 مى‏شوند، و يا جمع مى‏شوند براى آن مردم"تا دلالت كند بر اينكه جمع شدن مردم براى‏آن، از اوصاف لازم و لا ينفك آن است، و حاجتى نيست به اينكه از آن خبر داده شود. 

و با در نظر داشتن اينكه حرف"لام"در كلمه"له"براى غايت است‏خصوصيت اين‏روز اين مى‏شود كه مردم به خاطر آن مجموعند.پس اين روز شانى دارد كه هيچ روز ديگرندارد، و آن شان صورت نمى‏گيرد مگر به اينكه همه مردم بدون استثناء جمع شوند و احدى ازحضور در آن تخلف نكند. 

مردم نيز شانى دارند كه با آن تمامى افراد بشر به همديگر ارتباط يافته، اولى با آخرى وآخرى با اولى در آن مختلط مى‏شود و بعض با كل مربوط مى‏شود.و آن شان عبارت است ازرسيدگى به حساب اعمالشان، از نظر ايمان و كفر و اطاعت و معصيت.و كوتاه سخن از نظرسعادت و شقاوت. 

پر واضح است كه يك عمل واحد از يك انسان از تمامى اعمال گذشته‏اش كه بااصول باطنيش ارتباط دارد سرچشمه گرفته، و اعمال آينده‏اش كه آنها نيز با احوال قلبيش مرتبط‏است از آن يك عمل منشا مى‏گيرد.و همچنين عمل يك انسان با اعمال هر كس كه با او ارتباطدارد مرتبط مى‏شود، يعنى يا اعمال آنها از عمل اين متاثر گشته و يا اعمال ايشان در عمل وى‏مؤثر بوده است، و همچنين اعمال انسانهاى گذشته با انسانهاى آينده و اعمال انسانهاى آينده باانسانهاى گذشته ارتباط دارد.در بين گذشتگان، پيشوايانى بودند كه يا مردم را هدايت مى‏كردندو يا گمراه مى‏ساختند و اعمال آنان در اعمال آيندگان اثر داشته و ايشان مسؤول آنند، همچنانكه در متاخرين اتباع و دنباله‏روهايى هستند كه از غرور و فريب پيشوايان گذشته‏شان‏پرسش مى‏شوند، و قرآن كريم در اين باره فرموده: "فلنسئلن الذين ارسل اليهم و لنسئلن‏المرسلين" (1) . 

و نيز فرموده: "و نكتب ما قدموا و آثارهم و كل شى‏ء احصيناه فى امام مبين" (2) . 

و جزاء و كيفر هم از حكم فصل و داورى كه حق را از باطل جدا مى‏سازد تخلف پذيرنيست. 

و مطلبى كه وضعش چنين باشد، (و آن داورى كه دامنه‏اش از ابتدا تا انتهاى بشريت

............................................ 

(1)به يقين از اقوامى كه پيغمبرانى به سويشان فرستاده شد پرسش خواهيم كرد، و از آن پيغمبرانى‏كه گسيل شدند نيز پرسش خواهيم نمود.سوره اعراف، آيه 6. 

(2)و مى‏نويسيم آنچه كه از پيش فرستادند و آثارشان را هم، و هر چيز را ما در امام مبين بر شمرده‏ايم.سوره يس، آيه 12 

(عالم برزخ منزلگاه موقتى است‏و جنبه تمهيدى براى روز قيامت و بهشت و دوزخ جاودانه دارد) 

گسترش داشته باشد)، جز در روزى كه اولين و آخرين بشر يكجا جمع باشند، و احدى غايب‏نباشد صورت نمى‏گيرد. 

از همين جا مى‏توان فهميد كه بازجويى از تك تك مردم در قبر، و اجراى پاره‏اى ازثوابها و عقابها در آن، بطورى كه آيات راجع به عالم برزخ بدان اشاره نموده، و روايات وارده ازپيغمبر(ص)و امامان اهل بيت(ع)بطور تفصيل از آن خبر مى‏دهد، غير از مساله حساب روز قيامت و بهشت و دوزخ جاودانه‏اى است كه خداوند از آن خبر داده. 

