صل " توحيد مبدأ " است ،  ارتباط و پيوستگی قاطع و عمومی بين همه حوادث جهان استنباط می‏گردد . 
در بخش سوم تحت عنوان " تفاوت ظرفيتها " توضيحات ديگری در اطراف‏  اين مطلب داده خواهد شد .

پينوشتها:

1. قمر / 50.

2. (ظاهرا مقصود، امام خميني است).

3. قمر/ 49-50.

4. قمر / 49.

5. الصافات / 164.

6. سجده / 5.

7. نازعات / 5.

8. شعرا / 193 - 194.

9. دهر / 23.

10. صافات / 164.

11. براي تفصيل بيشتر به كتاب "اصول فلسفه و روش رئاليسم" مقاله هشتم و نهم مراجعه شود.

12. علل مادی و زمانی ، مثل عليت پدر و مادر برای فرزند ، و عليت آب‏  و هوا و حرارت برای گياه . از نظر فلاسفه ، اين گونه عليتها ، عليت‏  اعدادی است نه ايجادی . اين علتها بوجود آورنده آن معلولات نيستند ،  بلكه حكم مجرای عبور دارند و تنها زمينه بوجود آمدن و شرايط امكان وجود  را از ناحيه خالق و فاعل ايجادی فراهم می‏كنند . 
فلاسفه ، اين علل را كه از لحاظ مرتبه وجود در عرض معلولات خود می‏باشند  و احيانا معلولات در درجه‏ای عالی تر و كامل تر از علل خود قرار می‏گيرند  هر چند از نظر زمان متأخر از علل خود می‏باشند " علل عرضی " و اما علل‏  موجده را كه از نظر مرتبه وجود در درجه‏ای عالی تر قرار دارند و محيط و  مسلط بر اين عالمند " علل طولی " می‏نامند.

 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:134.txt">مصائب </a><a class="text" href="w:text:135.txt"> فوايد مصائب و سختيها </a></body></html>فوائد مصائب و سختيها
مقدمه: در زندگى انسان سختيها و مشكلاتى به چشم مى‏خورد كه اسلام به اين سختيها با ديد مثبت نگريسته است اين مقدمه به طور مختصر اين مسئله را مورد بررسى قرار داده است. 

«و لنبلونكم بشى‏ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال‏و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين، الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انا لله‏و انا اليه راجعون، اولئك عليهم صلوات من ربهم...» (1) .

ما شما را آزمايش مى‏كنيم به چيزى از بيم،يعنى عدم امنيت، ترس از دشمن، اينكه دشمن داشته باشيد و حساب اين دشمن را داشته باشيد و بيم دشمن در ذهنتان‏باشد، «و الجوع‏» به گرسنگى و سختى، نداشته باشيد، احتياج داشته باشيد، «ونقص من الاموال‏» كسرى در مال و ثروت، «و الانفس‏» يا كسرى در نفس‏و جان خودتان (2) ، «و الثمرات‏» ميوه‏ها (3) ، ما شما را گرفتار اين جور مصائب و سختيها مى‏كنيم «وبشر الصابرين‏» پشت‏سر اين سختيها بشارت ذكر مى‏كند: بشارت بده كسانى را كه در مقابل اين سختيها خويشتن دارى مى‏كنند،خويشتن دارى‏اى كه مبتنى بر ايمان به خداست، وقتى كه انواع اين سختيها را مى‏بينند فورا متوجه خدا مى‏شوند: «همه‏از آن خدا هستيم و به سوى او بازگشت مى‏كنيم‏» . «اولئك عليهم صلوات من ربهم‏» اين

.............................................................. 1.بقره/156 - 158. 2.ممكن است اينجا مقصود كسرى در بدن باشد، يعنى زخمى، جراحتى. 3.ممكن است مقصود همين ميوه‏هاى معمولى‏باشد كه باز جزء اموال مى‏شود، ولى معمولا گفته‏اند ثمرات يعنى ثمرات قلوب، ميوه‏هاى دل، يعنى فرزندان(مصيبت فرزندان).

صفحه : 328
طبقات هستند كه رحمتهاى‏پروردگار شامل حال آنها مى‏شود.

پس اين سختيها وشدايد را زمينه بسيار مفيدى براى كسانى معرفى مى‏كند كه بتوانند دراين سختيها و شدايد مقاومت و ايستادگى و خويشتن‏دارى كنند.پس اينها فايده دارد،يعنى يك چيزى است كه بشر مى‏تواند در اين زمينه‏ها از وجود آنها استفاده زياد كند، كه قرآن هم آنها را به صورت نويدو بشارت ذكر مى‏كند.البته به اين مضمون آيه اخير باز هم ما آيات ديگرى در قرآن راجع به فوايد گرفتاريها و فتنه‏ها و شرورو اين طور چيزها داريم: «و نبلوكم بالشر و الخير فتنة و الينا ترجعون‏»(1) ما شما را آزمايش مى‏كنيم، هم به شرور(كه‏مقصود همين بديهاست، همين چيزهايى كه ضربه به آدم مى‏زند)و هم به خيرات و نعمتها، هم آن مايه آزمايش و امتحان است و هم اين.

