بن جوزى متوفاى سال 597، كتابى بنام «الوفاء فى فضائل المصطفى» نگاشته، و بابى از آن كتاب را به «توسل» به پيامبر گرامى و باب ديگر را به «طلب شفاء از قبرش» اختصاص داده است. 

2 ـ شمس الدين محمد بن نعمان مالكى متوفاى سال 673 كتابى به عنوان «مصباح الظلام فى المستغيثين بخير الانام» نوشته و سيد نور الدين سمهودى در كتاب «وفاء الوفاء» در باب (توسل به پيامبر) از آن زياد نقل مى‏نمايد. 

3 ـ ابن داود مالكى شاذلى در كتاب «البيان و الاختصار» توسلهاى علماء و صلحاء را در مواقع گرفتارى به پيامبر در آن كتاب گرد آورده است. 

4 ـ تقى الدين سبكى متوفاى سال 756، در كتاب خود به نام «شفاء السقام» صفحات 120 ـ .133 به تحليل مسأله پرداخته است. 

5 ـ سيد نور الدين سمهودى متوفاى سال 911، در كتاب معروف خود «وفاء الوفاء لاخبار دار المصطفى» جلد 2 صفحات 413 ـ 419، پيرامون مسأله بحث نموده و شواهدى نقل كرده است. 

6 ـ ابوالعباس قسطلانى متوفاى سال 932 در كتاب «المواهب اللدنية»

7 ـ ابو عبد الله زرقانى مصرى مالكى متوفاى سال 1122 شارح «المواهب اللدنية» در جلد 8 صفحه .317

8 ـ خالدى بغدادى متوفاى سال 1299 مؤلف كتاب «صلح الاخوان» وى علاوه بر اين، رساله‏اى در پاسخ سيد محمود آلوسى بغدادى در موضوع توسل به پيامبر نوشته، و در سال 1306 چاپ شده است. 

9 ـ عدوى حمزاوى متوفاى سال 1303 وى بحثى درباره توسل در كتاب «كنز المطالب» صفحه 198 انجام داده است. 

10 ـ عزامى شافعى قضاعى مؤلف كتاب «فرقان القرآن» اين كتاب با كتاب «الاسماء و الصفات» بيهقى در 140 صفحه چاپ شده است. 

با مراجعه به اين كتابها كه برخى به حق، مطالب را اداء كرده و كتاب «صلح الاخوان» و «فرقان القرآن» در رأس آنها قرار دارند، مى‏توان سيره مسلمين را در هر عصر و زمانى نسبت به توسل به پيامبر گرامى به دست آورد و از اين راه، گزافه گوئى ابن تيميه و شاگردان مكتب ضلال او را فاش ساخت. 

در پايان باز اين نكته را يادآورى مى‏شويم كه قرآن مى‏فرمايد: 

«يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيلة، و جاهدوا فى سبيله لعلكم تفلحون» (سوره مائده، آيه 34) 

اى افراد با ايمان پرهيزكار باشيد و به سوى خدا وسيله‏اى تحصيل كنيد و در راه او جهاد نمائيد تا رستگار شويد. 

اين آيه به صورت كلى مى‏گويد «وسيله» تحصيل كنيد امام وسيله چيست در خود اين آيه بيان نشده است، شكى نيست كه انجام وظايف دينى از وسايل رستگارى است ولى وسيله منحصر به آن نيست بلكه با توجه به تاريخچه توسل به اولياء الهى روشن مى‏شود كه خود اين عمل نيز يكى از وسايل رستگارى مى‏باشد و اين مطلب با توجه به گفتگوى امام «مالك» با منصور و همچنان باران طلبيدن خليفه دوم از طريق توسل به عموى پيامبر كاملا روشن مى‏گردد. 

پى نوشتها: 

1 ـ در مسند احمد «ابو جعفر» به لفظ خطمى توصيف شده است، هر چند كه در صحيح ابن ماجه، لفظ ابوجعفر مطلق آمده است. 

2 ـ «التوصل الى حقيقه التوسل» صفحه .158

3 ـ همان مدرك. 

4 ـ «اقبل الله بوجهه و استغفر له الف ملك» به صحيح «حافظ محمد بن ابى عبد الله بن ماجه قزوينى» كه يكى از صحاح ششگانه است: جلد 1، باب مساجد، صفحه 261 و 262 طبع مصر، و به «مسند امام احمد بن حنبل» جلد 3، حديث 21 مراجعه شود. 

5 ـ فرمانى كه در آيه «و لا تقربا هذه الشجرة» (سوره بقره آيه 35) آمده است، فرمان مولوى نيست، بلكه دستورى ارشادى است و به اصطلاح، جنبه نصيحت و پند دارد و مخالفت با چنين دستورى نمى‏تواند موجب عقاب و مؤاخذه گرديد، بلكه نتيجه آن فقط روبرو شدن با اثر وضعى خود عمل مى‏باشد. 

