و شادابى را اصيل مى‏داند و پيرى و مرگ را عارضى و غير طبيعى مى‏شمارد چنانكه در فصل سوم كتاب «راه و رسم زندگى» نوشته دكتر «كارل» تحت عنوان «قوانين اصلى زندگى انسان» پيرامون فطرى بودن دراز عمرى، اين گونه آمده است: (بدن تقريبا خود را در قالب هر حادثه‏اى مى‏ريزد و در برابر هر موقعيت تازه وسائلى را براى مواجهه با آن برمى‏انگيزد اين وسيله هدفى جز تأمين حداكثر عمر ندارد، در مقابل هر خطر، كيفيات فيزيولوژيكى در جهت متوجه مى‏شوند كه بزرگترين مدت حيات را تأمين كنند...)(1) 

پس بدن انسان طبيعتا به عمر طولانى و سلامت جسمانى متماميل است و فطرتا مى‏كوشد تا هر چه بيشتر بر ميزان عمر بيفزايد.

شواهدى در اين باره‏

1ـ يكى از اطباء مى‏نويسد: «مرگ در اثر بيمارى پديد مى‏آيد نه در اثر سالمندى».

2ـ دانشمندان مى‏گويند: «دستگاههاى اساسى جسم حيوان قابليت زندگى تا ابد را دارد و ممكن است اگر عوارضى رشته زندگى او را نبرد هزارها سال زنده بماند، اين گفته طبق آزمايشهائى است كه انجام 

.............................................

1 ـ راه و رسم زندگى ترجمه دكتر دبيرى صفحه .46

311


--------------------------------------------------------------------------------

شده است».

3ـ دكتر كارل قطعه‏اى از بدن جوجه مرغى (كه در تخم قرار داشت) مورد آزمايش قرار داد اين قطعه بيش از هشت سال مرتب رشد مى‏كرد.

4ـدانشمند مذكور و دانشمندان ديگر، روى كليه و قلب و اعضاى انسان اين آزمايش را نموده، مشاهده كرده‏اند، تا غذاى فراوان در اختيار اعضاء باشد رشد و نمو مى‏كنند.

5ـ ديگرى مى‏گويد: سلولهاى اساسى تن انسان طبق آزمايشهائى كه شده زندگى آنها ابدى است» .(1) 

6ـ «طنطاوى» در جزء 17 تفسير خود از مجله‏اى نقل مى‏كند كه دكتر «فور ونوف» ـ همان شخصى كه جهان او را يك مبشر اطاله عمر مى‏داند ـ ميگويد: «تا حال 600 مورد آزمايش كرده‏ام و به طور قطع مى‏گويم، قرن بيستم تمام نشده كه مى‏توان قواى پيرى را برگردانيد و غبار ازدياد سن را از چهره‏ها زدود.»

7ـ مجله «الهلال» مى‏نويسد: «بعضى از دانشمندان توانسته‏اند بعضى حيوانات را تا 900 برابر عمر طبيعى (عادى) خود زنده نگه دارند).

بنابر اين اگر عمر طبيعى انسان را هشتاد سال بگيريم طبق اين محاسبه تا هفتاد و دو هزار سال ميتوان او را نگاه داشت. اينها كه گفته شد، همه با توجه به علوم بشر و قدرت او بود اما از نظر قدرت آفريننده اين جهان و علم بى‏پايان او، ديگر جاى هيچ گونه سخنى نيست زيرا 

.............................................

1 ـ اقتباس از كتاب المهدى مرحوم آية الله صدر.

312


--------------------------------------------------------------------------------

آفريدگار جهان قدرت نگاهدارى يك انسان براى ابد را دارد و اين براى او كار مشكلى نيست، آيا آفرينش آسمانها و زمين مشكلتر است يا زنده نگاهداشتن يك انسان؟

فوائد وجود امام در زمان غيبت‏

ميدانيم خداوند بزرگ رهبران و امامان را براى هدايت انسانها قرار داده تا از وجود آنها در تكامل جنبه‏هاى مادى و معنوى خود بهره‏بردارى كنند، روى اين اصل هيچگاه نمى‏توانيم قبول كنيم كه بدون جهت، خداوند اين نعمت را از انسانها سلب كند پس بايد علت غيبت امام را در خود جستجو كنيم يعنى اگر اين نعمت از ما سلب شده، علتش از ناحيه ما است نه از جانب خدا، چنانكه در غيبت انبياء و پيغمبران نيز همين حقيقت وجود دارد، مگر نه اين است كه قوم يونس هنگامى كه نخواستند از وجود او بهره گيرند، او را تكذيب نمودند، خود سبب محروميت، از وجود او شدند اما هنگامى كه توبه كردند و بازگشتند خداوند بار ديگر نعمت وجود يونس را به آنها ارزانى داشت. اين حقيقت ما را به گفته معروف خواجه «نصير الدين طوسى» در كتاب «تجريد الاعتقاد» در مبحث امامت راهنمائى مى‏كند او مى‏گويد: (وجوده لطف و تصرفه لطف آخر و غيبته منا): «وجود امام و بهره‏بردارى مرم از او لطفى است از ناحيه خدا، تصرف و حكومتش بر مردم و راهنمائى‏هاى مختلفش لطف ديگرى است اما غيبت و پنهان بودنش در اثر كردار ماست».

