بدوام تردد نفوس در ابدان عنصريه و عدم خلاص از آن، مذهب جماعتى است كه قائل به حكمت و توحيد و به حشر و نشر و ثواب و عقاب نيستند و اين طائفه اردى (پائين‏ترين) طوايف اهل تناسخند» .گوهر مراد، مقاله 3، باب 4، فصل 7، ص .472

(3) شرح حكمة الاشراق: ص .476

(4) اسرار الحكم: ص 293 ـ .294

(5) شرح حكمة الاشراق: ص 476، اسفار: ج 9، ص .7

(6) اسفار: ج 9 ص .16

(7) اسفار: ج 9 ص 22 ـ .23

(8) كشف المراد: ص .113

(9) اسفار: ج 9، ص 9 ـ .10

(10) اسفار: ج 9، ص 2 ـ .3

(11) استدلال به آيه مبتنى بر اين است كه مقصود از كلمه «ما» ذنوب و گناهان آنان باشد چه گناهان قبل از نهى از صيد و چه گناهان پسين، در حالى كه برخى لفظ «ما» را به معنى امتهاى معاصر و امتهاى پسين تفسير كرده‏اند، در اين صورت ناچارند «نكالا» را به معنى عبرتى بگيرند و در نتيجه جمله «موعظه للمتقين» تكرار ما قبل خواهد بود.به تفسير مجمع البيان ج 1 ص 130 رجوع شود. 

(12) به شرح مقاصد: ج 2، ص 39، بحار: ج 58 ط بيروت، ص 113، و الميزان: ج 1، ص 210 رجوع شود. 

(13) به تفسير الميزان: ج 1، ص 210 مراجعه فرمائيد. 

(14) فجر الاسلام: ص .277

(15) نمونه‏هاى قرآنى احياء مردگان عبارتند از: 

1 ـ زنده شدن پرندگان توسط ابراهيم (بقره/260) . 

2 ـ زنده شدن عزير و الاغ او (بقره/259) . 

3 ـ مقتولى از بنى اسرائيل (بقره/73) . 

4 ـ احياء مردگان توسط حضرت عيسى (آل عمران/49، مائده/110) . 

5 ـ زنده شدن هفتاد نفر از قوم موسى (بقره/55 ـ 56) . 

6 ـ زنده شدن گروهى از بنى اسرائيل پس از مرگ آنان به هنگام مسافرت. 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:37.txt">توحيد در قرآن </a><a class="text" href="w:text:38.txt">گفتارى در معناى توحيد از نظر قرآن </a><a class="text" href="w:text:39.txt">استدلال قرآن بر يگانگى پروردگار </a><a class="text" href="w:text:40.txt">يگانگى خدا </a><a class="text" href="w:text:41.txt">مراتب توحيد </a></body></html>معاد قطعى است 
كتاب: منشور جاويد جلد نهم صفحه 31
نويسنده: استاد جعفر سبحانى 
مقدمه: 
قرآن مجيد نه تنها وقوع معاد را ممكن مى‏داند بلكه وقوعش را قطعى دانسته و از طرق مختلف بر قطعيت و حتمى بودن وقوع آن استدلال نموده است كه در مقاله حاضر 6 طريق استدلال بر قطيت وقوع معاد بيان گرديده است. 

قرآن با دلائل روشن، قطعى بودن معاد و برانگيختگى بشر را پس از مرگ، ثابت نموده، و آن را يك رويداد حتمى تلقى مى‏كند و از طرق ياد شده در زير بر آن استدلال مى‏كند: 

1ـ معاد ترسيم‏گر هدف خلقت. 

2ـ معاد نتيجه قطعى عدل الهى. 

3ـ معاد تجلى‏گاه وعده‏هاى الهى. 

4ـ معاد مظهر رحمت خدا. 

5ـ معاد سير نهائى تكامل انسانى. 

6ـ ربوبيت خدا ملازم با معاد انسانها است. 

اكنون به بيان هر يك از اين دلائل مى‏پردازيم: 

1ـ معاد ترسيم‏گر هدف خلقت يكى از پرسشهائى كه پيوسته بشر متفكر با آن روبرو بوده است مسأله هدف آفرينش و غرض از خلقت است، او پيوسته با خود فكر مى‏كرده كه جهان و بالاخص گل سر سبد جهان جانداران، چرا آفريده شده، و هدف از خلقت آن چيست؟ در اين جا انسانى‏هاى متفكر به دو گروه تقسيم شده‏اند: 

1ـ گروه مادى و ملحد كه بسيار در اقليت بوده و در تفسير خلقت تنها به دو علت اكتفا مى‏ورزيدند : 

الف: علت مادى 
ب: علت صورى از نظر آنان جهان از يك رشته ذراتى (اتم) تشكيل شده كه از چينش ذرات در كنار هم و تأثير و تأثر اجزاء طبيعت در يكديگر، صورتى تحقق يافته و در نتيجه پديده‏هاى مادى به وجود آمده است و با اعتماد به اين دو علت، خود را در تفسير جهان، از هر نوع علت ديگر بى‏نياز مى‏ديدند. 

