 منتخب الاثر فى الامام الثانى عشر.ط 3.ص 10 ـ .140

2.ر.ك: بحار الانوار، غاية المرام، اثبات الهداة و ساير مجامع حديث. 

3.ر.ك: سوره نساء ـ آيه .165

4.ر.ك: توبه ـ 33، فتح ـ 28، ص ـ 9، و ر.ك: بحار الانوار، ج 51، ص 50، ح 22، و ص 60، ح 58 و .59

5 ـ ر.ك: سوره انبياء ـ آيه .105

6 ـ ر.ك: سوره اعراف آيه .128

7 ـ ر.ك: سوره قصص ـ آيه .5

8 ـ ر.ك: بحار الانوار، ج 51، ص 54، ج 35، ص 63، .64

9.ر.ك: سوره نور ـ آيه .55

10 ـ ر.ك: بحار الانوار، ج 51، ص 58، ح 50، ص 54، ح 34، 64

11.مانند اين آيات: «و يكون الدين كله لله» ، «ليظهر على الدين كله»«بقية الله خير لكم» 

12.ر.ك: بحار الانوار، ج 51، ص 44 ـ .64

13.ر.ك: صواعق ابن حجر: ص 99، نوار الابصار شبلنجى: ص 155، اسعاف الراغبين: ص 140، الفتوحات الاسلامية: ج 2، ص .211

14.ر.ك: شرح ابن ابى الحديد بر نهج البلاغه: ج 2، ص 535، سبائك الذهب سويدى: ص 78، غاية المأمول: ج 5، ص .362

15.مانند كتاب «البيان فى اخبار صاحب الزمان» تأليف حافظ محمد بن يوسف گنجى شافعى كه در قرن هفتم مى‏زيسته، و كتاب «البرهان فى علامات مهدى اخر الزمان» تأليف متقى هندى كه در قرن دهم مى‏زيسته است. 

16.ر.ك: صحيح ترمذى: ج 2، ص 46، صحيح ابو داود: ج 2، ص 207، مسند ابن حنبل: ج 1، ص 378، ينابيع المودة: ص 186، 258، 440، 488، .490

17 ـ ر.ك: اسعاف الراغبين: ص 134، نقل از صحيح مسلم و ابو داود و نسائى و ابن ماجه و بيهقى. 

18.ر.ك: ينابيع الموده: ص .494

19 ـ ر.ك: منتخب الاثر، ص .255

20 ـ ر.ك: منتخب الاثر، ص .251

21.عثمان بن سعيد، محمد بن عثمان بن سعيد، حسين بن روح و على بن محمد سمرى 

22 ـ ر.ك: بحار الانوار، ج 52، ص .92

برپا كننده حكومت عدل جهانى 
ظهور مردى از خاندان رسالت، به منظور برپايى حكومت عدل جهانى، در آينده تاريخ بشر (آنگاه كه جهان پر از ظلم و جور مى‏گردد) يكى از مسلمات عقايد اسلامى است كه جمهور مسلمانان بر آن اتفاق دارند و احاديثى كه در اين مورد نقل شده به حد تواتر مى رسد. طبق محاسبه محققين، تعداد 657 روايت در اين باره وارد شده است، كه از آن ميان تنها به نقل حديث از مسند احمد بن حنبل بسنده مى كنيم. 

پيامبر گرامى - صلى الله عليه واله و صلم - فرمودند: «لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يخرج رجل من ولدى فيملاها عدلا و قسطا كما ملئت ظلما و جورا»: اگر از عمر جهان جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدرى طولانى مى كند تا مردى از فرزندان من قيام نمايد و دنيا را از عدل و قسط پر سازد، همان گونه كه با جور و ستم پر شده است. 

بنابراين قيام و ظهور مردى از خاندان پيامبر در آخر الزمان مورد اتفاق عموم مسلمانان - از شيعه و سنى - است. 

خصوصيات اين مصلح جهانى در روايات اسلامى كه فريقين به نقل آنها پرداخته اند به شرح زير بيان شده است: 