حال به خوبى مى‏توان به كسانى كه منكر فوائد وجود امام، در 

313


--------------------------------------------------------------------------------

زمان غيبت هستند پاسخ گفت زيرا مى‏گوئيم بر فرض محال كه وجودش نفعى نداشته باشد تقصير از كيست؟ مگر نه انيست كه انسانها خود با اعمالشان نخواسته‏اند از وجود او بهره بردارى كنند؟!

اما حقيقت اين است كه وجود امام(عج) در حال غيبت نيز فوائد بيشمارى دارد زيرا چنانكه امام سجاد(ع) فرمود: «وجود امامان امنيت و بركت براى اهل زمين مى‏باشد».

علاوه به همين مطلب مورد بحث، از امام صادق عليه السلام پرسيده شده و امام با جمله كوتاهى به اين حقيقت پاسخ گفته است آنجا كه مى‏خوانيم:

راوى از امام پرسيد: (كيف ينتفع الناس بالحجة الغائب المستور قال: كما ينفعون بالشمس اذا سترها السحاب): «چگونه مردم در زمان غيبت از وجودش بهره‏مند مى‏شوند؟ فرمود: همانطور كه از خورشيد در حاليكه ابر آنرا پوشيده باشد».(1) 

تشبيه بسيار جالبى است و از نظر رساندن معنا، بسيار عميق، چرا كه خورشيد هر چند در پشت ابر پنهان باشد ولى با نور و حرارت خود گياهان را پرورش مى‏دهد و موجودات جهان را بهره‏ور مى‏سازد، ميكروبهاى زيان آور را مى‏كشد و دست زيان‏مند آنها را از سر گياهان كوتاه مى‏كند، همين گونه وجود امام(ع) موجب پرورش انسانها است و ممكن است همانطور كه خورشيد وقتى از ديده ما پنهان است و بر ما نمى‏تابد، بر سرزمينهاى ديگرى مى‏تابد، امام(ع) نيز گرچه ظاهر نيست و براى همگان آشكار نمى‏باشد اما افرادى او را ملاقات كنند و از فيض 

.............................................

1 ـ بحار الانوار، جلد 52، صفحه .92

314


--------------------------------------------------------------------------------

وجودش بهره گيرند و آماده شوند.

از طرفى بركات خداوند بر انسانها به واسطه افراد نيك آنها است.

اين را هم توجه داريم، سرزمينهائى كه خورشيد از پشت ابر بر آنها مى‏تابد سرزمينهائى بلند و قله‏هائى مرتفع است، انسانها نيز هر كدام به مقام بلندى برسند مى‏توانند از نور وجود او بهره گيرند اين حقيقت را كسانى كه در عصر غيبت به محضرش رسيده‏اند گواهى مى‏كنند . پس بركات خداوند به انسانها به واسطه وجود نيكان است و نيكان با پرورش آن بزرگوار چنين مقامى را يافته‏اند.

و از اين نظر كه امام هنگام ظهور نياز به افراد همكار براى پيشبرد هدفش دارد، افرادى را براى اين كار پرورش مى‏دهد كه ما از آنها آگاه نيستيم.

مرحوم آية الله صدر در كتاب «المهدى» مى‏نويسد «امام عليه السلام هم اكنون گروههاى مختلف اجتماع را... در كارها راهنمائى مى‏كند و ممكن است به صورتهاى مختلف بر آنها ظاهر شود و راهنمائى‏هاى لازم را نسبت به آنها انجام دهد آنگاه آنها خود مى‏دانند عمل كنند يا نه؟(1) 

انتظار چه فايده‏اى دارد؟

مى‏دانيم انتظار كلمه‏اى است كه از دو عنصر «نفى» و «اثبات» 

.............................................

1ـ المهدى مرحوم آية الله صدر براى توضيح بيشتر به آنجا رجوع فرمائيد.

315


---------------