رمود در آخرت مشمول شفاعت پيامبر و يا وصى او مى‏شوند.در اين جا افزود: به خدا سوگند من بر شما از برزخ مى‏ترسم، گفتم برزخ چيست؟ فرمود: «القبر منذ حين موته الى يوم القيامة» . (7) 

مقصود از برزخ قبر انسان است از لحظه مرگ تا روز رستاخيز. 

از آنجا كه چنين برزخى جنبه همگانى دارد، بايد همه نوع مردگان را شامل شود، اعم از كسانى كه طعمه درنده مى‏گردند، يا در آب غرق مى‏شوند، و يا در دل آتش مى‏سوزند، و كسانى كه پس از تبديل به خاك در قبر، خاك بدن آنها از طريق باد و طوفان در اطراف جهان پراكنده مى‏شود.مسلما همه آنان برزخى دارند به نام قبر، آيا اين قبر در كجا است اين جاست كه بايد به قبر ديگرى غير از اين قبر خاكى انديشيد كه با همگان سازگار باشد. 

اكنون كه به نوعى با واقعيت قبر آشنا شديم، به طور فشرده پيرامون مسأله سئوال در قبر به گفتگو مى‏پردازيم نخست نمونه‏هائى از آراء محدثان و متكلمان اسلامى را در اين باره يادآور مى‏شويم: 

شيخ صدوق مى‏فرمايد: «عقيده ما در مورد سئوال در قبر اين است كه آن حق است و هر كس كه پاسخ صحيح گويد براى او در قبر، سرور و شادمانى است، و بهشت در سراى ديگر و آن كس كه پاسخ صحيح نگويد، در قبر و سپس در عالم آخرت معذب خواهد شد» . (8) 

شيخ مفيد مى‏فرمايد: «در اخبار صحيح از پيامبر روايت شده است كه فرشتگان به قبور فرمود آمده و از آنان درباره دين آنها سؤال مى‏كنند، در برخى از روايات آماده است كه دو فرشته كه به آنها «نكير و منكر» مى‏گويند بر ميت نازل مى‏شوند و از پروردگار و از پيامبر و امام و دينش سؤال مى‏كنند پس اگر پاسخ درست گويد او را به ملائكه نعمت و شادمانى تسليم مى‏كنند و گرنه او را به ملائكه عذاب واگذار مى‏كنند» . (9) 

محقق طوسى در اين باره مى‏گويد: «عذاب در قبر، واقع خواهد شد زيرا كارى است شدنى و ممكن و دلائل سمعى در حد تواتر بر آن اقامه شده است» . (10) 

مسأله سئوال و فشار قبر يك عقيده عمومى اسلامى است كه همه فرق اسلامى جز يك نفر به نام «ضرار» ، به آن معتقدند. 

احمد بن حنبل در رساله خود كه رؤس عقائد اهل حديث را در آن نوشته است مى‏گويد: «عذاب قبر حق است و در آن از گناهان بندگان و از پروردگارشان و از بهشت و دوزخ سؤال مى‏كنند و مسأله دو فرشته به نام «منكر و نكير» نيز حق است» . (11) 

ابو الحسن اشعرى مى‏گويد: ما به عذاب قبر و منكر و نكير و سؤال آنان از مردگان در قبور ايمان داريم. (12) 

قاضى عبد الجبار از سران معتزله در آغاز قرن پنجم مى‏گويد: «در ميان امت شكى در عذاب قبر نيست، فقط يك نفر از ما به نام «ضرار بن عمرو» ، به انكار آن برخاسته است ولى او پس از مدتى از گروه ما جدا شد و به گروه «مجبره» پيوست و اگر «ابن راوندى» چنين نسبتى را به ما داده است روى همين اساس است» . (13) 

اين نوع عقيده بر خاسته از رواياتى است كه در اين مورد وارد شده است. 

شماره روايات در حد تواتر است و همگى ناظر اين است كه از مردگان سئوال مى‏شود ولى در روايات چيزى كه گواهى دهد كه بدن عنصرى زنده مى‏شود، و به پرسشها پاسخ مى‏گويد، چيز صريحى جز يكى دو روايت (14) به چشم نمى‏خورد ولى با توجه به آياتى كه براى انسانها حيات برزخى ثابت مى‏نمايد و با توجه به روايات كه قبلا ياد آور شديم كه در آنها واقعيت برزخ و قبر يكى قلمداد گرديده است طبعا مسأله سئوال و فشار و عذاب قبر همگى مربوط به بدن ديگر غير از بدن عنصرى خواهد بود، بدنى كه متناسب با حيات برزخى باشد كه در اصطلاح متكلمان به آن بدن يا قالب «مثالى» گفته مى‏شود و در روايات نيز همين تعبير درباره آن وارد شده است. (15) 

از مطالب گذشته سه مطلب روشن گرديد: 

1ـ واقعيت قبر همان برزخ است. 