1 . از اهل بيت پيامبر اكرم صلى الله عليه واله و سلم است 389 روايت

2 . از فرزندان امير المؤمنين على عليه السلام است 214 روايت

3 . از فرزندان فاطمه زهرا عليهما السلام است 192 روايت

4 . نهمين فرزند از اولاد امام حسين عليه السلام است 148 روايت

5 . از فرزندان امام زين العابدين عليه السلام است 185 روايت

6 . از فرزندان امام حسن عسكرى عليه السلام است 146 روايت

7 . دوازدهمين امام از ائمه اهل بيت عليهم السلام است 136 روايت

8 . رواياتى كه او والدت او گزارش مى دهد 214 روايت

9 . عمر طولانى خواهد داشت 318 روايت

10 . غيبت طولانى خواهد داشت 91 روايت

11 . به هنگام ظهور او اسلام جهانگير مى شود 27 روايت

12 . زمين را پر از عدل و داد مى كند 132 روايت

بنابر روايات فوق، وجود چنين مصلح جهانى در اينده تاريخ بشر از ديدگاه روايت اسلامى امرى مسلم و غير قابل ترديد است: آنچه مورد اختلاف مى باشد اين استن كه آيا از مادر متولد شده وهم اكنون در قيد حيات است، يا در آينده به دنيا خواهد آمد؟ شيعه و گروهى از محققان اهل سنت طرفدار راى نخست بوده و معتقدند كه آن حضرت در سال 255 هجرى قمرى از مادر متولد شده و هم اكنون در قيد حيات است، ولى گروهى از اهل بيت مى‏گويند وى در آينده متولد خواهد شد. 

منشور عقايد اماميه صفحه 174 استاد جعفر سبحانى 

مهدويت در اسلام
مساله مهدويت‏در اسلام - و بالاخص در تشيع - يك فلسفه بزرگ است، اعتقاد به ظهور منجى‏است، نه در شعاع زندگى يك قوم و يك ملت و يا يك منطقه و يا يك نژاد بلكه‏در شعاع زندگى بشريت.مربوط به اين نيست كه يك منجى بيايد و مثلا شيعه را يا ايران را يا آسيا را يا مسلمانان جهان‏را نجات دهد، مربوط به اين است كه يك منجى و مصلح ظهور كند و تمام اوضاع زندگى‏بشر را در عالم دگرگون كند و در جهت صلاح و سعادت بشر تغيير بدهد.

ممكن است افرادى‏خيال كنند كه دليلى ندارد در عصر علم و دانش، در عصرى كه بشرزمين را در زير پاى خود كوچك مى‏بيند و آهنگ تسخير آسمانها را دارد، تصور كنيم‏كه خطرى بشريت را تهديد مى‏كند و بشريت نيازى به چنين مدد غيبى دارد.

بشريت روز به روز مستقل‏تر و بالغ‏تر و كامل‏تر مى‏شودو طبعا نيازمندى‏اش به كمكها و مددهاى غيبى(به فرض قبول آنها) كمتر مى‏گردد.عقل و علم تدريجا اين خلاها و نيازهارا پر مى‏كند و از ميان مى‏برد.خطر، آن زمان بشريت را تهديد مى‏كرد كه جهالت و نادانى حكمفرما بود و افراد بشر به موجب‏جهالت و نادانى موجبات نيستى خود را فراهم مى‏كردند، تعادل و توازن را در زندگى به هم مى‏زدند،اما پس از روشن شدن فضاى جهان به نور علم و دانش ديگر خطرى نيست.

متاسفانه‏اين خيال، خيال باطلى است.خطراتى كه به اصطلاح در عصر علم و دانش‏براى بشريت است از خطرات عصرهاى پيشين كمتر نيست، بيشتر است و عظيم‏تر است.

اشتباه است اگر خيال كنيم منشا انحرافات‏بشر هميشه نادانى بوده است.

علماى اخلاق و تربيت همواره اين مساله‏را طرح كرده و مى‏كنند كه آيا تنها منشا انحرافات بشر نادانى است


صفحه : 357
جاه‏طلبى، برترى طلبى، لذت طلبى و بالاخره نفس پرستى و نفع پرستى است؟بدون‏شك نظريه دوم صحيح است.

اكنون ببينيم‏در عصر ما كه به اصطلاح عصر علم و دانش است، غرايز بشر، شهوت‏و غضب بشر، حس جاه‏طلبى و برترى طلبى بشر، حس افزون طلبى بشر، حس‏استخدام و استثمار بشر، نفس پرستى و نفع پرستى بشر و بالاخره ستمگرى بشر در چه حالى است؟آيا در پرتو علم همه اينها ساكن‏و آرام شده و روح عدالت و تقوا و رضا به حق خود و حد خود و عفاف و راستى و درستى جايگزين آن شده است، يا كار كاملابر عكس است، غرايز بشر بسى ديوانه‏تر از سابق گشته است و علم و فن، ابزار و آلت كارى‏اى شده در دست اين غرايز، فرشته‏علم در خدمت ديو شهوت قرار گرفته، دانشمندان و عساكر علم خادمان سياستمداران و عساكر جاه طلبى و مدعيان‏انا ربكم‏الاعلى (1) گشته‏اند؟! گمان نمى‏كنم بتوان كوچكترين ترديدى در اين مطلب روا داشت كه پيشرفتهاى علمى كوچك‏ترين‏تاثيرى روى غرايز بشر نكرده است، برعكس بشر را مغرورتر و غرايز حيوانى او را افروخته‏تر كرده است و به همين جهت‏خودعلم و فن، امروز به صورت بزرگترين دشمن بشر در آمده است، يعنى همين‏چيزى كه بزرگترين دوست بشر است بزرگ‏ترين د