فاء ج 2 ص 112

21 ـ ابوداود در سنن خود ج 2 ص 196 زائرات نقل كرده است. 

22 ـ صحيح ابن ماجه ابواب جنائز باب 4 ص 442 طبع مصر. 

فصل پنجم 
آثار سازنده زيارت قبور شخصيتهاى مذهبى 
كتاب: آئين وهابيت، صفحه 119

نويسنده: آيت الله جعفر سبحانى 

قبورى كه مورد توجه خدا پرستان جهان، بالأخص مسلمانان است غالبا مدفن گروهى است كه در اجتماع داراى رسالتى بوده و رسالت خود را به گونه‏اى شايسته انجام داده‏اند. اين گروه عبارتند از: 

1 ـ پيامبران و پيشوايان مذهبى كه رسالت الهى را به دوش گرفته و با دادن جان و مال و نثار خون عزيزان و تحمل رنج و درد، به هدايت مردم همت گماشتند. 

2 ـ علماء و دانشمندان بزرگ كه بسان شمع سوخته و اطراف خود را روشن ساخته‏اند و در محافل تحقيقاتى با «قوت لا يموتى» ساخته و گنجينه بزرگى را به نام علم و دانش در اختيار بشر نهاده‏اند. و او را با كتاب الهى، و كتاب طبيعت، و زبان آفرينش آشنا ساخته‏اند و علوم دينى و انسانى و طبيعى را پى ريزى نموده‏اند. 

3 ـ گروهى كه از مظالم اجتماع، و حق كشى‏هاى روز افزون و تبعيض‏هاى ناروا، جام صبرشان لبريز شده و براى احياء حقوق انسانى و عدالت اجتماعى جان به كف با حاكم ستمگر و خود خواه به نبرد پرداخته‏اند و با خون خود مظالم حاكم جائر را از اجتماع شسته‏اند. (شهداء راه اسلام) هيچ انقلاب و رفرمى در اجتماع بى بهاء نخواهد بود و بهاى انقلاب مقدسى كه مى‏خواهد كاخهاى ستمگران را فرو ريزد، و گلوى چروكيده آنان را بفشرد، خون مقدس آن گروه از رزمندگان است كه مى‏خواهند عدالت و دادگرى، حريت و آزادى به كشور بازگردانند. اين گروه‏ها هستند كه مردم به زيارت آنان مى‏روند و اشك شوقى، در كنار مرقد آنان مى‏ريزند و به ياد خدمات ارزنده، و جانبازيهاى مقدس آنان مى‏افتند و با خواندن سوره‏اى از قرآن، روح آن عزيزان را نوازش مى‏دهند و با سرودن اشعارى درباره فداكاريها، و فضائل انسانى، و ملكات اخلاقى آنان، خاطره و مكتب آنان را احياء و زنده مى‏سازند و توده‏ها را براى پيمودن راه آنان، دعوت مى‏نمايند. 

زيارت قبور اين گروه از شخصيت‏ها يك نوع سپاسگزارى و قدردانى از جانبازى و فداكاريهاى آنان است و هشدار به نسل معاصر است كه پاداش آن كس كه راه حق و فضيلت را برگزيند، و در دفاع از عقيده و گسترش حريت و آزادى جان بسپارد، اينست كه هيچ گاه از خاطره‏ها محو نمى‏گردد مرور زمان كه همه چيز را كهنه و نابود مى‏سازد خاطره آنان را نه تنها محو و نابود نمى‏كند، بلكه آتش عشق را در دل‏هاى صاف و پاك، داغ‏تر و شعله‏ورتر مى‏سازد. پس چه بهتر نسل معاصر و نسل‏هاى آينده نيز، راه آنان را بپيمايند زيرا با ديدگان خود پاداش جانبازى رجال حق را ديده‏اند. بررسى ياد شده، ما را از اهميت بزرگداشت شخصيت‏هاى بزرگ مذهبى، و جانبازان راه حق و حقيقت آگاه ساخت. 

روى اين بيان بايد پيوسته در بزرگداشت اين افراد در حال ممات، بسان حال حيات بكوشيم، و آثار و يادگارى‏هاى آنان را حفظ و صيانت بنمائيم، ميلاد و زاد روز آنان را جشن بگيريم و روز وفات آنان را، روز سوگوارى اعلام كنيم و با برپا ساختن مجالس عظيم و سخنرانى‏هاى مؤثر و مفيد، مردم را در آن روز به شناسائى مكتب آنان و حفظ و نگهدارى آن در اعصار آينده، دعوت نمائيم. مدفن و خاك آنان را محترم شمرده و از هر نوع اهانت و تحقير خوددارى كنيم، زيرا احترام به خاك آنان، احترام به مكتب و دعوت آنها است همچنانكه اهانت و تحقير مدفن و آثار آنان، اهانت به راه و رسم آنان به شمار مى‏رود. 

