 دنيا به جز بازيچه و سرگرمى نيست و اگر بدانند، زندگى حقيقى در سراى ديگراست.سوره عنكبوت، آيه 64. 

(3)در آن روز كه خدا، پيغمبر و آنان را كه با وى ايمان آورده‏اند خوار نكند و نورشان پيشاپيش‏ايشان و برطرف راستشان در حركت است، و گويند پروردگارا نور ما را كامل كن و ما را بيامرز كه تو بر همه‏چيز توانائى.سوره تحريم، آيه 8. 

(چند وجه در معناى: "يوم يات"در آيه شريفه) 

نمى‏اندازد، مگر تا همان سررسيدى كه خودش برشمرده است.وقتى آن عدد تمام شد سرآمدمزبور فرا مى‏رسد، و قيامت قيام مى‏كند. 

الميزان جلد 11 صفحه 6 علامه طباطبايى رضوان الله تعالى عليه 

گفتارى در معناى توحيد از نظر قرآن 
هيچ دانشمند متفكر و اهل بحثى كه كارش غور و تعمق در مسائل كلى علمى است دراين ترديد ندارد كه مساله توحيد از همه مسائل علمى دقيق‏تر و تصور و درك آن از همه دشوارتر وگره آن از همه پيچيده‏تر است، چون اين مساله در افقى قرار دارد كه از افق ساير مسائل علمى ونيز از افق افكار نوع مردم بلندتر است، و از سنخ مسائل و قضاياى متداولى نيست كه نفوس‏بتواند با آن انس گرفته و دلها به آن راه يابد، و معلوم است كه چنين مساله‏اى چه معركه‏اى دردلها بپا خواهد كرد، و عقول و افكار براى درك آن سر از چه چيزهائى در خواهند آورد، چون‏اختلاف در نيروى جسمانى بواسطه اختلاف ساختمانهاى بدنى اعصاب فكرى را هم مختلف‏مى‏كند، و در نتيجه فهم و تعقل در مزاج‏هاى مختلف از نظر كندى و تيزى و خوبى و بدى واستقامت و كجى مختلف مى‏شود. 

اينها همه مسلم است، و كسى را در آن ترديد نيست، قرآن كريم هم در آيات چندى به‏آن اشاره كرده، از آن جمله مى‏فرمايد: "هل يستوى الذين يعلمون و الذين لا يعلمون انمايتذكر اولوا الالباب" (1) و نيز مى‏فرمايد: "فاعرض عن من تولى عن ذكرنا و لم يرد الا الحيوة‏الدنيا ذلك مبلغهم من العلم" (2) و نيز مى‏فرمايد."فما لهؤلاء القوم لا يكادون يفقهون‏حديثا" (3) و نيز در ذيل آيه 75 همين سوره كه از آيات مورد بحث است مى‏فرمايد: "انظر كيف‏نبين لهم الايات ثم انظر انى يؤفكون" (4) . 

و اين اختلاف درك‏ها و تفكرات در طرز تلقى و تفسير يكتائى خدا از همه جا 

............................................ 

(1)آيا برابرند آنان كه ميدانند با آنان كه نميدانند اين را تنها صاحبان خرد مى‏فهمند و متذكرميشوند.سوره الزمر آيه 9. 

(2)پس روى بگردان از كسى كه پشت كرد و روى گردانيد از قرآن ما و جز زندگى مادى دنيا رانخواست آرى پايه معلومات انسان همين اندازه است.سوره نجم آيه 30. 

(3)پس چه مى‏شود اين مردم را كه نمى‏فهمند و نزديك هم نيست‏حديثى را درك كنند.سوره نساءآيه 78. 

(4)ببين چگونه بر ايشان آيات را بيان مى‏كنيم آنگاه ببين چگونه از شنيدن حق روى مى‏گردانند. سوره مائده آيه 75. 