اين خيلى جمله‏عجيبى است، يعنى آن را كه شما «خير» مى‏ناميد، صد در صد نبايد بگوييدخير است، و آن را كه شما «شر» مى‏ناميد، صد در صد نبايد بگوييد شر است، خيربودن واقعى و نهايى خير، و شر بودن نهايى شر بستگى دارد به نحوه استفاده‏اى كه شما از آن مى‏كنيد يا به نحوه‏برخوردى كه با آن مى‏كنيد.اى بسا يك چيزى خودش خير است، نعمت است، ما كه به شما مى‏دهيم جنبه امتحانى دارد، ولى‏وقتى كه به شما داديم، همين خير بسا هست كه سبب فساد شما بشود.باز شر هم جنبه امتحانى دارد، اى بسا همين شر منشاصلاح شما بشود، و واقعا هم همين طور است «عسى ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسى ان تحبوا شيئا و هو شر لكم‏» (2) .

آزمايش انسانها
اما در آزمايشهايى كه در مورد انسانهاصورت مى‏گيرد سه خصوصيت هست.يك خصوصيت اين است كه گاهى آزمايش كننده مى‏خواهد از اين آزمايش چيزى را استفاده كند،كه به آنها كار نداريم.مثل يك نفر معلم كه مى‏خواهد وضع شاگردها را به دست بياورد، خودش هم نمى‏داند وضع درسى‏آنها چگونه است.اول سال، وسط سال و آخر سال مى‏خواهد بفهمد كه اين شاگردان درسشان را خوانده‏اند يا

.............................................................. 1.انبياء/35. 2.بقره/216.

صفحه : 329
نخوانده‏اند، مى‏خواهديك پرده جهالتى را از جلوى خودش رفع كند، اينها را امتحان مى‏كندو آن وقت مى‏فهمد هر كس در چه حدى است.

يك نتيجه ديگرى كه در آزمايشهاى انسانها مى‏گيرند،اين است كه براى آزمايش كننده چيزى مجهول نيست ولى براى خود آزمايش شده‏ها مجهول است.باز مثل همان‏شاگردها، اى بسا خود معلم الآن مى‏داند شاگرد اول كيست، شاگرد دوم كيست، شاگرد سوم كيست و كى بايد حتما رفوزه شود، ولى اگرهمين طور بنشيند و بگويد اين نمره‏اش بيست است، او پانزده، او ده، او هشت، همه اعتراض دارند غير از آن‏كه نمره بيست گرفته، امتحان مى‏كند تا بر خود آنها حقيقت روشن شود.

[آزمايش]اولى درباره‏خداوند معنى ندارد.خداوند هيچ وقت بندگانش را به سختيها و شدايدو امتحانات گرفتار نمى‏كند براى اينكه خودش موضوعى را به دست بياورد، براى‏خداوند همه چيز معلوم است.قرآن مى‏گويد: «و ما تكون فى شان و ما تتلوا منه من قران و لا تعملون من عمل الا كنا عليكم‏شهودا»(1) هيچ جنبشى، هيچ حركتى نمى‏كنيد مگر اينكه ما شاهد و ناظرهستيم. «لا تاخذه سنة و لا نوم‏» (2) ، «فانه يعلم السر واخفى‏» (3) .يا در آيات ديگر مى‏فرمايد: آنچه كه در خاطر افراد خطور مى‏كند، ما مى‏دانيم.

پس قرآن وقتى كه «آزمايش‏» براى خدا ذكر مى‏كند،نمى‏خواهد بگويد خدا آزمايش مى‏كند براى اينكه خودش عالم بشود. ولى دومى مانعى ندارد كه خداوند آزمايشهارا به وجود بياورد براى اينكه ماهيت افراد بر خودشان روشن شود.

فلسفه‏اصلى امتحان و آزمايش
ولى در باب امتحان‏يك جنبه سومى وجود دارد كه آن فلسفه اصلى امتحان و آزمايش است‏و آن اين است كه افراد وقتى در معرض امتحان و آزمايش قرار مى‏گيرند، به كار مى‏افتندو به اصطلاح فلاسفه آنچه كه در قوه دارند به فعليت مى‏رسد، يعنى اگر امتحان در كار نيايد، استعداد