ده‏نكرده‏اند، «يوم الحسرة‏» يا «يوم التغابن‏» ، و از آن جهت كه بزرگترين خبرها و عظيم‏ترين حادثه‏هاست «نبا عظيم‏» خوانده شده است.

رابطه و پيوستگى زندگى اين جهان و زندگى آن جهان
مطلب بسيار عمده و اساسى كه كتب آسمانى، ما را بدان‏توجه داده‏اند، پيوستگى اين دو زندگى است.اين دو حيات از يكديگر جدا نيست، بذر آن حيات دراين حيات به دست‏خود انسان كاشته مى‏شود و سرنوشت آن حيات در اين حيات به وسيله خود انسان تعيين مى‏گردد.

ايمان و اعتقاد پاك و درست و مطابق با واقع(و جهان‏بينى واقع بينانه)، خلق و خوى پاكيزه و انسانى و منزه از حسادتها، مكرها، حقد و كينه‏ها، غل و غشها، نيز اعمال صالح‏كه در جهت تكامل فرد و جامعه صورت گيرد: خدمتها، اخلاصها و امثال اينها سازنده يك حيات سعادتمندانه جاويد است‏براى انسان.بر عكس، بى‏ايمانى‏ها، بى‏اعتقادى‏ها، باورهاى غلط، خلق و خوى‏هاى پليد، خودخواهيها، خودپرستيها، خودبينيها،ظلمها، ستمها، رياكاريها، رباخواريها، دروغ، تهمت، خيانت، غيبت، سخن چينى، فتنه انگيزى، امتناع از عبادت‏و پرستش خالق و امثال اينها موجب حيات بسيار شقاوت آلود براى انسان در جهان آخرت است.

رسول‏خدا(صلى الله عليه و آله)در تعبير جالب خود فرمود: الدنيا مزرعة‏الاخرة(1) دنيا كشتگاه آخرت است.هر تخم بدى يا نيكى در دنيا بكاريد در آخرت برداشت‏خواهيدكرد.همان طور كه محال است انسان جو بكارد و گندم برداشت كند و يا خار

.............................................................. 1.طارق/9. 2.كنوز الحقايق، باب دال.

صفحه : 521
بكارد و گل بچيند، حنظل بكارد و درخت‏خرماسبز شود، محال است كه انسان در دنيا انديشه بد، خلق و خوى بد، عمل و كردار بد داشته باشد و در آخرت سود بگيرد.

تجسم و جاودانگى اعمال و مكتسبات انسان
از قرآن كريم و اخبار و روايات پيشوايان دينى چنين استنباط مى‏شودكه نه تنها انسان باقى است و جاويد مى‏ماند، اعمال و آثار انسان نيز به نحوى ضبط و نگهدارى مى‏شود و ازبين نمى‏رود و انسان در نشئه قيامت تمام اعمال و آثار گذشته خود را «مصور» و «مجسم‏» مى‏بيند و مشاهده مى‏كند.اعمال‏و آثار خوب با صورتهاى بسيار زيبا و جالب و لذت بخش تجسم مى‏يابند و به صورت كانون لذت و بهجت در مى‏آيند،و اما آثار بد انسان با صورتهاى بسيار زشت و وحشت‏زا و مهيب و موذى تجسم مى‏يابند و به صورت كانون درد و رنج و عذاب در مى‏آيند (1) .

در اينجا به ذكر سه آيه از قرآن‏مجيد و دو حديث از رسول اكرم(ص)اكتفا مى‏كنيم.اما آيات: 1.يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضرا وما عملت من سوء، تود لو ان بينها و بينه امدا بعيدا (2) .

روزى كه انسان هر كار نيك خويش را حاضر شده‏مى‏بيند و همچنين هر كار بد خود را، و دوست مى‏دارد كه اى كاش ميان او و كار بدش فاصله زيادى مى‏بود.

اين آيه صراحت دارد كه انسان عين اين كارهاى نيك خويش‏را به صورت مطلوب و محبوب مى‏بيند و عين كارهاى بد خويش را مصور شده به صورتهايى مى‏بيند كه‏سخت از آنها نفرت و وحشت پيدا مى‏كند و دوست مى‏دارد از آنها فرار كند يا آنها را ازاو دور كنند اما آنجا جاى فرار و يا جدا كردن عمل انسان از انسان نيست،

.............................................................. 1.راجع به اينكه نعيم و جحيم اخروى‏چيزى جز صور ملكوتى اعمال نيست رجوع شود به كتاب عدل الهى، بحث معاد. 2.آل عمران/30.

صفحه : 522
صورت تجسم يافته حاضر شده عمل انسان در آن‏جهان به منزله جزئى از وجود انسان است و جدا شدنى نيست.