2ـ گروه الهى كه براى جهان علاوه بر دو علت ياد شده، دو علت ديگر (علت فاعلى و علت غائى) نيز معتقد بوده‏اند.مقصود از علت فاعلى قدرتى است كه ماده و صورت را بوجود آورده، همچنان كه مقصود از علت غائى هدف فعل و غرض خلقت است و در اين باره در كتابهاى فلسفى و كلامى بحثهاى عميقى انجام گرفته است. 

با توجه به اين اصل، روشن مى‏شود كه فعل حق، از آنجا كه او فاعل حكيم است نمى‏تواند فاقد غرض و هدف باشد و در اين صورت رنگ عبث به خود گرفته و حكيمانه بودن فعل را خدشه‏دار مى‏سازد. 

چيزيكه مى‏تواند بيانگر غرض از خلقت جهان و انسان باشد، همان اعتقاد به معادانسان و جهان است كه اين جهان با تمام محتويات خود به جهان ديگرى كه كاملتر و برتر است، تبديل گردد.گوئى هدف از خلقت جهان و انسان زمينه‏سازى براى آفرينش دوم و خلقت كامل‏تر است و اگر چنين آفرينش مجددى را در نظر نگيريم آفرينش زمين و آسمان و انسان كه پس از چند صباحى به حكم قرآن و داورى علم، راه فناء را در پيش خواهند گرفت، عبث و بيهوده خواهد بود، و هرگز فعل آفريدگار حكيم نمى‏تواند چنين باشد. 

قرآن در بخشى از آيات خود به مسأله معاد از اين ديدگاه مى‏نگرد و يادآور مى‏شود كه دفتر خلقت بدون «برگ زرين معاد» دفترى بى‏ارزش مى‏باشد.اين آيات خود به دو دسته تقسيم مى‏شوند : 

الف: آياتى كه تحقق نيافتن معاد را مساوى با بيهودگى فعل الهى مى‏دانند. 

ب: آياتى كه آفريدگار جهان را به عنوان حق مطلق توصيف مى‏نمايند. اينك آيات گروه نخست : 

الف: انسان و جهان بيهوده آفريده نشده است. 

1ـ ا فحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الينا لا ترجعون (مؤمنون/155) . 

آيا گمان كرديد كه ما شما را بيهوده آفريده‏ايم و اين كه شما به سوى ما باز نمى‏گرديد؟ 

سپس در آيه بعد خداوند را از هر گونه صفت نقص منزه دانسته مى‏فرمايد: 

فتعالى الله الملك الحق، لا اله الا هو رب العرش الكريم (مؤمنون/116) . 

برتر است خدائى كه فرمانرواى بر حق است و جز او خدائى نيست او پروردگار عرش زيبا است . 

2ـ و ما خلقنا السموات و الأزض و ما بينهما باطلا ذلك ظن الذين كفروا فويل للذين كفروا من النار (ص/27) . 

ما آسمان و زمين و آنچه را كه در ميان آنها قرار دارد بيهوده نيافريده‏ايم، چنين انديشه از آن كسانى است كه كافر شده‏اند، واى بر كافران از آتش. 

اين آيات به گونه‏اى حاكى از عقيده كافران عصر رسالت است كه در ميان علل چهارگانه، علت چهارم (علت غائى) را معتقد نبودند، هر چند علت فاعلى را به نوعى آميخته با شرك پذيرفته بودند اگر چه برخى از كافران عصر رسالت به نفى علت فاعلى نيز گرايش داشتند و مى‏گفتند مرگ و حيات مربوط به گردش روزگار است و اين گذشت زمان است كه ما را به جهان نيستى روانه مى‏سازد (1) 

3ـ و ما خلقنا السموات و الارض و ما بينهما لاعبين.ما خلقناهما الا بالحق و لكن اكثرهم لا يعلمون.ان يوم الفصل ميقاتهم اجمعين (دخان/40ـ 38) . 

ما آسمان و زمين و آنچه را كه در ميان آنها است بازيگرانه و بى‏هدف خلق نكرديم، ما آنها را جز به حق (حكمت) نيافريديم، هر چند اكثر آنان نمى‏دانند، محققا روز قيامت (2) يوم الفصل) وعده گاه همه آنان است. 

نكته جالب توجه در اين سه آيه اين است كه آنگاه كه در آيه نخست نداشتن هدف نفى مى‏كند، در آيه سوم مسأله معاد را پيش مى‏كشد و از اين طريق حكيمانه بودن راز خلقت ثابت مى‏كند و با توجه به برخى از آيه‏هاى پيشين كه در آن انديشه مخالفان معاد را بازگو نموده است . (3) 

لزوم معاد بر اساس اصل حكمت الهى و هدفدارى آفرينش كاملا روشن 