زاردن نماز براى خدا، در يكى از مساجد الهى بدون كوچكترين شائبه ريا، چگونه مى‏تواند حرام و منهى عنه باشد. در صورتى كه نمازگزاردن در مسجد مستحب باشد، مقدمه آن نيز قاعدتا همان رنگ را خواهد داشت. 

پى‏نوشت‏ها: 

1 ـ سنن ابى داود ج 1 ـ كتاب الحج ـ باب زيارة القبور ـ صفحات 470 ـ 471

2 ـ التاج الجامع للاصول فى احاديث الرسول ( صلى الله عليه و آله و سلم) تأليف شيخ منصور على ناصف ج 2 ص .189

3 ـ وفاء الوفاء ج 4 ص .1361

4 ـ الفقه على المذاهب الاربعه ج 1 ص .590

5 ـ بهترين كتابى است كه از طرف نويسندگان اهل تسنن در رد فتواى «ابن تيميه» پيرامون تحريم سفر براى زيارت قبر پيامبر نوشته شده است. 

6 ـ اين سه متن را «مسلم» در صحيح خود ج 4 ـ كتاب حج ـ باب «لا تشد الرحال» ص 126 نقل كرده است و سنن ابى داود ج 1 ـ كتاب الحج ـ ص 469 و سنن نسائى بشرح سيوطى ج 2 ص 37، نيز آورده‏اند. 

7 ـ اگر كسى بگويد: «ما جاءنى الازيد» : بايد گفت مستثنى منه، لفظ انسان و مشابه او است، مانند قوم و غيره، نه اينكه معنى وسيع و جامع به نام «شى‏ء» و «موجود» خواه انسان باشد و خواه غير او. 

8 ـ احياء العلوم كتاب آداب السفر ج 2 ص 247 ط ـ دار المعرفه بيروت و نيز به الفتاوى الكبرى ج 2 ص 24 مراجعه گردد. 

9 ـ صحيح بخارى 2: 76 ـ صحيح مسلم بشرح النووى ج 9 ص 171 ـ 169 سنن نسائى بشرح سيوطى ج 2 ص .37
دنبال آن‏عبد صالح، «فوجدا عبدا من عبادنا اتيناه رحمة من عندنا و علمناه‏من لدنا علما» (1) .

بنده‏اى از بندگان ما را يافتندكه ما از نزد خودمان به او علم آموخته بوديم، يعنى علمى كه‏داشت علمى بود كه از ما گرفته بود.از اين كلمه «لدنا» بعدها اصطلاح علم لدنى‏پيش آمده است.علم لدنى يعنى علمى كه منشاش تجسسات ظاهرى بشرى يا قياسات و استدلالات و آزمايشها نباشد، فقط خداوند افاضه كرده باشد.

حديثى از پيغمبر اكرم(ص)هست كه مى‏فرمايد: «من اخلص لله‏اربعين صباحا جرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه‏»(2) اگر كسى چهل صباح اخلاص بورزد، مخلص بشودبراى خدا، يعنى تمام هواهاى نفسانى و محركات و بواعث نفسانى را از خودش دور كند، به طورى كه چهل شبانه روزمصداق قول ابراهيم باشد: «ان صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله رب العالمين‏» (3) ، حركت كند براى خدا،ساكن شود براى خدا، حرف بزند براى خدا، بخوابد براى خدا، غذا بخورد براى خدا، تمام حركات و سكناتش جنبه الهى پيدا كند «جرت‏ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه‏» چشمه‏هايى از حكمت از دلش بر زبانش جارى مى‏شوند، جوششى از باطنش به ظاهرش پيدا مى‏شود.

امير المؤمنين(عليه السلام)درنهج البلاغه، آنجا كه مى‏فرمايد: كميل!مردم بر سه قسم هستند:عالم ربانى، متعلم، همچ رعاع، بعد شكايت مى‏كند كه: من پيدا نمى‏كنم‏افراد صالح و لايقى كه هم اخلاقا صالح باشند هم استعدادا، كه من آنچه مى‏دانم به آنها بگويم.بعد مى‏فرمايد: «كذلك يموت العلم‏بموت حامليه‏» اين طور است كه علم مى‏ميرد، حامل علم كه مرد و نبود، ديگر علم مرده است.

در آخر مى‏گويد: بله، در عين حال هيچ وقت زمين خالى‏نمى‏ماند: «اللهم بلى، لا تخلوا الارض من قائم لله بحجة: اما ظاهرا مشهورا و اما خائفا مغمورا» تا آنجا كه مى‏فرمايد: «هجم‏بهم العلم على حقيقة البصيرة و باشروا روح اليقين و استلانوا ما استوعره المترفون و انسوا بما استوحش منه الجاهلون‏»(4) اينها افرادى هستند كه علم به آنها هجوم آورده است، علم به سوى آنها آمده و آن حقيقت بصيرت و بينش را پيدا كرده‏اند.

