فراوانى دارد، كه در اينجا به گونه‏اى فشرده بدان اشاره مى‏گردد. 

مشاهده اين وادى آرام، كه چراغ زندگى همه افراد از غنى و فقير نيرومند و توانا، به خاموشى گرائيده و همه افراد، با سه قطعه لباس زير خاك آرميده‏اند، دل و جان را تكان مى‏دهد و از آز و طمع انسان به شدت مى‏كاهد و اگر انسان چشم عبرت بين داشته باشد، از اين رهگذر درس عبرت فرا مى‏گيرد، و با خود چنين مى‏انديشد و مى‏گويد: زندگى موقت، شصت، هفتاد ساله كه پايان آن، پنهان شدن زير خروارها خاك، و پوسيدگى و محو و نابودى است، اين اندازه ارزش ندارد كه انسان در تحصيل مال و مقام آن، اين همه تلاش كند، و برخودى و بيگانه ظلم و ستم را روا بدارد. 

مشاهده اين وادى خاموشان، كه سخت‏ترين دلها را نرم مى‏كند و سنگين‏ترين گوشها را شنوا مى‏سازد، و به كم سو ترين چشم‏ها، فروغ مى‏بخشد، سبب مى‏گردد كه انسان در برنامه زندگى خود تجديد نظر كند، و در مسؤوليت‏هاى شديد خود در مقابل خدا، و مردم، و وظايف فردى و اجتماعى بينديشد، و از خود كامگى‏هاى خود بكاهد. 

رسول گرامى ضمن حديثى به اين نكته اشاره مى‏كند و مى‏فرمايد: 

1 ـ زوروا القبور فإنها تذكركم الأخرة...» (1) . 

قبرها را زيارت كنيد، زيرا زيارت آنها، مايه يادآورى سراى ديگر مى‏گردد. 

در حالى كه صحت و استوارى زيارت قبور به قدرى روشن است كه چندان نياز به اقامه دليل ندارد ولى براى گروه دير باور برخى از دلايل آن را در اين جا منعكس مى‏كنيم: 

قرآن و زيارت قبور 
قرآن به روشنى دستور مى‏دهد كه پيامبر هيچ گاه نبايد بر جنازه منافق نماز بگزارد و نبايد بركنار قبر او بايستد آنجا كه مى‏فرمايد: «و لا تصل على احد منهم مات ابدا و لا تقم على قبره انهم كفروا بالله و رسوله و ماتوا و هم فاسقون» . (2) 

براى كسى از آنان (منافقان) اگر بميرد، هيچ گاه نماز نگزار و بر قبر آنان (براى طلب مغفرت) نايست، آنان به خدا و پيامبر او كفر ورزيده و در حالى كه فاسق و بدكارند، مرده‏اند . 

در اين آيه، براى هدم شخصيت منافق، و دادن گوشمال به اعضاء اين حزب، به پيامبر خدا، دستور مى‏دهد. 

1 ـ بر جنازه احدى 