در اين ايام كه انسان هر موقع به قبرستان بقيع گام مى‏نهد، و قبور پيشوايان اسلام و صحابه عزيز پيامبر را كه در راه اشاعه دين فداكار و سخت كوش بودند به صورتى مى‏بيند كه در معرض اهانت قرار گرفته‏اند، سخت تكان مى‏خورد، و از سنگ دلى گروه «وهابى» كه خود را مروج آئين اسلام مى‏دانند سخت در شگفت مى‏ماند زيرا از يك طرف نام پيشوايان دين و صحابه پيامبر را بالاى منابر، با احترام كامل مى‏برند، اما وقتى به قبور آنان مى‏رسند، كمترين احترام را رعايت نمى‏كنند، و حتى از اينكه حيوانات، حول و حوش مدفن آنان حركت كنند، ابدا بيم و هراس ندارند. و لفظ «شرك» و «مشرك» را دستاويز خود قرار داده هر نوع احترام و تعظيم اولياء را تحت اين عنوان مى‏كوبند و آنچنان انسان را در مورد بزرگداشت اولياء محدود مى‏كنند، و انديشه و زبان و گوش و چشم را به زنجير مى‏كشند، كه حركت انسان را به پاس خدمات اولياء، شرك و انجام دهنده را مشرك مى‏نامند. تو گويى آنان با اولياء الهى يك نوع عداوت دارند كه از هر نوع احترام به آنان، سخت ناراحت مى‏شوند. اكنون وقت آن رسيده كه پيرامون زيارت قبر پيامبر گرامى از نظر ادله اسلامى به بحث و گفتگو بپردازيم . 

زيارت قبر پيامبر 
ما در اين جا دلائل قرآنى و حديثى خود را منعكس نموده و از خواننده گرامى خواهانيم كه در اين قسمت دقت بيشترى انجام دهد. 

گواهى از قرآن: قرآن به گنهكاران دستور مى‏دهد كه حضور پيامبر گرامى برسند، و از او درخواست كنند كه وى درباره آنان، از خدا طلب آمرزش نمايد، زيرا دعاى پيامبر درباره آنان مستجاب مى‏گردد. چنانكه مى‏فرمايد: 

«و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما» (سوره نساء، آيه 64) 

اگر آنان وقتى بر نفس خويش ستم كردند، حضور تو برسند، و خود آنان توبه كنند، و رسول خدا درباره آنان طلب آمرزش كند خدا را تواب و رحيم مى‏يابند. 

اگر چنانچه ما بوديم و تنها همين يك آيه، مى‏گفتيم كه آيه مربوط به روزى است كه پيامبر در ميان مردم باشد. ولى روى جهاتى مى‏توان، از اين آيه يك حكم كلى كه مخصوص به زمان حيات دنيوى نباشد استفاده كرده زيرا: 

اولا: آيات قرآنى، براى انبياء و اولياء بلكه براى گروههايى حيات برزخى قائل است و آنان را در آن جهان بينا و شنوا معرفى مى‏كند كه اين بخش از آيات كريمه در بحث راجع به «توسل به ارواح مقدسه» خواهد آمد. 

ثانيا: احاديث اسلامى به روشنى گواهى مى‏دهند كه فرشتگان پيام‏هاى افراد را به خاتم پيامبران مى‏رسانند و اين احاديث در صحاح وارد شده است، مانند: 

«إن رسول الله قال ما من احد يسلم على إلا رد الله على روحى حتى ارد عليه السلام» . (1) 

پيامبر گرامى فرمود: هيچ كس نيست كه بر من سلام بكند، مگر اينكه خداوند روحم را بر من بازمى‏گرداند و من پاسخ او را مى‏گويم. 

و قال رسول الله «... و صلوا على فان صلاتكم يبلغنى حيث كنتم» . 

بر من دورد بفرستيد، زيرا درود شما بر من مى‏رسد (2) . 

ثالثا: جامعه اسلامى از همان روزهاى نخست، از اين آيه يك معنى وسيع و كلى كه موت پيامبر مانع از آن نيست، فهميده و بر طبق آن عمل كرده‏اند و پس از درگذشت پيامبر، گروهى از عرب‏ها، با اذهان صاف و غير آلوده به مناقشات كلامى، به زيارت قبر پيامبر مى‏آمدند و اين آيه را مى‏خواند، و از پيامبر مى‏خواستند كه درباره آنان استغفار نمايد. 

«تقى الدين سبكى» در كتا