 .29

.74 بحار، ج 23، ط بيروت، ص 27 ـ .21

.75 كافى، كتاب الايمان و الكفر، باب دعائم الاسلام، حديث .5

.76 همان مأخذ، حديث .4

.77 همان مأخذ، حديث .2

.78 همان مأخذ، حديث .11

.79 جواهر، ج 16، ص .180

.80 ص .420

.81 ص .394

.82 ص .357

.83 ص .213

.84 جواهر، ج 3، ص .225

.85 ج 16، ص .178

.86 ج 16، ص 360 ـ .359

.87 ج 22، ص .334

.88 جواهر، ج 32، ص 291 ـ .290

.89 جواهر، ج 33، ص 316 ـ .315

.90 جواهر، ج 39، ص 263 ـ .262

.91 ملحقات عروة، مسأله 33، از فصل اول در عده وفات. 

.92 نهج البلاغه، خطبه شقشقيه. 

قيام حضرت مهدى(عج) 
ظهور مردى از خاندان رسالت، به منظور بر پايى حكومت عدل جهانى، در آينده تاريخ بشر (آنگاه كه جهان پر از ظلم و جور مى‏گردد) يكى از مسلمات عقايد اسلامى است كه جمهور مسلمانان بر آن اتفاق دارند و احاديثى كه در اين مورد نقل شده به حد تواتر مى رسد. طبق محاسبه محققين، تعداد 657 روايت در اين باره وارد شده است، كه از آن ميان تنها به نقل يك حديث از مسند احمد بن حنبل بسنده مى‏كنيم. 

پيامبر گرامى صلى الله عليه و اله و سلم فرمودند: «لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يخرج رجل من ولدي فيملاها عدلا و قسطا كم ملئت ظلما و جورا»: اگر از عمر جهان جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدرى طولانى مى‏كند تا مردى از فرزندان من قيام نمايد و دنيا را از عدل و قسط پرسازد، همان گونه كه با جور و ستم پر شده است. 

بنابراين قيام و ظهور مردى از خاندان پيامبر در آخر الزمان مورد اتفاق عموم مسلمانان - از شيعه و سنى - است. 

خصوصيات اين مصلح جهانى در روايات اسلامى كه فريقين به نقل آنها پرداخته اند به شرح زير بيان شده است: 

1 . از اهل بيت پيامبر اكرم صلى الله عليه و اله و سلم است 389 روايت

2 . از فرزندان اميرالمؤمنين على عليه السلام است 214 روايت

3 . از فرزندان حضرت فاطمه عليها السلام است 192 روايت

4 . نهمين فرزند از اولاد امام حسين عليه السلام است 148 روايت

5 . از فرزندان امام زين العابدين عليه السلام است 185 روايت

6 . از فرزندان امام حسن عسكري عليه السلام است 146 روايت

7 . دوازدهمين امام از ائمه اهل بيت عليه السلام است 136 روايت

8 - رواياتى كه از ولادت او گزارش مى‏دهد 214 روايت

9 . عمر او طولانى خواهد بود. 

10 . غيبت طولانى خواهد داشت 91 روايت. 

11 . به هنگام ظهور او اسلام جهانگير مى‏شود 27 روايت

12 . زمين را پر از عدل و داد مى‏كند 132 روايت

بنابر روايات فوق، وجود چنين مصلح جهانى در آينده تاريخ بشر از ديدگاه روايات اسلامى امرى مسلم و غير قابل ترديد است; آنچه مورد اختلاف مى‏باشد اين است كه آيا از مادر متولد شده و هم اكنون در قيد حيات است، يا در آينده به دنيا خواهد آمد؟ شيعه و گروهى از محققان اهل سنت طرفدار راى نخست بوده و معتقدند كه آن حضرت در سال 255 هجرى قمرى از مادر متولد شده و هم اكنون در قيد حيات است، ولى گروهى از اهل سنت مى‏گويند وى در آينده متولد خواهد شد. 

از آنجا كه ما شيعيان معتقديم آن حضرت در سال 255 ق ديده به جهان گشوده و در قيد حيات است، لذا لازم است در حد ظرفيت اين نوشته، نكاتى را درباره غيبت و طول عمر آن حضرت متذكر گرديم. 

منشور عقايد اماميه صفحه 174 استاد جعفر سبحانى 
رجعت در اعتقاد شيعه
امامساله رجعت.رجعت مثل قيامت نيست.قيامت از ضروريات‏اسلام است و اگر كسى منكر قيامت باشد اصلا نمى‏شوداو را مسلمان شمرد و در رديف‏مسلمانان نيست.مساله رجعت به اين شكل نيست،تازه كسانى كه معتقد هستند مى‏گويند كه از ضروريات و مسلمات‏مذهب شيعه است.از مرحوم آقا شيخ عبد الكريم‏هم كه راجع به شريعت‏سنگلجى(كه منكر رجعت بود) سؤال كردند، گوياجواب داده بود: نه، از ضروريات اسلام نيست، و شايدگفته بود از ضروريات شيعه هم نيست.ولى البته شايد در علماى شيعه يك نفر، دونفر هم نمى‏شود پيدا كرد كه رجعت را انكار كنند.