اگر پزشكى به بيمارى دستور دهد كه در حالت سرماخوردگى، ترشى و خربزه نخورد، مخالفت با آن اثرى جز شدت بيمارى ندارد. در قرآن مجيد آياتى گواهى مى‏دهند كه نهى الهى يك نهى ارشادى بوده و نتيجه آن جز خروج از بهشت كه اثر وضعى عمل به شمار مى‏رود چيز ديگرى نبوده است. لطفا به آيه‏هاى 118 و 119 سوره طه و به كتاب «تفسير صحيح آيات مشكله قرآن» مطلب دهم از صفحه 73 تا 82 مراجعه بفرمائيد. 

6 ـ سوره بقره آيه .37

7 ـ «مستدرك حاكم» جلد 2 صفحه 615 ـ «روح المعانى» ، جلد 1، ـ صفحه 217 ـ «الدر المنثور» جلد 1، صفحه 59 ـ به نقل از طبرانى و ابو نعيم اصفهانى و بيهقى. 

8 ـ متن حديث از «الدر المنثور» گرفته شده، و متنى كه حاكم در مستدرك نقل كرده است با اين متن اندك تفاوتى دارد، هر چند از نظر مضمون هر دو يكى است. 

9 ـ سوره آل عمران آيه .39

10 ـ سوره آل عمران آيه .45

11 ـ سوره نساء آيه .171

12 ـ سوره كهف آيه .109

13 ـ سوره لقمان آيه .27

14 ـ مجمع البيان جلد 1، صفحه 89، طبع صيدا، تفسير برهان جلد 1 صفحات 88 ـ 86، احاديث 2، 5، 11، 12، 14، .27

15 ـ تفسير البرهان ج 1 ص 87 احاديث 13، 15، .16

16 ـ «سيد احمد زينى دحلان» در كتاب «الدرر السنية» صفحه 10 مى‏نويسد: قاضى عياض اين جريان را با سند صحيح نقل كرده، امام سبكى آن را در كتاب «شفا السقام» ، سيد سمهودى در «خلاصة الوفاء» علامه قسطلانى در «المواهب اللدنية» ابن حجر در «الجوهر المنظم» مى‏گويد : اين جريان با سند صحيح نقل شده و علامه زرقانى در شرح «مواهب» مى‏نويسد: ابن فهد آن را با سند خوب نقل كرده و قاضى عياض آن را با سند صحيح نقل نموده است. و متن مذاكره منصور با امام مالك در آينده خواهد آمد. 

17 ـ «كشف الارتياب» صفحه 307 و .308

18 ـ «كشف الارتياب» صفحه 312، نقل از خلاصه الكلام 

19 ـ «الدرر السنية» صفحه .8

20 ـ «يئط» مشتق از «اطيط» كه به معنى صداى شتر مى‏باشد. 

21 ـ «يغط» از «غطيط» به معنى صداى كودكى كه مى‏خوابد. 

22 ـ الدرر السنية صفحه 29 نگارش زينى دحلان، و «التوصل الى حقيه التوسل» . 

23 ـ صحيفه علويه، دعاهاى اميرمؤمنان است كه «شيخ عبد الله سماهيجى» گرد آورده است. 

24 ـ مفاتيح الجنان ـ دعاى عرفه. 

25 ـ «اسد الغابة» ج 3 ص 11 ط مصر. 

26 ـ المواهب ج 3 ص 380 ط مصر و در «فتح البارى فى شرح البخارى» ج 2 ص 413 ط لبنان از ابن حجر عسقلانى و شرح المواهب محمد بن عبد الباقى مالكى زرقانى (1055 ـ 1122) نيز آمده است. 

27 ـ وفاء الوفاء ج 2 ص .1376

28 ـ «صواعق المحرقة» ص 178، ط قاهره. 

29 ـ سوره مائده آيه .35

30 ـ صحيح بخارى، باب نماز استسقاء، چاپ محمد على صبيح، جلد2 ص .32

31 ـ هر چند شايسته بود كه بگويد «ان هذا التاريخ صحيح» زيرا در اصطلاح، حديث آنستكه حاكى از پيامبر اكرم ( صلى الله عليه و آله) باشد، و بحث ما نيز درباره حوادث تاريخى است و احاديث توسل قبلا ياد آور شديم. 

32 ـ اسد الغابة ج 3 ص .111

33 ـ «وفاء الوفاء» ج 3 ص 375، نقل از «مصباح الظلام» . 

34 ـ «فتح البارى» ج 2 ص 413 طبع دار المعرفة لبنان 

35 ـ سوره بقره آيه .233

36 ـ «ذخائر العقبى، فى مناقب ذوى القربى» ص 252، نگارش «حافظ محب الدين، احمد بن عبد الله طبرى» متولد سال 615 و متوفاى سال 694 چاپ مكتبة القدس، قاهره و «مجمع الزوايد» جلد9، ص 36، چاپ دوم ـ نگارش حافظ نور الدين على بن ابى بكر الهيثمى. 

در ضمن مخفى نماند كه جمله «انت رجاؤنا» در مصرع اول، به صورت «كنت رجاؤنا» در كتاب مذكور ضبط گرديده است. 

توسل 
منشور عقايد اماميه صفحه 229
استاد جعفر سبحانى 
مق