ر (يا) السلام عليكم اهل الديار من المؤمنين و المسلمين و إنا إن شاء الله لاحقون أسئل الله لنا و لكم العافية...» (13) . 

زنان و زيارت قبور 
تنها مسأله‏اى كه باقى ماند موضوع زيارت زنان است كه در برخى از روايات نقل شده است كه پيامبر از زيارت آنان را بازداشته است. 

«لعن رسول الله زوارات القبور» (14) 

پيامبر گرامى زنان بسيار زائر قبور را لعن كرد. 

ولى بايد توجه نمود كه استدلال با اين احاديث بر تحريم زيارت براى زنان از جهاتى صحيح نيست. زيرا: 

اولا: بسيارى از علماء اين نهى را، نهى كراهتى مى‏دانند، و علت كراهت شرائط خاصى بود كه بر آن زمان حاكم بوده است كه يكى از شارحان حديث بدان اشاره كرده، آنجا كه مؤلف «مفتاح الحاجة» در شرح خود بر صحيح ابن ماجه مى‏گويد: 

«إختلفوا فى الكراهة هل هى كراهة تحريم او تنزيه ذهب الاكثر الى الجواز اذا آمنت بالفتنة» (15) . 

علما درباره نهى پيامبر بر دو قولند. آيا نهى تحريمى است يا كراهتى. ولى اكثر علماء معتقدند كه زن در صورتى كه از فتنه مطمئن باشد مى‏تواند به زيارت قبر برود. 

ثانيا: در احاديث گذشته، (16) خوانديم كه عائشه از پيامبر نقل كرده بود كه پيامبر زيارت قبور را آزاد اعلام كرد اگر زنان از اين حكم مستثنى بودند لازم بود كه يادآور شود كه اين حكم مخصوص مردها است بالاخص كه گوينده زن است و طبعا در ميان مخاطب‏هاى او زن وجود داشته است و هر مخاطبى مى‏انديشد كه حكم و تكليف به او متوجه است. 

ثالثا: در برخى از احاديث وارد شده است كه پيامبر به عائشه نحوه زيارت قبور را تعليم داد (17) . و خود عائشه شخصا پس از پيامبر گرامى به زيارت قبور مى‏رفت. 

رابعا: ترمذى نقل مى‏كند وقتى برادر عائشه «عبد الرحمن بن ابى بكر» . در «حبشى» درگذشت، جنازه او را به مكه برده و در آنجا به خاك سپردند، وقتى خواهر وى عائشه از مدينه به مكه آمده، به زيارت قبر برادر خود آمد و در كنار خاك او دو شعر در سوگ او سرود و سخنانى گفت. (18) 

شارح صحيح ترمذى «امام حافظ ابن العربى» متولد 435 متوفاى سال 543 در تعاليق خود بر صحيح مى‏نويسد: صحيح اين است كه پيامبر به مردان و زنان اجازه داده است كه به زيارت قبور بروند اگر برخى زيارت آنان را مكروه مى‏شمارند به خاطر بى تابى و كمى صبر بر سر قبر، و يا به خاطر نداشتن حجاب كامل بوده است. 

خامسا: بخارى از «انس» نقل مى‏كند: پيامبر زنى را ديد كه بر قبر عزيز خود گريه مى‏كند، فرمود تقوى را پيشه خود ساز و صبر بنما، آن زن پيامبر را نشناخت، گفت: مرا رها كن به مصيبتى كه من گرفتار شده‏ام تو نشده‏اى. وقتى به او گفتند او پيامبر است، قبر عزيز خود را ترك كرد و به خانه پيامبر آمد، معذرت خواست كه من شما را نشناختم. پيامبر به او گفت صبر در مصيبت مطلوب است. (19) 

اگر زيارت قبر براى زنان حرام بود، پيامبر گرامى او را از اينكار نهى مى‏كرد. در حاليكه پيامبر تنها او را به صبر سفارش كرد. و سخن پيامبر پس از بازگشت زن به خانه او، موضوع صبر و استقامت در مصائب بود نه مسأله زيارت قبر و گرنه امر مى‏كرد كه ديگرى به زيارت قبر عزيز خود نرود. 

سادسا: «فاطمه» دخت پيامبر گرامى در هر جمعه به زيارت قبر عموى خود «حمزه» مى‏رفت و در كنار قبر او نماز مى‏گزارد و گريه مى‏كرد. (20) 

سابعا: قرطبى مى‏گويد: پيامبر گرامى هر زن زائر را لعن نكرده، بلكه آن زن زائرى را لعن كرد، كه پيوسته به زيارت قبور برود، به گواه اينكه مى‏گويد: «زوارات القبور» و «زوار» صيغه مبالغه است (21) . و شايد علت لعن اين است كه زيارت بيش از حد، مايه تضييع حق زوج و وسيله «تبرج» در انظار، و گريه‏هاى همراه با داد و قال است و اگر در زيارت زن امورى از اين قبيل مطرح نباشد، اشكالى نخواهد داشت، زيرا ياد آورى مرگ، از اموريست كه مردان و زنان هر دو به آن نيازمند مى‏باشند. 