2ـ مسأله سئوال و عذاب قبر مورد قبول اكثر قريب به اتفاق متكلمان اسلامى است. 

3ـ سئوال و عذاب قبر مربوط به بدن مثالى است. 

همان گونه كه يادآور شديم مسأله سئوال قبر در روايات بسيارى وارد شده است و مهمترين مطالبى كه در آنها مطرح شده است، عبارتند از: 

1ـ از چه چيزهائى سئوال مى‏شود؟ 

2ـ از چه كسانى سئوال مى‏شود؟ 

اينك شايسته است اين بحث را با ذكر نمونه‏هائى از روايات درباره دو موضوع ياد شده پايان دهيم: 

از چه چيزهائى سئوال مى‏شود؟ 

1ـ در روايتى از امام سجاد (ع) نقل شده است كه آن حضرت هر روز جمعه مردم را موعظه مى‏كرده و از آن جمله مى‏فرمودند: اى فرزند آدم از مرگ غافل مباش، به همين زودى قبض روح خواهى شد، و به منزلى منتقل مى‏شوى، روح به تو باز گردانده مى‏شود و دو فرشته منكر و نكير براى سئوال بر تو وارد مى‏شوند، و اول چيزى كه مى‏پرسند از پروردگار تو است، آنگاه از پيامبرى كه به سوى تو فرستاده شده است، و از دينى كه پذيرفته‏اى، و از كتابى كه تلاوت مى‏كردى، و از امامى كه ولايت او را قبول كرده بودى، آنگاه از عمرت مى‏پرسند كه در چه راهى آن را فانى كردى و از مال و ثروت كه از كجا كسب نموده و در چه راهى مصرف نمودى؟ . (16) 

2ـ از على (ع) روايت شده است كه فرمودند: آنگاه كه انسان را در قبر مى‏گذارند دو فرشته به نام منكر و نكير نزد او مى‏آيند و اولين سئوال آنان درباره پروردگار او است، آنگاه از پيامبر او سپس از كسى كه ولايت او را پذيرفته است پس اگر پاسخ صحيح گويند، نجات مى‏يابد و اگر از پاسخ عاجز شود عذاب مى‏شود. (17) 

از چه كسانى سئوال مى‏شود؟ 

در اين باره نيز روايات متعددى نقل شده است كه نمونه‏هاى را متذكر مى‏شويم: 

1ـ ابو بكر حضرمى مى‏گويد از امام باقر (ع) شنيدم كه فرمود در قبر سئوال نمى‏شود مگر از كسانى كه ايمان محض داشته و يا كافر محض بودند گفتم پس وضع ديگران چگونه است؟ فرمود : به حال خود واگذار مى‏شوند. (18) 

2ـ محمد بن مسلم گويد: امام صادق (ع) فرمود: لا يسأل فى القبر الا من محض الايمان محضا و محض الكفر محضا. (19) 

در قبر سئوال نمى‏شود مگر از كسانى كه عقيده محض و قطعى از نظر ايمان و كفر داشته باشند .مقصود از ايمان و كفر محض اين است كه از نظر فكرى مستضعف نبوده و براى خود عقيده‏اى را (ايمان و كفر) برگزيده است. 

در روايات، بحثهاى اخلاقى و آموزنده‏اى در رابطه با فشار قبر و عوامل آن، و نيز نقش كارهاى شايسته و اعتقاد به ولايت خاندان پيامبر در سعادت و آسايش انسان در قبر و حيات برزخى، مطرح شده است كه بررسى آنها نياز به رساله جداگانه‏اى دارد، و ما بحث مربوط به قبر و برزخ را با پاسخ به يك اشكال در زمينه بدن مثالى پايان مى‏دهيم و آن اينكه. 

برخى گمان كرده‏اند تعلق روح در عالم برزخ به بدن مثالى كه مورد اعتقاد متكلمان اسلامى است و در روايات نيز بدان اشاره شده است يك نوع «تناسخ» است در حالى كه تعلق روح به بدن مثالى ارتباطى به آن ندارد زيرا حقيقت تناسخ اين است كه روح و نفس انسان پس از مرگ بار ديگر به اين جهان باز مى‏گردد و به سلول نباتى يا نطفه حيوانى يا جنين انسانى تعلق مى‏گيرد.و بار ديگر سير تكاملى خود را ادامه داده و به صورت يك انسان كامل در آيد.به طور مسلم اين شيوه از بازگشت، با حكمت حق منافات دارد زيرا 