آنهايى هم كه قائل‏به رجعت هستند، بعضى به سبك محدثين همين طورمعتقدند كه عينا مثل قيامت مى‏شود، يعنى‏واقعا همين مرده‏ها از همين خاك زنده مى‏شوند.

عده‏اى ديگر كه يكى از آنهامرحوم فيض كاشانى است (1) [طور ديگرى‏معتقدند].

ديگران اصلا در مقام‏توجيه برنمى‏آيند، مى‏گويند به ما گفته‏اندرجعت، ما هم مى‏گوييم رجعت، ما چه مى‏دانيم‏كيفيتش چگونه است؟بحثى‏نمى‏كنند.ولى مثل مرحوم فيض معتقد هستندكه رجعت نظير اين چيزى است كه امروز علماى ارواح مى‏گويند.اين‏حرف علماى ارواح تا چه حد درست است‏يا نادرست،به جاى خود، ولى نظير اين است كه مى‏گويند مثلا مشاهده شده‏كثيرا كه يك نفر در حال بيدارى، روح ميتى را به‏صورت يك شبح و يك جسم خاص رقيقى كه با اين جسمها فرق داشته [حاضر]كرده و آن‏را ديده است.اگر حرف اينها را قبول نكنيم، نظيراين را اهل مكاشفه زياد گفته‏اند.اهل مكاشفه زياد ادعا مى‏كنند كه ما در حالى‏كه در حال خاصى از مكاشفه هستيم ارواح مؤمنين‏را مشاهده مى‏كنيم و مى‏بينيم، مى‏آيند و با ما حرف مى‏زنند.

يك وقتى همين جا نقل‏كردم كه از مرحوم آقا سيد جمال گلپايگانى‏از اين قضايا زياد نقل مى‏كنند(واقعا هم مرد فوق‏العاده‏اى بود)كه‏از آن جمله من از پسرشان پرسيدم، گفت اتفاقامن خودم آنجا بودم(ايشان واقعا مرد خيلى پاك و وارسته‏اى بوده)كه پدرم‏بعد از نماز شب به من گفت: برو ببين آقا شيخ محمدحسين فوت كرده (2) ؟گفتم: چطور؟گفت: برو تحقيق كن.رفتم‏تحقيق كردم، ديدم همان شب در همان لحظات قبل‏فوت كرده.قضيه چه بود؟[پدرم]گفت: من در قنوت نماز وتر، مرحوم‏آقا ضياء را ديدم در حالى كه مى‏آمد.گفتم: كجامى‏روى؟گفت: آقا شيخ محمد حسين فوت كرده، من به تشييع جنازه او مى‏روم.

نظير اينها را البته‏اهل مكاشفه زياد ادعا كرده‏اند.در اخبار و احاديث‏ما هم اين چيزها خيلى زياد است.نمى‏خواهم بگويم‏همه آنها درست است ولى‏اينقدر زياد است كه ديگر همه را نمى‏شود رد كرد.يك‏نمونه‏اش را مى‏گوييم كه وقتى حضرت زهرا(س) مى‏خواستند به دنيا بيايندو زنهاى اهل مكه از كمك كردن به حضرت خديجه(س)

.............................................................. 1.فيض‏كاشانى يك مرد ذوحياتين است، يعنى هم يك مردمحدث فقيهى است و گاهى در آن كار محدثى و فقاهتش هم خيلى قشرى مى‏شود، و هم ضمنا يك‏مرد حكيم و فيلسوفى است.يك مرد ذو جنبتين است. 2.مرحوم آقا ضياءعراقى و مرحوم آقا شيخ محمد حسين اصفهانى هر دواز علماى طراز اول بودند و به فاصله يك هفته رحلت كردند.

صفحه : 662
امتناع‏كردند، چهار زن آمدند آنجا براى اينكه به او كمك‏بدهند.پرسيد: تو كى هستى؟يكى گفت: من حوا هستم،ديگرى گفت: من آسيه‏هستم، ديگرى گفت: من مريم هستم و...اينها همان‏تجلى كردن و ظاهر شدن روحهاست با بدنهاى مثالى در اين دنياى مادى،كه اگر حرف علماى ارواح - كه امروز ادعا مى‏كنند- راست باشد، اين يك تاييد علمى است بر آن چيزى كه اولياى‏دين يا اولياى عرفان و مكاشفه گفته‏اند.

اشخاصى‏مثل مرحوم فيض كاشانى معتقدند رجعتى كه درآينده خواهد شد، نه اين است كه مرده‏ها از قبر زنده‏مى‏شوند، بلكه معناي