روشن‏تر ديده مى‏شود، چه در آنجاست كه اختلاف و نوسان وسيع و عجيبى كه افراد بشر دردرك و تعقل و كيفيت تفسير و بيان مساله وجود خداى تعالى دارند بخوبى بچشم مى‏خورد، بااينكه همه‏شان در اصل وجود خدا متفقند، چون داراى فطرت انسانى‏اند، و اين مساله هم ازالهامات مرموز و اشارات دقيق فطرت سرچشمه مى‏گيرد، و لذا مى‏بينيم كه وجود اين فطرت ازيك طرف، و برنخوردن به دين صحيح از طرف ديگر عده‏اى از افراد انسان را بر آن داشته كه‏براى اسكات و قانع ساختن فطرت خود بت‏هائى از چوب و سنگ و حتى از كشك و يا گلى‏كه با بول گوسفند درست كرده، آنها را شريك خدا بدانند و بپرستند، همانطورى كه خدا رامى‏پرستند، و از آنها حاجت بخواهند همانطورى كه از خدا مى‏خواهند، و در برابر آنها به خاك‏بيفتند همانطورى كه در برابر خدا مى‏افتند، حتى به اين هم اكتفا نكرده كار را به جائى برسانندكه در همان عالم خيال بت‏ها را با خدا در انداخته و سرانجام بت‏ها را بر خدا غلبه داده و درنتيجه براى هميشه روى به بتخانه نهاده و خدا را فراموش كنند، و بت‏ها را بر خود و حوايج‏خودامارت و سرورى داده و خدا را معزول و از كار خدائى منفصل كنند، در حقيقت منتها درجه‏اى‏كه اين عده توانسته‏اند در باره هستى خداوند فكر كنند اين است كه براى او وجودى قائل شوندنظير وجودى كه براى آلهه خود قائلند، آلهه‏اى كه خود بدست‏خود يا بدست امثال خود آنراساخته و پرداخته‏اند، و لذا مى‏بينيم كه خدا را مانند يك يك بت‏ها به وحدت عدديه‏اى كه درواحد است و از آن اعداد تركيب مى‏شود توصيف كرده‏اند. 

قرآن هم در آيه زير همين توصيف غلط آنها را حكايت كرده و مى‏فرمايد: "و عجبوا ان‏جائهم منذر منهم و قال الكافرون هذا ساحر كذاب.اجعل الالهة الها واحدا ان هذا لشى‏ءعجاب" (1) چه از اين طرز گفتارشان معلوم مى‏شود كه دعوت قرآن را به توحيد، دعوت به وحدت‏عددى تلقى كرده‏اند، همان وحدتى كه در مقابل كثرت است، و گمان كرده‏اند اگر قرآن‏مى‏فرمايد: "و الهكم اله واحد لا اله الا هو" (2) و يا مى‏فرمايد: "هو الحى لا اله الا هو فادعوه‏مخلصين له الدين" (3) و يا آيات ديگرى كه دعوتشان به اين است كه خدايان برون از حدتان را 

............................................ 

(1)و در شگفت‏شدند از اينكه بسوى ايشان از جنس خودشان ترساننده‏اى از طرف پروردگار آمد وكفار گفتند اين شخص جادوگرى است دروغ‏پرداز.شگفتا، آيا اين مرد اين همه خدايان را كنار زده ومنحصر به خداى واحدى كرده است!؟اين مطلب راستى مطلب بسيار عجيبى است.سوره ص آيه 5. 

(2)معبود شما معبودى است‏يگانه، معبودى جز او نيست.سوره بقره آيه 163. 

(3)اوست همان زنده، جز او معبودى نيست، پس او را بخوانيد در حالى كه دين را براى او خالص‏كرده باشيد.سوره مؤمن آيه 65. 

دور انداخته روى به درگاه خداى يگانه آريد، و يا اگر مى‏فرمايد: "و الهنا و الهكم واحد" (1) معبود ما و معبود شما يكيست و بت‏پرستان را دعوت مى‏كند به اينكه تفرقه در عبادت و اينكه هرقبيله و طايفه‏اى خدائى مخصوص بخود تهيه كرده و در برابر خدايان ديگران خضوع نكند، را كنارگذاشته همه متفقا يكى را بپرستند معنايش اين است كه اين آلهه زياد را كنار گذاشته و اله‏واحد را كه وحدتش نظير وحدت يك يك بت‏ها است بپرستيد. 

(قرآن كريم وحدت عدديه را از پروردگار جل و علا نفى مى‏كند)قرآن در تعاليم عاليه خود وحدت عدديه را از پروردگار(جل ذكره)نفى مى‏كند، وجهتش اين است كه لازمه وحدت عدديه محدوديت و مقدوريت است، و واحدى كه وحدتش‏عددى است جز به اينكه محدود به حدود مكانى و زمانى و هزاران حدود ديگر باشد و جز به‏اينكه مقدور و محاط ما واقع شود تشخيص داده نمى‏شود، و قرآن خداى تعالى را منزه از اين‏مى‏داند كه محاط و مقدور چيزى واقع شود، و كسى بر او احاطه و تسلط بيابد، مثالى كه بتواندقدرى مطلب را به ذهن خواننده نزديك كند اينست كه: اگر شما از آب حوض منزل خود كه‏آب واحدى است دويست ظرف را پر كرده و به اين وسيله آبى را كه تاكنون تماميش يك‏واحد بود بصورت دويست واحدش در آوريد، در اين صورت خواهيد ديد كه آب هر يك ازظرفها به تنهائى واحد و جدا از آبهاى ديگر است.و اگر كسى ا