چون بازجويى و سؤالى كه افراد در قبر دارند، براى تكميل پرونده اعمال است، تا براى‏فرا رسيدن قيامت بايگانى شود، و بهشت و دوزخ برزخى هم منزلگاه موقتى است، مانندمنزلگاههاى موقتى كه براى مسافرين در وسط راه آماده مى‏سازند. آرى، در عالم برزخ بطوركامل به حساب كسى نمى‏رسند، و در آنچه كرده حكم فصل و جزاى قطعى صادر نمى‏كنند، همچنانكه آيه"النار يعرضون عليها غدوا و عشيا و يوم تقوم الساعة ادخلوا آل فرعون اشدالعذاب" (1) و آيه"...يسحبون فى الحميم ثم فى النار يسجرون" (2) بدان اشاره دارند، چه از عذاب‏برزخيان تعبير كرده به عرضه بر آتش، و از عذاب قيامتيان به داخل شدن در آن، كه عذابى است‏شديدتر، و در دومى از عذاب برزخيان تعبير كرده است به"سحب در حميم"(كشيدن در آب‏جوشان)، و از قيامتيان به"سجر در نار"(سوختن در آتش). 

و نيز آيه شريفه"و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم‏يرزقون فرحين بما آتاهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الاخوف عليهم و لا هم يحزنون" (3) كه صراحت دارد در اينكه مربوط است به عالم قبر، وگفتگويى از حساب و بهشت‏خلد در آن به ميان نيامده، تنها بطور اجمال پاره‏اى از تنعم‏ها راذكر كرده است. 

و نيز آيه شريفه"حتى اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلى اعمل صالحا 

............................................ 

(1)جهنم كه بامداد و شبانگاه عرضه بر آن شوند، و روزى كه رستاخيز برپا شود فرعونيان را به‏سخت‏ترين عذاب داخل كنيد.سوره مؤمن، آيه 46. 

(2)...در آب جوشان كشيده شوند، و پس از آن در آتش سوخته گردند.سوره مؤمن، آيه 72. 

(3)كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار، بلكه زنده‏اند و نزد پروردگار خويش روزى‏مى‏خورند و به آنچه كه خدا از كرم خود به آنان داده خوشحالند و از سرنوشت كسانى كه از پى مى‏رسند و هنوزبه ايشان نپيوسته‏اند شادمانند كه نه بيمى دارند و نه غمگين مى‏شوند.سوره آل عمران، آيه 169 و 170 

فيما تركت كلا انها كلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون" (1) ، كه خاطر نشان‏مى‏سازد مردم بعد از مردن در برزخى زندگى مى‏كنند كه متوسط است ميان حيات دنيوى - كه‏بازيچه‏اى بيش نيست - و ميان حيات اخروى - كه حقيقت زندگى است - همچنانكه فرموده: 

"و ما هذه الحيوة الدنيا الا لهو و لعب و ان الدار الآخرة لهى الحيوان لو كانوا يعلمون" (2) . 

كوتاه سخن، دنيا دار عمل، و برزخ دار آماده شدن براى حساب و جزاء، و آخرت دارحساب و جزاء است. 

و آيه شريفه"يوم لا يخزى الله النبى و الذين آمنوا معه نورهم يسعى بين ايديهم وبايمانهم يقولون ربنا اتمم لنا نورنا و اغفر لنا" (3) كه مى‏رساند رسول خدا(ص) 

و مؤمنينى كه با اويند با نورى كه در دنيا كسب نموده و در برزخ فراهم كرده‏اند به عرصه قيامت‏در آمده، آنگاه درخواست مى‏كنند كه خدا نورشان را تكميل نمايد و بقاياى عالم لهو و لعب را ازآنان بزدايد. 

"و ذلك يوم مشهود" - اين جمله به منزله نتيجه و تفريعى است كه به ظاهرش برجمله قبلى: "ذلك يوم مجموع له الناس" مترتب شده است، چون جمع شدن مردم مستلزم‏مشاهده نيز هست، چيزى كه هست لفظ جمله مورد بحث مقيد به ناس(مردم)نشده، و اطلاقش‏اشعار دارد بر اينكه آن روز براى هر كسى كه بتواند مشاهده كند مشهود است، چه مردم، چه‏ملائكه، و چه جن.و آيات بسيارى كه دلالت مى‏كنند به محشور شدن جن و شياطين و حاضرشدن ملائكه در قيامت همه اين اطلاق را تاييد مى‏كنند. 

"و ما نؤخره الا لاجل معدود" 

يعنى براى اين روز اجل و سررسيدى است كه قبل از رسيدن آن واقع نخواهد شد، وكسى نيست كه حكم خدا را عقب بيندازد و قضاى او را لغو كند، خود او هم آن روز را تاخير 

............................................ 

(1)و چون مرگ يكى از آنان فرا رسد، گويد پروردگارا مرا بازگردان شايد عمل شايسته‏اى انجام‏دهم، هرگز!اين كلمه‏ايست كه وى گوينده آنست، پيش رويشان برزخى است تا روزى كه برانگيخته‏شوند.سوره مؤمنون، آيه 99 و 100. 

(2)زندگى اي