ثامنا: اگر زيارت قبور، مايه كناره‏گيرى از دنيا و كاهش حرص و آز و يادآورى آخرت در زائر مى‏گردد. نفع ديگرى هم به حال ميت يعنى آن كس كه زير خروارها خاك خفته، و دستش از همه چيز كوتاه گرديده، دارد. زيرا معمولا زيارت‏هاى اسلامى، با خواندن فاتحه و اهداء ثواب آن، همراه مى‏باشد و اين بهترين هديه است كه زنده مى‏تواند به عزيز نهفته در خاك خود اهداء كند. 

ابن ماجه در صحيح خود نقل مى‏كند كه پيامبر فرمود: 

«إقرءوا يس على موتاكم» (22) . 

بر اموات خود سوره «يس» بخوانيد. 

در اين صورت چه تفاوتى بين زن و مرد است كه يكى ممنوع و ديگرى مجاز باشد، مگر اينكه زنان شرايطى خاص داشته باشند كه در گذشته بدان اشاره شد. 

اكنون كه زيارت قبور مؤمنان براى ما روشن گرديد لازم است به آثار سازنده زيارت قبور اولياء و عزيزان درگاه الهى اشاره كنيم. 

پى نوشتها: 

1 ـ صحيح ابن ماجه ج 1 «باب ما جاء فى زيارة القبور» ص 113

2 ـ تفسير بيضاوى ج 3 ص 77

3 ـ سوره توبه آيه 84

4 ـ سوره احزاب آيه 53

5 ـ سنن ابن ماجه باب «ما جاء فى زيارة القبور» ج 1 ص 114 طبع هند، صحيح ترمذى ابواب الجنائز ج 3 ص 374 همراه با شرح ابن العربى المالكى طبع لبنان 

ترمذى پس از نقل حديث از بريده مى‏گويد: «حديث بريدة صحيح و العمل على هذا عند اهل العلم، لا يرون بزيارة القبور باسا و هو قول ابن المبارك و الشافعى و احمد و اسحاق» : 

حديث بريده صحيح است و اهل علم به آن عمل مى‏كنند، و براى زيارت قبور مانعى نمى‏انديشند، اين است نظريه گروهى مانند: ابن المبارك و شافعى و احمد و اسحاق. 

ضمنا به مدارك ياد شده در زير مراجعه فرمائيد: 

ـ صحيح مسلم ج 3 باب استئذان النبى ربه عزوجل فى زيارة قبر امه ص 65

ـ صحيح ابو داوود ج 2 كتاب الجنائز باب زيارة القبور ص 195

ـ صحيح مسلم ج 4 كتاب الجنائز باب زيارة القبور ص 73

6 ـ صحيح مسلم ج 3 باب «استئذان النبى ربه عزوجل فى زيارة قبر امه» ص 65 صحيح ابن ماجه ج 1 ص 114 نكته اينكه پيامبر از خدا اجازه گرفته است كه قبر مادر خود را زيارت كند اين است كه به عقيده راويان حديث، مادر پيامبر اسلام «مشرك» بوده است. بطور مسلم مادر پيامبر بسان پدر و اجداد و نياكان او همگى اهل توحيد بوده و بر آئين حنيف بودند از اين جهت تمام قسمت‏هاى اين حديث با موازين علمى سازگار نيست. 

سنن ابى داود ج 2 كتاب الجنائز 195 ط مصر با تعليقات شيخ احمد سعد از علماء ازهر. صحيح مسلم ج 4 كتاب الجنائز باب زيارة قبر المشرك ص 74

7 ـ صحيح ابن ماجه ج 1 ص 114

8 ـ سنن نسائى ج 3 ص 76 و صحيح مسلم ج 3 باب «ما يقال عند دخول القبور» ص 64

9 و 10 ـ سنن نسائى ج 4 ص 76 ـ 77

11 ـ سنن ابوداود ج 2 ص 196

12 ـ صحيح مسلم ج 3 باب «ما يقال عند دخول القبور» ص 63

13 ـ صحيح مسلم ج 3 باب «ما يقال عند دخول القبور» ص 11

14 ـ صحيح ابن ماجه كتاب الجنائز باب «ما جاء فى زيارة النساء القبور» ج 1 ص 478 ط اول مصر. 

15 ـ حواشى ابن ماجه، ج 1 ص 114 ط هند. 

16 ـ به حديث شماره 4 مراجعه گردد. 

17 ـ به حديث شماره 8 مراجعه گردد. 

18 ـ صحيح ترمذى ج 4 كتاب الجنائز باب «ما جاء فى زيارة القبور» ص 275

19 ـ صحيح بخارى كتاب الجنائز باب «زيارة القبور» ص 100 صحيح ابى داود ج 2 ص 171

20 ـ مستدرك حاكم ج 1 ص 377 وفاء ال