2.و وجدوا ما عملوا حاضرا (1) .

هرعملى كه در دنيا انجام داده‏اند در آنجا حاضر مى‏بينند.

مفاد اين آيه عينا مفاد آيه پيشين است.

3.يومئذ يصدر الناس‏اشتاتا ليروا اعمالهم.فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره.

و من يعمل مثقال ذرة شرا يره (2) .

دراين روز مردم بيرون مى‏آيند براى آنكه(در نمايشگاه عمل)اعمالشان‏به آنها ارائه شود.پس هر كس به وزن يك ذره كار خير انجام دهد آن را در قيامت مى‏بيندو هر كس كه به وزن يك ذره كار بد انجام دهد نيز آن را در آنجا مى‏بيند.

انسان باقى و جاويد است.اعمال و آثار انسان نيز باقى و مضبوط‏و جاويد است و انسان در جهان ديگر با اعمال و اخلاق و مكتسبات خود در اين دنيا زندگى مى‏كند.

اين مكتسبات و اعمال، سرمايه‏هاى خوب و يا بدو مصاحبان نيك يا زشت هميشگى انسان در جهان جاويد است.

اما حديثها: 1.گروهى از مسلمانان از راه دور به حضوررسول خدا مشرف شده بودند، ضمن سخنان خود از ايشان تقاضاى يك سلسله اندرز كردند.رسول اكرم چند جمله فرمود كه يكى از آنها اين است: «از هم اكنون رفيقان و مصاحبان و معاشران‏خوبى براى خود در جهان ديگر انتخاب كنيد كه در آن جهان، همراه و مصاحب زنده هر كس همانا اعمال و رفتارهاى تجسم يافته خود اوست.»(3) 

.............................................................. 1.كهف/49. 2.زلزال/6 - 8. 3.[در نسخه دستنويس استاد شهيد كه براى چاپ‏داده بودند، در اينجا تذكر داده شد كه گويا حديث‏يا حديثهاى ديگرى كه مورد نظر بوده فراموش‏شده و در ذيل عنوان «حديثها» فقط يك حديث آمده است.استاد اين تذكر را بجا دانستند و بقيه مطلب را به پشت‏صفحه(نسخه خطى)ارجاع دادند، ولى افسوس كه منافقان تحمل وجود او را نداشتند.]

صفحه : 523
انسان مؤمن به حيات جاويدان، همواره كمال دقت را در انديشه‏هاو خلق و خوى‏ها و اعمال و رفتار خويش به كار مى‏برد، زيرا مى‏داند كه به اينها به چشم يك سلسله امور زودگذرنبايد نگاه كرد، اينها همه پيش فرستاده‏هاى انسان به دنياى ديگر است و در دنياى ديگر با اين سرمايه‏ها بايد زندگى كند.

وجوه مشترك‏و وجوه متفاوت زندگى اين جهان و زندگى آن جهان
وجوه مشترك زندگى دنيا و زندگى آخرت اين است‏كه هر دو زندگى، حقيقى و واقعى است، در هر دو زندگى انسان به خود و آنچه به خود تعلق دارد آگاه است، در هر دوزندگى لذت و رنج، سرور و اندوه، سعادت و شقاوت هست.غرايز انسان، اعم از غرايز حيوانى و غرايز ويژه انسان، در هر دو زندگى حكمفرماست.درهر دو زندگى، انسان با بدن و اندام كامل و اعضاء و جوارح زندگى مى‏كند،در هر دو زندگى فضا و اجرام هست.اما تفاوتهاى اساسى هم در كار است: در اينجا توالد و تناسل و كودكى و جوانى وپيرى و سپس مرگ هست و در آنجا نيست.در اينجا بايد كار كرد و تخم پاشيد و زمينه مساعد فراهم كرد و در آنجا بايد از تخمهاى‏كاشته شده و زمينه‏هاى مساعد شده در دنيا بهره بردارى كرد.اينجا جاى كار و عمل است و آنجا جاى نتيجه‏گيرى‏و حساب پس دادن.در اينجا امكان تغيير سرنوشت از طرف خود انسان به وسيله تغيير مسير حركت و جهت عمل هست و درآنجا نيست.در اينجا حيات آميخته است با موت، هر حياتى توام است با ماده‏اى كه فاقد حيات است و بعلاوه از مرده زنده بيرون مى‏آيدو از زنده مرده، چنانكه ماده بى‏جان در شرايط خاص تبديل به جاندار مى‏شود و جاندار تبديل به بى‏جان، ولى درآنجا حيات محض حكمفرماست، ماده و جسم آن جهان نيز جاندار است، زمين و آسمانش جاندار است، باغ و ميوه‏اش مثل اعمال‏و