.............................................................. 1.كهف/65. 2.بحار الانوار، ج 70/ص 242، با اندكى اختلاف. 3.انعام/162. 4.نهج البلاغه، حكمت 147.

صفحه : 148
در آثار دينى و مذهبى راجع‏به علم اشراقى و الهامى زياد داريم و مخصوصا [درباره]رابطه آن باپاكى نفس انسان كه هر اندازه نفس انسان پاكترباشد، بهره بيشترى از اين طور الهامات و اشراقات مى‏تواند داشته باشد.

به هر حال خواستيم عرض كنيم كه اين مطلب نه تنهايك حرفى است كه فلاسفه و علماى قديم و جديد زده‏اند، بلكه مورد تاييد اسلام هم هست،اسلام هم قبول دارد كه پاره‏اى از علمها هست كه الهامات و اشراقات است.

رؤيا و خواب ديدن
موضوع ديگرى كه‏خواستيم طرح كنيم مساله رؤيا و خواب ديدن است كه جزء مسائل مهم‏دنياست.حتى خود خوابيدن هم موضوع مهمى است، هنوز كسى نمى‏تواند صددر صد علل خوابيدن را تشريح كند كه چيست، و عده‏اى از روان‏شناسان براى «خوابيدن‏» گذشته از علت جسمانى، علت روانى ذكر كرده‏اند.

حالا ما باخوابيدن كارى نداريم، موضوع عمده خواب ديدن است.در اخبار ما هم واردشده است كه خداوند خواب ديدن را در بشر براى اين قرار داده‏است كه آيتى از آيات الهى باشد.راجع به خواب ديدن نظريات مختلفى هست.

يك نظريه اين است كه اصلا خواب ديدن‏چيزى نيست كه قابل توجه باشد.

انسان در عالم بيدارى فكر و شعورش منظم كارمى‏كند، در عالم خواب نامنظم و پرت و پلا و پراكنده، يك سلسله تخيلات بى‏منطق بى‏منطق، بى‏اساس بى‏اساس كه اصلاشايسته فكر كردن و مطالعه نيست، در عالم خواب براى آدم پيدا مى‏شود. مى‏گويند تمام رؤياها اين طور است.اين نظريه‏قطعا باطل است.خواب ديدن، حتى همان خواب ديدن‏هايى كه ما آنها را پرت و پلا مى‏دانيم و واقعا از يك نظرهم پرت و پلا هست، آن طور پرت و پلايى كه كسى خيال كند بى‏حساب بى‏حساب است نيست، نظمى دارد، منطقى دارد.

بعدها علما[به اين‏نتيجه]رسيده‏اند كه همه خواب ديدن‏ها منطق دارد، منتها درباره منطق‏خواب ديدن باز دو نظريه است: بعضى مى‏گويند منطق خواب ديدن فقط‏سوابق روحى و جسمى خود انسان است.آن سوابق روحى يا سوابق جسمانى انسان است‏كه خواب ديدن را ايجاد مى‏كند.بى جهت نمى‏شود كه آدم همين جور خواب

صفحه : 149
ببيند.نظريه ديگرى هست كه خواب ديدن‏اقسامى دارد: ممكن است وابستگى به حالات بدنى انسان داشته‏باشد، ممكن است وابستگى به حالات روانى انسان داشته باشد،ممكن است به هيچيك از اينها وابستگى نداشته باشد - كه اينها خوابهاى نادر الوجود است - و احيانا در آن، جنبه اشراق و الهام باشد.

ارزش‏درمانى خارج كردن خاطرات گذشته
تاكنون چند مساله راجع به خواب روشن شده‏است.مخصوصا در اين قرون اخير روان شناس‏ها و روانكاوها از اين نظر به خواب خيلى اهميت مى‏دهند و اصلا مسائل‏روحى يك شكل خاصى پيدا كرده است.در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم - اين طور كه در كتابها نوشته‏اند - علما براى‏بيماريهاى عصبى به موضوعى پى برده‏اند و آن موضوع «ارزش درمانى خارج كردن خاطرات گذشته‏» است، يعنى دريافته‏اندكه يك بيمار عصبى اگر خاطرات ناخوشايندى در گذشته داشته است، وقتى اين خاطرات حبس شده ناخوشايند خودش‏را ابراز مى‏كند و در واقع مثل اين است كه خارج مى‏كند، گويى يك عده شيطان در باطن او محبوس بوده‏اند و اينها آزاد شده‏اند،و اصلا بيمارى و عوارض آن تسكين پيدا مى‏كند و احيانا از ميان مى‏رود.اينجا بود كه به اين موضوع پى بردند، گو اينكه‏اين مطلب - ال